۰
يکشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۶

این تنگ، فقط جای گفت و گوی فلسفی است!

این تنگ، فقط جای گفت و گوی فلسفی است!
در پیوند با این طرح، در صورت تمایل به سوال زیر پاسخ دهید:
خدای فیلسوفان همچون ارسطو با خدای ادیان چه فرقی دارد؟


طرح کاریکاتور از: Golla - NTS Organization
Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *


يكي است . شاید بهتر بود ميپرسيديد با خداي يك عامي چه فرق دارد انگاه مي توان گفت : خداي يك عامي هميشه مهربان است و انها جز مهرباني اش از او ياد نمي كنند . خدايي مهربان بدون قيد و بند كه تنها از بعضي كارها قهرش مي ايد .
خداي يك فيلسوف با قيد و شرط است . از زواياي مختلفي مي توان به ان رسيد وان را مشاهده كرد.
سلام
بسياري درپاسخ به اين سوال گفته اند خداي فيلسوف خداي دور و بعيدي است.
اما خداي اديان به گواهي ايات بسياري در قران خداي نزديك و حي و حاظري است.
خداي فيلسوف خداي سوال پذيري است اما خداي اديان قابل پرسش نيست.هرچند در تفكر اعتزاليون هم پرسش ونقد پذير است.
خداي فيلسوف اساسا از طريق عقل قابل شناخت است اما خداي اديان با يك مشي عرفاني زاهدانه يا عاشقانه بيشتر و بهتر واساسيتر قابل شناخت است.بيش از اين در ذهنم خطور نميكند.البته اين تفاوتها در فهمي سنتي از دين و دينداري ميگنجد اما كساني امروزه سعي دارند فهمي نو از اديان اراپه بدهند كه در اين فهم اينگونه تفاوتها رنگ ميبازد.فهمي معرفت انديشانه از دين در ميان مسلمانان نوترين انديشه ديني است كه اين تفاوتها به ميزان بسياري در ان بدل به شباهت ميشود.
خداي اديان راهيست براي رسيدن به خداي فيلسوفان.
خدای فیلسوف کاری خلاف عقل انجام نمی دهد اما خدای ادیان ازعقل فراتر می رود
خداي فيلسوفاني همچون ارسطو همان نيروي قاهر و برتر طبيعت كه همان ماده نخستين براي عالم ماده است . میباشد.ولي در اديان از خدا بعنوان علت العلل براي كل عوالم هستي- چه عالم فيزيك يا متافيزيك- است و بعنوان خالق مدير و مدبر با فيا ضيتي بي كران ياد ميشود.
به نظر من خدای فیلسوفان همان super igo است
ودر ضمن خدای فیلسوفان رئوف تر از خدای ادیان است .
برخی میگویند که خدای فیلسوف فعلش عقلانی است
اما خدای ادیان این چنین نیست یعنی نعوذ بالله
می گوید بکشید دست قطع کنید زن هایتان را کتک بزنید دیگران را به خاطر اندیشه شان تبعید کنیدو....شما نظرتان چیست؟
شايد بتونيم بگيم خداي فلسفه خدايي منولوگ است و خداي اديان خداي ديالوگ
خداي اديان كنت كنزآ مخفيا است و خداي فلسفه واجب الوجود بالذات.
سلام . اين پرسش هميشه باعث آشفتگي و نوعي سردرگمي در ميان نوع انسان بوده والبته جاي شكي نيست كه مداوم نيز باقي خواهد ماند! اما براستي چه فرقي است بين اين دو خداي واحد!! بله در واقع همان طور كه فيلسوف بزرگ دكارت ميگه خدا به همه ي انسان ها به طور مساوي عقل داده اما تفاوت انسان ها به خاطر اين هست كه راه هاي مختلفي رو براي رسيدن به هدف شون (كمال غايي يا رسيدن به درجات اعلي كمال) انتخاب مي كنند . پس در واقع بين خداي فيلسوف عقل گرا وخداي انبيا هيچ فرقي نيست. پس چرا بيخود روح حقيقت جوي خودمون رو گمراه كنيم!!
خداي فيلسوفان منظور خداي كساني است باخصوصيت فيلسوفي گري است وخداي اديان اما سوال را مبهم مي كند اديان جمع دين شامل پيامبران كتاب آسماني و پيروانند.
خداي فيلسوفان هماره داراي خصوصيت انكارواثبات پذيري ،شك پذيري، سوال پذيري ،تفكر پذيري است وهيچ گاه از اين خصوصيات مبرا نمي شود هر چند متفاوت باشد يا گوناگون استدلال شود . فلسفه به دليل ماهيتي جز براي اهلش جذابيت ندارد و هيچ كس جز كساني با خصوصيت هاي مشترك به آن وارد نمي شود وخدايشان هم داراي خصوصيات مشترك ما هوي فلسفه مي گردد.
اما اديان همگاني است. ادامه حيات اديان به گسترش ودعوت همگاني بستگي دارد. اين چترگسترده همه را از عامي تا عالم از شرق تا غرب از ديروز تا امروز زير سايه خود دارد. چقدر تفاوت وتنوع دردرك ها وجوددارد؟ همين تفاوت در خداي اديان و خداي يك دين وجود دارد.خداي كتاب اديان اگراز خدشه هاي گذرزمان مبرا باشد بايد خدايي باشد معرفي شده توسط خودش وخداي دانسته شده اي است چون خدا از خودش حرف مي زند . خداي پيامبر دين خداي شهودي است كه بعضاً در شروع با فيلسوفي گري به دست آمده. خداي خواص دين يا به پيامبر نزديك است يا به فيلسوفان. خداي پيروان عامي دين خداي حاضر وآماده وشسته ورفته وپذيرفته شده اي است كه از كتاب يا پيامبر يا خواص با واسطه يا بي واسطه وبسته به خصوصيات فردي گرفته شده كه چندوچون اين خدا بسته به فهم ودرك آنان يا رشد مي كنديا ثابت مي ماند. خدايي كه باورهاي فردي واردآن شده است. خداي اديان طيف گسترده اي را در بر مي گيرد و بسته به مورد از خداي فيلسوفان گرفته تا خداي شهودي وخداي متفاوت هر شخص را در بر مي گيرد وحتي معرفي مي شود و از پيامبر دين پيروان دين وعالمان دين تغيير مي كند.
با سلام
سوال بسيار خوبي است واقعاْ خداي فيلسوفان با خداي اديان چه فرقي دارد. البته دامنه سوال بسياروسيع است لذا من فقط به ديدگاه ارسطو درباره خدا مي پردازم . همچنان كه مي دانيد در فلسفه ارسطو به مقوله حركت عنايت بسياري شده كه ارسطو در پي اثبات عامل حركت به اين نتيجه مي رسد كه بايد موجودي باشد كه حركت دهنده باشد بدون اينكه خود حركتي داشته باشد تا به تسلسل نيانجامد و لذا ارسطو به علت فاعلي كه حركت دهنده ي تمام حركات است مي رسد كه نامش خداست .لذا در ديدگاه ارسطو خدا محرك بدون تحرك است . سعي من بر آن بود تا پاسخي كوتاه بدهم.
خداي اديان خدايي از قبل اثبات شده است .ايمان به خدا در اديان ،قبل از استدلال و شك است.هنگامي كه اين ايمان تعبدي ايجاد شد آن گاه فرد مومن در حوزه ي همان ايمان قطعي به اثبات انديشه هاي ديني در چارچوب همان دين مي پردازد.و چون به قدرتي برتر متكي است با قدرت سخن مي گويد.در حالي كه فيلسوف ابتدا مي انديشد و سپس حكم مي دهد كه اولاْ: خدا هست يا نه؟ و ثانياْ :وجود خدا از نظرگاه انديشه ي انسان چگونه است.البته هر آن ممكن است ايمان فيلسوف به شك و شايد ابطال بگرايد زيرا ايمان فلسفي متكي به عقلي است كه پويا و نوگراست و اگر به قطعيت برسد آن گاه از دانش خويش دور خواهد شد.
خداي فيلسوفان از دروازه فلسفه وارد دنياي فيلسوفان شده است اما خداي اديان از دروازه كلام وارد دنياي همگان مي شود
سلام فراوان بر فيلسوفان
آخه سوال تا حدودي مجمله. چراكه اولا هر ديني يك نگرش خاص معطوف به خدا رو داره دويم، هر كدام از خود داراي يك تعريف از خدا هستند ولي براي اينكه جواب شما رو يه جوري بديم ،ميايم وجه اشتراك اين مولفه ها رو در نظر مي گيريم ، يعني اينكه خداي اديان حالت ترسيمي از(رسالت-تاريخ)اثبات ميشه و شناختش از صفات و مراتبش هست ولي در نزد اين نوع فلاسفه گرایش به رويت هستي يا عليت مطلق هست.
البته سوالاي گنده گنده مي پرسين انسان از جواب دادنش تو يه جمله عاجز مي شه !ولي كلا در اصل از هم منفك هستن :يكي اثبات خدا دويم تفسير خدا...
خداي فيلسوفان راز است و خداي اديان و عارفان ناز.
اگه منظور از فيلسوفان همچون ارسطو فلاسفه اي است كه اول فيلسوف طبيعي اند بعد از آن به متافيزيك مي رسند فرق خداشون با خداي اديان اينه كه فقط خداي عاقلند آن هم عقل از نوع دكارتي! اما خداي اديان ابراهيمي عاقل است اما خيلي چيزهاي ديگه هم هست اونم از نوع غير دكارتيش! البته اگه فيلسوف مثل ارسطو يه چيزه ديگه منظور باشه( مثلا از اون فيلسوفايي كه به زور مي گن عارف و فلان و فلانن) قضيه فرق مي كنه. در اون صورت در ظاهر فرقي بين خداهاشون نيست!!درست عرض کردم؟