۰
چهارشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۷

و سه روایت نافلسفی دیگر!

و سه روایت نافلسفی دیگر!
• روایت اول:
ابوموسا اشعری به عمر نوشت نامه هایی که از تو به ما میرسد، تاریخ ندارد. عمر از همراهان پرسید: تاریخ نهادن چیست؟ یکی برخاست و گفت: چیزی است که عجمان (ایرانیان) کنند و نویسند در ماه فلان از سال فلان. عمرگفت: چیزی نکو است. بعضی گفتند: به تاریخ رومیان بنویسید. گفته شد که آن ها از روزگار ذوالقرنین آغاز کنند و این دراز است. بعضی دیگر گفتند: به تاریخ پارسیان بنویسید. چنین بود که سال را از هجرت نبوی آغاز کردند. (تاریخ طبری جلد سوم)
• روایت دوم:
نامه ای به عمر رضی اله عنه رسید، مورخه ی شعبان. عمر به تردید اندر شد که کدام شعبان مقصود است. پس وجود صحابه را به شور در این کار دعوت کرد و اصحاب چنین رای دادند که باید از ایرانیان که بر هر چیزی عالم و ماهرند، امداد جوییم و راه ضبط اوقات و تقسیم اموال در مواقع معینه و توقیف مکاتبات را از آنان فرا گیریم. آن گاه از هرمزان پارسی ارایه ی طریق طلب کردند و از حفظ اوقات و شماره ی ماه و سال را به ایشان آموخت وعمر از روی گفته های هرمزان، تاریخ هجری را وضع کرد که از آن وقت تاکنون میان ما مسلمانان دایر است.
• روایت سوم:
ابوالفدا، در «تقسیم البلدان» و ابن خلدون در مقدمه ی کتاب خود گفته اند، وقتی سعدبن ابی وقاص بر مداین دست یافت، در آن جا کتاب های بسیار دید. نامه به عمربن خطاب نوشت و در باب این کتاب ها دستور خواست. عمر در پاسخ نوشت: آن همه را به آب افکن که اگر آن چه در آن کتاب ها هست، سبب راهنمایی است، خداوند برای ما قرآن را فرستاده است که از آن ها راهنماتر است و اگر در آن کتاب ها، جز مایه ی گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آن ها در امان داشته است. از این سبب، آن ها همه کتاب ها را در آب یا در آتش افکندند . 

Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *


با عرض سلام عرضم اين بود كه شما ايراني ها(البته من هم افغانی هستم یعنی ایرانیم) مطالب نارواي را بهاعراب نسبت مي دهيد اخر كدام عقلي قبول مي كند كه تاريخ را ما به دنياي عرب يا عمر ياد داده باشيم. من تعصبي ندارم .من از کسی نشنيدم كه این حديث از اصحاب پيامبر يعني عمر اوبكر نقل كرده باشد از عثمان بگذريم كه مال بيت المال را بين اقوامش تقسيم كر د اما بقيه در عصر پيامبر زندگي مي كردند و انسانهاي دانشمندي هم بودند ولذ با يد تعصب به خرج ندهيم خوصوصا كساني كه متصدي اين سايت هستند چونفلاسفه و عرفا فرا مذهبي وفرا ديني عمل كنند تعصب در ايشه هاي انها را ه نداشته باشد. عارفي مي فرمايد تعصب خاميست خامي كفر است متشكرم محمد شفق از افغانستان كابل
اولا عمر هرگز (رضي اله عنه) نيست چون سيري در مطالعه زندگي او پي مي بريد .
ثانيا او درحدي نبوده كه در باره مسايل علمي فكر كند
اتفاقا من هم افغانی ام و بر حسب اتفاق با هموطنم موافقم! حکمت از کابل
ریختن کتاب ها در آب نشانه ...

با شواهد و قراين موجود معلومه كه متصديان سایت از برادران اهل سنت هستند. از متصدي سايت تقاضا دارم كه مطالب مربوط به مذهبشو ننويسه كه باعث گستاخي ديگران بشه
ببخشيد عرب يا تازي؟
روايت سوم تحريف است.لطفا به كتاب بامداد اسلام از دكتر زرين كوب و خدمات اسلام و ايران ار مرتضي مطهري رجوع شود .اکر نیافتید با من تماس بگیرید.با سپاس
حكايت سوم جعل تاريخ است.دقت فرماييد نکند جعل باشد.
در مورد روایت سوم سوال دارم.
آبا در صدر اسلام این همه ناآگاهی نیبت به کتاب و کتاب خوانی وجود داشت که خلیفه مسلمین دستور نابودی کتابها را دهد؟
Wow, your post makes mine look felebe. M_ore power to you!
افرين به بي طرفي شما مخلص از شما تشكر ميكنم روايت سوم جعل نيست .به كتاب دوقرن سكوت زرين كوب مراجعه شود . البته براي افراد شكاك عرب جاهلیت زده ادم نمي شود