ويتگنشتاين‌: فلسفه‌، يك‌ آموزه‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌ فعاليت‌ است‌. ***
نیچه: این انتهای کفر نیست، آغاز تفکر است، ما خدارا آفریدیم؟ یا خدارا مارا ...؟! ***
اقبال‌ لاهوري‌: اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود  ***
عبدالکریم سروش: در جامعه‌ ما كساني‌ كه‌ دم‌ از ضديت‌ با غرب‌ مي‌زنند، خودشان‌ از مرعوب‌ترين‌ افراد در برابر غرب‌اند. دليل‌ آن‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ را يك‌ هيولاي‌ پرهيبتي‌ مي‌انگارند كه‌ به‌ هيچ‌رو با هيچ‌ نيرو، با آن‌ مواجهه‌ نمي‌توان‌ كرد. ***
علی شريعتی: توحيد فقط‌ يك‌ ايده‌ي‌ كلامي‌ - اعتقادي‌ نيست‌، يعني‌ صرفاً به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ خدا يكي‌ است‌ و دوتا نيست‌. توحيد، تجلّيات‌ اجتماعي‌، تاريخي‌ و رواني‌ دارد. ***
آگوستين‌ قديس‌: انسانها بايد تواضع‌ پيشه‌ كنند و محدوديتهای جدی خود را درباره‌ اينكه‌ به‌ چه‌ چيزهايی مي‌توانند معرفت‌ يقينی بيابند، بدانند. ***
بودا: آن‌ كسي‌ كه‌ دور از من‌ مي‌زيد اما در طريق‌ راستی گام‌ مي‌زند هميشه‌ به‌ من‌ نزديك‌ است‌ ***
عبدالكريم‌ سروش‌: شريعتي‌، پروژه‌ بازرگان‌ را به‌ اوج‌ رساند و نه‌ فقط‌ يك‌ دنياي‌ آباد، بلكه‌ يك‌ انقلاب‌ دنيوي‌ را از دل‌ دين‌ بيرون‌ آورد. ***
بودا: شما بايد، خود بكوشيد؛ بودا فقط‌ راه‌ را مي‌آموزد.  ***
ویتگنشتاین: ما زندانیانِ قدرتِ وهم گونه ی زبان هستیم... ***
دكارت‌: ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌. ***  
ملاصدرا: من‌ در اين‌ زمان‌ در ميان‌ جماعتي‌ گرفتار شده‌ام‌ كه‌ هرگونه‌ تأمل‌ در متون‌ و ژرف‌ انديشي‌ را نوعي‌ بدعت‌ در دين‌ مي‌شناسند. تو گويي‌ آنها حنبليهاي‌ كتب‌ حديث‌ هستند كه‌ حق‌ با خلق‌ و قديم‌ با حادث‌ بر آنها مشتبه‌ شده‌ است‌. ***
عبدالكريم‌ سروش‌:انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌. ***
دكارت: هر چيزي‌ را كه‌ من‌ به‌ طور واضح‌ و متمايز به‌ تصور آورم‌، صحيح‌ خواهد بود  *** .  
رنه دکارت: به جای تسلط بر جهان، باید بر خویشتن مسلط شد. ***
هراكليت‌:  شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا  كراتيلوس‌  در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند. ***  
بودا: ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند *** .  
۰
چهارشنبه ۲ فروردين ۱۳۸۵

محمد علی موحد

محمد علی موحد
محمدعلی موحد, مورخ, محقق, مترجم و مصحح متولد ۱۳۰۸, تبریز 
دكترای حقوق خصوصی, دانشگاه تهران بیش از ۳۰ سال سابقه تدریس در دانشگاههای مختلف ایران برنده جایزه كتاب سال ۱۳۶۹ به خاطر تصحیح و تنقیح مقالات شمس تبریزی
محمدعلی موحد، مورخ، محقق، مترجم و مصحح. متولد ۱۳۰۸، تبریز
دكترای حقوق خصوصی، دانشگاه تهران
بیش از ۳۰ سال سابقه تدریس در دانشگاههای مختلف ایران
برنده جایزه كتاب سال ۱۳۶۹ به خاطر تصحیح و تنقیح مقالات شمس تبریزی
برنده جایزه كتاب سال به خاطر تألیف كتاب «خواب آشفته نفت» در دو جلد
برنده جایزه اندیشه به خاطر تألیف كتاب «در هوای حق و عدالت»
برخی از آثار تألیفی او عبارتند از: سیرالملوك از فضل الله روزبهان خنجی (تصحیح و تنقیح) مبالغه مستعار (بررسی اسناد وزارت خارجه بریتانیا درباره مالكیت جزایر سه گانه ایرانی)، مقالات شمس تبریزی (تصحیح و تنقیح)، شمس تبریزی، ابن بطوطه، خواب آشفته نفت و ...
برخی از آثار ترجمه او عبارتند از: سفرنامه ابن بطوطه، مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام (دانیل دنت)، خزران (آرتور كستلر)، چهار مقاله در آزادی (ایزایا برلین) و...
از وی مقالات متعددی در زمینه های گوناگون از جمله معارف اسلامی و مباحث حقوقی در نشریات مختلف از جمله مجله كانون وكلای دادگستری، مجله راهنمای كتاب، سخن، یغما، جهان كتاب و غیره به چاپ رسیده است.
نوشتن درباره بزرگی كه رندانه به عالم و اسبابش خنده می زند كار صعب و دشواری است و از آن دشوارتر نگریستن به احوال مردی است كه شاید سرآمد مردان است از باب پژوهش و از بابت نگارش. از همین روست شاید كه هر كس كه می خواهد از محمدعلی دیلمقانی موحد معروف و مشهور به محمدعلی موحد بنویسد، درمی ماند كه چه بنویسد؟
از كسی كه درس خوانده حقوق است و پژوهشگر تاریخ و مصحح و منقح آثار بزرگی كه فخر مؤلفش است و صد البته فراموش نباید كرد كار صعب او را در ترجمه آثار بزرگ فلسفی.
این است كه می گوییم نوشتن از محمدعلی موحد سخت دشوار است. مردی كه از اهالی آذربایجان است و در سختكوشی و تیزهوشی میراث دار پدران بزرگ و اهل فضل خویش است و در تلاش و پشتكار و خستگی ناپذیری از همان آبشخوری خورده و می خورد كه بزرگان آذری زبان ایران زمین نوشیده اند و سیری نپذیرفته اند. اینكه می گوییم سختكوشی از آن اوست كه محمدعلی موحد سالیان سال برای تصحیح و تنقیح «مقالات شمس» زحمت سفر و دشواری گشتن و جستجو را به جان می خرد تا كاری كند كارستان و بایسته شمس تبریزی چه برای به سرانجام رساندن این امر خطیر كه محتاج وسعت اطلاع و احاطه ذهن و دقت نظر و وسواس علمی فراوان است تنها از عهده امثال محمدعلی موحد بر می آید نه پیادگان اندك مایه ای چون ما. محمدعلی موحد اما ارادت ویژه ای به همشهری اش دارد و همین ارادت او را به مجال پژوهش در باب شمس می كشاند. خودش درباره انگیزه هایش از پرداختن به شمس می گوید: خود غریبی در جهان چون شمس نیست. سالها پیش كه بر سر مزار مولانا با اوراق آشفته و سردرگم مقالات شمس مشغول بودیم این گفته سوزناك مولانا را در دل مكرر می كردیم و بر این غربت بی مانند كه نزدیك به هشت قرن ادامه یافته است می اندیشیدیم. در طول این مدت دراز مجلدات ضخیمی از سوی اهل تحقیق به عنوان شرح مثنوی و مولانا نوشته آمد. ولی از كسی كه مولانا این همه گفتار خود را صدای او می دانست یادی نشد. گاهی شیادانی از مبتدعان از رق پوش زرق فروش كه از راه و رسم شمس به كلی بیگانه بودند به نام او دكانهای نوآراستند و علمها و كتلها را برافراشتند. فی الواقع غربت شمس چنان بود كه برخی از اهل علم وجود تاریخی او را یكسره منكر بودند و برخی دیگر وی را مردی عامی از زمره قلندران بی سر و پا می پنداشتند كه مولانا نام او را بهانه طبع آزمایی و غزل پردازی كرده است. از همین رو شاید باید كشف دوباره شمس را مرهون زحمات مخلصانه محمدعلی موحد دانست. گرچه خود او در این راه خضوع و تواضع بی مانندی را به كار می گیرد تا بلكه ارج و اجر گذشتگان را بالاتر ببرد كه اگر تلاش بی شائبه او نبود، مقالات شمس هم نبود. گرچه نسخه های خطی مقالات را محققینی چون «رتیر» و «عبدالباقی گلپینارلی» از زوایای كتابخانه ها بیرون كشیدند و معرفی كردند و مرحوم فروزانفر نخستین محقق ایرانی بود كه پس از دریافت عكسی از نسخه مقالات به ارتباط عجیب مطالب آن با مثنوی مولانا توجه داد، اما تلاش كم نظیر و دقت فراگیر محمدعلی موحد بود كه مقالات شمس را لااقل در زبان فارسی دوباره زنده كرده و حالا من و امثال من می توانند به راحتی هرچه تمام و در آرامش و آسایش كنام خود به مطالعه و تحقیق درباره آن بپردازند.
كار سترگی كه موحد در این مجموعه انجام داده است نجات مقالات شمس از پریشانی و از هم گسیختگی مقالات است. خودش در این باره می گوید: در میان مجموعه هایی كه از مواعظ و گفتارهای سرسلسله گان طریقت مولوی به دست داریم تنها مقالات شمس است كه از سواد به بیاض نینجامیده و به صورت مشتی یادداشت از هم گسیخته و نامنظم باقی مانده است. لیكن این سخنان با همه آشفتگیها و ناتمامیها، چون الماس در میان مقالات دیگر می درخشد... مقالات شمس سرتاسر وجد و حال و شور و نشاط است. جملات آن با همه شكستگی و درهم ریختگی، از صفا و جاذبه خیره كننده ای سرشار است. احساس گرمی و روشنایی و وسعت خاصی در سرتاسر آن موج می زند. گفتار شمس با همه سادگی و بی پیرایگی نغز و شیرین و آبدار است. وقتی او سخن در می آید خیال می كنی كه مولانا شعر می سراید. بیانی پر نشئه و آهنگ، تنیده از تار و پود طنز و تمثیل، خالی از هر گونه تكلف و فضل فروشی پر از خیالهای رنگین و اندیشه های بلند، لبریز از روح و حركت. و البته تمام تلاش مصحح و منقح این مقالات نجات و دوباره سازی و رهایی آن از شكستگیها و درهم ریختگیهاست و چه تلاش پرثمری و چه كوشش پر فایده ای. كار اصلی محمدعلی موحد نظم و نسق دادن به آن همه پراكندگی است و الحق و الانصاف كه سخن گزاف نیست اگر بنویسیم كه او خوب و بسیار خوب از عهده این عهد بر آمده است و ما را با اثری سرشار از دقت و صلابت روبرو می سازد. با این همه شهرت محمدعلی موحد همه به تصحیح و تنقیح نیست بلكه او عرصه عمل در صفحات دیگر علوم به ویژه تاریخ نیز دارد و معروفترین و مشهورترین اثرش در این میان كتاب دو جلدی ارزنده و ذیقیمت خواب آشفته نفت است. موحد برای نوشتن این كتاب همان صبر و حوصله ای را به خرج داده كه در مقالات شمس. از همین روست شاید كه هر دو كتاب برنده جایزه كتاب سال جمهوری اسلامی شده اند. او كار پژوهش برای تألیف كتاب «خواب آشفته نفت» را از اوایل انقلاب آغاز كرده است. گرچه خودش می گوید: همانطور كه در مقدمه كتاب اشاره كرده ام اوایل انقلاب از مرحوم حسیبی كارشناس نفت دوره مصدق درباره ملی شدن صنعت نفت و ماجراهای آن پرسیده ام. این نشان می دهد كه این سؤال همیشه برای من وجود داشته كه چطور شد كه نهضت ملی وا رفت. از او پرسیدم آیا درباره آن روزها یادداشتهایی هم دارد كه داشت. این نشان می دهد كه یك خارخاری به قول علمای قدیم، از همان زمان در دل من بوده و ادامه داشته. بنابراین هرچه می دیدم یادداشت می كردم و توجهی كردم و در حافظه نگه می داشتم.
البته محمدعلی موحد علاوه بر آنكه موفق شده است با انتشار این كتاب دو جلدی اثری را به بازار نشر برساند كه به كمك آن می توان بی طرفانه تر و بهتر وقایع ملی شدن صنعت نفت و كودتای ۲۸ مرداد را مورد ارزیابی و قضاوت قرار داد با این حال تحلیلگری باریك بین و نكته سنجی تمام عیار است. چنانچه درباره نگاه ما به وقایع گذشته می گوید: ما الان كه به وقایع گذشته نگاه می كنیم نگاه و داوریمان نسبت به چیزی كه پنجاه سال پیش اتفاق افتاده ضرورتاً همان داوری نیست كه در زمان واقعه داشته ایم. گذشت زمان است كه روشن می كند آن واقعه چقدر قابل توجیه بود، چقدر معقول بود و از این حرفها.
با این همه او در كتاب خودش اشاره ای به موضوع نمی كند كه تنها راه پیش روی جریان ملی شدن نفت در ایران انجام یك كودتا باشد. به عنوان یك پژوهشگر شاید او راه صواب را انتخاب كرده باشد. به هر حال خودش می گوید: اینكه راه دیگری هم در برابر ایران آن روز به جز كودتای آمریكایی بوده یا نه، «من در كتاب به این قسمت نپرداخته ام و برخود لازم نمی دانستم كه دراین باره حكم بكنم و چیزی بنویسم.» البته او جواب این سؤال را بی پاسخ نمی گذارد و می گوید: اینكه واقعاً در آن روزها راه حل دیگری هم وجود داشت یا نه، من در كتاب هم گفته ام كه اگر مصدق در كودتای ۲۸ مرداد فراخوان می داد و جلوی كودتا را می گرفت بعد چه اتفاق می افتاد. این تصمیم را گرفته بودند و در صورت شكست كودتای ۲۸ مرداد بعدها این كار تكرار می شد و جز خونریزی بیشتر حاصلی نداشت. به نظر من مصدق خیلی عاقلانه عمل كرد و فراخوان نداد و مردم را به خیابان نریخت و جلو خونریزی را گرفت. خودش را به خطر انداخت ولی مشروعیت نهضت را حفظ كرد.
واقعیت این است كه محمدعلی موحد در كتاب خواب آشفته نفت چنان از عهده تاریخ برآمده كه هیچ شك و شبهه ای برای خواننده به وجود نمی آورد كه نویسنده مثلاً تمایلی به مصدق داشته یا برعكس تضادی با او. این حقوقدان برجسته به خوبی از عهده قضاوت درباره تاریخ برآمده است. چنانچه وقتی كتاب را می خوانی خواب از كله ات می پرد و از خود می پرسی «چه بلایی كه بر سر مملكت و سرزمین من نیامده است؟ فی الواقع گزارش محمدعلی موحد خواب را از چشم آدمی می رباید. درباره آموختن از تاریخ خود موحد می گوید: «به قول قرآن «نه دنیا به آرزوی شما می چرخد، نه به آرزوی اهل كتاب.» دنیا سیر خودش را می كند، زمین و زمان مطابق میل من كه نمی چرخد! بنابراین من كه در بن بست گیر كرده ام به نوعی باید خودم را از بن بست برهانم تا بعد بتوانم نفس تازه كنم و راه خودم را از سر بگیرم. این باز شكاری نیست. راه كار را بلد بودن و با افق باز به عالم نگریستن است و تاریخ را خوب فهمیدن است. گذشته گذشته است. چه ما موافق باشیم، چه مخالف. گذشته است. ولی گذشته را خواندن و درباره گذشته اندیشیدن باید این فایده را داشته باشد كه برای امروزمان ازش چیزی بیاموزیم... شما فرسوده می شوید. باید قوای خودتان را در نظر بگیرید. نباید بگذارید كه از نفس بیندازندتان تا بعداً شرایط طرف را قبول كنید.»
البته محمدعلی موحد پس از چاپ این كتاب دوجلدی ارزنده، كتابهای دیگری را هم درباره صنعت نفت و ملی شدن آن و كودتای ۲۸ مرداد نوشت و این بار او نه یك مورخ جامع القلم كه شولای یك حقوقدان برجسته را به تن كرد و دو كتاب ارزنده «نفت ما و مسائل حقوقی آن» و «درسهایی از داوریهای نفتی» را روانه بازار كرد تا ادای دینی هم به خاستگاه خود در دانشگاه تهران بكند و پس از سالها تدریس و استادی یادگاری هم در این عرصه از خود به ثبت برساند. هرچند كه پیش از آن نیز با نوشتن مقاله های متعددی در زمینه های مرتبط با مباحث حقوقی در نشریات مختلف از جمله مجله كانون وكلای دادگستری، گامی در این جهت برداشته بود، اما این بار آموزه های آن در حوزه حقوق نفتی نشان از جامعیت علمی و گستره نظریش داشت.
محمدعلی موحد فارغ از سیمای تحقیقی و تألیفیش، مترجم گرانسنگی نیز هست و تسلط او بر زبانهای عربی و فرنگی كمك شایانی كرده است تا او بتواند آثار ترجمه ای گرانبهایی را از خود به یادگار بگذارد كه سفرنامه ابن بطوطه و خذران از آرتور كستلر و كتاب معروف ایزایا برلین یعنی «چهار مقاله در آزادی» از این دست هستند.
از جمله كتابهای معروف حقوقی محمدعلی موحد نیز كتاب «در هوای حق و عدالت»اش است كه در ده فصل و ۶۵۴ صفحه نوشته شده و به موضوعاتی از قبیل حق چیست، حق، قانون، دولت، عدالت و... می پردازد و نگرشهای تازه ای را در بحث عدالت، سوءاستفاده از حق و قدرت و... به دست می دهد و به بررسی آرا و نظریات فیلسوفان و بنیانگذاران مكاتب فلسفی جدید درباره حق، حقوق و قانون می پردازد. این كتاب به پاس زحمات ارزنده مؤلفش پس از انتشار برنده جایزه اندیشه شد. یكی از بزرگان مورد علاقه محمدعلی موحد (همانند شمس تبریزی) شهاب الدین سهروردی است. چنانكه درباره اش گفته است: روح سیاست در آثار سهروردی دیده می شود و قتل او هم شاید به دلیل مواضع سیاسی او در نحوه حكومت اداری باشد. موحد نسبت شیخ اشراق و شمس تبریزی را مورد بررسی قرار می دهد و می گوید: شمس تبریزی درباره شیخ شهاب سهروردی می گوید: آن شهاب را آشكارا كافر می گفتند، آن سگان و از این نكته چنین استنباط می شود كه در آن زمان هنوز شیخ اشراق را بی دین می دانستند.
او با تأكید بر آنكه ابن عربی و شیخ اشراق به شاخه عرفان نظری تعلق دارند، ابن عربی را مردی می داند كه مانند شیخ اشراق بسیار تأثیرگذار است و با این همه نام نبردن ابن عربی از سهروردی را تأمل برانگیز می داند و می گوید: جالب اینجاست كه ابن عربی از سهروردی حتی سخنی به میان نمی آورد ولی شارحانش تا آنجا كه من اطلاع دارم با سهروردی برخوردی ستیزه جویانه داشته اند. البته از نظر او شمس دفاع برخلاف ابن عربی دفاع جانانه ای از سهروردی داشته است و در این باره گفته: شمس درباره شیخ اشراق می گوید: این شهاب می خواست كه درم و دینار را برگیرد كه سبب فتنه و بریدن دستها و سرهاست. او می خواست معاملات خلق به چیزی غیر از سیم و زر باشد. در حقیقت از نظر او شمس طرح وسیعی برای تغییر ساختار اجتماعی سیاسی دولتها دارد. شخصیت علمی و فرهنگی محمدعلی موحد از چنان جامعیت و كاملیت كم نظیری برخوردار است كه پرداختن به تمام جنبه های آن در این مجال، ممكن نیست چه رسد به ذكر زندگی و مناقب و شرح كامل آثارش. امید كه در فرصتی مغتنمتر به این مقال پرداخته شود.

کتاب شناسی
  • حدیقةالحقیقه، از ابوالفتح محمدبن شیخ‌الاسلام احمد جام (ژنده‌پیل) (تصحیح و تعلیق)، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۳.
    به‌گود گیتا (ترجمه)، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، انتشارات خوارزمی، ۱۳۴۴
    نفت ما و مسائل حقوقی آن (تألیف)، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۴۹
    عدالت و انرژی، از ایوان ایلیچ (ترجمه)، تهران: انتشارات علمی دانشگاه صنعتی شریف، ۱۳۵۶
    سفرنامهٔ ابن بطوطه (ترجمه)، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱
    خزران، از آرتور کستلر (ترجمه)، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۱
    سلوک‌الملوک، از فضل‌الله روزبهان خُنجی (تصحیح و تعلیق)، انتشارات خوارزمی ۱۳۶۲
    چهار مقاله دربارهٔ آزادی، از آیزایا برلین (ترجمه)، تهران: انتشارات خوارزمی (برنده جایزه کتاب سال)، ۱۳۶۹
    مقالات شمس تبریزی (تصحیح و تعلیق)، تهران: انتشارات خوارزمی، (برنده جایزه کتاب سال)، ۱۳۶۹
    خُمی از شراب ربانی، گزیدهٔ مقالات شمس (تصحیح و تعلیق)، تهران، سخن، ۱۳۷۳
    اصطرلاب حق، گزیدهٔ فیه‌مافیه (تصحیح و تعلیق)، تهران: سخن، ۱۳۷۵
    ابن‌بطوطه (تألیف)، تهران: طرح نو، ۱۳۷۸
    شمس تبریزی (تألیف)، تهران: طرح نو، ۱۳۷۹
    گفته‌ها و ناگفته‌ها، تحلیلی از گزارش عملیات پنهانی سیا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تعلیقی بر کتاب خواب آشفتهٔ نفت (تألیف)، تهران: نشر کارنامه (برگزیده کتاب سال)، ۱۳۷۹
    مبالغه مستعار، بررسی اسناد وزارت خارجهٔ بریتانیا دربارهٔ مالکیت جزایر تنب و ابوموسی (تألیف)، تهران: نشر کارنامه، ۱۳۸۰
    مختصر حقوق مدنی (تألیف) با تجدیدنظر کامل، تهران: مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی، ۱۳۸۲
    درس‌هایی از داوری‌های نفتی، دفتر اول: قانون حاکم (تألیف)، تهران: نشریهٔ دفتر ملی ایران (تألیف)، (برنده جایزه کتاب سال)، ۱۳۸۴
    خواب آشفتهٔ نفت، دکتر مصدق و نهضت ملی ایران (تألیف)، تهران: نشر کارنامه (برنده جایزه کتاب سال)، ۱۳۸۴
    ملی کردن و غرامت: درس‌هایی از داوری‌های نفتی، (تألیف)، تهران: نشر کارنامه، ۱۳۸۴
    در هوای حق و عدالت (تألیف)، تهران: نشر کارنامه (برنده جایزه اندیشه)، ۱۳۸۴
    فصوص‌الحکم، ابن عربی (ترجمه و تعلیق)، تهران: نشر کارنامه، ۱۳۸۵
    مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام، از دانیل دنت[۵] (ترجمه)، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۸۵
    شمس پرنده: ۴۸ غزل دیوان شمس تبریزی، (مقدمه)، تهران: نشر نظر، ۱۳۸۷
    باغ سبز: گفتارهایی دربارهٔ شمس و مولانا (تألیف)، تهران: نشر کارنامه، ۱۳۸۷
    قصه قصه‌ها، کهن‌ترین روایت از ماجرای شمس و مولانا (تألیف)، :تهران کارنامه، ۱۳۸۹
    دیباچه‌ای بر حقوق مدنی (تألیف)، تهران: جامعه حسابداران رسمی ایران، ۱۳۸۹
    ابتدا نامه از محمدبن محمد سلطان ولد (تصحیح همراه علیرضا حیدری)، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۹۰
    در خانه اگر کس است: همراه اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های آن (تألیف)، تهران: نشر کارنامه ۱۳۹۰
    در جستجوی آینه: گزیدهٔ مقالات شمس تبریزی، (گردآورنده) تهران: نشر معین (همراه با لوح شنیداری با خوانش هوشنگ آزادی‌ور)، ۱۳۹۲
    تماشای خورشید: گزیده‌ای از مقالات شمس تبریزی (مقدمه)، تهران: نشر ثالث، ۱۳۹۳
    یاد گذشته و اندیشهٔ آینده در تاریخ ایران و صنعت نفت ایران، (تألیف)، تهران: نشر نگاره‌ی آفتاب، ۱۳۹۴
    شاهد عهد شباب (اولین مجموعه شعر)، تهران: نشر کارنامه، ۱۳۹۵
    رساله در مناقب خداوندگار از فریدون بن احمد سپهسالار (تصحیح)، تهران: نشر کارنامه، ۱۳۹۵
    سفرنامهٔ ابن بطوطه، دوجلدی (ترجمه)، تهران: نشر کارنامه، ۱۳۹۵
Share/Save/Bookmark
کلمات کليدی: دکتر محمدعلی موحد - زندگینامه - بیوگرافی
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *


باسلام
روزی مولانا فریاد زد شمس من وخدای من و امروز ما ایرانیان فریاد بر می اوریم محمد علی موحدما...خدای ما که در عزمت و خدایی چیزی از شمس کم ندارد .جای محد امین ریاحی در کناربزرگ مردی چون علی موحدخالی که او نیزخدمت یزرگی به بشریت خصوصاهموطنانش داشته .ایکاش بزرگی چون شما را میشد از نزدیک ملاقات کرد.درصورت داشتن همایش حتما مطلعم کنید ممنون.لیلا هوشیار-شاعرازشیراز-09173016341-0387505667
لطفا استاد محمد علی موحد نحوه تماس را برای دعوت همایشی عرفانی در مشهد مرقوم فرمایید.