خ خائوس Chaos ، خلئي كه از آن گايا (زمين)، تارتاروس، اربوس (تاريكي)، و نوكس (شب) سر بر آوردند. برخي اروس (عشق) را نيز زادهي خائوس ميدانند: خاروبديس Charybdis ، گردابي افسانهاي در تنگه مسينا، خاروبديس به شكل هيولايي ماده تجسم ميشود كه دختر پوسيدون و گاياست و در هر شبانه روز سه بار آب دريا را ميبلعد و دوباره بيرون ميفرستد و بدين نحو كشتيها را در هم ميشكند: خارون Charon ، پسر اربوس (تاريكي) و نوكس (شب). زور قباني كه مردگان را از رود ستوكس ميگذراند و به هادس ميبرد. براي اين كار يك اوبولوس مزد ميگرفت. پس يونانيان به هنگام دفن مرده يك اوبولوس در دهانش ميگذاشتند تا به خارون بپردازد. وقتي هراكلس خارون را مجبور كرد تا او را به جهان زير زمين ببرد، هادس خارون را به عنوان تنبيه يك سال به زنجير كشيد: خاريتس / الاهگان رحمت Charites/Graces ، پدر و مادر و تعدادشان در روايتها مختلفند، ولي معمولاً سه تا فرض ميشوند و مأمور بخشيدن زيبايي و آرامش و محبوبيتند. در اساطير رومي گراتياي ناميده ميشوند: خروسئيس Chryseis ، دختر خروسس (كاهن معبد آپولون در جزيرهي خروسه در تروا). وقتي يونانيان جزيره را گرفتند، آگاممنون خروسئيس را ربود. خروسس شكايت به آپولون برد، و آپولون يونانيان را دچار طاعون كرد. پس از نه روز، آگاممنون سرانجام راضي شد خروسئيس را پس بدهد، به شرط آنكه اخيلس جايزهي خود، بريسئيس. را به او واگذار كند. اين امر قهر و كنارهگيري اخيلس را از جنگ در پي داشت: خروسس Chryses ، خروسئيس .
کد مطلب: 71
|
|