کانون ايرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت 28 ارديبهشت 1385 ساعت 11:22 http://iptra.ir//article/2/2-جايگاه-علم-قرآن-مجيد-بيگانگي-تازيان-روايت-استاد-همايي -------------------------------------------------- عنوان : 2- جايگاه‌ علم‌ در قرآن‌ مجيد و بيگانگي‌ تازيان‌ با علم‌ (روايت‌ استاد همايي‌) -------------------------------------------------- متن : ادامه بحث را تحت عنوان جايگاه علم از نظر قرآن مجيد و دلايل بيگانگي تازيان با علم از ديدگاه استاد همايي پي مي گيريم : خطاب قرآن 2-1- همان طور كه سرچشمه ي كتاب و درس و تعليم و تعلّم قرآن مجيد و سنّت نبوي است ، برنامه ي اعزام محصّل به خارجه نيز، اول بار از قرآن و سنّت است . در قرآن مجيد مي فرمايد: فلولانَفرٌ مِنْ كُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفةٌ لِيَتَفَقَهوا في الدّين : يعني بايد از هر طايفه و قوم و قبيله اي ، يك دسته را براي تحصيل علوم و معارف ديني به خارج فرستاد، چرا مسلمانان در اين امر كوتاهي مي كنند و محصّل به خارج نمي فرستند. اين دستور در موقعي بود كه روز به روز بر وسعت دايره ي نفوذ اسلام افزوده مي شد و دسته دسته اقوام از عرب و عجم داخل دين اسلام مي شدند. مدينه ي طّيبه ، مركز فقاهت يعني فهم و استنباط احكام و مسائل مذهبي و مجمع قّراء و حفّاظ كلام الله مجيد بود. اعراب بدوي بياباني كه مذهب اسلام پذيرفته بودند، اكثر سواد خواندن و نوشتن نداشتند و احكام و مسائل ديني را نمي دانستند؛ اين بود كه اسلام دستور داد كه از هر قوم و طايفه اي يك عدّه براي تحصيل مسائل ديني مسافرت كنند و بعد از آنكه احكام ديني را آموختند، به وطن خود بازگردند و آن را ما بين طايفه و قبيله و عشيره ي خود رواج بدهند؛ و بالجمله براي تحصيل علم سفر كنند و در مراجعت معلّم ديگران باشند، همين عمل كه امروز ما بين ملل و طوايف عالم معمول است . مصطلح شدن كلمه ي فقه كه در اصل به معني فهم است در مورد علم به احكام و دستورات ديني ، از همين آيه مأخوذ شده است . (الفقه في اللغة الفهم و في الاصطلاح هوالعلم بالاحكام الشرعيةِ الفرعيه عن ادلتها التفصيليه : تعريفات جرجاني ) در حديث نبوي آمده است كه : طَلَبُ اِلْعِلْمِ فَريضَةٌ عَل ي كُلِّ مُسْلِمٍ. (بايد دانست كه كلمه ي مُسْلِمه ندارد كه اصلاً جزو حديث نيست و اشخاص بي اطلاع از پيش خود آن را علاوه كرده اند تا به خيال خودشان تحصيل علم اختصاص به مرد نداشته باشد). از اين قبيل احاديث كه درباره ي علم و علماء گفته باشند، بسيار داريم . از جمله احاديث نبوي : اَلْعِلُم اَفْضَلُ مِنَ الِعبادَة و اَلْعِلْمُ ميراثي و ميراثُ الاَنْبياءِ قبلي و اَلْعُلَماءُ وَرَثَةٌ الاَنبياء و اَلْعِلْمُ مصابيحُ الاَرض و اَلْعُلَماءُ قادَهٌ و اَلْعِلُم اَفْضَلُ مِنَ العَمَل . پيغمبر اسلام صلوات اللّه عليه در مورد اسيران جنگي تعليم بي سوادان را فديه ي آزادي قرار داد، و اين امر خود نشانه كمال اهتمام اسلام است در تحصيل علم و به اصطلاح امروز مبارزه با بي سوادي ! اين قضيّه مربوط است به واقعه ي جنگ بدر كه در سال دوم هجري اتّفاق افتاد. در اين جنگ گروهي از طايفه ي قريش كه نسبت به ديگر طوايف و قبايل عرب با سوادتر بودند، اسير شدند. پيغمبراكرم دستور داد كه هر كدام از اسيران كه سواد خواندن و نوشتن داشته باشند، مي توانند به جاي بذل مال و سربهاي در هم و دينار، ده نفر از مسلمانان را خواندن و نوشتن بياموزند و آزاد شوند. پيغمبر به اين وسيله مدرسه ي سيّار تعبيه فرمود و عده اي كثير از اين راه با سواد شدند. در عرب صدر اسلام علم و سواد به هيچ وجه رايج نبود، شماره ي كساني كه فقط سواد خواندن و نوشتن داشته باشند، هم بسيار قليل و محدود و معدود بود. حتّي ما بين صحابه ي پيغمبر نيز اهل سواد بسيار كم وجود داشت . (1) كُتّاب وحي يعني كاتبان قرآن از جنس و نژاد خود عرب مانند علي عليه السلام و عثمان ذوالنوّرين ، انگشت شمار بودند. امّا طولي نكشيد كه به واسطه ي دخول اقوام ديگر در حوزه ي اسلام مخصوصاً ايرانيان كه وارث علم و دانش و تمدّني كهن سال بودند، و اختلاط و امتزاج عرب با ايشان ، شعاع علم و ادب بر سراسر بلاد عرب گسترده شد، و در نتيجه ي همين امتزاج ما بين عرب و ساير ملل عالم از ايران و ترك و هند و روم و ملل عبراني و سرياني ، نهضتي شگفت انگيز در علوم و آداب پديد آمد، و تمّدن جهانگير اسلامي را كه تاكنون مابين اقوام و طوايف بشر نظير نداشته است ، به وجود آورد. مقدمات تأسيس مدارس از قرن دوم نهاده شد 2-2- از قرن دوم هجري مقدّمات تأسيس و بناي مدرسه كه مختصّ درس و بحث و تعليم و تعلّم است ، فراهم آمد و در قرن چهارم هجري ، مدرسه و دانشگاه در ممالك اسلامي ساخته شد. اوّلين دانشگاه بزرگ رسمي اسلامي جامع ازهر مصر است ، كه در قرن چهارم هجري در ايّام خلافت المعزّلدينِ الله فاطمي به مباشرت جوهر كه سپهسالار و قائد سپاه او بود، در سنه ي 361 ه ق ساخته شد كه هنوز داير است و بزرگ ترين مدرسه ي عالي مذهبي مصر محسوب مي شود. پانوشت 1- سلمان فارسي ايراني بود - صهيب رومي - بلال حبشي ؛ و حديثي از نبي اكرم (ص ) روايت كرده اند كه فرمود: سيّدالروم صهيب و سيّدالفرس سلمان و سيّدالحبشه بلال : جامع سيوطي .