خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : رهرو شاد از هشياري‌، با بيم‌ در تن‌ آساني‌ مي‌نگرد، بالا مي‌رود به‌ كردار آتش‌، و بندها را همه‌، خواه‌ خُرد خواه‌ كلان‌، مي‌سوزاند.     ::    بودا : رهرو از دست‌، آگاه‌، از پاي‌ آگاه‌، از رفتار خويش‌ آگاه‌ است‌. تنها و خرسند است‌، او را رهرو مي‌خوانند.     ::    هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.     ::    گزنوفون‌ : اگر خدا عسل‌ زرد را نساخته‌ بود، مردم‌ انجير را اكنون‌ بسي‌ شيرين‌تر مي‌يافتند.     ::    بودا : فرسوده‌ است‌ اين‌ تن‌ و لانه‌ي‌ بيماريها و بسي‌ شكننده‌. اين‌ توده‌ي‌ تباهي‌، فرو مي‌شكند. راستي‌ را كه‌ فرجام‌ زندگاني‌، مرگ‌ است‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : نسبت‌، انسان‌ را جانور مكلف‌ مي‌داند و مدرنيته‌، انسان‌ را جانور محق‌، تعريف‌ مي‌كند.     ::    ملاصدرا : من‌ در اين‌ زمان‌ در ميان‌ جماعتي‌ گرفتار شده‌ام‌ كه‌ هرگونه‌ تأمل‌ در متون‌ و ژرف‌ انديشي‌ را نوعي‌ بدعت‌ در دين‌ مي‌شناسند. تو گويي‌ آنها حنبليهاي‌ كتب‌ حديث‌ هستند كه‌ حق‌ با خلق‌ و قديم‌ با حادث‌ بر آنها مشتبه‌ شده‌ است‌.     ::    مولانا : هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما / بي‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا/ پس‌ ترا هر لحظه‌، مرگ‌ و رجعتي‌ است‌/ مصطفي‌ فرمود، دنيا ساعتي‌ است‌     ::    بودا : چون‌ بداند كه‌ اين‌ تن‌ به‌ كردارِ كف‌ است‌ و بداند كه‌ سرشت‌ آن‌، سراب‌گونه‌ است‌ و بتواند تيرهاي‌ گُلْ مانندِ مارَه‌ را بشكند؛ جايي‌ بخواهد رفت‌ كه‌ شاهِ مرگ‌ نخواهدش‌ ديد.

ارسال اين مطلب به دوستان :

(( هراكليت از زبان یک روزنامه نگار ))

نام شما :
تايپ فارسی تايپ انگليسی
آدرس ايميل شما :
نام دوست شما :
آدرس ايميل دوست شما :
پيغام شما :