۰
يکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷

بررسی مفهوم تجربه نزد هگل با تکیه بر تفسیر مارتین هیدگر

کمالی نژاد، محمد حسین؛ بررسی مفهوم تجربه نزد هگل با تکیه بر تفسیر مارتین هیدگر؛ راهنما، رضا داوری؛ مشاور، غلامرضا اعوانی- غلامحسین ابراهیمی دینانی؛ تاریخ دفاع: 06/02/80؛ 241 ص.
کلید واژه: تجربه، معرفت، وجود، موجود، آگاهی.
چکیده
کلمه تجربه معنای مختلفی دارد که شناخته شده ترین آنها را شاید بتوان در چهار مورد ذیل دسته بندی نمود:
1- ورزیدگی و آشنا بودن به کاری و عملی و یا مهارت در انجام فعالیتی.
2- به عنوان روشی معتبر جهت کسب علم که خود به تنهایی معیار علمی بودن یا غیر علمی بودن یک معرفت است به همین معناست که برخی معارف عنوان علمی پیدا کرده اند و برخی دیگر نیز بنابراین معیار فاقد صلاحیت علمی شناخته می شوند.
3- به عنوان یک عقیده فلسفی که بر اساس آن همه معارف انسانی از طریق حواس بدست می آید و هیچ معرفتی در نزد انسان نیست مگر قبلاً در عالم محسوسات بوده و از طریق حواس بر انسان حاصل شده است.
4- برخی ادراک درونی بی واسطه نیز تحت عنوان تجارب شخصی و درونی معرفی گردیده است و بر این مبنا بعضی از صاحب نظران دریافتهای عرفانی و یا حتی شناخت خداوند را به عنوان تجربه شخصی معرفی نموده اند.
اما مفهوم تجربه نزد هگل با این نظریات متفاوت است و اگر بخواهیم در یک کلمه به منظور وی از تجربه اشاره کنیم می توانیم بگوییم منظور او از تجربه در واقع چگونگی حصول معرفت برای انسان است. او با این کلمه به نحوه ادراک انسانی توجه دارد. بدیهی است که نظریه هگل در باب معرفت نظریه ای است که با کل نظام فلسفی وی هماهنگی کامل دارد و در چهارچوب کلی فلسفه او جایگاه خاص خود را دارد.
برای اینکه بدانیم مفهوم تجربه نزد هگل حقیقتاً چیست؟ و در عین حال نظر هیدگر را هم در این خصوص بدانیم به تفسیر هیدگر از مقدمه کتاب پدیدار شناسی هگل مراجعه نمودیم. مفهوم تجربه نزد هگل، عنوان این تفسیر است که در کتابی تحت همین عنوان آورده شده است. لذا برای بررسی موضوع به این کتاب که توسط انتشارات «هارپر و رو»(1) چاپ شده است به عنوان منبع اصلی تحقیق مراجعه و اقدام به ترجمه آن گردید متن اصلی به زبان آلمانی بود و مقدمه کتاب پدیدار شناسی هگل توسط رویس(2) به انگلیسی ترجمه شده است. هیدگر در تفسیر مقدمه کتاب پدیدار شناسی «را به 16 بند تقسیم و هر بند را جداگانه شرح داده است و نهایتاً در خاتمه بدون ذکر عنوانی خاص بخش را به آن افزوده است. هیدگر بیان می دارد که این مقدمه در توضیح عنوان اولیه کتاب یعنی «علم تجربه آگاهی» نگاشته شده است و در واقع مفهوم تجربه را از دیدگاه هگل بیان می دارد. هگل در این مقدمه ضمن انتقاد از نظریه وسیله انگاشتن معرفت که در دوران جدید فلسفه رواج یافته است سعی می کند تا نقاط ضعف آن را بیان نماید و سپس نظریه خاص خودش در این باب را بیان می دارد. بر طبقه عقیده هگل تجربه در واقع همان بوجود آمدن متعلق جدید در نزد عالم است . هگل فرایندی را که طی آن این متعلق دوم یعنی تجربه برای آگاهی بوجود می آید را وارونگی آگاهی می نامند در نظر هگل وقتی آگاهی وارونه می شود تجربه نزد آگاهی بوجود می آید. در مرحله نخست آگاهی طبیعی اشیاء را به عنوان امر فی نفسه می شناسد و به شیوه دیالکتیکی در مسیر تکاملی خود پیش می رود و با این وارونه شدن به خودآگاهی می رسد و یا به عبارت دیگر هنگامی که مطلق از حالت آگاهی به خود آگاهی می رسد این وارونگی برای آگاهی تبدیل می شود و این تبدیل شیء فی نفسه به شیء فی نفسه بودن برای آگاهی یعنی بوجود آمدن تجربه پس تجربه یعنی همین بودن شیء فی نفسه برای آگاهی این خلاصه نظریه هگل بود.
هیدگر با اشاره به تمایز میان وجود و موجود و با توجه به تمایز میان موجود بینی و شیء شناسی (به عنوان متعلق شناخت) با وجودبینی و توجه به هستی نظر هگل را تفسیر می کند. او می گوید در مرحله آگاهی طبیعی موجود بین است و به آنچه در برابرش است (ابژه) توجه می کند و وقتی که به هستی و وجود توجه می کند این وارونگی برای آگاهی به وجود می آید. لذا در نظر هیدگر تجربه یعنی بودن توجه به حضور یعنی وجود، پس تجربه همین به وجود متعلق دوم است. آگاهی به هستی شیء توجه می کند و این همان متعلق دوم است. این بودن نزد آگاهی یعنی هستی امر فی نفسه ملاحظه می شود که این بودن نزد آگاهی همان بودن آگاهی است حال هستی آگاهی و هستی امر فی نفسه برای آگاهی یک هستی است. پس آن فی نفسه برای آگاهی وجود دارد و هستی اش همان هستی آگاهی است و آن به هستی آگاهی هست.
پی نوشت :
1- HARPER & ROW
2- ROYCE DOVE . KENLEY

Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *