۰
دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸

24- ابطالگرایی پیشرفته، پیش بینیهای بدیع و رشد علم(سنت تحليلي)

 • رد ابطالپذیری مطلق و پذیرش ابطال پذیری نسبی
1- میدانیم که به موجب فرضیه ابطالگرایی ، فرضیه باید ابطال پذیر باشد و مادام که ابطال نشده ، هر چه ابطال پذیرتر باشد بهتر است . ابطالگرایان پیشرفته دریافته اند که این ویژگیها بتنهایی کافی نیستند . شرط دیگری که پیشرفت علم را در نظر دارد این است که فرضیه ی جانشین باید ابطال پذیرتر از فرضیه ی قبلی باشد .
در تبیین ابطالگرایان پیچیده از علم ، با عنایتی که به رشد علم دارند ، توجه عمده از قابلیتهای یک نظریه ی منفرد به تواناییهای نسبی نظریه های رقیب معطوف می شود . همچنین به جای تبیین ایستای غالب ابطالگرایان سطحی ، تصویری پویا از علم عرضه می شود و به جای اینکه راجع به نظریه ای سوال شود « آیا ابطال پذیر است ؟» ، « چقدر ابطال پذیر است؟ » و « آیا ابطال شده است ؟» سوال مس شود «آیا نظریه جدید ، جانشین قابل دوام و رشدی برای نظریه ی چالش شده هست ؟ » . به طور کلی ، یک نظریه ی جدید وقتی شایستگی بررسی دانشمندان را خواهد یافت که ابطال پذیر تر از رقیب خود باشد ؛ بویژه اگر بتواند پدیدار نوع جدیدی را پیش بینی کند که نظریه رقیب از ان غفلت کرده است .
با تاکید بر مقایسه ی درجه ی ابطال پذیری نظریه ها ، که نتیجه تاکید بر علم به عنوان معرفتی در حال رشد و تکئن است ، می توانیم از مشکل فنی تعیین شده مقدار ابطال پذیری یک نظریه ی منفرد که بسیار هم مشکل است احتراز کنیم . صرفا بدین علت که ابطالگرایان بالقوه ی یک نظریه همیشه بینهایت خواهد بود ، نمی توان میزان مطلقی برای ابطال پذیری تعریف کرد . مشکل می توان تصور کرد که چگونه باید سوال « چقدر قانون جاذبه ی نیوتن ابطال پذیر است ؟ » را پاسخ داد . امکان اینکه بتوان ابطال پذیری قوانین و نظریه ها را مقایسه کرد بیشتر است ؛ برای نمونه ادعای « دو شیء یکدیگر را با نیرویی متناسب با عکس عدد مجذور فاصله ی میانشان جذب می کنند » ابطال پذیرتر از این ادعاست که « سیارات منظومه ی شمسی یکدیگر را با نیرویی متناسب با عکس عدد مجذور فاصله ی بینشان جذب می کنند » . گزاره دوم از گزاره اول استنباط می شود . هر چه گزاره دوم را ابطال کند گزاره اول را ابطال خواهد کرد ، اما عکس آن صحیح نیست . کمال مطلوی ابطالگرایان این است که بتوانند بگویند رشته اس از نظریه های متوالی که مبین تکامل تاریخی یک علم است از نظریه های ابطال پذیر ساخته شده و هر یک از نظریه های این رشته ابطال پذیرتر از نظریه ی قبلی است .
• افزایش ابطال پذیری و اصطلاحات موضعی (1)
2- این شرط ابطالگرایان که هم زمان با پیشرفت هر علمی ، باید نظریه های آن علم ابطال پذیر تر و در نتیجه پر محتواتر و اخباری تر شوند هر گونه جرح و تعدیلی را که صرفا به منظور حفظ نظریه از ابطال باشد ، رد می کند .
جرح و تعدیل یک نظریه ، از قبیل افزودن یک اصل موضوعه یا تغییر در اصول موضوعه ی موجود ، در صورتی که نتایج آزمون پذیری نداشته باشد که قبلا از نتایج آزمون پذیر نظریه تعدیل نیافته نبوده باشند ، تعدیل موضوعی خوانده می شود . در ادامه ی این بخش ، مثالهایی برای روشن شدن مفهوم اصلاح موضعی ملاحظه خواهیم کرد . ابتدا بعضی از اصلاحات موضعی غیر قابل قبول ابطال گرایان را بررسی می کنیم و سپس آنها را با اصطلاحاتی مقایسه می کنیم که غیر موضعی و در نتیجه مورد قبول ابطالگرایان هستند . با مثالی نسبتا پیش پا افتاده شروع می کنیم . کلی « نان تغدیه می کند » را در نظر بگیریم . اگر این نظریه ی بسیار ساده با تفضیل بیشتری بیان شود ، بدین صورت خواهد آمد : اگر گندم به شویه ی عادی کاشته و به روش معمول تبدیل به نان شود و به طریق عادی خورده شود ، آنگاه انسان را تغذیه می کند . این نظریه ی به ظاهر بی شرر زمانی در یک روستای فرانسه با مخاطرات بسیاری مواجه شد . بدین صورت که پس از کاشت و پخت گندم به روش معمول ، بیشتر مردمی که آن را تغذیه کرده بودند بشدت بیمار شدند و حتی بسیاری درگذشتند . نظریه ی « ( کلیه ی ) نانها تغذیه می کنند » ایطال شد . برای پرهیز از ابطال نظریه می توان آن را بدین شکل اصلاح نمود : « ( کلیه ی ) نانها ، به استثناء نوع ویژه ای که در روستای مورد نظر در فرانسه تولید می شوند ، مغذی هستند »

با تاکید بر مقایسه ی درجه ی ابطال پذیری نظریه ها ، که نتیجه تاکید بر علم به عنوان معرفتی در حال رشد و تکئن است ، می توانیم از مشکل فنی تعیین شده مقدار ابطال پذیری یک نظریه ی منفرد که بسیار هم مشکل است احتراز کنیم .
. این تغییر را اصطلاح موضعی می خوانند . نظریه ی تعدیل شده را با هیچ شیوه ای ، افزون بر آنچه برای نظریه ی اولیه ممکن بود ، نمی توان آزمود . مصرف هر نوه نان آزمونی برای نریه ی اولیه است ، در صورتی که آزمونهای نظریه تعدیل یافته محدود می شود به مصرف نانی غیر از آن نوع که در فرانسه فاجعه آفرید . فرضیه ی تعدیل شده از فرضیه ی اصلی کمتر ابطال پذیر است . ابطالگرایان چنین اقدامات تدافعی را رد می کنند .
مثال بعدی دلپذیر تر و دلالت آمیز تر خواهد بود . مثالی است که بر اساس تعاطی واقعی بین گالیله و حریف ارسطویی وی در اوایل قرن هفدهم رخ داده است . گالیله که با دقت ماه را به وسیله تلسکوپ جدید الاختراع خود مشاهده کرده بود ، توانست گزارش کند که ماه یک سیاره ی کروی شکل صاف نیست ، بلکه سطح آن پر از کوه و حفره است . رقیب ارسطویی وی که مکررا به همان مشاهدات نایل شده بود ناگریز شد بپذیرد که واقعیت آن گونه که گالیله گزارش کرده به نظر می رسد ، اما این مشاهدات این تصویر اساسی ارسطوییان را که تمام اجرام آسمانی کاملا کروی هستند خدشه دار می کرد . حریف گالیله در برابر این ابطال ، آشکارا و به نحوی که بوضوح موضعی بود از نظریه ی خودش دفاع کرد. وی گفت عنصری نامرئی روی سطح ماه وجود دارد که حفره ها را پر کده و کوهها را پوشانده است به گونه ای که شکل ماه به طور کامل کروی است . هنگامی که گالیله از وی سوال کرد چگونه می توان حضور این عنصر نامرئی را کشف کرد ، پاسخ داد هیچ راهی برای یافتن آن وجود ندارد . هیچ تردیدینیست که نظریه ی تعدیل شده ، هیچ نتیجه ی آزمون پذیر جدیدی به بار نیاورده ، و [ از این رو ] برای ابطالگرایان کاملا غیر قابل قبول است . گالیله که از این پاسخ برآشفته بود توانست ناتوانی نظرگاه رقیب خود را مطابق عادت خویش به ظرافت نشان دهد . او اعلام کرد که آماده است بپذیرد که عنصر نامرئی نایافتنی روی سطح ماه وجود دارد ، ولی بر این پای می فشرد که آن عنصر به گونه ای که حریفش وصف کرده پخش نشده ، بلکه در واقع بر قله ی کوهها انبار شده ، به طوری که به مراتب بلند تر از آن است که تلسکوپ می نمایاند . گالیله توانست در بازی بی حاصل ابداع ابزارهای موضعی برای حفظ نظریه ها گوی سبقت را از حریف خود برباید .
مثال دیگری از یک فرضیه ی احنمالا موضعی را از تاریخ علم ، به اختصار ، باز می گوییم .
نظریه ی فلوژیستون قبل از لاوازیه نظریه ی متداول و مقبول در تبیین سوختن اجسام بود . طبق این نظریه ، هنگام سوختن اجسام ، فلوژیستون از آنها خارج می شود . پس از اینکه آشکار شد بسیاری از اجسام پس از سوختن افزایش وزن پیدا می کنند ، این نظریه متزلزل شد . یک راه پیروزی بر این ابطال آشکار این بود که برای فلوژیستون وزن منفی قائل شویم . اگر بتوان این فرضیه را فقط با وزن کردن اجسام ، پیش و پس از سوختن آزمود ، در آن صورت اصلاح آن موضعی خواهد بود زیرا به هیچ آزمون جدیدی منجر نشده است .
اطلاح نظریات به منظور رفع مشکلات ضرورتا موضعی نیست . در اینجا مثالهایی چند از اصلاحاتی را که موضعی نیستند و در نتیجه از نظر ابطالگرایان پذیرفتنی اند ملاحظه می کنیم :
به ابطال این سخن که « نان تغذیه می کند » باز می گردیم تا بررسی کنیم چگونه می توان آن را به نحوی مستحسن و پذیرفتنی جرح و تعدیل کرد . یک کار مقبول این است که نظریه ی ابطال شده اولیه را با این نظریه جایگزین کنیم « تمامنانها تغذیه می کنند بجز نانی که از گندم آلوده به نوع خاصی قارچ تهیه شده باشد » ( و به دنبال آن ، قارچ و بعضی از ویژگیهایش را مشخص می کنیم ) . این نظریه ی تعدیل شده موضعی نیست زیرا به آزمونهای جدیدی می انجامد . به زبان پاپر ، مستقلا آزمون پذیر است . (2)
آزمونهای ممکن عبارتند از آزمودن گندمی که نان مسموم از آن پخته شده ، بدین منظور که آیا دارای قارچ هست یا نه ، کشت قارچ روی نوعی گندم که به نحو خاصی تهیه شده و آزمودن اثر غذایی نان حاصل از آن ، تحلیل شیمیایی قارچ به منظور یافتن سموم شناخته شده و امثال اینها . تمام این آزمونها ، که بسیاری از آنها مشتمل بر آرمون فرضیه ی اصلی نمی شوند ، می تواند به ابطال فرضیه ی تعدیل یافته بینجامد . اگر فرضیه ی جرح و تعدیل یافته ی ابطال پذیرتر ، در آزمونهای جدید ابطال نشد ، در آن صورت مطلب جدیدی آموخته شده است و پیشرفت حاصل می شود .
حال برای مثالی واقعی تر به تاریخ علم بازگشته ، به سلسله حوادثی که به کشف سیاره ی نیوتن انجامید ، توجه می کنیم . رصد حرکات سیاره ی اورانوس در قرن نوزدهم نشان داد که مدار اورانوس به مقدار قابل ملاحظه ای از آنچه نظریه ی جاذبه نیوتن پیش بینی کرده بود فاصله گرفته و در نتیجه ، آن نظریه را با مشکل مواجه کرد . به منظور رفع این مشکل ، لووریه (3) در فرانسه و اَدمز (4) در انگلستان
جرح و تعدیل یک نظریه ، از قبیل افزودن یک اصل موضوعه یا تغییر در اصول موضوعه ی موجود ، در صورتی که نتایج آزمون پذیری نداشته باشد که قبلا از نتایج آزمون پذیر نظریه تعدیل نیافته نبوده باشند ، تعدیل موضوعی خوانده می شود .
پیشنهاد کردند که سیاره ای در مجاورت اورانوس وجود دارد که تا کنون کشف نشده است و از این رو پنداشتند که جاذبه ی بین اورانوس و سیاره فرضی ، انحراف اورانوس از مدار پیش بینی شده اولیه اش را تبیین خواهد کرد . همان طور که رویدادهای بعدی نشان داد ، این پیشنهاد موضعی نبود . اگر اندازه ی سیاره ی حدس زده شده قابل ملاحظه باشد ، می توان وجود آن را در مجاورت اورانوس حدس زد و به دنبال این حدس می توان با مشاهده منطقه مربوطه در آسمان با تلسکوپ ، پیشنهاد جدید را آزمود . بدین گونه که گاله برای اولین بار سیاره ای را که امروز به نثتون شهرت یافته ، رویت کرد . نه تنها آن پیشنهاد موضعی نبود ، بلکه تلاش برای نجات نظریه ی نیوتن از ابطال به واسطه مدار اورانوس باعث آزمون جدیدی برای آن نظریه شد ، به طوری که توانست به نحو غیر منتظره و پیشرفت زدایی از عهده ی آن بر آید .
• تایید(5) در تبیین ابطالگرایان از علم
3- هنگامی که در فصل پیشین ، ابطالگرایان به منزاه ی بدیلی برای استقراءگرایی معرفی گردید ، اهمیت کلیدی ابطال ، یعنی شکست نظریه ها در بوته ی آزمونهای مشاهدتی و آزمایشی را تشریح کردیم . [ در آنجا ] استدلال شد که منظقا کذب نظریه ها را در پرتو گزاره های مشاهدتی موجود می توان نشان داد ، اما صداقتشان را نه . همچنین برهان آوردیم که علم با طرح حدسهای تهور آمیز و قویا ابطال پذیر برای حل مسائل و سپس کوشش مجدانه برای ابطال پیشنهاد های جدید پیشرفت می کند . همچنین افزودیم که پیشرفتهای مهم علمی هنگامی حاصل می شود که حدسهای متهورانه تایید شوند(6) .  پاپر که خود را ا ز جمله ابطالگرایان معرفی می کند این مواضع را در متن نقل شده ی پیشین با تاکید به صراحت بیان کرده است ، با این وصف توجه بیش از اندازه به ابطال نظریه ها تصویر چندان درستی از مواضع ابطالگرایان پیشرفته تر به دست نمی دهد . در مثال پایانی بخش گذشته ، اشارتی به این نکته شده است : کوششهای مستقلا آزمون پذیری که برای نجات نظریه نیوتن به مدد فرضیه ای نظری صورت گرفت کامیاب شد . دلیل این کامیابی تایید آن فرضیه به واسطه کشف نیوتنبود نه ابطال آن .
این خطاست که ابطال حدسهای تهورآمیز و بسیار ابطال پذیر را مواقف مهم پیشرفت علم محسوب کنیم (7) . این نکته هنگامی وضوح می یابد که حالات دوسر طیف حدسها را در نظر بگیریم . در یک سر طیف ، نشریه هایی به شکل حدسهای متهورانه و خظرخیز و در سر دیگر طیف ، نظریه هایی به شکل حدسهای احتیاط آمیز داریم که به نظر می رسد چندان مخاطره آمیز نباشند . چنانچه هر قسم از این حدسها در آزمونی مشاهدتی یا آزمایشی با شکست مواجه شود ابطال خواهد شد ، در صورتی که اگر از عهده این گونه آزمونها برآید خواهیم گفت تایید شده (8) است . پیشرفتهای مهم با تایید حدسهای متهورانه ، یا ابطال حدسهای محتاطانه مشخص می شوند . نوع اول اخباری و دارای سهم بسزایی در معرفت علمی است صرفا بدین علت که به کشف چیزی منجر می شوند که پیش از آن یا شنیده نشده بود و یا نامحتمل تصور می شد . کشف نپتون و امواج رادیویی و تایید پیش بینی خطرخیز اینشتاین توسط ادینگتون که مطابق آن پرتوهای نور در میدانهای گرانشی نیرومند باید خمیده شوند ، همه نمونه پیشرفتهای شگرف از این نوع هستند ، یعنی پیش بینیهای مخاطره آمیز مورد تایید قرار گرفته اند . ابطال حدسهای احتیاط آمیز نیز اخباری هستند زیرا معلوم می کنند آنچه به طور اطمینان بخشی صحیح به نظر می رسد در واقع غلط بوده است . برهان راسل که بر ناهمسازی نظریه سطحی مجموعه ها استوار بود و بر اساس قضایایی به ظاهر بدیهی نهاده شده بود ،
نمونه ای از ابطال اخباری حدسی است که به ظاهر مخاطره آمیز نبود . به عکس ، ابطال حدسی تهور آمیز یا تایید حدسی احتیاط آمیز درس آموزی کمی خواهد داشت . اگر حدسی تهور آمیز ابطال شود در آن صورت تنها چیزی که آموخته می شود این است که باز هم غلط بودن تصور احمقانه ی دیگری اثبات شده است . ابطال حدس کپلر که عبارت بود از اینکه فواصل مدارهای سیارات را می توان با توجه به پنج چند ضلعی منتظم افلاطون تبیین کرد پیشرفت مهمی در علم فیزیک به حساب نمی آید . به همین ترتیب ، تایید فرضیه های محتاطانه غیر اخباری هستند . چنین تاییداتی صرفا نشان می دهد که نظریه ای که بنیادی استوار داشته و شک و تردیدی در آن نبوده ، یک بار دیگر به طور موفقیت آمیزی تایید شده است . برای نمونه ، تایید این حدس که آهنی که با فرآیند جدیدی از سنگ آهن به دست آمده باشد ، در اثر حرارت همچون آهنهای دیگر انبساط می یابد ، حاوی کمترین علم آموزی خواهد بود .
ابطالگرایان فرضیه های موضعی را رد می کنند و اقتراح فرضیه های تهور آمیز را به مثابه پیشرفتی بالقوه نسبت به نظریه های ابطال شده ، توصیه می کنند . این فرضیه های تهور آمیز به پیش
ابطالگرایان فرضیه های موضعی را رد می کنند و اقتراح فرضیه های تهور آمیز را به مثابه پیشرفتی بالقوه نسبت به نظریه های ابطال شده ، توصیه می کنند . این فرضیه های تهور آمیز به پیش بینیهای آزمون پذیر و بدیعی منتهی می شوند که از نظریه اصلی ابطال شده نتیجه نميشوند .
بینیهای آزمون پذیر و بدیعی منتهی می شوند که از نظریه اصلی ابطال شده نتیجه نميشوند . با این وصف ، اگر چه چنین فرضیه ای امکان آزمونهای جدید را فراهم می آورد و همین آن را شایسته ی پژوهش می سازد ، لکن مادامی که این فرضیه دست کم بر پاره ای از آن آزمونها فائق نشده باشد به منزله ی پیشرفتی نسبت به نظریه مساله ساز که باید جایگزین آن شود ، محسوب نخواهد شد . به تعبیر دیگر ، پیش از اینکه فرضیه تهورآمیز و جدید الاقتراح به منزله ی جانشینی مناسب برای نشریه ابطال شده پذیرفته شود باید پیش بینیهای بدیعی داشته باشد که تایید شوند . بسیاری از حدسهای متهورانه از آزمونهای بعدی جان سالم به در نخواهند برد ، و در نتیجه ، سهمی در رشد معرفت علمی برایشان منظور نخواهد شد . حدسهای تهورآمیزی که گاه به پیش بینی بدیع و نا محتملی منجر شوند و با این وصف با مشاهده یا آزمایش تایید شوند ، به منزله نقاط عطف تاریخ رشد علم شناخته خواهند شد . تایید پیش بینی های بدیعی که از حدسهای تهورآمیز اخذ شده باشند ، در تبیین رشد علم از دیدگاه ابطالگرایان اهمیتی بسزا دارند .
• تهور ، بدعت و معرفت پیشین
4- بهتر است کمی راجع به صفات «متهور» و « بدیع» آن گونه که به ترتیب برای فرضیه ها و پیش بینیها به کار می روند ، سخن بگوییم . هر دوی آنها به لحاظ تاریخی مفاهیمی نسبی هستند . آنچه در مرحله ای از تاریخ علم حدس تهور آمیز محسوب می وشد ضرورتا در مرحله ی بعدی متهورانه نخواهد بود . هنگامی که ماکسول « نظریه ی دینامیکی میدان برقاطیسی » اش را در 1864 پیشنهاد کرد حدسی تهور آمیز بود . این حدس متهورانه بود به این دلیل که با نظریه هایی که در آن زمان عموما پذیرفته شده بود معارضه داشت . این نظریه ها شامل این فرض بود که سیستمهای برقاطیسی ( آهنربا ، اجسام دارای بار ، هادیهای حامل جریان الکتریسیته و غیره ) به طور آنی در فضای خالی بر یکدیگر اثر می گذارند و نیز اینکه آثار برقاطیسی با سرعتی محدود فقط در اجسام مادی می تواند انتشار یابد . نظریه ماکسول با این فرضهای عموما پذیرفته شده تعارض داشت زیرا پیش بینی می کرد نور پدیداری برقاطیسی است و نیز پیش بینی می کرد ، همان گونه که بعدا دریافته شد ، که شدت جریانهای متغیر باید نوع جدیدی تشعشع به نام امواج رادیویی صادر کند که با سرعت محدودی در فضای خالی حرکت می کنند . بنابراین ، نظریه ماکسول در 1864 تهورآمیز بود و پیش بینی بعدی امواج رادیویی ، پیش بینی بدیع بود . امروزه ، اینکه نشریه ی ماکسول می تواند تبیین دقیقی از رفتار انواع مختلف سیستمهای برقاطیسی ارائه کند بخشی از معرفت علمی است که عموما پذیرفته شده است ، و گفتگو پیرامون وجود و خواص امواج رادیوییبه منزله پیش بینیهای بدیع تلقی نمی شود .
اگر مجموعه ی نظریه های علمی مرحله ای از تاریخ علم را که عموما پذیرفته شده و بخوبی جا افتاده است معرفت پیشین آن مرحله بنامیم ، آنگاه حدسهایی تهورآمیز خواهند بود که ادعاهایشان با توجه به معرفت پیشین آن زمان نامحتمل باشند . نظریه نسبیت عام اینشتاین در 1915 تهورآمیز بود زیرا معرفت پیشین ان زمان متضمن این فرض بود که نور در خط مستقیم حرکت می کند . این فرض با یکی از نتایج نسبیت عام ، یعنی خمیده شدن پرتو نور در میدانهای گرانشی نیرومند ، معارضه داشت . اختر شناسی کپرنیک در 1543 متهورانه بود زیرا با فرض پیشین که زمین در مرکز عالم ساکن است تعارض داشت . حال آنکه امروزه این هیات تهورآمیز محسوب نمی شوند .
همان گونه که حدسها با توجه به معرفت پیشین خود تهور امیز به حساب می آیند ، پیش بینیها نیز در صورتی بدیع قلمداد می شوند که متضمن پدیداری باشند که یا در معرفت پیشین آن زمان یافت نشود و یا معرفت پیشین صریحا آن را رد کرده باشد . پیش بینی نپتون در 1864 بدیع بود زیرا در معرفت پیشین آن زمان هیچ گونه اشاره اس به وجود چنین سیاره ای نشده بود . پیش بینی که پواسون (9) از نظریه ی موجی نور فرنل (10) در 1818 استنتاج کرد ، یعنی قابل مشاهده بودن نقطه در خشانی در مرکز یک طرف صفحه غیر شفافی که به مقدار کافی از طرف دیگر نور بر آن تابیده می شود ، بدیع بود زیرا وجود چنین نقطه درخشانی در نظریه ذره ای نور بخشی از معرفت پیشین آن زمان بود ، منتفی دانسته شده بود .
در بخش قبلی استدلال شد که پیش رفتهای عمده ی رشد معرفت علمی هنگامی حاصل می شود که یا حدسی تهور آمیز تایید و یا حدسی احتیاط آمیز ابطال شده باشد . به مدد مفهوم معرفت پیشین این نکته را در می یابیم که این دو حالت همزمان در نتیجه ی آزمایش واحدی رخ می دهند . معرفت پیشین فرضیه های محتاطانه را شامل می شود ؛ صرفا بدین علت که ان معرفت بخوبی جا افتاده و غیر مساله آمیز شناخته شده است . تایید حدسهای متهورانه متضمن ابطال بخشی از معرفت پیشین است که نسبت به آن ، این حدسها تهورآمیز بوده است .
• مقایسه تایید از نظر استقراء
تایید ها هنگامی مهم خواهند بود که با توجه به معرفت پیشین آن زمان نامحتمل به نظر آمده باشند . تاییدهاییکه قبلا حاصل شده باشند بی اهمیت هستند .
گرایان و ابطالگرایان

5- ملاحظه کردیم که مفهوم تایید ،آنگونه که ابطالگرایی پیشرفته تعبیر می کند ، نقش مهمی در علم ایفا می کند . با این وصف ، مانع از «ابطالگرایی» نامیدن آن نمی شود . ابطالگرایان پیشرفته کماکان بر این اعتقادند که نظریه ها را می توان ابطال و رد کرد ، در صورتی که هرگز نمی توان صدق یا صدق احتمالی آنها را نشان داد . هدف علم ، ابطال نشریه ها و جایگزین کردن نظریه های بهتر به جای آنهاست ، نشریه هایی که توانایی بیشتری در تحمل آزمونها داشته باشند . تایید نظریه های جدید از آن رو اهمیت دارند که بر برتری نظریه جدید نسبت به نشریه جایگزین شده گواهی دهند ، بدین صورت که شوهادی که به کمک نظریه جدید به دست آمده ، از طرفی نشریه سابق را ابطال و از طرف دیگر نظریه جدید را تایید کند . به محض اینکه نظریه تهور آمیز جدید موفق به برون راندن حریف خود از میدان شود ، خود اماج جدیدی برای آزمونهای سختگیرانه می شود . آزمونهایی که با کمک نظریه های دیگری که متهورانه تخمین زده شده اند طرح ریزی گشته اند .
به دلیل تاکید ابطالگرایان بر رشد علم ، تبیین آنها از تایید تفاوت چشمگیری با تبیین استقراء گرایان دارد . مطابق نظر استقراءگراین ، که در فصل اوی توصیف شد ، میزان اهمیت هر مورد از تایید یک نظریه تنها به وسیله رابطه ی منطقی بین گزاره های مشاهدتی تایید شده و آن نظریه تعیین می شود . میزان تاییدی که نظریه نیوتن از مشاهده نپتون به وسیله گالیله به دست می آورد هیچ فرقی با میزان تایید به دست آمده از مشاهده جدید نپتون ندارد . زمینه تاریخی که قراین و شواهد در آن حاصل می شود هیچ اهمیتی ندارد .موارد موید به گونه ای هستند که اگر بتوانند نظریه را مورد حمایت استقرائی قرار دهند ،هرچه تعدادشان بیشتر شود حمایت بیشتری برای آن نظریه و احتمال بیشتری برای صدق آن محسوب خواهد شد . چنین به نظر می رسد که این نظریه غیر تاریخی تایید ، این نتیجه نامطبوع را به دنبال خواهد داشت که مشاهدات بیشمار سقوط سنگها ، موقعیت سیارات و غیره همه فعالیت علمی ارزشمند به حساب آیند ، به طوری کهمنجر به افزایش تخمین صدق احتمالی قانون جاذبه شود .
در مقایسه ، اهمیت موارد تایید در تبیین ابطالگرایان بستگی بسیار زیادی به زمینه تاریخی آن دارد . در صورتی موردی از تایید ارزش قابل توجهی برای یک نظریه خواهد داشت که از آزمودن یک پیش بینی بدیع نتیجه شده باشد . به عبارت دیگر ، تایید ها هنگامی مهم خواهند بود که با توجه به معرفت پیشین آن زمان نامحتمل به نظر آمده باشند . تاییدهاییکه قبلا حاصل شده باشند بی اهمیت هستند . اگر امروز نظریه نیوتن را با رها کردن سنگی به زمین تایید کنم هیچ چیز با ارزشی به علم نیفزوده ام ، اما اگر فردا یک حدس نظری را تایید کنم دال بر اینکه نیروی جاذبه گرانشی بیندو جسم به درجه حرارتشان بستگی دارد و بدین سان نظریه نیوتن را ابطال کنم ، کمک عمده ای به دانش علمی کرده ام . نظریه گرانش نیوتن و پاره ای از ویژگیهایش بخشی از معرفت پیشین این زمان هستند ، در صورتی که ارتباط بین جاذبه گرانشی و درجه حرارت این گونه نیست . در اینجا مثال دیگری را در تایید نظر تاریخی ابطالگرایان ملاحظه می کنیم : هنگامی که هرتز اولین امواج رادیویی را یافت نظریه ماکسول را تایید کرد . من نیز هر گاه به رادیوی خود گوش می دهم نظریه ماکسول را تایید می کنم . وضعیت منطقی در هر دو مورد مشابهت دارد . این نظریه در هر مورد پیش بینی می کند که امواج رادیویی را می توان یافت و در هر مورد ، یافتن موفقیت آمیزشان تایید استقرائی چندی برای نظریه به همراه می آورد ، با وجود این هرتز برای تاییدی که دستاورد او بود بحق شهرت یافته است ، در صورتی که تاییدهای مکرر من در عالم پژوهشهای علمی بحق نادیده گرفته می شود . هرتز گام مهمی به جلو برداشت ، در حالی که من با گوش فرا دادن به رادیوی خود فقط درجا می زنم . ملاحظه می شود که زمینه تاریخی چقدر تفاوت ایجاد می کند (11) .
پانوشتها :
1. ad hoc
2. See for example T K.R Popper . (The Aim of Science). In his Objective . knowledge ( Oxford: Oxford University Press . 1972 ) . PP .191-205.especially P.193.
3. U.I. Leverrier
4. J .C . Adams
5. confirmation
6. چالمرز در اینجا دچار لغزش شده ، گفته است حدسهای متهورانه ابطال شوند !
7. برای بحث تفضیلی این نکته رجوع کنید به :
AF. Chamers . ( On Learning from Our Mistakes ) British Journal for the Philosophy of Science 24(1973) : 164-173.
8. این کاربرد کلمه ی « تایید شده» نباید با کاربرد دیگری که به معنای اثبات صدق نظریه ای با تصدیق آن است اشتباه شود .
9. S.D . Poisson
10 . A.J. Fresnel
11. آلن چالمرز ، چيستي علم ، تهران ، سمت ، 1367 ، ص ص 75-65 .

Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *