تبيين و نقد فلسفه اخلاق كانت


25813 محمدرضايي، محمد
تبيين و نقد فلسفه اخلاق كانت/ محمد محمدرضايي؛ به راهنمائي : احمد احمدي
چكيده به زبان فارسي، انگليسي
پايان نامه (دكتري) -- دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني، 1378.
333 صفحه، كتابنامه

فلسفه Philosophy / اخلاق Ethics / كانت Kant / تجزيه و تحليل Analysis
چكيده : اين رساله در وهله اول به تبيين و تفسير اخلاق كانت كه يكي از نگرشهاي عمده در حوزه اخلاق است ، مي‌پردازد. و سپس آن را نقادي مي‌كند. انسانها همواره با اين سؤالات اساسي مواجه بوده‌اند: چه چيزي خير و چه چيزي شر و بد است ؟ آيا انسانها مي‌توانند اعمال خوب را از بد تشخيص دهند يا اينكه خدا بايد آنها را آشكار سازد؟ از انجام اين اعمال چه هدفي داريم؟ در اين زمينه به طور كلي دو گرايش اساسي در حوزه اخلاق وجود دارد يعني گرايش غايت گرايانه و وظيفه‌گرايانه. اخلاق كانت يك نوع اخلاق وظيفه‌گرايانهاست كه بر آن است كه ما مي‌توانيم بدي و خوبي يك عمل را از طريق خود عمل و معيارهاي آن وراء آن تشخيص دهيم. در حالي كه اخلاق غايت‌گرايانه بر آن است كه خوبي و بدي عمل را بر حسب نتايج آن تعيين مي‌كنيم. بنابراين كانت معتقد است كه اخلاق مستقل از هر علمي حتي مابعدالطبيه و دين است . او با قاطعيت و روشني مي‌گويد: "اخلاق نه نيازمند تصور وجود ديگري بالاي سر آدمي است تا او وظيفه خويش را بشناسد و نه محتاج انگيزه‌اي غير از قانون اخلاقي به وظيفه خود عمل كند. بنابراين اخلاق به هيچ روي به خاطر خودش به دين نياز ندارد بلكه به بركت عقل محض عملي خود بسنده و بي‌نياز است ." اين نوع نگرش به اخلاق بي سابقه بوده است . از اين رو مي‌توان گفت كه او انقلاب مهمي را در اخلاق پديد آورده است . كانت با تحليل اعتقادات اخلاقي متعارف تلاش مي‌كند كه پيش فرضها و اصول پيشيني آنها را به دست آورد. او در اين راستا به امر مطلق يا معيار عمل اخلاقي مي‌رسد و صورت‌بنديهاي متعددي از آن ترسيم مي‌كند. اگر عملي با اين صورت‌بنديها سازگار بود اخلاقي و الا غيراخلاقي است . آنها عبارتند از: 1) صورت‌بندي قانوني كلي يا قانوني طبيعت . 2) صورت‌بندي غايت في‌نفسه 3) صورت‌بندي خودمختاري اراده و كشور غايات . اشكالات متعدي بر آنها وارد است . به نظر او صورت‌بندي خودمختاري، مهمترين است . او با تحليل اخلاقي وجود خدا و جاودانگي نفس و آزادي را اثبات مي‌كند در حالي كه به عقيده او عقل نظري ناتوان از اثبات آنها بود. از اين رو اخلاق به دين منتهي مي‌گردد نه برعكس . به نظر ما، هر چند تلاش كانت براي به دست آوردن معيارها و ضوابط اخلاقي، ستودني است ولي فلسفه اخلاق او فاقد استحكام منطقي است و اشكالات متعددي بر آن وارد است . في‌المثل استدلال او بر وجود خدا مستلزم نفي آزادي انسان است . و در پايان ما اخلاقي را تاييد مي‌كنيم كه تركيبي از احكام عقل و دستورات . يعني با اصول عقلي خود را به دين مي‌سپاريم و بدين وسيله خود را رستگار مي‌كنيم.
دانشگاه تربيت مدرس ، دانشكده علوم انساني




کد مطلب: 225

آدرس خبر: http://www.iptra.ir/vdcjuqi8ee8.html

کانون ايرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت http://www.iptra.ir