خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
اتين‌ ژيلسون‌ : وقتي‌ كه‌ بهترين‌ اذهان‌ از هماهنگ‌ ساختن‌ تعاليم‌ ديانت‌ مسيحي‌ با تعاليم‌ فلسفه‌ نااميد شدند، پايان‌ قرون‌ وسطي‌ فرا رسيد.     ::    بودا : رهرو سرشار از شادي‌، سرشار از ايمانِ به‌ آموزه‌ي‌ بودا، به‌ راه‌ آرامش‌ خواهد رسيد.     ::    دكارت‌ : از آنجا كه‌ من‌ مي‌توانم‌ به‌ نحو واضح‌ و متمايزي‌، وجود ذهن‌ را مستقل‌ از بدن‌، درك‌ كنم‌، بنابراين‌ ذهن‌ بايد براي‌ خود وجودي‌ مستقل‌ داشته‌ باشد.     ::    هراكليت‌ : اگر خوشبختي‌ در لذتهاي‌ جسماني‌ مي‌بود، بايد گاوان‌ نر را، هنگامي‌ كه‌ ماش‌ سبز براي‌ خوردن‌ مي‌يابند، خوشبخت‌ بخوانند.     ::    هراكليت‌ : ما در يك‌ رودخانه‌، هم‌ پا مي‌گذاريم‌ و هم‌ نمي‌گذاريم‌. ما هم‌ هستيم‌ هم‌ نيستيم‌.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : بزرگ‌ترين‌ مقامات‌ آن‌ است‌ كه‌ خوي‌ بد خويش‌ به‌ خوي‌ نيك‌ بدل‌ كنند.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.     ::    بودا : بي‌گمان‌ خودْ سرورِ خود است‌؛ خودْ پناه‌ خود است‌؛ پس‌ به‌ خودْ لگام‌ بزن‌، بمانند كردار بازرگان‌ كه‌ اسب‌ را.     ::    دكارت‌ : وقتي‌ كه‌ خداوند ما را خلق‌ مي‌كرد، تصور فطري‌ خودش‌ را در ذهن‌ ما، مهر نمود.     ::    بودا : در پي‌ پستيها مرو. در بي‌دردي‌ زندگي‌ مكن‌. نظرِ نادرست‌ را دنبال‌ مكن‌. دوستِ دنيا مباش‌.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

نقد و بررسی مسأله قوه و فعل در حکمت متعالیه

صدری ، جمشید ؛ نقد و بررسی مسأله قوه و فعل در حکمت متعالیه ؛ راهنما : احمد بهشتی ؛ مشاور سید حسن سعادت مصطفوی ؛ تاریخ دفاع : 19/07/80 ؛ 216 ص .
کلید واژه ها : قوه و فعل ، حکمت متعالیه ، امکان استعدادی ، قوه و لاقوه ، فلسفه الهی ، قوة محض ، هیولای اولی ، قوه و طبیعت .
چکیده
قوه و فعل دو مفهوم انتزاعی هستند ، و از مفاهیم ماهوی بشمار نمی روند ؛ واژة بالفعل گاهی به معنای گسترده تری بکار می رود و شامل موجوداتی که هیچگونه سابقة قوه ندارند میشود ، طبق این اصطلاح است که موجودات تام بالفعل نامیده می شوند .
قوه به معنای پذیرش و انفعال از مقایسة دو موجود سابق و لاحق انتزاع می شود ، از این حیث موجود سابق فاقد موجود لاحق است و ممکن است واجد آن شود ، موجودی که می تواند تبدیل به موجود دیگری شود که قوه وجود آن را دارد ، در اصطلاح آن را بالقوه نامند رابطة بین قوه و فعل دو حیث عینی نیستند که مقایسه بین آنها انجام گیرد .
مورد استعمال قوه در فلسفه اعم از استعداد است زیرا واژه قوه بر جوهر نیز قابل اطلاق است به خلاف استعداد که نوعی عرض به شمار می رود .
هر موجودی که به ماده و عوارض آن آمیختگی دارد می تواند در مسیر تحول و کمال قرار گیرد . لذا تحولات طبیعت متفرع بر امکانات و استعدادهایی است که در نهاد شیء نهفته است .
کیفیت استعدادی در واقع استعداد شدید جسمانی است به سوی امر خارج از ذات که به واسطة آن پیدایش امری از بیرون ذات رجحان می یابد .
استعدادات قریب و بعید سبب هایی برای وجوداند ، و مراد از عرضی بودن قوه امکان استعدادی است .
موجود هر قدر آمیخته به قوه باشد به همان قدر آمیخته با شر و نقصان است ؛ در واقع معنی قوه ، عدم کمالی است که برای موجود ممکن الحصول است .
هر پدیده ای پیش از حدوثش باید ممکن الوجود باشد ، در این صورت امکان وجودش بر وجودش تقدم دارد ، این امکان وجود را قوه وجود نیز می نامند ، و حامل این قوه وجود ، هیولی است . و هر چیزی که قوه وجود بر آن پیشی ندارد حدوثش محال است و در حدوث و تجدد تابع آن است ، و هیچ امر مبدع در عالم طبیعت وجود ندارد . هیولای اولی حقیقتی است که از خود حکمی ندارد بلکه تابع صورت است اگر صورت حادث باشد آن هم حادث است .
امکان استعدادی نسبتی است میان قابل و مقبول ، مقبول با همةآثار خود در نزد قابل موجود نیست بلکه با وجود ضعیف خود بدون همة آثار خارجی خود موجود است ، لذا طرفین نسبت همچون خود نسبت در خارج موجودند . در واقع مرتبه ای ازموجود با وصف عدم ترتب آثار مندرج درمرتبه ای دیگر با وصف ترتب آثار است .
رابطه بین قوه و فعل رابطه تبادل نیست بلکه رابطه تبدل است که ملازم با پیوستگی و وحدت بین صورت قبلی و صورت بعدی است .
مفهوم قوه و فعل در عین این که حقیقت دارند اما یک مفهوم حسی نیستند بلکه در ردیف مفاهیمی چون وجود و عدم ، حدوث و قدم ، کثرت و وحدت ، علیت و معلولیت به عنوان معقولات ثانی فلسفی می باشند .
پیوند گذشته و آینده از نوع پیوند قوه و فعل است ، هر گذشته قوه آینده ای است و هر آینده فعلیت گذشته است . هر موجود بالقوه ای نسبت به وجود بالفعلش مرکب از وجدان مرتبه خود و فقدان مرتبه فائق است و این معنا نه تنها مستلزم ترکیب است بلکه هیچ ترکیبی بدتر از ترکیب از وجدان و فقدان نیست . همین طور که هیچ ترکیبی ظریفتر از این قسم نمی باشد . قوه یک شیء را با مطلق فعلیت مقایسه کینم در این صورت فعلیت به همه ی انحناء تقدم بر قوه شیء تقدم خواهد داشت .

کد مطلب: 1209

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين