خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
كي‌ يرگكارد : در عصري‌ گرفتار آمده‌ايم‌ كه‌ عاطفه‌ به‌ سود علم‌ از صحنه‌ پاك‌ شده‌ است‌.     ::    بودا : گُل‌ چينِ پراكنده‌ دل‌ را مرگ‌ چنان‌ درربايد كه‌ سيلابي‌ روستاي‌ خفته‌ را.     ::    هراكليت‌ : افتخارها، خدايان‌ و آدميان‌ را برده‌ مي‌سازد.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : نظام‌ جمهوري‌ مغرب‌، همان‌ ساز كهن‌ است‌ كه‌ در پرده‌هاي‌ آن‌ غير از نواي‌ قيصري‌ نيست‌.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ مثال‌، مرتبه‌اي‌ از وجود است‌ كه‌ ميان‌ عالم‌ عقلي‌ و عالم‌ ماده‌ قرار گرفته‌ است‌. از نظر مشايين‌، اين‌ عالم‌ آخرين‌ عالم‌ از عقول‌ طولي‌ است‌ (به‌ نام‌ عقل‌ فعال‌) اما از نظر اشراقيين‌، اين‌ عالم‌ را بعضي‌ از عقول‌ عرضي‌ به‌ وجود آورده‌اند.     ::    كانت‌ : دو چيز جان‌ مرا از اعجاب‌ و احترام‌، سرشار مي‌سازد:آسمان‌ پر ستاره‌ي‌ بالاي‌ سر من‌ و قانون‌ اخلاقي‌ در درون‌ من‌.     ::    سهل‌ شوشتري‌ : هر وجدي‌ كه‌ صوفي‌ دارد، اگر كتاب‌ و سنت‌ به‌ راستي‌ آن‌ گواهي‌ ندهد، باطل‌ است‌.     ::    پارمنيت‌ : لازم‌ است‌ گفتن‌ و انديشيدن‌ كه‌:هست‌، هست‌ زيرا هستي‌ (Einai) هست‌ و هيچي‌ (Mesen) نيست‌. اين‌ را به‌ فرمان‌ تو مي‌دهم‌ كه‌ دريابي‌.     ::    بودا : خوب‌ است‌ فضيلتي‌ كه‌ تا پيري‌ دوام‌ آورد؛ خوب‌ است‌ ايماني‌ كه‌ بيخي‌ استوار دارد؛ خوب‌ است‌ رسيدن‌ به‌ فراشناخت‌؛ خوب‌ است‌ بد نكردن‌.     ::    بودا : كُهن‌دژي‌ است‌ بر آورده‌ از استخوان‌؛ و اندودي‌ از گوشت‌ و خون‌ بر آن‌، در او نشسته‌ پيري‌ و مرگ‌، مني‌ و فريب‌.
مکتب تفکیکآرشيو مطلب

پايه‌ گذاران‌ (1)

سابقه‌ مكتب‌ تفكيك‌
1-1- در ميان‌ مكتبهاي‌ فكري‌ و در كتب‌ ملل‌ و نحل‌ و فرقه‌هاي‌ مذهبي‌، اصطلاحي‌ به‌ عنوان‌ «مكتب‌ تفكيك‌» ديده‌ نمي‌شود، ولي‌ اگر از ويژگيهاي‌ اين‌ جريان‌ فكري‌ و خصوصيات‌ كساني‌ كه‌ آن‌ را به‌ وجود آورده‌اند صرف‌ نظر كنيم‌ و تنها به‌ مفاد و محتواي‌ كلّي‌ و اصلي‌ آن‌ توجه‌ نماييم‌ خواهيم‌ ديد كه‌ نه‌ تنها جديد و بي‌سابقه‌ نيست‌ بلكه‌ از قديمي‌ترين‌ جريانهاي‌ فكري‌ در جهان‌ اسلام‌ شناخته‌ مي‌شود. زيرا آنچه‌ در اين‌ جريان‌ فكري‌ به‌ طور عام‌ و كلّي‌ مطرح‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ بين‌ حقايق‌ ديني‌ كه‌ از طريق‌ وحي‌ الهي‌ نازل‌ مي‌شود با آنچه‌ محصول‌ انديشه‌ي‌ بشري‌ به‌ شمار مي‌آيد تفاوت‌ و تفكيك‌ قائل‌ شويم‌ و آنها را با يكديگر مخلوط‌ نسازيم‌. 

كمتر كسي‌ را مي‌شناسيم‌ كه‌ با خلط‌ و درهم‌آميختن‌ ميان‌ تعليمات‌ پيغمبران‌ و علوم‌ بشري‌ نظر مساعد و موافق‌ داشته‌ باشد. به‌ اين‌ ترتيب‌ تفكيك‌، به‌ معني‌ جداكردن‌ ميان‌ وحي‌ الهي‌ و دانشهاي‌ بشري‌ باشد مورد انكار هيچ‌يك‌ از انديشمندان‌ اسلامي‌ نبوده‌ و از قرو ن‌ اوليه‌ي‌ اسلام‌ نيز مورد توجه‌ قرارگرفته‌ است‌. با اين‌ همه‌ عنوان‌ «مكتب‌ تفكيك‌» با يك‌ سلسله‌ ويژگيها و خصوصياتي‌ كه‌ به‌ طرز تفكر و نوع‌ انديشه‌ي‌ طرافداران‌ آن‌ مربوط‌ مي‌گردد بسيار جديد و كم‌سابقه‌ است‌. چيزي‌ حدود نيم‌ قرن‌ است‌ كه‌ اين‌ جريان‌ فكري‌ در خراسان‌ به‌ منصّه‌ي‌ بروز و ظهور رسيده‌ و به‌ تدريج‌ طرفداران‌ بيشتري‌ پيدا كرده‌ است‌. در ميان‌ كساني‌ كه‌ به‌ اين‌ جريان‌ اظهارعلاقه‌ مي‌كنند عنوان‌ « مكتب‌ تفكيك‌ » كم‌ و بيش‌ مطرح‌ مي‌گشت‌ و از خلال‌ سخنان‌ آنان‌ اين‌ زمزمه‌ به‌ گوش‌ مي‌رسيد. 

آثار مشهور مكتب‌ تفكيك‌
1-2- در سالهاي‌ اخير به‌ وسيله‌ي‌ علماي‌ مكتب‌ چند كتاب‌ انتشار يافته‌ كه‌ بسياري‌ از اين‌ مسائل‌ در آنها مورد بحث‌ و بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌. فتوكپي‌ تعدادي‌ از اوراق‌ و جزوه‌ها نيز در دست‌ است‌ كه‌ نسخه‌ي‌ اصل‌ آن‌ به‌ خط‌ برخي‌ از علماي‌ معروف‌ اين‌ مكتب‌ تحرير يافته‌ و برخي‌ از اين‌ گونه‌ مسائل‌ در آن‌ مطرح‌ شده‌ است‌.
كتاب‌ بيان‌ الفرقان‌ مرحوم‌ حاج‌ شيخ‌ مجتبي‌ قزويني‌ ازجمله‌ كتابهاي‌ مهم‌ و معتبري‌ است‌ كه‌ خطوط‌ اصلي‌ اين‌ جريان‌ فكري‌ در آن‌ انعكاس‌ يافته‌ است‌. كتاب‌ ديگري‌ تحت‌ عنوان‌ تنبيهات‌ حول‌المبدأ و المعاد به‌ قلم‌ آيت‌اللّه‌ ميرزا حسنعلي‌ مرواريد نوشته‌ شده‌ كه‌ در آن‌ نيز مسائل‌ مخصوص‌ مكتب‌ تفكيك‌ مطرح‌ گشته‌ است‌. كتاب‌ ديگري‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ داراي‌ اهميّت‌ است‌ كتاب‌ توحيد الاماميه‌ آيت‌اللّه‌ شيخ‌ محمد باقر ملكي‌ ميانجي‌ را بايد نام‌ برد كه‌ در اين‌ كتاب‌ نيز مسائل‌ مخصوص‌ مكتب‌ تفكيك‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌. البته‌ كتاب‌ مكتب‌ تفكيك‌ محمدرضا حكيمي‌ از جهت‌ تنوع‌ مطالب‌ و اسلوب‌ نگارش‌ با ساير كتابهايي‌ كه‌ در اين‌ باب‌ نوشته‌ شده‌ تفاوت‌ دارد به‌ اين‌ ترتيب‌ منابع‌ تحقيق‌ و دسترسي‌ به‌ انديشه‌هاي‌ اصحاب‌ تفكيك‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ اندك‌ نيست‌. نويسندگان‌ كتابهايي‌ كه‌ در اينجا ذكر شد يا به‌ طورمستقيم‌ و بدون‌واسطه‌ از شاگردان‌ مرحوم‌ ميرزا مهدي‌ اصفهاني‌ بوده‌اند و يا اينكه‌ با واسطه‌ از شاگردان‌ و علاقه‌مندان‌ وي‌ محسوب‌ مي‌شوند. چهره‌هاي‌ اين‌ مكتب‌ را به‌ روايت‌ استاد ديناني‌ باز مي‌شناسيم‌. 

پانوشتها
1. در تحرير اين‌ بخشها از آثار استاد گرانقدر دكترت‌ دينايي‌ استفاده‌ شده‌ است‌.

کد مطلب: 172

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

mordade1388@yahoo.com
سلام
بر خلاف نظر شما، با توجه به اینکه فلسفه وعرفان از تعلیمات پیامبر اسلام صلی الله علیه واله و ائمه سلام الله نبوده و توسط خلفای بنی عباس از یونان و هند ترجمه شده است لذا فلسفه و عرفان اسلامی یعنی مخلوط کردن تعالیم وحی و دانش بشری . آوردن پسوند اسلامی در پی کلمات فلسفه و عرفان خود نشان دهنده تلاش عده ای مسلمان درس خوانده می باشد که خواسته اند بین وحی و علم بشر اتحاد ایجاد کنند . مرحوم میرزا مهدی اصفهانی ره پس آموختن و تدریس فلسفه و حتی عرفان (ایشان در ریاضات شرعی تا انخلاء روح به کرات پیش رفته )
کمر همت بسته و سعی می کند بگوید که این اتحاد نامشروع است واگر دانشمندی می خواهد فلسفه بیاموزد آنرا به ریش دین نچسباند . ولذا مکتب جدیدی نیاورده بلکه گفته آموزه های پیامبر و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین به قدری به ما رسیده که در علوم مبدایی و معادی و حتی اخلاقیات و تدبیر منزل و .. نیازی به افلاطون و ارسطو و محی الدین و .... نداشته باشیم .
سه شنبه 13 بهمن 1388 ساعت 11:00
با عرض ادب و احترام و سلام خدمت شما بزرگواران.
شايد عدم آشنايي با كساني كه به اين مكتب ارتباط داده شده اند باعث شده كه برداشت بالا به وجود آمده باشد.
اين اسم گذاري معلوم نيست كه از كجا آمده و گويا استاد محمد رضا حكيمي اين اسم را بر يك سري از علما گذاشته تا بتواند نوع نظرات ايشان را با ديگران مقايسه كند.
ولي ايشان نيز با اين نامگذاري در واقع عدم شناخت خود را از ايشان ابراز كرده است.من فکر میکنم
با پرداخت بالا ايشان به خوبي معرفي نشده اند.
اصلا نام گذاري به اين شكل - برگرفته از ذهن فلسفي است كه ايشان داشته در حالي كه شما مثلا نمي توانيد به شيعيان به جز شيعه چيز ديگر بگوييد كه اگر نام ديگري اطلاق شود در واقع ايشان شناخته نشده اند.
سه شنبه 22 آبان 1386 ساعت 16:46