خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : شما بايد، خود، بكوشد؛ بودا فقط‌ راه‌ را مي‌آموزد.     ::    كانت‌ : جان‌ من‌ در برابر يك‌ انسان‌ ساده‌ عادي‌ (كه‌ از شايستگي‌ اخلاقي‌ برخوردار است‌)، به‌ حالت‌ كرنش‌ درمي‌آيد.     ::    نيچه‌ : اي‌ فرزانه‌ در مقام‌ اخترشناس‌ - تا ستارگان‌ را چيزي‌ «بر فراز خويش‌» مي‌بيني‌، چشم‌ اهل‌ معرفت‌ در تو نيست‌.     ::    بودا : رهرو شاد از هوشياري‌، با بيم‌ در غفلت‌ مي‌نگرد، فرو نيافتد كه‌ او در كنار نيروانه‌ است‌.     ::    پارمنيت‌ : لازم‌ است‌ گفتن‌ و انديشيدن‌ كه‌:هست‌، هست‌ زيرا هستي‌ (Einai) هست‌ و هيچي‌ (Mesen) نيست‌. اين‌ را به‌ فرمان‌ تو مي‌دهم‌ كه‌ دريابي‌.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : فلسفه‌ها را به‌ يك‌ اعتبار به‌ دو نحو مي‌توان‌ خواند:يكي‌ خواندن‌ رايج‌ و متداول‌ است‌ كه‌ آنچه‌ را يك‌ فيلسوف‌ گفته‌ است‌، فرامي‌گيرند. دوم‌ به‌ شرح‌ يا تلخيص‌ و درست‌ بودن‌ و نادرست‌ بودن‌ فلسفه‌ها كاري‌ ندارد، بلكه‌ ناظر به‌ اين‌ است‌ كه‌ فلسفه‌ با تاريخ‌ و زمان‌ چه‌ مناسبت‌ دارد.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : بزرگ‌ترين‌ مقامات‌ آن‌ است‌ كه‌ خوي‌ بد خويش‌ به‌ خوي‌ نيك‌ بدل‌ كنند.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : در تاريخ‌ انديشه‌ معاصر، يك‌ نظر مثبت‌ در مورد بقاي‌ روح‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ نظريه‌ي‌ «دور جاودان‌» نيچه‌ است‌. اين‌ نظر نيچه‌، كه‌ او آن‌ را با شور و حالي‌ پيامبرگونه‌ ابراز مي‌دارد، كوشش‌ و كششي‌ در افكار جديد را آشكار مي‌سازد.     ::    هراكليت‌ : به‌ اين‌ لوگوس‌، كه‌ موجودي‌ جاودان‌ است‌، آدميان‌، نانيوشندگانند، چه‌ پيش‌ از آنكه‌ بشنوندش‌، و چه‌ پس‌ از آن‌.     ::    گزنوفون‌ : يك‌ خدا هست‌ در ميان‌ خدايان‌ و آدميان‌، كه‌ بزرگ‌ترين‌ است‌. نه‌ در پيكر همانند ميرندگان‌ است‌ نه‌ در انديشه‌.
آرشيو کاريکاتور

تضاد آرامش با شادي ؟!

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور ، به پرسش زير پاسخ دهيد : 
چرا انسان مدرن ، هر چه بيشتر دنبال شادي است ، آرامش را بيشتر از دست مي دهد ؟

کد مطلب: 1487

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

rezamimq@gmail.com
اول اين كه گمان نمي‌كنم اين موضوع فقط در مورد انسان مدرن مصداق داشته باشد. انسان مدرن خيلي تافته جدابافته ‌اي نيست و در كليات حتي با انسان غار نشين وحشي هم تفاوتي نداريم. فرق ما چند روز گرسنگي است.
اما تا حدودي درست به نظر مي‌آيد. شادي را بايستي در جمع جستجو كرد و آرامش را در خلوت. شايد حرف قابل اثياتي نباشد و از نظر پوپر يك حرف غير علمي.
اما در شادي سطح انرژي بالا مي رود و با سطح انرژي بالا آرامش و سكوني در كار نيست. در ترموديناميك همه مواد تمايل دارند تا به پايين‌ترين سطح انرژي ممكن برسند. معادل اين موضوع در مورد انسان هم صدق مي‌كتد. وقتي سطح انرژي بالاست شادي و تحرك هم هست. به نظرم در استاديوم آزادي جايي براي آرامش نيست. گمان نمي‌كنم بدون وجود هر يك از اين دو هم گردش روزگار آدمي كامل باشد.
جمعه 13 فروردين 1389 ساعت 09:44
soroosh_pendar@hotmail.com
با سلام شايد پاسخ اين پرسش خود نهفته در پرسش است.جهان جديد كه كه مهمترين بارزه اش مدرنيت است داعيه لذت بخشي و بهره برداري تام وتمام وتامين سعادت دنيايي دارد اما گويا سخني از آرامش ندارد يا آن را ضميمه و مستتر در همان موارد مي داند.حال آنكه در دستگاه و جهان بيني ديني آرامش نيست مگر در ذكر خداي متعال و كسي كه درين فضا مي زيد در خوف و رجا غوطه ور است گاهي در قبضه ي خوف و ابتلا و امتحان است و گاهي در عوالم اميد و اطمينان و اينان همه در پرتو ذكر.و اين همه از ميوه هاي عالم دينداري است و خداوند متعال گويي آرامش را فقط در محاط اين جهانبيني قرار داده و در بيرون و در نزد نا معتقدين به آن حظي و بهرهاي ننهاده.و شادي صرفا دنيوي را بي توجه به عقبي منفصل از ذات و حقيقت آرامش گذارده است.و از قول خواجه :
چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد
ما به اميد غمت خاطر شادي طلبيم.
همچنين مي توان به وضوح پپيوند و نسبت تكميلي غم و شادي را در نزد عرفا نشان داد.و اشارات جاي جاي آنان نا بسندگي عيش دنيايي را عيان تر كي كند. و باز از قول خواجه:
مجوي عيش خوش از دور واژگون سپهر
كه صاف اين سر خم جمله دردي آميز است.
ولسلام.
سروش عبدالحسيني
پنجشنبه 12 فروردين 1389 ساعت 11:58
جسم ما با شادی احساس رضایت میکند ولی نه روح ما روح زمانی بیشترین احساس رضایت دارد که در ارامش باشد نه شادی
چهارشنبه 11 فروردين 1389 ساعت 19:58
حقيقتي كه انسان مدرن فراموش كرده باعث فرو رفتن در باتلاقي شده كه ظاهرا شادي نام گرفته!
چهارشنبه 11 فروردين 1389 ساعت 17:37
فكر كنم خودتون جواب سوال رو دادين.

شادي يك احساس است و آرامش يك احساس ديگر.

هر انسان شادي-آرام نيست.

و هر انسان آرامي-شاد نيست.

اما در رابطه را به دست آوردن احساسات(به دنبال شادي يا آرامش بودن). ما هرگز نميتوانيم به دنبال احساسي باشيم. تنها مي توانيم بستر وجود خود را آماده كنيم تا حس كنيم. حال چه شادي را بخواهيم و چه آرامش را.در واقع ما بايد خودمان باشيم تا حس كنيم.
يكشنبه 8 فروردين 1389 ساعت 23:21

123456789