خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هگل‌ : مسيحيّت‌، دشمن‌ شادكامي‌ و آزادي‌ بشر و بي‌اعتنا به‌ زيبايي‌ است‌.     ::    نيچه‌ : كيست‌ كه‌ به‌ خاطر نام‌ نيك‌، خويشتن‌ را يكبار، قرباني‌ نكرده‌ باشد.     ::    بودا : مرد روشن‌ به‌ هشياري‌، غفلت‌ از خود دور كند، از برجِ بلند فرزانگي‌ بالا رود، بي‌اندوه‌ و دور از اندوهِ اندوهگينان‌. از آن‌ فراز در نادانان‌ چنان‌ فرو نگرد كه‌ كوه‌نشيني‌ هامونْنشينان‌ را.     ::    بودا : حكومت‌ بر روحيه‌ ناپايدار دشوار است‌؛ چه‌، آن‌ به‌ هر جا بخواهد مي‌رود. تسلط‌ بر روحيه‌، كار شايسته‌اي‌ است‌؛ آن‌ را آرام‌ و نيك‌بختي‌ را تأمين‌ مي‌كند.     ::    نيچه‌ : همسايه‌ي‌ ما، همسايه‌ي‌ ما نيست‌، همسايه‌ي‌ همسايه‌ي‌ ماست‌. هر ملت‌ چنين‌ مي‌انديشد.     ::    هگل‌ : فلسفه‌ من‌، شبيه‌ دايره‌ است‌:در آن‌، آغاز همان‌ انجام‌ و انجام‌، همان‌ آغاز است‌.     ::    گزنوفون‌ : يك‌ خدا هست‌ در ميان‌ خدايان‌ و آدميان‌، كه‌ بزرگ‌ترين‌ است‌. نه‌ در پيكر همانند ميرندگان‌ است‌ نه‌ در انديشه‌.     ::    نيچه‌ : ذغال‌ به‌ الماس‌ گفت‌:چرا تو اين‌ قدر سختي‌؟ آيا ما با هم‌ خويش‌ نزديك‌ نمي‌باشيم‌؟ ولي‌ من‌ از شما مي‌پرسم‌:چرا اين‌ قدر نرميد؟ اي‌ برادران‌، مگر شما برادران‌ من‌ نمي‌باشيد؟     ::    اسپينوزا : مقصود من‌ از خدا، موجود مطلقاً نامتناهي‌ است‌، يعني‌ جوهري‌ كه‌ متقوم‌ از صفات‌ نامتناهي‌ است‌.     ::    بودا : رهرو شاد از هوشياري‌، با بيم‌ در غفلت‌ مي‌نگرد، فرو نيافتد كه‌ او در كنار نيروانه‌ است‌.

ارسال اين مطلب به دوستان :

(( ابن‌ تيميّه‌ كه‌ بود و چه‌ كرد؟ ))

نام شما :
تايپ فارسی تايپ انگليسی
آدرس ايميل شما :
نام دوست شما :
آدرس ايميل دوست شما :
پيغام شما :