ويتگنشتاين‌: فلسفه‌، يك‌ آموزه‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌ فعاليت‌ است‌. ***
بودا: شما بايد، خود بكوشيد؛ بودا فقط‌ راه‌ را مي‌آموزد.  ***
علی شريعتی: توحيد فقط‌ يك‌ ايده‌ي‌ كلامي‌ - اعتقادي‌ نيست‌، يعني‌ صرفاً به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ خدا يكي‌ است‌ و دوتا نيست‌. توحيد، تجلّيات‌ اجتماعي‌، تاريخي‌ و رواني‌ دارد. ***
۰
شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶

نهیلیسم چیست؟

داریوش شایگان
نهیلیسم چیست؟
هرمان رائوشنینگ معانی مختلف این مفهوم را چنین بیان می کند: نیهلیسم از کلمه ی لاتینی "نیهیل" که به معنای هیچ و تهی است می آید. بنابر این در وهله ی اول روشنگر وضعی است که در آن مفهوم "هیچ" دال بر غیاب چیزی است که می بایستی وجود داشته باشد. تحت این عنوان مفاهیم بسیار گنجانده می شود که ارتباطی چندان با هم ندارد. عام ترین معنای این اصطلاح گه گاه به نظریاتی نسبت داده می شود که مدعیند، عدم واقعا به معنایی وجود دارد. در زمینه ی اخلاقی نیهلیسم به آرایی تعلق می گیرد که منکر هرگونه وجه امتایز میان خیر و شر هستند؛ و به معنای سوم به پنداری گفته می شود که وجود را واهی و غیر واقعی می داند و فرا گذاشتن از آن را از طریق تجرب عدم می جوید. نیهیلیسم شرقی، بر خلاف نیهلیسمی که نیچه انگشت روی آن گذاشت و آن را نابودی تدریجی ارزشهای مابعدالطبیعه دانست، بیشرت حکم شناسایی عرفانی و تنزیهی داشته تا سیر نزولی عقاید مذهبی. اگر انگیزه اولین نیهلیسم را قدرت نفی بدانیم، این قدرت در عرفان مسیحیت، یعنی تیره نو افلاطونی آن، از "دنیس لائروپاژیت" گرفته تا "نیکولاس کوزانوس" بر همین اصل استوار بوده است. این روش تنزیهی را در عرفان اسلامی "نفی ماسوی الله" در مکتب بودایی "مادامیکا" نفی ماسوای خلا و در عرفان مسیحیت " تئولوژی اپوفاتیک" و "نگاتیو" می گفتند و در حالی که تفکر عرفانی دنیا را به هیچ می داند و نفی می کند تا مبدا را دریابد، قدرت هیولایی نفی نیهلیسم، حق را نفی می کند تا دنیا را دریابد و عاقبت کار این یکی را نیز نفی می کند تا به پوچی محض (ابسورد) برسد.
به اعتباری می توان گفت که شیوه ی سوفسطایی گرگیاس، معاصر سقراط، که هرگونه وجود را انکار می کرد و مدعی بود که اگر هم موجود باشد قابل شناخت نیست، نوعی نیهلیسم فلسفی است، چنان که شیوه شک در مبحث شناسایی از "پیرونیسم" گرفته تا روش انتقادی "هیوم" وجه دیگر همان نیهیلیسم فلسفی است. اما نیهیلیسمی که در اینجا مراد است نه شیوه شک و سفسطه است و نه نسبیت شناسایی، بلکه غرض پدیده ای مربوط به تاریخ روح است و منظور سیر نزولی حرکتی است تدریجی، تاریخی، همه جاگیر، اجتناب ناپذیر، قهری و مضمحل کننده که در سیران بازگشت ناپذیر خود مجال هیچ قرار و امان هیچ ثابتی را نمی دهد. اولین کسی که به سیر پس رونده این پدیده آگاه شد و نحوه عمل آن را باز شناخت، نیچه بود.


منبع؛ مقاله نیهیلسم و تاثیر آن بر تقدیر تاریخ تمدن آسیایی
Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *