خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
نيچه‌ : مردم‌ دنياي‌ امروز به‌ واسطه‌ي‌ مهجوريتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مصطلحات‌ ديني‌ مسيح‌ پيدا كرده‌اند، ديگر قادر نيستند علو و عظمت‌ وحشت‌آور مفهومي‌ را كه‌ كلمه‌ رمز و معماي‌ «خداي‌ روي‌ صليب‌» در ذهن‌ و ذوق‌ مردمان‌ عهد عتيق‌ داشت‌، احساس‌ كنند.     ::    برديايف‌ : تجربه‌گرايي‌ يعني‌ تسليم‌شدن‌ به‌ سلطه‌ي‌ جهان‌ و تاريخ‌ و انطباق‌ با انسان‌ ميان‌ مايه‌؛ و به‌ انسان‌ و آراء او، رنگ‌ اجتماعي‌ بخشيدن‌ و نابود كردن‌ شخصيّت‌ متمايز خرد.     ::    دكتر شريعتي‌ : ماترياليسم‌، جنس‌ و ذات‌ انسان‌ را ماده‌ مي‌داند. در همين‌ تعريف‌، او را در چارچوب‌ تكاملي‌ كه‌ در ماده‌ بودن‌ محدود است‌، حبس‌ مي‌كند.     ::    هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.     ::    بودا : او را چه‌ شادي‌ هست‌ از ديدن‌ اين‌ استخوانهاي‌ سپيد، به‌ كردار كدوهايي‌ دور افكنده‌ در خزان‌؟     ::    دكارت‌ : هر چيزي‌ را كه‌ من‌ به‌ طور واضح‌ و متمايز به‌ تصور آورم‌، صحيح‌ خواهد بود.     ::    برديايف‌ : تجربه‌گرايي‌ يعني‌ تسليم‌شدن‌ به‌ سلطه‌ي‌ جهان‌ و تاريخ‌ و انطباق‌ با انسان‌ ميان‌ مايه‌؛ و به‌ انسان‌ و آراء او، رنگ‌ اجتماعي‌ بخشيدن‌ و نابود كردن‌ شخصيّت‌ متمايز خرد.     ::    بودا : اي‌ سازنده‌ خانه‌! اكنون‌ تو را ديده‌ام‌، تو ديگر باره‌ اين‌ خانه‌ را نمي‌تواني‌ ساخت‌. لنگه‌ي‌ خر پاهايت‌ همه‌ شكسته‌ است‌ و تيرِ كاكلهايت‌ خراب‌ شده‌ اما دل‌ من‌، به‌ فرونشاندن‌ تشنگيها رسيده‌ است‌.     ::    كانت‌ : ميان‌ همه‌ي‌ ايده‌هاي‌ خردنظري‌، آزادي‌ تنها ايده‌اي‌ است‌ كه‌ امكان‌ آن‌ را به‌ طور آزاد از تجربه‌، مي‌شناسيم‌.     ::    بودا : رهروي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خويش‌ آگاه‌ است‌، فرزانه‌وار سخن‌ مي‌گويد، خودستا نيست‌، معنا و متن‌ را روشنگري‌ مي‌كند، سخن‌اش‌ به‌ راستي‌ شيرين‌ است‌.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

فلسفه نبوت

41805 حبيب اللهي، محمود
فلسفه نبوت/محمود حبيب اللهي؛ به راهنمايي: محسن جوادي؛ استاد مشاور: محمدحسين حشمت پور.
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه قم ، مركز تربيت مدرس، 1380.
192صفحه

نبوت Prophecy / فلسفه Philosophy
چكيده : اين رساله در چهار بخش نگارش يافته است : در مقدمه ، ابتدا به ضرورت و انگيزه هاي بحث از سه جهت پرداخته و به دليل سلسله مباحث مطرح شده در زمينه فلسفه نبوت ، هم خواني كامل با مباحث دين پژوهي دارد، در قسمت دوم ، به رابطه دين و نبوت اشاره شده است . در قسمت پاياني ، گزارشي از پيشينه تاريخي نبوت ارائه شده كه در آن ، با استناد به حكايت مورخان و آيات قرآن ، متحد بودن تاريخ نبوت با تاريخ انسان ثابت گرديده است . در بخش نخست ، كه شامل دو فصل است ، ابتدا به مفهوم نبوت و نبي پرداخته و در فصل دوم ، مفهوم فلسفه نبوت مورد بررسي قرار گرفته است . در بخش دوم كه قسمت اعظم اين رساله را به خود اختصاص داده و به دليل هم خواني با موضوع رساله از اهميت زيادتري برخوردار است ، در دو فصل نگارش يافته است . در فصل اول ضرورت نبوت از ديدگاه متكلمان به وسيله برهان لطف مورد تحليل قرار گرفته است . در فصل دوم ، ضرورت نبوت از ديدگاه حكيمان ، در ضمن دو برهان ، برهان عدالت اجتماعي و برهان هدايت بيان گرديده است . در بخش سوم كه به دو بخش تقسيم شده است : در فصل اول ، قلمرو دين با موضوعاتي همچون رابطه دين و دنيا ، جامعيت دين اسلام واضح گرديده و در فصل دوم ، به خدمات ارزنده و شايسته انبيا اشاره شده است . و بالاخره در بخش پاياني به سه مولفه نبوت ، وحي ، معجزه و عصمت كه بحث فلسفه نبوت را براي زندگي بشر تكميل مي كند، به طور مختصر اشاره شده است.
دانشگاه قم ، مركز تربيت مدرس

کد مطلب: 253

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين