علی شريعتی: توحيد فقط‌ يك‌ ايده‌ي‌ كلامي‌ - اعتقادي‌ نيست‌، يعني‌ صرفاً به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ خدا يكي‌ است‌ و دوتا نيست‌. توحيد، تجلّيات‌ اجتماعي‌، تاريخي‌ و رواني‌ دارد. ***
بودا: شما بايد، خود بكوشيد؛ بودا فقط‌ راه‌ را مي‌آموزد.  ***
ويتگنشتاين‌: فلسفه‌، يك‌ آموزه‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌ فعاليت‌ است‌. ***
۰
جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶

​دعوای قدیمی عرب و عجم!

نصرالله پورجوادی
​دعوای قدیمی عرب و عجم!
اگر من بخواهم از ده کتاب مورد علاقه خودم نام ببرم، یکی از آنها «طبقات الصوفیه» خواجه عبدالله انصاری است. پریشب داشتم در آن غوطه می خوردم که ناگهان به مطلبی برخوردم در بارة بگومگوهای ما ایرانیان با عربها. خواجه در انتهای شرح حال ابوالخیر اقطع که یکی از بزرگان اهل عرفان بود یادآور می شود که این شخص عرب نبود، بلکه اهل تینات بود، و تینات هم دهی یا قصبه ایست نزدیک مصیصه و طرطوس. پس این شخص در اصل رومی بوده، اهل روم شرقی، و چه بسا اجدادش هم مسیحی بوده اند ولی خودش دربست عاشق رسول الله بوده و حاضر بوده با رومیان بجنگد و در راه اسلام کشته شود. خوب، پس یک رومی، که در مناطق اشغال شدة مسلمانان در امپراطوری روم شرقی این قدر به اسلام علاقه مند است، و خودش هم به مقام اولیاء الله رسید، ولی عرب نیست. 

در اینجاست که خواجه از شخصی نام می برد که با عجم، یعنی غیرعرب، هیچ حسابی باز نمی کرد و معتقد بود که عجمها یا "موالی" اصلاً کسی نیستند. آقا و سید و شریف همه عرب اند، در حالی که عجم و ایرانی همه مولی و نوکر و کلفت عربها (لفظ "موالی" را خواجه خودش به کار می برد و خجالت هم نمی کشد). و باز در اینجاست که ایرانیت جناب خواجه گل می کند و می گوید که من حرف این بابا را قبول ندارم، چون مردان بزرگ در عالم عرفان از عجمها بوده اند، و آن وقت می گوید من خودم چهارده تا عارف بزرگ و اولیاءالله را به اسم «ابوالخیر» می شناسم که هیچکدامشان عرب نبوده اند. یکی از آنها همین ابوالخیر اقطع بوده و یکی هم ابوالخیر حبشی که خواجه در بارة فضائل او قدری هم صحبت می کند.

حالا از این گزارشی که خواجه عبدلله به ما داده است چه نتیجه می گیریم؟من خودم چند تائی می گیرم:

۱. نزدیک به هزار سال پیش هم برای یک عالم و عارف ایرانی در هرات این دعوا مطرح بوده است. البته، خواجه عبدالله اسمی از ایران نمی‌آورد. او عجم را در مقابل عرب قرار می دهد که شامل همه غیرعربها می شود، از رومی و حبشی گرفته تا ایرانی و چینی. ولی خواجه به هر حال ته ذهنش متوجه ایرانیهاست و موضع او موضع شعوبیان.

۲. خواجه عبدالله که از غیر‌عربها دفاع می کند و آنها را در عرفان برتر از عربها به شمار می‌آورد یک حنبلی است و حنبلی ها هم معمولا ِعرق عربی داشته اند. ظاهراً آباء و اجداد احمد بن حنبل ایرانی بوده‌اند ولی حنبلی ها سخت مدافع زبان عربی و سنتهای عربی (به اسم سنت النبی) بودند، و این که حالا یک صوفی حنبلی بیاید و از عجم دفاع کند و تلویحاً آنها را از عربها برتر بداند جای تأمل دارد.

۳. دفاعی که خواجه عبدالله از عجم می‌کند بسیار معتدل است. او نمی‌خواهد صریحاً عجم را وارث معنویت رسول‌الله بکند و بگوید عربها در این میان نقشی نداشتند. او در واقع می‌خواهد بگوید کسانی که عربها را برتر از ایرانیها و رومیها و حبشی ها می دانستند غلط می کردند. (غلط را من به همان معنایی به کار می برم که خواجه می برد.). یعنی آنهایی که در حوزه معنویت و عرفان کسی به حساب نمی آمدند عربها بودند و عجمها در این میدان همه چیز بودند و همه چیز داشتند. در جواب آن عربی هم که می‌گفت عجم کسی نیست، می گوید شمائید که کسی به حساب نمی‌آیید.

۴. به نظرم این که خواجه اسمی از ایران نمی‌آورد تعمدی است. خواجه خوب می داند که در عرفان و حکمت ذوقی و حتی در فلسفه و کلام ایرانیها پیشتاز بودند در حالی که عربها در صف نعال نشسته بودند. ولی از ایران و ایرانی اسمی نمی آورد برای این که خودش ایرانی است و نمی خواهد دفاع او از عجمها حمل بر خودستایی شود. او از یک حبشی به عنوان نمونه بارز یک عارف و حکیم نام می‌برد و بدین نحو گوشزد می‌کند که وقتی حبشی‌ها این طور عربها را جا گذاشته‌اند، ایرانیها معلوم است که چه کار کرده‌اند. به عبارت دیگر، او حتی حبشی‌ها را هم برتر از عرب‌ها می‌داند.

۵. یک مسئله شخصی هم در اینجا پیش می‌آید که بد نیست به آن اشاره بکنم. خواجه عبدالله می‌گوید چهارده تا ابوالخیر غیرعرب می شناسد و بعضی از آنها را هم اسم می‌برد، ولی از همسایه خودش ابوسعید ابوالخیر هیچ ذکری نمی کند.  چرا؟ شاید به خاطر این که ابوسعید ابوالخیر را زیاد قبول نداشته یا اصلاً قبول نداشته است. یا شاید به خاطر این که او نمی‌خواهد از ایرانیها نام ببرد تا مبادا حمل به خودستایی شود. یا شاید هم به خاطر اینکه ابوالخیر نام پدر ابوسعید بوده و خواجه عبدالله روی پدر ابوسعید زیاد حساب نمی‌کرده است. البته روی خود ابوسعید هم زیاد حساب نمی‌کرده است. این هم برای من قدری عجیب است.
Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *