۰
پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۹

فلسفیدن!

فلسفیدن!
لطفا در صورت تمایل در پیوند با این کاریکاتور به سوال زیر پاسخ دهید :

از دیدگاه فیلسوفان یونان , تفکر فلسفی چگونه آغاز می شود ؟
Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *


با حیرت وشگفتی در پهنه نا آشنای هستی آغاز می شود.
هر چی روی عکس دقت میکنم متوجه نمیشم که اون چیزی که روی تپه یا نوک قله هستش چیه؟
آدمه؟
خیلی دقت کردم
عکس مفهوم نیست
اونکه روی قله یا تپه هستش کیه ؟
آدمه ؟
فيلسوفان يوناني بر اين باور بودند كه فلسفه يعني تفكر درباره ي طبيعت و علل و اسباب آن كه مبدا و منشاء اين تفكر خود طبيعت است. اين كاريكاتور طبيعت را منشاء فلسفه نشان ميدهد اما نه خود طبيعت كه بيكاري و كسالت حاصل از بودن در آن و تماشاي آن را
حیرت
اگر منظر فيلسوفان يونان باستان را بخواهيم بدانيم آنگونه كه من فكرمي نمايم تفكر فلسفي نه با عزلت و گوشه گيري ولزوما سيروسلوك معنوي بلكه تحقيقا ميتوان گفت در برخوردبا محسوسات ومساپل انساني واجتماعي آدميزادي وحيرت او از ملموسات ومساپل اين جهاني از قبيل مرگ و نيستي وكاپنات وديگر تجارب ومشاهدات او شكل گرفت البته همه ي اينها بعد از گذر از تفكرات اساطيري مطرح مي باشد
شايد تكراري باشد كه بگوييم فلسفه در آغاز با حيرت آغاز ميشود اما بايد گفت كه برخلاف آنچه بعضي تصور مي نمايند معرفت فلسفي در عزلت و گوشه گيري و حي بن يقظان وار به دست نيامد بلكه فلاسفه ي آغازين يونان وبه تبع آنان سوفيست ها اين معرفت را از مساپل ومشكلات روزمره وزندگاني خود از قبيل مرگ وحيات وكاپنات ودر تماس با ملموسات به دست آوردندكه صدالبته همه ي اينها منوط به گذر از تفكرات اسطوره اي بوددرست برخلاف فلسفه ي اسلامي آنهم از نوع ملاصدرايي كه همچنان در اساطير سير مي كند
فلسفه با تفکر وتوجه به عالم طبیعت آغاز می شود. پس کتاب فلسفه همیشه جلوی دیدگان ماست، البته اگر خوب بنگریم.
اینکه تفکر فلسفی چگونه آغاز میشه ربطی به کاریکاتور فوق نداره ! به قول کانت : فلسفه تعلیم اندیشه ها نیست ، فلسفه تعلیم اندیشیدن است .
پس بالای قله رفتن و انجا نشستن و به دور دستها خیره شدن و احیانأ فی المجلس قرائت کتب فلسفی نیز نمودن ، از ملزومات تفکر فلسفی نیست چرا که انسان در هر نقطه و مکان و گوشه و زاویه هم می تواند تفکر فلسفی داشته باشد !!
مي‌توان گفت آغاز تفكر فلسفي فلاسفه يونان تفكر در طبيعت بود. آنها به دنبال يافتن روابط منطقي در طبيعت بودند و معمولا سعي بر توجيه اين روابط داشتند، پس تفكر به طبيعت نوعي تفكر فلسفي مي‌توانست باشد.
زيبا... يوناني ميگويد زيبا و زيبا ظاهر ميشود...
اما لحظه اي بعد زيبا زشت مينمايد و يوناني فرياد زنان از ترس رفتن زيبا مي پرسد....
خير... يوناني ميگويد خير و خير ظاهر ميشود...
اما لحظه اي بعد خير شر مي شود و يوناني فرياد زنان از ترس رفتن خير مي پرسد....
عدالت... يوناني ميگويد عدالت و عدالت ظاهر ميشود...
..........................................................
........................................................
يوناني سوار بر اسب تراژيك «من» ميپرسد چون ميداند زيبا زيباست و زشت زشت.....
ايراني سوار بر اسب ترديد و به دنبال چيزي كه انگار يوناني آزادي است مي پرسد و اميدوار است كه پرسيده باشد.....
ايده هاتوسط يك شواليه ي يوناني از سرزمين خدايان ربوده شدند و فلسفه پديد آمد. اما ديگران تنها در روياي اسب آزادي كه شواليه سوار بود فلسفيدند و ايده ها را به خاك سپردند.
و اي كاش شواليه اي ديگر!!!!!
از نظر من این عکس عکسی فلسفی نیست. چرا که یک فیلسوف واقعی نمی گه که ای کاش دو یا سه کتاب فلسفی با خودم میاوردم!! می گه ای کاش بیست یا سی تا دفترچه یادداشت میاوردم تا احساسمو در این لحظه می نوشتم و دیدگاهمو روی ورق میاوردم.....!!!!!!!
از نظر من این عکس عکسی فلسفی نیست. چرا که یک فیلسوف واقعی نمی گه که ای کاش دو یا سه کتاب فلسفی با خودم میاوردم!! می گه ای کاش بیست یا سی تا دفترچه یادداشت میاوردم تا احساسمو در این لحظه می نوشتم و دیدگاهمو روی ورق میاوردم.....!!!!!!!
به قله رسيده باز به دنبال توجيح ؟
ارسطو ميگويد كه تفكر فلسفي بدون رسيدن به فطرت ثاني آغاز نميشودو بي معنا است.
كاريكاتور بنظر بنده اينگونه مي آيد كه: فردي تفكر فلسفي را آغاز كرده يا بهتر اينكه به آن نياز پيدا كرده كه قله كوه در بالاترين ارتفاع نشانه خروج از روزمرگي و تفكر درباره وراي آن است. اما در ابتدا دشوار مينمايد و شخص نميداند از كجا آغاز كند ويا به مشكل بر خورده و آرزوي راهنمايي دارد. نوشته ي روي سرش كه فكرش را بازگو كرده به همين معنا است.
پرسش درباره چيستي جهان پيرامون حال چه خدا و وجودش باشد چه طبيعت و تمام متعلقاتش باشد عكس بالا نيز اشارهبه اين نكته دارد كه فردي از اوج نظر به اطراف دارد و با خواندن كتب فلسفي قصد تعقل دارد
همه ی فیلسوفهای یونانی رو نمیدونم,
اما اولین عاملی که باعث ایجاد تفکر فلسفی در یونان شد , تفکر پیرامون ( تولد-بلوغ-مرگ ) بود...
اولین موضوع تفکر و تفلسف در نزد یونانیان ملطی با موضوع وحدت و کثرت عالم آغاز می شود و اینکه ماده المواد عالم چیست ؟ آب است یا هوا ؟
با تنهايي آغاز ميشه!وقتي كار ديگه اي نشه كرد!
فلسفه منحصرا با حیرت در برابر هستی آغاز می شود. ارسطو.
فلسفه منحصرا با حیرت در برابر هستی آغاز می شود. ارسطو.
جايي كه آسمان به زمين پيوند مي خورد
آدمه ، یه کلاه سرش و سرش رو در بغل گرفته
فلسفه از حیرت آغاز می شود
با فكر كردن عاشق مي شود.
بقول افلاطون: ورود به وادی حیرت
با حیرت و تعجب در مورد هستی و اندیشه در مورد آن
با حيرت
فلاسفه يونان خود بايد ديدگاه خودشون رو بيان كنند.ولي به نظر من تفكر فلسفي از هيچ آغاز ميشود!
اين عكس هم به نوعي همين رو نشون ميده.
تفكر فلسفي با كنجكاوي در نظام وجود آغاز مي شود و به نظر بنده در همان اوان كودكي حس فلسفي در همه انسانها وجود دارد ولي در طول زمان پرده هاي غفلت و حجاب هاي مادي اين حس خدادادي را مي پوشاند و همه چيز براي انسان عادي و معمولي جلوه مي كند.
دنيا مجاليه براى توجيه نفس خويش
كوه ها با صخرها آغاز مى شوند وانسان با اولين درد.
فلسفه واسه يونانيان نمى دونم با چى آغاز شده اما مى دونم با انسان براى انسان به پايان رسيده نه انسان براى توهمات انسان.
هل سال و اندی است که میان کلاف پیچیده ی اندیشه هایم به سر می برم و چهل و اندی سال است که در پی یافتن سر کلاف افکارم واژه ها را در کالبدم می چینم . کافی است سر نخی بیابم و گلوله ای حجیم از تصوراتم بسازم تا از قله ی پربرف خاطراتم لیز خورد و آرام آرام در مسیر ، بزرگ و بزرگ تر گردد و در افقی دور دست با همه ی هیبتش از نظرها ناپدید گردد و شاید هم ، من و او غلطان و خیزان در گذر برفی زندگی به دنبال رد پایی خوفناک به سر منزل ناکجا آبادی فرود آییم که گرمی آفتاب سوزانش همه ی داشته هایمان را آب کند و دوباره در پی خلق واژه برآییم و در انتظار بمانیم تا دگر بار، چهل و اندی سال بگذرد و سرکلافی یافته و خیالی ببافیم تا تن پوش خاطرمان گردد که عمر واژه کوتاه است و معانی بسیار و راه دشوار
هل سال و اندی است که میان کلاف پیچیده ی اندیشه هایم به سر می برم و چهل و اندی سال است که در پی یافتن سر کلاف افکارم واژه ها را در کالبدم می چینم . کافی است سر نخی بیابم و گلوله ای حجیم از تصوراتم بسازم تا از قله ی پربرف خاطراتم لیز خورد و آرام آرام در مسیر ، بزرگ و بزرگ تر گردد و در افقی دور دست با همه ی هیبتش از نظرها ناپدید گردد و شاید هم ، من و او غلطان و خیزان در گذر برفی زندگی به دنبال رد پایی خوفناک به سر منزل ناکجا آبادی فرود آییم که گرمی آفتاب سوزانش همه ی داشته هایمان را آب کند و دوباره در پی خلق واژه برآییم و در انتظار بمانیم تا دگر بار، چهل و اندی سال بگذرد و سرکلافی یافته و خیالی ببافیم تا تن پوش خاطرمان گردد که عمر واژه کوتاه است و معانی بسیار و راه دشوار
در پی یافتن آرخه و اصل ثابت در پشت تغییرات ظاهری
در پی یافتن آرخه و اصل ثابت در پشت تغییرات ظاهری
به گفته ي آنها تفكر فلسفي از نگاه فرد به خود دروني خويش و پي بردن به روان و درونيات خود شكل مي گيرد و اين امر جز از راه بريدن از جهان بيرون اتمكان پذير نيست.
فکر می کنم تفکر به تنهایی می تواند از درون ما آغاز شود. هیچ تفکری یک نَفَس، از ابتدای پیدایش خودش تا رسیدن به هدف احتمالی خود به تاخت نمیره، و بنابراین نیاز داره تا در مسیر خودش بارها توقف کنه و به ثباتی نسبی دست پیدا کنه تا بتونه به مسیرش ادامه بده، حتی ممکنه مجبور بشه بخشی از مسیر رو برگرده یا وارد مسیرهایی بشه که از قبل انتظار نمی رفت. اما هر تفکری برای پیش رفتن و ثبات در مسیر حرکت خود، نیاز به دیدن خود در آینه مراجع بیرون از دنیای ذهن ما دارد. تصور می کنم این بیشتر مربوط به الگوریتم تفکر نوع انسان میشه، منظورم اینه که نیاز به دیدن خود در آینه مراجع دیگر، بخشی از سیر منطقی تثبیت فکر در مغز انسانه. بنابراین فکر ورزیدن آن هم از نوع فلسفی به تنهایی در یک جزیره نمیتونه شکل کامل و درستی به خود بگیره و احتمالا دارای قطعات گمشده ای خواهد بود. البته با در نظر گرفتن اینکه این نوع تفکر هم قطعا به دلیل شرایط خاص خود چشمی به واقعیت هایی داره که از دید دیگران میتونه پنهان باشه.
با نام خدا و سلام
ضمن آرزوي توفيق ُ
با عنايت به نام سايت و تعريف فلسفه و تعريف حكمت
در خصوص حكمت كه در آن عمل و عملگرايي نهفته است دسته بندي و درج اطلاعات با موضوع حكمت مورد توجه قرارگيرد . با سپاس و سلام
اساسا فلسفه در جهان مغرب زمين با فلسفه يونان آغاز مي شود و به طور مشخص با فيلسوفان مكتب ملطيه! (منسوب به شهر ملطي) ( Miletus)
در منظر بزرگان انديشه ي قبل از سقراط لغتي به نام فلسفه تعريف نشده بوده است بلكه صرفا تفكر در باب ماهيت و چگونگي عالم مادي به عنوان تفكر فلسفي شناخته مي شود به بيان ديگر متفكراني چون تالس گزنوفانس آناكسيمندر و آناكسمينس و... صرفا از اين باب آغازگر سير تفكر فلسفي در غرب شناخته مي شوند كه براي اولين بار در باب ماهيت و حتي پيدايش جهان مادي از حدود و ثغور باورهاي اسطوره اي دست شسته و بنيان جهان را بر عناصر مادي تبيين كردند و تمام اين بزرگان به نوعي در صدد تعريف و يافتن ماده المواد بودند (ماده يا عنصري كه بنيان جهان بر آن بود)... مثلا تالس بنيان جهان را بر آب مي داند و قس عليهذا

در فرآيند بعدي تفكر فلسفي جهان غرب سه فيلسوف بزرگ سقراط افلاطون و ارسطو ظهور مي نمايند و روند پيدايش و شكل گيري مباحث در تقابل با خرافات آن زمان پا مي گيرد تا جاپيكه سقراط به جرم منحرف نمودن جوانان يوناني و روي گردان شدن آنان از آداب و رسوم مذهبي محكرم به مرگ با جام شوكران مي شود

شايد بتوان فلسفه ي يونان را مرز باريك بين جهان خدايان مرسوم يوناني و جهان معقولات نام نهاد

در اين راستا كتاب (گذار از جهان اسطوره به فلسفه - دكتر محمد ضميران) يكي از منابع قابل اعتناست
من جواب خودم رو در باره کاریکاتور میدم نه یونان

انسان تنها در جهان امروز ظاهرا به قله های از حکمت و معرفت رسیده است اما انسان امروزی باز هم بدون بدون مغز و اندیشه و حکمت قطعی و راهگشا است و درمیان اندیشه ها و نظریات گوناگون گم شده است و هنوز هم برای برون رفت دنبال همین اندیشه ها است اما این را نتیجه ای جز گمراهی و انحرافبیشتر بشریت نداشته است و انسان باید دست از اندیشه های پوزیتیویستی و تجربه گرایانه بردارد و گامهای خود را در جهت صرات مستقیم و سیر ال الله قرار دهد که غیر از باز هم انسان مرتب باید بنشیند و بدون منابع الهی شروع به تفکر و تامل کند که راهی جز سرگردانی بشریت در الهیات انسانی و عقل ناقص بشری نخواهد داشت.
فلسيدن در يونان باستان از اسطوره و شعر و تفكرات اجتماعي زاده شد.
What a pleasure to find someone who thinks through the isuses
Thanks alot - your aenswr solved all my problems after several days struggling
با سلام

قاعدتا" دیدگاه ها در هر منسکی متفاوت است ، اما اغلب بر شروع فلسفه از تنهایی و متعاقبا" اجبار به نگریستن در خود و جهان اذعان دارند ...
در دنياي من:
علم به جنگ با علم مي رود
فلسفه به جنگ با فلسفه
اديان به جنگ با يكديگر

آن راه نرفته را در هيگز و گاد پارتيكل نجوييم.
آن راه نرفته در وحدت است.
هر چه علوم به كثرت مي رسند توان ما در مقابله به معكوس كمتر مي گردد. اين خلاف فطرت حق جوي ماست.
گاهي اوقات با چشم بسته دنيايي را مي توان ديد كه با ميكروسكوپ الكتروني نمي توان.
با حيرت در برابر هستي است كه فلسفيدن آغاز ميگردد ...
پیدایش تفکر فلسفی یونان بر اساس انسان محوری و وجود خدایانی در خدمت انسان شکل گرفته.
کاریکاتور بسیار جالبیه وبه وضوح نشون میده که اگه انسان در اوج قله تفکر هم باشه باز به افکار خودش شک داره و باور نداره که فکر و عقیده خودش ممکنه خیلی درستر از بقیه باشه .تا حالا شده بگیم فلان فیلسوف بزرگ مثل من فکر میکرد ؟ همیشه یا کورکورانه حرف های دیگران رو حفظ کردیم و نقل قول و یا بدون فکر تعصب کورکورانه داشتیم. بدون اینکه بدونیم هر انسانی فلسفه و جهانبینی خاص خودش رو داره مثل اثر انگشت فقط جرات بیان کردنشو نداریم چون از طرد شدن تنهایی و دیر باوری دیگران می ترسیم وگرنه این انسان نوعی بر روی قله قاف فلسفه به چند تا کتاب فلسفه فکر نمی کرد.
فلسفيدن !
آنچه از بلنداي كوه مي توان ديد را نبايد به دو سه كتاب فلسفي فروخت !

تفكر فلسفي از ديدن و سوال از خود آغاز مي شود.
سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد/ آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد
تفکر فلسفی با اندیشیدن به مسائلی که در راستای تبیین جهان هستی بدون توسل به اساطیر و با تکیه بر عوامل طبیعی و یا خرد آغاز شد
فلسفه از سكوت و تنهايي مطلق شروع مي شود.
جسارتا !
تفکر از شکل گرفتن انسا با دیگری بوجود امد، در این دیدگاه که در مواجه با دیگری انسان به شناخت خود و تفاوت با دنیای بیرونی با خود مواجه مشود و اینجاست که در زمان هزیود با بوجد آوردن خدایان و اسطوره ها ما شروع به تثبیت خود کرده ایم و با به شکل آوردن عظمت آنها در واقع بزرگی خود را به تصویر کشیدهایم وبعد از این مرحله در زمان پارمنیدس به مرحله اعتراف ( در واقع برگشتن به خود ) میرسیم که بعد در هراکلیتوس به اوج خود میرسد و به نظر من اینجاست که با تفکر فلسفی حقیقی یونانی برخورد میکنیم . البته که تفکر فلسفی یونانیان را میتوان حتی به هومر و هزیود ارجا داد .
مرسی
آغازاندیشه ی بشررانمیتوان مربوط به زمان ومکان خاصی دانست اماهرکجاکه بشردرمقابل هستی وحیات دچار حیرت وشگفتی شده است تفکر فلسفیش آغازگشته است
باسلام انسان ها دربرخورد با مجهولاتي كه حل ياپاسخگويي به انها ازطريق علوم تجربي امكان پذيرنبود ودرواقع دربرخورد باچرايي كه جواب ان بعداالطبيعي بود وارد تفكر فلسفي شدند تاجوابي براي مساءل خود بيابند
با سلام
می پرسی "چرا"و تفکر فلسفی آغاز می شود...
فلسفه با حیرت آغاز می شود.کار فلسفه ازاله حیرت است.
از نظر آنان شروع تفكر فلسفي متعاقب بوجود آمدن تمدن هاي مدرن (آن زمان) و حكومت هاي جديد بوجود مي آيد - شواهد نيز تاپيد مي كند كه اولين فيلسوفان به دنبال روشن ساختن مفاهيمي چون خوبي و عدالت و .... بوده اند . اين مفاهيم در اصل صفات خدايان بوده اند (و تا قبل از بوجود آمدن حكومتهاي مدرن بحثي بر سر آنان نبوده) ولي چون بتدريج تبديل به ابزار حفظ منافع حكمرانان شده است نتايج كاربردي اين مفاهيم برخلاف آرمان اين مفاهيم تشخيص داده شده و فيلسوفان محترم ظهور مي كنند كه دريابند عيب از مفاهيم است يا روال كاربرد . به نظر من مفاهيم كلاْ اشتباه هستند.
فلسفه ابتدا ندارد و مقارن با تاریخ بشر است. فطرت حقیقت جوی انسان در هر زمانی از کنار سؤالات بنیادی او (نظیر آغاز و انجام) بی تفاوت نگذشته است.
سلام عليكم
هرچه انسان در بالاترين رتبه ها هم كه باشد باز ميتواند بالاتر برودو به بالابر نياز دارد و اين بالابر تفكر است كه هيچگاه تمامي ندارد و ابزارش هم فلسفه است و يونانيها هم به اين امر اگاه شدند و از همين رو پايگذاري فلسفه از يونان بطور دقيق اغاز شد.
فلسفه منحصرا با حيرت در برابر هستى آغاز مىشود.
اندیشه ی فلسفی از و با خودِ اندیشه ی فلسفی آغاز می شود.
از دیدگاه فیلسوفان یونان، تفکر فلسفی از نیاز آغاز می شود
عبدالله ملازهی
Iran, Islamic Republic of
فلسفه یونان اول از همه از جست وجوی ماده المواد عالم شروع شد