خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : او را چه‌ شادي‌ هست‌ از ديدن‌ اين‌ استخوانهاي‌ سپيد، به‌ كردار كدوهايي‌ دور افكنده‌ در خزان‌؟     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : از آغاز اگر هستنده‌ها همه‌ نامحدود مي‌بودند، موضوعي‌ براي‌ شناسايي‌ وجود نداشت‌ و واحد، اصل‌ نخستين‌ همه‌ چيز است‌.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : فلسفه‌ها را به‌ يك‌ اعتبار به‌ دو نحو مي‌توان‌ خواند:يكي‌ خواندن‌ رايج‌ و متداول‌ است‌ كه‌ آنچه‌ را يك‌ فيلسوف‌ گفته‌ است‌، فرامي‌گيرند. دوم‌ به‌ شرح‌ يا تلخيص‌ و درست‌ بودن‌ و نادرست‌ بودن‌ فلسفه‌ها كاري‌ ندارد، بلكه‌ ناظر به‌ اين‌ است‌ كه‌ فلسفه‌ با تاريخ‌ و زمان‌ چه‌ مناسبت‌ دارد.     ::    ويتگنشتاين‌ : به‌ راستي‌ امور ناگفتني‌ وجود دارند، آنها خود را «نشان‌ مي‌دهند». آنها «راز آميزند».     ::    افلاطون‌ : (خطاب‌ به‌ بيگانه‌) پس‌ پيداست‌ كه‌ شما ديري‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ لفظ‌ «وجود» را به‌ كار مي‌بريد؛ با آنچه‌ مرادتان‌ هست‌، آشناييد. ما نيز پيش‌ از اين‌ مي‌پنداشتيم‌ كه‌ آن‌ را ] وجود را [ در مي‌يابيم‌، اما اكنون‌ متحير و دروا شده‌ايم‌.     ::    بودا : گرودنه‌هاي‌ پُرشكوه‌ خسرواني‌ بفرسايند، تن‌ نيز به‌ پيري‌ گرايد، ليكن‌ آيين‌ نيكان‌ هرگز پير نگردد؛ چون‌ نيكان‌ آن‌ را به‌ نيكان‌ بياموزند.     ::    نيچه‌ : ذغال‌ به‌ الماس‌ گفت‌:چرا تو اين‌ قدر سختي‌؟ آيا ما با هم‌ خويش‌ نزديك‌ نمي‌باشيم‌؟ ولي‌ من‌ از شما مي‌پرسم‌:چرا اين‌ قدر نرميد؟ اي‌ برادران‌، مگر شما برادران‌ من‌ نمي‌باشيد؟     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : فرق‌ انسان‌ با ديگر جانداران‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها انسان‌ مي‌انديشد، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌انديشند.     ::    بودا : خود را با خويش‌ برانگيزان‌؛ با خود در خويش‌ پژوهش‌ كند. اي‌ رهرو، تو بدين‌سان‌ با خودي‌ خويشتن‌دار و آگاه‌، نيكبخت‌ خواهي‌ زيست‌.     ::    بودا : تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از خواستن‌ است‌. تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از دل‌ نهادن‌ بر اين‌ عالم‌ است‌.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

خودبنیادی در فلسفة دکارت

بخشنده ، محمد ابراهیم ؛ خودبنیادی در فلسفة دکارت ؛ راهنما : غلامرضا اعوانی ؛ استاد مشاور : رضا داوری – شهرام پازوکی ؛ تاریخ دفاع : 09/06/82 ؛ 238 ص .
کید واژه ها : خودبنیادی انسان ، دکارت پدر فلسفة جدید ، انقلاب فلسفی .
چکیده
مورخان فلسفه معمولاً از دکارت به عنوان مؤسس فلسفه و علم جدید یاد می کنند . فلسفه و علمی که فرهنگ و تمدن جدید را پدید آودره امروزه در تمامی زمینه های جزء فرهنگها و تمدنهای مطرح بوده و حتی داعیه برتری و جهانی شدن دارد . عمده ترین علت انتخاب او به عنوان پدر فلسفه و علم جدید این بود که در فلسفه تغییری بنیادی در ذات و ماهیت انسان حاصل شده و بشر مقام تازه ای یافته و معیاری برای حقایق و امور دیگر می شود .
این رساله به عنوان پایان نامه دوره دکتری فلسفه و با انگیزه معرفی این انقلاب فکری در پنج بخش تنظیم شده است . بخش اول دارای دو فصل است که فصل اول به اقوال عده ای از فلاسفه اختصاص یافته که از دکارت به عنوان مؤسس علم و فلسفه جدید یاد کرده اند . فصل دوم عمده ترین جنبه های تأسیس علم و فلسفه جدید توسط دکارت را مورد بحث و بررسی قرار می دهد .
بخش دوم به سیر تاریخی معنای لغوی و فلسفی خودبنیادی می پردازد که فصل اول آن به سیر تاریخی معنای لغوی و فلسفی خودبنیادی می پردازد که فصل اول آن به سیر تاریخی معنای لغوی اختصاص دارد و چهار فصل دیگر به طور جداگانه سیر تاریخی مفهوم فلسفی خودبنیادی را در اندیشه سوفیستها ، سقراط ، آگوستین و اومانیستها مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد . ارتباط مفهوم خودبنیادی با قضیه کوگیتو ، تفاوت ذاتی عصر جدید نسبت به دوران گذشته و ذکر نکاتی که دال بر طرح نو و انقلابی فلسفی دکارت هستند سه فصل تشکیل دهنده بخش سوم رساله می باشند . در بخش چهارم تأثیر مفهوم خودبنیادی در فلسفه مدرن ( فلسفه های مالبرانس ، اسپینوزا، لایب نیتس ، برکلی ، هیوم ، کانت و هگل ) مورد بررسی قرار گرفته که دارای چهار فصل می باشد. در بخش پایانی در دو فصل به نقد خودبنیادی دکارتی پرداخته و در نهایت نتیجه گیری به عمل آمده و پیشنهادهایی ارائه شده است .

کد مطلب: 1228

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين