۰
دوشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۷

لعنتی ؟

لعنتی ؟

در پیوند با این کاریکاتور لطفا به این سوال پاسخ دهید : 
فرق فیلسوف و حکیم در چست ؟
(طرح از اسلیک 2007)

Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *


اجازه بدهید ایراد بگیرم: حرف هم جز رفتار است! اين طور نيست!
سلام بايد به عرض برسانم كه
در قديم حكيم به كسي مي گفتند كه او تقربا تمام علوم را مي دانسته وعلت ان هم اين بوده كه علوم به كستردگي امروز نبوده ولذا حكيم اون روز طب نجوم سياست حقوق وعيره....را مي دانسته اما امروز فلسفه يا فيلسوف به كسي اطلاق مي شود كه يك سري مسايل انتزاعي عقلي را مورد بحث قرار مي دهد و از اين هم كه بگذريم فیلسوف امروز بحث خاص يا موضوع خاص را در در فلسفه مورد برسي قرار مي دهدو به مسايل ديگر فلسفي كاري ندارد . محمد شفق از افغانستان تشكر از شما
حكمت برگرفته از روح الهي است كه به واسطه نزول آن بر فرد از دانشي متعالي برخوردار قرار مي گيرند. اگرچه فيلسوفان نيز از زمره دانايان هستند اما تكيه ايشان مبتني بر روش هاي عقلي و بر تفكر استوار است. به هرحال همه اين ها جزء هفت گروه دانايان هستند...
دوست عزیز حرف جز رفتار نیست ، حرف تنها بیانگر و ارایه دهنده افکار است نه رفتار، به نظر من اگر بر حسب تصویر بخواهیم نظر بدهیم از آنجا که چهره فرد در تصویر ناراحت است و در آخر هم از کلمه " لعنتی " استفاده شده که نشان دهنده انزجار فرد است می توان بر اساس تصویر گفت : فیلسوف تنها حرف می زند ولی حکیم بجای حرف زدن عمل می کند. ادعای فوق دارای فرض های زیادی است که قرین واقعیت درک شونده هستند
فلسفه ريشه در شناخت شناسي يونان باستان دارد. در حالي كه حكمت ريشه در شناخت شناسي ايران باستان دارد. مثل حكمت خسرواني كه بيشتر در رابطه با شناخت شناسي در ايران قبل از اسلام است. تاثير حكمت خسرواني در كارهاي سهروردي و حلاج قابل ردگيري است. در بين نام اوران ايران - فردوسي با عنوان حكيم ذكر شده است و اين احتمالا به دليل آشنايي و تسلط او به حمكت ايراني است كه خود را در شاهنامه نشان مي دهد.
فكركنم فرقش اينه كه فيلسوف چشماشو ميبنده حرف ميزنه و حكيم تجربه ميكنه و ميبينه!نه؟!
نه! من فكرميكنم اين بيانگر اين حقيقت است كه انسان ها از انتخاب كردن ميترسند ُ از اينكه مسئوليت رفتارشان را بعهده بگيرند ميترسند . آنها از اين كه عمل كنند و مسئوليت اعمالشان را بپذيرند ميترسند . پس دوست دارند در همان حد حرف زدن و ايده دادن باقي بمانند.
اين آقاي فيلسوف كه حتما سعي ميكند هرطور شده از نسبت دادن رفتار به انتخاب فردي فرار كند و آنرا به چيزي جبري مثل محيط يا جامعه يا ... نسبت دهد از خواندن اين جمله عصباني ميشود چون باز بايد با انتخاب خودش و مسئوليتش مواجه باشد.