خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
سهل‌ شوشتري‌ : هر وجدي‌ كه‌ صوفي‌ دارد، اگر كتاب‌ و سنت‌ به‌ راستي‌ آن‌ گواهي‌ ندهد، باطل‌ است‌.     ::    هراكليت‌ : خداوندگاري‌ كه‌ هاتف‌ پيش‌گويي‌ او در پرستشگاه‌ دلفي‌ است‌، نه‌ سخن‌ مي‌گويد، نه‌ پنهان‌ مي‌كند. بلكه‌ اشاره‌ مي‌كند.     ::    هگل‌ : فلسفه‌ من‌، شبيه‌ دايره‌ است‌:در آن‌، آغاز همان‌ انجام‌ و انجام‌، همان‌ آغاز است‌.     ::    بودا : چون‌ بداند كه‌ اين‌ تن‌ به‌ كردارِ كف‌ است‌ و بداند كه‌ سرشت‌ آن‌، سراب‌گونه‌ است‌ و بتواند تيرهاي‌ گُلْ مانندِ مارَه‌ را بشكند؛ جايي‌ بخواهد رفت‌ كه‌ شاهِ مرگ‌ نخواهدش‌ ديد.     ::    نيچه‌ : ابرمرد، انساني‌ است‌ كه‌ بر خود چيره‌ است‌؛ و آن‌ انسان‌ پر هيجاني‌ است‌ كه‌ بر احساس‌ و هيجانهاي‌ خود پيروز شده‌ است‌.    ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : وقت‌ تو عزيزترين‌ چيزهاست‌، پس‌ آن‌ را به‌ عزيزترين‌ چيزها مشغول‌ساز.     ::    نيچه‌ : كيست‌ كه‌ به‌ خاطر نام‌ نيك‌، خويشتن‌ را يكبار، قرباني‌ نكرده‌ باشد.     ::    بودا : چون‌ بداند كه‌ اين‌ تن‌ به‌ كردارِ كف‌ است‌ و بداند كه‌ سرشت‌ آن‌، سراب‌گونه‌ است‌ و بتواند تيرهاي‌ گُلْ مانندِ مارَه‌ را بشكند؛ جايي‌ بخواهد رفت‌ كه‌ شاهِ مرگ‌ نخواهدش‌ ديد.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : بزرگ‌ترين‌ مقامات‌ آن‌ است‌ كه‌ خوي‌ بد خويش‌ به‌ خوي‌ نيك‌ بدل‌ كنند.     ::    هراكليت‌ : اگر خوشبختي‌ در لذتهاي‌ جسماني‌ مي‌بود، بايد گاوان‌ نر را، هنگامي‌ كه‌ ماش‌ سبز براي‌ خوردن‌ مي‌يابند، خوشبخت‌ بخوانند.
تاریخ یونان از ابتدا تا مرگ اسکندرآرشيو مطلب

فكر اخلاقي‌ در يونان‌

طنز ديوجانس‌ از اخلاق‌ يوناني‌
16-1- در نظر نخست‌، مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ دين‌ در اخلاق‌ مردم‌ تأثير زيادي‌ نداشت‌، زيرا دين‌ يوناني‌ از آغاز مجموعه‌اي‌ از مراسم‌ جادويي‌ بود و به‌ اخلاق‌ مربوط‌ نمي‌شد. در دين‌ يوناني‌، اجراي‌ صحيح‌ تشريفات‌ سنتي‌ بيش‌ از درستي‌ و پاكي‌ انسان‌ اهميت‌ داشت‌، و خدايان‌ آسماني‌ و زميني‌ يونانيان‌ از لحاظ‌ عفت‌ و شرافت‌ و نجابت‌ سرمشقهايي‌ عالي‌ به‌ انسان‌ ندادند. حتي‌ در اسرارالئوسي‌، اجراي‌ مراسم‌، بزرگ‌ترين‌ وسيله‌ي‌ رستگاري‌ و رهايي‌ از عذاب‌ به‌ شمار مي‌رفت‌، و پاكي‌ روحي‌ و كرامت‌ اخلاقي‌ مطمح‌ نظر نبود. در اين‌ باره‌، ديوجانس‌ از سر طنز مي‌گويد: «پاتايكيون‌ دزد، پس‌ از مرگ‌ خوشبخت‌تر از آگسيلائوس‌ يا اپامينونداس‌ خواهد بود، زيرا در مناسك‌ اسرارالئوسي‌ شركت‌ داشته‌ است‌.» 

با اين‌ وصف‌، دين‌ يوناني‌، برخلاف‌ آنچه‌ در بادي‌ امر به‌ نظر مي‌رسد، از لحاظ‌ اخلاق‌ به‌ مردم‌ و دولت‌ كمكهايي‌ نهاني‌ مي‌كرد، چنان‌ كه‌ مراسم‌ تطهير، گرچه‌ اموري‌ تشريفاتي‌ بودند، يونانيان‌ را به‌ عادات‌ اخلاقي‌ خو مي‌دادند. همچنين‌ خدايان‌ يوناني‌ با همه‌ي‌ ضعفهاي‌ خود كما بيش‌ در نشر فضيلت‌ مؤثر افتادند، زيرا معمولاً بر ستمكاران‌ خشم‌ مي‌گرفتند؛ از متكبران‌ انتقام‌ مي‌كشيدند؛ دورافتادگان‌ از وطن‌ و نيازمندان‌ را پناه‌ مي‌دادند؛ و با قدرت‌ خود، پيمان‌شكنان‌ را به‌ كيفر مي‌رساندند. مثلاً ديكه‌ (خداي‌ عدالت‌) ظلم‌ را بي‌پاسخ‌ نمي‌گذاشت‌، و ائومنيدس‌ (مهربانان‌) قاتلاني‌ چون‌ اورستس‌ را تا سر حد جنون‌ و مرگ‌ تعقيب‌ مي‌كرد. از اين‌ گذشته‌، دين‌ يوناني‌ به‌ مهم‌ترين‌ عناصر زندگي‌ - مانند
ديوجانس‌ از سر طنز مي‌گويد: «پاتايكيون‌ دزد، پس‌ از مرگ‌ خوشبخت‌تر از آگسيلائوس‌ يا اپامينونداس‌ خواهد بود، زيرا در مناسك‌ اسرارالئوسي‌ شركت‌ داشته‌ است‌.»
ولادت‌، ازدواج‌، خانواده‌، طايفه‌، و دولت‌ - جامه‌ي‌ تقدس‌ مي‌پوشانيد و آنها را از صورت‌ امور زودگذر دنيوي‌ بيرون‌ مي‌آورد. بر اثر پرستش‌ و بزرگداشت‌ مردگان‌، ميان‌ مردم‌ قرون‌ متمادي‌ رابطه‌ و وحدتي‌ عميق‌ برقرار مي‌شد، و هر فرد خود را نه‌ عضو يك‌ خانواده‌، بلكه‌ حلقه‌اي‌ از زنجيره‌ي‌ انسانهاي‌ پيشين‌ و اكنون‌ و آينده‌ مي‌انگاشت‌. خانواده‌ عاملي‌ است‌ براي‌ بقاي‌ فرد در جريان‌ نسلها. هر كس‌ از لحاظ‌ ديني‌ موظف‌ به‌ همسرگيري‌ و فرزند آوري‌ است‌. كيست‌ كه‌ مرد بي‌فرزند را به‌ خاك‌ سپارد و به‌ زيارت‌ قبر او رود و او را به‌ آيندگان‌ پيوند دهد؟ دين‌ يوناني‌ نه‌ تنها مردم‌ را به‌ توليدمثل‌ تشويق‌ مي‌كرد و باعث‌ افزايش‌ جمعيت‌ مي‌شد، بلكه‌، با تكيه‌ بر حفظ‌ استمرار نسلها، آنها را به‌ حفظ‌ نظام‌ اجتماعي‌ و دفاع‌ از وطن‌ بر مي‌انگيخت‌. در هر شهر، خدا يا خدايان‌ خاص‌ آن‌ شهر بيش‌ از خدايان‌ ديگر معزز بودند، و همه‌ي‌ قوانين‌ و سازمانهاي‌ گوناگون‌ جامعه‌ در ميان‌ هاله‌اي‌ ديني‌ قرار داشت‌. به‌ راستي‌، دين‌، جامعه‌ را در برابر خودخواهي‌ و سودجويي‌ فرد چون‌ سدي‌ دفاعي‌ درآورد. 

تأثير دوگانه‌ دين‌ بر ادب‌ و فلسفه‌ يوناني‌
16-2- در آغاز، دين‌ از ادب‌ و هنر و فلسفه‌ نيرو گرفت‌، ولي‌ بعداً از آنها زيان‌ ديد. هنر فيدياس‌ به‌ خدايان‌ جلوه‌هايي‌ زيبا و شكوهمند داد، و شعرهاي‌ پينداروس‌ و سوفوكل‌ و اشيل‌ به‌ نواميس‌ ديني‌ عمق‌ اخلاقي‌ بخشيد. همچنين‌ افلاطون‌ و فيثاغورس‌ فلسفه‌ را با دين‌ آميختندو، با طرح‌ مفهوم‌ خلود، در پيشرفت‌ اخلاق‌ انساني‌ مؤثر افتادند. اما، در برابر اينان‌، پروتاگوراس‌ دين‌ را با ديده‌ي‌ ترديد نگريست‌، ذيمقراطيس‌ فايده‌ي‌ دين‌ را انكار كرد، اوريپيد خدايان‌ را به‌ ريشخند گرفت‌، و بر روي‌ هم‌ فلسفه‌ي‌ يوناني‌ دين‌ را، كه‌ مبناي‌ اخلاق‌ بود، به‌ نابودي‌ كشانيد. 

انسانهايي‌ بي‌رحم‌؟
16-3- همچنان‌ كه‌ روح‌ كنجكاو يونانيان‌ دانش‌ آنان‌ را پديد مي‌آورد، سودجويي‌
افلاطون‌ و فيثاغورس‌ فلسفه‌ را با دين‌ آميختندو، با طرح‌ مفهوم‌ خلود، در پيشرفت‌ اخلاق‌ انساني‌ مؤثر افتادند. اما، در برابر اينان‌، پروتاگوراس‌ دين‌ را با ديده‌ي‌ ترديد نگريست‌، ذيمقراطيس‌ فايده‌ي‌ دين‌ را انكار كرد، اوريپيد خدايان‌ را به‌ ريشخند گرفت‌، و بر روي‌ هم‌ فلسفه‌ي‌ يوناني‌ دين‌ را، كه‌ مبناي‌ اخلاق‌ بود، به‌ نابودي‌ كشانيد.
و مال‌ اندوزيشان‌ اساس‌ اقتصاد آن‌ سرزمين‌ را استقرار مي‌بخشد. افلاطون‌، با مبالغه‌اي‌ كه‌ خاص‌ علماي‌ اخلاق‌ است‌، در اين‌ باره‌ چنين‌ مي‌گويد: «حب‌ مال‌ سراسر وجود آدميان‌ را تسخير مي‌كند و هرگز به‌ آنان‌ مجال‌ نمي‌دهد كه‌ حتي‌ لحظه‌اي‌ درباره‌ي‌ چيزي‌ جز اموال‌ شخصي‌ خويش‌ بينديشند. روح‌ شهرمندي‌ وابسته‌ به‌ اين‌ است‌». مردم‌ آتن‌ جانوراني‌ سبقت‌ جو و فزوني‌طلبند و با رقابتي‌ تقريباً بي‌رحمانه‌ يكديگر را تحريك‌ و تهييج‌ مي‌كنند. بسيار زيركند و در حيله‌ و تدبير از ساميان‌ كم‌ نيستند؛ از هر لحاظ‌، چون‌ عبرانيان‌ تورات‌ سرسخت‌، جنگجو، لجوج‌، و مغرورند. احساساتي‌ و رقيق‌القلب‌ نيستند، و اشكهاي‌ اوريپيد را نمي‌پسندند. نسبت‌ به‌ حيوانات‌ مهربان‌، و نسبت‌ به‌ آدميان‌ بي‌رحم‌ و ظالمند. بردگان‌ بي‌گناه‌ را منظماً شكنجه‌ مي‌دهند و پس‌ از كشتار مردم‌ غيرنظامي‌ يك‌ شهر با خيال‌ آسوده‌ به‌ خواب‌ مي‌روند. ولي‌، با اين‌ همه‌، نسبت‌ به‌ تنگدستان‌ و عاجزان‌ سخاوتمندند؛ وقتي‌ كه‌ مجلس‌ مي‌شنود كه‌ دختر آريستوگيتون‌، قائل‌ پادشاه‌ مستبد، در لمئوس‌ به‌ فقر و گرسنگي‌ زندگي‌ مي‌كند، هزينه‌ي‌ بازگرداندن‌ و شوي‌ دادن‌ او را فراهم‌ مي‌سازد. ستمديدگان‌ و كساني‌ كه‌ از شهرهاي‌ ديگر رانده‌ شده‌اند در آتن‌ پناهگاهي‌ پر مهر مي‌يابند. 

آرته‌ همه‌ چيز است‌!
16-4- در حقيقت‌، مفهوم‌ اخلاق‌ براي‌ مردم‌ يونان‌ جز آن‌ است‌ كه‌ امروز براي‌ ماست‌. نه‌ وجدان‌ مردم‌ نيك‌ نفس‌ و صالح‌ طبقه‌ي‌ متوسط‌ را آرزو مي‌كنند، نه‌ احترامات‌ و افتخارات‌ اشراف‌ را. در نظر ايشان‌، بهترين‌ زندگي‌ آن‌ است‌ كه‌ از هر جهت‌ كامل‌ و غني‌ بوده‌ و از سلامت‌، قدرت‌، جمال‌، شهرت‌، عاطفه‌، ثروت‌، حادثه‌، و تفكر سرشار باشد. نزد آنان‌، آرته‌ (فضيلت‌) با مردانگي‌ يكي‌ است‌، و لفظاً و اصلاً با مفهوم‌ جنگ‌ ( آرس‌ = خداوند جنگ‌) ملازمه‌ دارد و درست‌ همان‌ است‌ كه‌ نزد روميان‌ «ويرتوس‌» گفته‌ مي‌شود، و با كلمه‌ي‌ رجوليت‌ از يك‌ ريشه‌ است‌. مرد دلخواه‌ و كمال‌ مطلوب‌ آتني‌ كسي‌ است‌ كه‌ زيبايي‌ و دادگري‌ را با فن‌ زندگي‌ بياميزد، كفايت‌ و شهرت‌ و ثروت‌ را به‌ صراحت‌ قدر بشناسد، و دوستي‌ و فضيلت‌ و انسانيت‌ را ارج‌ گذارد. اين‌ مردم‌ نيز، چون‌ گوته‌ ، برآنند كه‌ روح‌ و نفس‌ را كمال‌ بخشيدن‌،
همه‌ي‌ صفات‌ و خصايص‌ مردم‌ آتن‌ دست‌ به‌ هم‌ داده‌، اين‌ كشور - شهر را به‌ وجود آورده‌ است‌. در اينجا، قدرت‌ و شهامت‌، هوشمندي‌ و زبان‌آوري‌، عصيان‌طلبي‌ و حب‌ مال‌، غرور و وطن‌ دوستي‌، و جمال‌پرستي‌ و آزادي‌خواهي‌ آنان‌ به‌ وجود آمده‌ و به‌ هم‌ پيوسته‌اند. شهوات‌ و عواطفشان‌ تند و سرشار، و تعصبشان‌ اندك‌ است‌. گاه‌ به‌ گاه‌، تعصبات‌ ديني‌ را مي‌پذيرند، نه‌ بدان‌ جهت‌ كه‌ مانع‌ آزادي‌ فكر شوند، بلكه‌ از آن‌ رو كه‌ اين‌ امر در سياستهاي‌ حزبي‌ مؤثر است‌ و اخلاقيات‌ را محدود مي‌سازد. در موارد ديگر، آزاديشان‌ به‌ حدي‌ است‌ كه‌ در نظر مهمانان‌ مشرق‌ زميني‌، هرج‌ و مرج‌ شگفت‌انگيز مي‌نمايد.
همه‌ چيز است‌. با اين‌ نظر عجب‌ و غروري‌ همراه‌ است‌ كه‌ صراحت‌ آن‌ به‌ مذاق‌ ما خوش‌ نمي‌آيد: اين‌ مردم‌ هرگز از خودستايي‌ سير نمي‌شوند، و در هر مقام‌، از تفوق‌ خويش‌ بر جنگجويان‌ و نويسندگان‌ و هنرمندان‌ ملتهاي‌ ديگر سخن‌ مي‌گويند. اگر بخواهيم‌ يونانيان‌ را با روميان‌ بسنجيم‌، بايد فرانسه‌ي‌ امروز را با انگلستان‌ مقايسه‌ كنيم‌؛ واگر بخواهيم‌ اختلاف‌ روح‌ اسپارتي‌ و روح‌آتني‌ را دريابيم‌، بايد آلمان‌ را در مقابل‌ فرانسه‌ قرار دهيم‌. 

تأثير آزادي‌ بر اخلاقيات‌ يونانيان‌
16-5- همه‌ي‌ صفات‌ و خصايص‌ مردم‌ آتن‌ دست‌ به‌ هم‌ داده‌، اين‌ كشور - شهر را به‌ وجود آورده‌ است‌. در اينجا، قدرت‌ و شهامت‌، هوشمندي‌ و زبان‌آوري‌، عصيان‌طلبي‌ و حب‌ مال‌، غرور و وطن‌ دوستي‌، و جمال‌پرستي‌ و آزادي‌خواهي‌ آنان‌ به‌ وجود آمده‌ و به‌ هم‌ پيوسته‌اند. شهوات‌ و عواطفشان‌ تند و سرشار، و تعصبشان‌ اندك‌ است‌. گاه‌ به‌ گاه‌، تعصبات‌ ديني‌ را مي‌پذيرند، نه‌ بدان‌ جهت‌ كه‌ مانع‌ آزادي‌ فكر شوند، بلكه‌ از آن‌ رو كه‌ اين‌ امر در سياستهاي‌ حزبي‌ مؤثر است‌ و اخلاقيات‌ را محدود مي‌سازد. در موارد ديگر، آزاديشان‌ به‌ حدي‌ است‌ كه‌ در نظر مهمانان‌ مشرق‌ زميني‌، هرج‌ و مرج‌ شگفت‌انگيز مي‌نمايد. مردم‌ آتن‌، نيمي‌ از عمر خود را صرف‌ خدمت‌ به‌ كشور خويش‌ مي‌كنند، زيرا همه‌ آزادند، و به‌ آمال‌، رسيدن‌ به‌ هر مقامي‌ براي‌ هر يك‌ از شارمندان‌ ممكن‌ است‌، و هر كس‌ به‌ نوبت‌ خويش‌ هم‌ فرمانروا و هم‌ فرمانبردار است‌. خانه‌ي‌ آنان‌ جايي‌ است‌ كه‌ در آن‌ مي‌خوابند، و زندگيشان‌ در بازار، مجلس‌ عامه‌ و مجلس‌ اعيان‌، دادگاهها، جشنهاي‌ عمومي‌ و مسابقات‌ ورزشي‌، و تئاترهايي‌ كه‌ موجب‌ تجليل‌ شهر و خدايان‌ آن‌ است‌، مي‌گذرد. به‌ دولت‌ اين‌ حق‌ را مي‌دهند كه‌ از شخص‌ آنان‌ و اموالشان‌ براي‌ مصالح‌ كشور و رفع‌ نيازمنديهاي‌ آن‌ استفاده‌ كند. تحميلات‌ و سخت‌گيريهاي‌ دولت‌ را بر خود هموار مي‌كنند، زيرا دولت‌ آنان‌ براي‌ رشد و تكامل‌ انساني‌ موجباتي‌ فراهم‌ مي‌كند كه‌ از آن‌ پيش‌ در هيچ‌ كشوري‌ نظيرش‌ نبوده‌ است‌؛ از مدنيت‌ خويش‌ غيورانه‌ دفاع‌ مي‌كنند، زيرا مهد و نگهبان‌ آزادي‌ آنان‌ است‌. هرودوت‌ مي‌گويد: «بدين‌ ترتيب‌، قدرت‌ آتن‌ افزايش‌ يافت‌؛ و نه‌ تنها از اين‌ جهت‌، بلكه‌ از جهات‌ بسيار معلوم‌ مي‌شود كه‌ آزادي‌ نعمت‌ عظيمي‌ است‌. آتنيان‌، تا زماني‌ كه‌ تحت‌ حكومت‌ پادشاهان‌ مستبد بودند، از هيچ‌ يك‌ از همسايگان‌ خويش‌ دليرتر نبودند؛ لكن‌ به‌ محض‌ آنكه‌ از زير يوغ‌ گردن‌ برافراشتند، دليرترين‌ و نيرومندترين‌ ملتها شدند.» با اين‌ همه‌ يك‌ نكته‌ را بايد به‌ خاطر داشت‌ و آن‌ اينكه‌ حتي‌ در دوران‌ شكفتگي‌ و باروري‌ تمدن‌ يونان‌، انديشه‌ي‌ عميق‌ترين‌ مردان‌ آن‌ - نه‌ فلاسفه‌، بلكه‌ درام‌نويسان‌ - از كوتاهي‌ شاديها و لذات‌، و سرسختي‌ مرگ‌، آزرده‌ است‌.

کد مطلب: 613

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين