خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
اقبال‌ لاهوري‌ : نظام‌ جمهوري‌ مغرب‌، همان‌ ساز كهن‌ است‌ كه‌ در پرده‌هاي‌ آن‌ غير از نواي‌ قيصري‌ نيست‌.     ::    برتراندراسل‌ : نظريه‌ نسبيت‌ انيشتين‌ با وارد كردن‌ زمان‌ در «جاي‌-گاه‌»، بيش‌ از تمامي‌ براهين‌، به‌ عقيده‌ي‌ سنتي‌ درمورد «جوهر»، لطمه‌ وارد آورده‌ است‌.     ::    اسپينوزا : مقصود من‌ از خدا، موجود مطلقاً نامتناهي‌ است‌، يعني‌ جوهري‌ كه‌ متقوم‌ از صفات‌ نامتناهي‌ است‌.     ::    بودا : بوي‌ خوش‌ سلوك‌، بسي‌ نيكوتر و برتر از بوي‌ صندل‌ يا نيلوفرِ آبي‌ و ياس‌ است‌.     ::    افلاطون‌ : (خطاب‌ به‌ بيگانه‌) پس‌ پيداست‌ كه‌ شما ديري‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ لفظ‌ «وجود» را به‌ كار مي‌بريد؛ با آنچه‌ مرادتان‌ هست‌، آشناييد. ما نيز پيش‌ از اين‌ مي‌پنداشتيم‌ كه‌ آن‌ را ] وجود را [ در مي‌يابيم‌، اما اكنون‌ متحير و دروا شده‌ايم‌.     ::    بودا : كسي‌ كه‌ روحيه‌اش‌ با خواهشها و هوسها آشفته‌ و پريشان‌ نيست‌ و در وراي‌ خوبي‌ و بدي‌ است‌، بيداري‌ است‌ كه‌ ترس‌ و بيم‌ نمي‌شناسد. بدتر از آنچه‌ يك‌ دشمن‌ بتواند در حق‌ دشمن‌ خود كند، روح‌ بدسگال‌ در حق‌ انسان‌ تواند كرد.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : وقت‌ تو عزيزترين‌ چيزهاست‌، پس‌ آن‌ را به‌ عزيزترين‌ چيزها مشغول‌ساز.     ::    ويتگنشتاين‌ : راه‌ حل‌ معماي‌ زندگي‌ در مكان‌ و زمان‌، بيرون‌ از مكان‌ و زمان‌ جاي‌ دارند (اينها مسائل‌ علم‌ طبيعي‌ نيستند كه‌ ما بايد حل‌ كنيم‌).     ::    بودا : مرد با اين‌ ستوران‌ به‌ كشوري‌ نمي‌رسد كه‌ پاي‌ كسي‌ بدان‌ نرسيده‌:جايي‌ كه‌ مردِ رام‌ با خودِ رام‌ به‌ آنجا مي‌رود.     ::    پارمنيت‌ : مطابق‌ گمان‌ (آدميان‌)، چيزها پديد مي‌آيند و اكنون‌ هستند و از اين‌ پس‌ نيز به‌ همانسان‌ رشد مي‌كنند و سپس‌ به‌ پايان‌ مي‌رسند و آدميان‌ براي‌ هر يك‌، نامي‌ نشان‌دار نهاده‌اند.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

عینیت صفات با ذات الهی از نظر فلاسفه و متکلمان

موحدی ، عبدالحسین ؛ عینیت صفات با ذات الهی از نظر فلاسفه و متکلمان ؛ راهنما : احمد بهشتی ؛ مشاور : علیرضا فیض – علی مهدیزاده ؛ تاریخ دفاع : 18/07/80 ؛ 193 ص .
کلید واژه ها : ذات الهی ، صفات ، اسم و صفت ، لفظ الله .
چکیده
اولین کسی که عینیت صفات با ذات را مطرح نموده است انباذقلس از حکمای سبعه یونان باستان می باشد وی از محضر داود نبی و لقمان حکیم بهره مند شده است . مسلماً معنی عینیت بین قدما و متأخرین بویژه پس ازبیان قاعده بسیط الحقیقه متفاوت است . در بین قدما بحثی بعنوان عینیت اسم ، مسمی و تسمیه مطرح بوده است که کاملاً لفظی و بی فایده می باشد البته با لحاظ اسم به معنی مورد نظر عرفا ، بحث قابل توجه می باشد .
اختلاف نظرات در بحث مذکور کاملاً به بحث معرفت ذات و صفات مرتبط است . غزالی معرفت ذات خدا را غیر ممکن می داند و فقط به یک معرفت ایهامی تشبیهی معتقد است . ولی اطلاق الفاظ اسماء و صفات بر خدا را اشتراک اسمی می داند که بسیار نزدیک به اشتراک لفظی است .
ابن سینا که هر گونه علم به غیر را حصولی میداند معتقد است هر چه از خداوند می شناسیم ذات او نیست بلکه لوازم و عوارض ذات است . ما حتی حقایق مادی این جهان را نفهمیده ایم چه رسد به ذات ربوبی ! بنابر نظر او وجود و حتی وجوب وجود نیز از لوازم ذات الهی می باشند و ذات الهی به هیچ وجه برای بشر قابل ادراک نیست .
با توجه به دسته بندی اقوال مختلف ، آنچه محل اختلاف آراء در بحث عینیت واقع شده است صفات ثبوتی حقیقی خدا اعم از حقیقی محض و حقیقی اضافی می باشد و اختلافی در زیادت بقیه انواع صفات از جمله سلبی و اضافی محض بر ذات نمی باشد . اگر چه به معتزله قول نیابت ذات از صفات منتسب گردیده اما نظرات دیگری نیز ارائه نموده اند برخی مانند ابوهاشم جبائی قائل به احوال گردیده و برخی مانند ابوالهذیل علاف قائل به عینیت شده اند . اشاعره که معتزله و فلاسفه را نافی صفات کمالیه قلمداد نموده اند ضمن اثبات صفات زائد بر ذات با توجه به عدم اتحاد قبول و فعل قائل به عروض صفات بر ذات و سپس ازلیت صفات کمالیه گردیده اند . متکلمین شیعه با زیادت صفات بر ذات به شدت مخالفت نموده برخی قائل به عینیت صفات با ذات و برخی هم نظر با محدثین قائل به اتصاف ذات باری به صفات شده اند اما برای این صفات معانی سلبی در نظرگرفته اند . جمهور فلاسفه به دیدگاه عینیت صفات با ذات اعتقاد دارند و عمده ادله آنان در این مبحث نیز به رد زیادت صفات بر ذات اختصاص یافته است . البته ابوعلی سینا صفات را عین ذات نمی داند بلکه آنها را از لوازم ذات بر می شمرد . این لوازم ، از مقوله عرض برای ذات نمی باشند بلکه برای رفع مشکل اتحاد قبول و فعل وی قیام این لوازم به ذات را قیام صدوری می داند نه قیام حلولی . مثلاً علم ذات به مخلوقات را از نوع علم حصولی و بصورت صور مرتسمه در ذات می داند که این صور به ذات قیام صدوری دارند . او این علم را قبل از فعل قلمداد کرده و خداوند را نسبت به این صور فاعل بالرضا و نسبت به مخلوقات فاعل بالعنایه می داند .
صدرالمتألهین با وجود نظر گذشته اما در بیان لفظ جلاله الله و تعیین معنی موضوع له آن تصریح می نماید ذات احدیت غیبیه به هیچ وجه قابل اشاره حسیه و عقلیه نیست . مجهول مطلق است و در مقام لااسمی و لارسمی است و لذا نمی توان برای او معنی در نظرگرفت و لفظی وضع کرد . لفظ الله علم جنسی برای ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه است و خداوند تنها مصداق این مفهوم است . احتجب عن العقول کما احتجب عن الابصار .

کد مطلب: 1219

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين