خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : چه‌ سهل‌ است‌ تنيدن‌ به‌ كارهاي‌ بد، و چه‌ صعب‌ است‌ تنيدن‌ به‌ سودمند و نيك‌.     ::    بودا : دوستان‌ به‌ روزگار نياز، شادي‌ آورند؛ خرسندي‌ به‌ اين‌ و آن‌ شادي‌آور است‌. رها كردن‌ همه‌ي‌ رنجها شادماني‌ است‌.     ::    بودا : تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از خواستن‌ است‌. تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از دل‌ نهادن‌ بر اين‌ عالم‌ است‌.     ::    بودا : چه‌ سهل‌ است‌ تنيدن‌ به‌ كارهاي‌ بد، و چه‌ صعب‌ است‌ تنيدن‌ به‌ سودمند و نيك‌.     ::    آلفرد آير : قضيه‌ي‌ «در كره‌ مريخ‌ موجودات‌ زنده‌ وجود دارد»، در شرايط‌ كنوني‌ قابل‌ بررسي‌ نيست‌، ولي‌ اصل‌ بررسي‌ آن‌، ممكن‌ است‌. اما قضاياي‌ متافيزيكي‌، اصلاً قابل‌ بررسي‌ نيستند، بنابراين‌ نمي‌توان‌ آنها را قضاياي‌ حقيقي‌ دانست‌.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.     ::    هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.     ::    بودا : آن‌ كس‌ كه‌ داراي‌ روحيه‌اي‌ متزلزل‌ است‌، آيين‌ حقيقي‌ را نشناسد.     ::    آگوستين‌ قديس‌ : انسانها بايد تواضع‌ پيشه‌ كنند و محدوديتهاي‌ جدي‌ خود را درباره‌ اينكه‌ به‌ چه‌ چيزهايي‌ مي‌توانند معرفت‌ يقيني‌ بيابند، بدانند.
فلسفه اسلامیآرشيو مقاله

تأثير تفكر اسلامي‌ در غرب‌ مدرن‌ (از كانت‌ تا بعد)

طوفاني‌ كه‌ رمان‌ «زنده‌ي‌ بيدار» ابن‌طفيل‌ در غرب‌ به‌ پا كرد
36-1- در قرن‌ ششم‌ / دوازدهم‌ جنبشهايي‌ به‌ دست‌ يك‌ متفكّر مسلمان‌ ديگر به‌ نام‌ ابن‌طفيل‌ به‌ وجود آمد. ابن‌طفيل‌ را در جهان‌ لاتيني‌ مدّتها به‌ نام‌ Abentofal يا Abubacer مي‌شناختند. بيشتر آثار او احتمالاً در زمان‌ ويراني‌ خيمنث‌ Ximإnez از ميان‌ رفته‌ است‌. شهرت‌ ابن‌طفيل‌ به‌ سبب‌ كتاب‌ حيّبن‌يقظان‌ اوست‌. اين‌ كتاب‌ يك‌ داستان‌ فلسفي‌ است‌، و نويسنده‌ مي‌خواهد در آن‌ نشان‌ دهد كه‌ حتّي‌ بدون‌ حديث‌ و قرآن‌ انسان‌ مي‌تواند به‌ شناخت‌ طبيعت‌ و از آن‌ به‌ شناخت‌ خدا نائل‌ آيد. اين‌ اثر برجسته‌ ابتدا به‌ زبان‌ عبري‌ ترجمه‌ شد و موسي‌ ناربني‌ Moses of Narbonne هم‌ شرح‌ بسيار خوبي‌ بر آن‌ نوشت‌. ادواردپوكاك‌ پسر Edward Pococke Junior آن‌ را از عربي‌ به‌ لاتيني‌ برگرداند و آن‌ را همراه‌ متن‌ عربي‌ به‌ سال‌ 1082/1671 در آكسفورد به‌ طبع‌ رساند. بعد از آن‌ بود كه‌ كه‌ ترجمه‌هاي‌ اين‌ اثر به‌ بسياري‌ از زبانهاي‌ اروپايي‌ انتشار يافت‌. اول‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ ترجمه‌ شد، يك‌ بار توسّط‌ جرج‌ كيث‌ George keith در سال‌ 1085/1674 و بار ديگر توسّط‌ جرج‌ اشول‌ George Ashwell در سال‌ 1098/1686. در سال‌ 1120/1708، سايمون‌ اوكلي‌ Simon Ockley ترجمه‌ي‌ انگليسي‌ آن‌ را كه‌ از روي‌ متن‌ عربي‌ انجام‌ گرفته‌ بود به‌ چاپ‌ رساند. ترجمه‌ي‌ هلندي‌ آن‌ نيز ابتدا در آمستردام‌ به‌ سال‌ 1083/1672 و مجدداً به‌ سال‌ 1113/1701 به‌ چاپ‌ رسيد. دوبار هم‌ به‌ زبان‌ آلماني‌ ترجمه‌ شد. و سرانجام‌ گوتيه‌ Gauthier ترجمه‌ و خلاصه‌ي‌ تحليلي‌ آن‌ را به‌ زبان‌ فرانسه‌ در سال‌ 1318/1900 به‌ چاپ‌ رساند. پاول‌برونل‌ Paul Brخnnle مي‌نويسد كه‌ اين‌ اثر «در مدتي‌ نسبةً كوتاه‌ سخت‌ مورد توجه‌ عموم‌ واقع‌ شد- در واقع‌ اين‌ كتاب‌ طوفاني‌ بود كه‌ ناگهان‌ بر سر جهان‌ غرب‌ فرود آمد و مدّتها قبول‌ عامّه‌ داشت‌.» حتي‌ هنوز علاقه‌ي‌ اروپاييان‌ به‌ اين‌ اثر خاتمه‌ نيافته‌ است‌، چه‌ در سال‌ 1339/1920 و 1353/1934 بود كه‌ به‌ ترتيب‌ ترجمه‌هاي‌ روسي‌ و اسپانيايي‌ آن‌ از چاپ‌ خارج‌ شد. 

تعداد كثير اين‌ ترجمه‌ها خود نمايانگر تأثيري‌ است‌ كه‌ اين‌ رُمان‌ فلسفي‌ در تفكّر غرب‌ داشته‌ است‌. پس‌ از چاپ‌ ترجمه‌هاي‌ آن‌، كتابهاي‌ زيادي‌ با الهام‌ از آن‌ در غرب‌ نوشته‌ شد. از آن‌ ميان‌ مي‌توان‌ رُمان‌ فلسفي‌ فرانسيس‌ بيكن‌ به‌ نام‌ آتلانتيس‌ Atlantis و رمانهاي‌ اوتوپيايي‌ ديگر را ذكر كرد. آخرين‌ رُمان‌ اوتوپيايي‌ رابينسون‌ كروزو بود كه‌ دانيل‌دفو در سال‌ 1132/1719، يعني‌ يازده‌ سال‌ پس‌ از چاپ‌ ترجمه‌ي‌ سايمون‌ اوكلي‌، آن‌ را تصنيف‌ كرد. بنابراين‌، نتيجه‌اي‌ كه‌ به‌ حق‌ گرفته‌ شده‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ دانيل‌ دفو ، همانند كسان‌ ديگر، در تصنيف‌ كتاب‌ خود مديون‌ اين‌ فيلسوف‌ بزرگ‌ مسلمان‌ بود. 

نوآوريهاي‌ شگفت‌انگيز ابن‌خلدون‌
36-2- يك‌ متفكّر ديگر را در هنگام‌ بحث‌ از تأثير فلسفه‌ي‌ اسلامي‌ در غرب‌ نبايد از قلم‌ انداخت‌، و او ابن‌خلدون‌ است‌. بسياري‌ از صاحب‌نظران‌ ابن‌خلدون‌ را پدر جامعه‌شناسي‌ و مبتكر فلسفه‌ي‌ تاريخ‌ دانسته‌اند. ابن‌خلدون‌ اولين‌ كسي‌ بود كه‌ صريحاً با فلاسفه‌ي‌ يوناني‌ و فلاسفه‌ي‌ قديم‌ اسلامي‌ به‌ مخالفت‌ پرداخت‌ و گفت‌ كه‌ جوامع‌ انساني‌ را نبايد از ديدگاه‌ ايدئاليستي‌ و عقلي‌ مورد مطالعه‌ قرار داد، بلكه‌ بايد آنها را به‌ عنوان‌ پديدارهاي‌ طبيعي‌ در نظر گرفت‌. اين‌ مطلب‌ را ابن‌خلدون‌ در مقدّمه‌ي‌ خود به‌ كتاب‌ العِبَر به‌ تفضيل‌ شرح‌ داده‌ است‌. متن‌ عربي‌ مقدّمه‌ را نخستين‌ بار كاترمر Quatremإre در پاريس‌ منتشر كرد و سپس‌ مصطفي‌ فهمي‌ آن‌ را در مطبعه‌ي‌ بولاق‌ به‌ چاپ‌ رساند. اوّلين‌ ترجمه‌ي‌ آن‌ به‌ زبان‌ تركي‌ بود و مترجمان‌ آن‌ پيرزاده‌ صاحب‌ ملا و احمد جودت‌ پاشا بودند. غربيان‌ تا اوايل‌ قرن‌ دوازدهم‌ / هجدهم‌ از وجود اين‌ فيلسوف‌ خبر نداشتند. ديبربلو D'Hiberbelot در اواخر قرن‌ يازدهم‌ / هفدهم‌ در كتاب‌شناسي‌ شرقي‌ Bibliotheca Orientalis فقط‌ اشاره‌اي‌ به‌ او كرده‌ است‌. سيلوستردوساسي‌ Sylvestre de Sacy در اوايل‌ قرن‌ سيزدهم‌ / نوزدهم‌ اهميت‌ او را مورد تأكيد قرار داد. در اواخر همان‌ قرن‌ هامرپروگستال‌ Hammer Prugstall مقالاتي‌ درباره‌ي‌ ابن‌خلدون‌ منتشر كرد و او را «مونتسكيوي‌ مسلمين‌» ناميد. چند سال‌ بعد، كاترمر متن‌ عربي‌ مقدمه‌ را تحت‌ عنوان‌ Prolإgomإnes d' Ebnk haldoun به‌ چاپ‌ رساند و كوشيد تا خلاصه‌اي‌ از آن‌ را ترجمه‌ كند ولي‌ موفق‌ نشد آن‌ را به‌ اتمام‌ رساند. بارون‌ دوسلان‌ Baron de Slane موفّق‌ شد ترجمه‌ي‌ كامل‌ آن‌ را ميان‌ سالهاي‌ 1279/1862 و 1285/1868 به‌ انجام‌ رساند. در سال‌ 1351/1938 همين‌ ترجمه‌ تجديد طبع‌ شد. اين‌ ترجمه‌ به‌ فلاسفه‌ و جامعه‌شناسان‌ امكان‌ داد تا متن‌ اين‌ اثر را مطالعه‌ كنند. از آن‌ زمان‌ به‌ بعد، ابن‌خلدون‌ غالباً مورد استناد متفكّران‌ غربي‌ واقع‌ شده‌ و بعضي‌ او را مؤسّس‌ يك‌ علم‌ جديد دانسته‌اند. برخي‌ او را يك‌ فيلسوف‌ تاريخ‌ و برخي‌ ديگر او را راهگشاي‌ علم‌ جامعه‌شناسي‌ به‌ شمار آورده‌اند. مثلاً راپوپورت‌ Rapoport ، فلينت‌ R.Flimt و اشميت‌ N.Schmidt معتقدند كه‌ او يك‌ فيلسوف‌ تاريخ‌ است‌. گومپلوويتز Gumplowitz ، مونيه‌ R. Maunier ، فندق‌ اوغلو Findikoglu ، ساطع‌بي‌ الحصري‌ u Bey al-Husri ، ati ° S و اشميت‌ او را راهگشاي‌ علم‌ جامعه‌شناسي‌ مي‌دانند. از نظر گاستون‌ بوثول‌ Gaston Bouthoul او هر دو خصوصيت‌ را داشت‌. وي‌ ابن‌خلدون‌ را يكي‌ از پيش‌آهنگان‌ تصوّر زيست‌شناسي‌ از جامعه‌ مي‌داند - تصوّري‌ كه‌ بعداً ويكو Vico و مونتسكيو و ماركس‌ هر يك‌ به‌ شيوه‌ي‌ خود آن‌ را پروردند. شولتز F.Schulz مقالات‌ بسياري‌ درباره‌ي‌ ابن‌خلدون‌ نوشت‌ و در مجله‌ي‌ Journal Asiatique (پاريس‌، 1303/1885) منتشر كرد. گرابرگ‌ همسو Graberg of Hemso ، فرانتس‌ روزنتال‌ ، فون‌كرمر Von Kremer ، لوين‌ Lewine ، بوثول‌، گابريلي‌ Gabrieli ، استفانو كولوسيو Stefano Colosio ، فريرو Ferreiro ، كارادو وو، دبور T.J. de Boer ، ريشتر G.Richter ، بومباچي‌ A.Bombaci ، چارلز عيسوي‌ Charles Issawi ، فيشل‌ W. Fischel ، مك‌دونالد D.B. Mc Donald ، بريسيگ‌ Breisig ، گيب‌ H. A.R. Gibb ، آلتميرا R.Altemira و عّده‌اي‌ ديگر از اواخر قرن‌ گذشته‌ به‌ بعد به‌ ابن‌خلدون‌ اشاره‌ كرده‌اند. در نتيجه‌ي‌ اين‌ علاقه‌ي‌ شديد كه‌ مستشرقان‌ نسبت‌ به‌ ابن‌خلدون‌ نشان‌ داده‌اند، مفاهيمي‌ كه‌ وي‌ از تاريخ‌ و جامعه‌ داشته‌ است‌ در پاره‌اي‌ از فلاسفه‌ي‌ معاصر تاريخ‌، از قبيل‌ اشپنگر Spengler و بريسيگ‌ ، تأثير گذاشته‌ است‌. (75) 

پانوشتها
1- م‌.م‌. شريف‌، « فلسفه‌ي‌ اسلامي‌ و تفكّر غربي‌ » اقبال‌ ، دوره‌ي‌ هشتم‌، شماره‌ي‌ اول‌، لاهور، ژوئيه‌ي‌ 1950، ص‌ 1-14.
2- همان‌ .
3- حتي‌، تاريخ‌ اعراب‌ ، ص‌ 315.
4- بار تولد، فرهنگ‌ اسلامي‌ .
5- Gustave E. Von Grunebaum ، اسلام‌ قرون‌ وسطي‌ ، شيكاگو، 1946.
6- رساله‌ عبدالله‌بن‌ اسمعيل‌ الهاشمي‌ الي‌ عبدالمسيح‌بن‌ اسحق‌ الكندي‌ (اثري‌ از قرن‌ سوم‌ / نهم‌ كه‌ در دفاع‌ از مسيحيت‌ نوشته‌ شده‌ است‌)، لندن‌، 1885.
7- Adi ، de Yahya ben Petits traitإs Apologإtiques ، متن‌ عربي‌ با ترجمه‌ي‌ فرانسه‌ به‌ وسيله‌ي‌ Augustin Pإrier ، گوتنر، پاريس‌، 1920.
8- iGustave E.von Grunebaum ، همان‌ .
9- E.kant, La Religion dans les limites de la simple raison , French translation by J. Gibelin, J. Vrin, Paris, 1943, pp. 230-40.
10- Goeth, Mahomet (French translation).
11- Auguste Cote, Systإme de la politique positive , Vol. III, p.470.
12- Oswald Spengler, Le Dإclin del' Occident , trad. de l'allemandpar M.Tazerout, Vol. II, pp. 173-298.
13- F. Nietzsche, Der Antichrist .
14- Edard von Hartmann, La Religion de L'Avenir , p. 148.
15- Thomas Carlyle, Heroes and Hero Worship , French translation by Jean Izoulet, Armand Colin, 1928, pp. 67-122.
16- La Conquete du Monde Musulman: La Croisade Spirituelle chez les Musulman , de Saint Franohoisd'Assise ؤ Raymond Tulle, 1912; H.Z. Ulken,Islam Dusuncesine Giris, Istanbul, 1954.
17- Renإ Guإnon, "L'إsoterisme islamique," L'Islam et l'Occident , 1947; F. Bonjean, "Culture occidentale et culture musulmane," ibid.; Ph. Guiberteau, "Islam, Occident et Chritiente," ibid ,; F.Bonjean, "Quelques causesd'in - comprehension entre," ibid.
18- Sir Mohammad Iqbal, The Reconstruction of Religious Thought in Islam , Lahore, 1954, p. 129.
19- Briffault, The Making of Humanity , London, 1928, pp. 200-201.
20- Ibid ., p.202.
21- Ibid ., p.190.
22- Ibid ., p.191.
23- قرآن‌، سوره‌ي‌ 17، آيه‌ي‌ 1.
24- E.J.Jurji, Illumination in Islamic Mysticism , Princeton University Press, Princeton, 1938, p. 5.
25- Margaret Smith, An Early Mystic of Baghdad, Harith al-Muhasibi , London, 1933; L.Massignon, La Passion d'al-Hallaj, 2 Vols.; "Diwan d'al-Hallaj, ed. and tr. in Journal Asiatique, 1931; A.J. Arberry, Sufism, London, 1950; R.A. Nicholson, Mathnawi;
دكتر محمد. م‌. حلمي‌، الحيات‌ في‌ الاسلام‌ ابوعبدالرحمن‌ الشكمي‌، طبقات‌ الصوفيه‌ ، الخنجي‌، مصر، 1953.
26- Henry Corbin, "Shihab al-Din Yahya al-Suhrawardi," Opera Metaphysica et Mystica , Vol. I, Istanbul, 1945, Euvres philosophiques et mystiques de Shahabuddln Yahya al-Suhrawardi , prolإgomإnis francais, Teheran, 1952.
27- Idem, Suhrawardi d'Alep. fondateur de la doctrine illuminative , Paris, 1939, pour l'Anthropologie Philosophique ; un traitإ fersam ineditde Suhrawardi ) Le Familier des Amant s), pp. 317-423 ) in Recherches Philosophiques , Vol. II, 1923-33, Paris).
28- La critiquإ thomiste des Motecallemin (Loquentes) in "Pourquoi St. Thomas a critiquإ St. Augustinn" by E. Gilson in Archives , 1926.
29- Henri Laoust (Ed), Contribution ؤ une إtude de la Methodologie de Taki al-Din Ahmad b.Taimiya , two opuscules of ibn Taimiyyah, Cairo, 1939.
30- Max Horten, Die philosophischen Systإme der spekulativen Thإologen im Islam , Bonn, 1912.
31- L.Gardet and M.M. Anawati, Introduction ؤ la Thإologie Musulmane ; Albert N. Nader, Le Systإme Philosophique des Mu ، tazila (Premiers penseurs de l'Islam), Beyrouth, 1956; Tor Andrae, Les Origines de l'Islam et le Christianisme , trad. de l'allemand par Jules Roche, Adrien-Maisonneuve, 1955.
32- اين‌ موضوع‌ توسط‌ ونسينك‌ در كتاب‌ او به‌ نام‌ La Pensإe de Ghazzali مورد بحث‌ قرار كرفته‌ است‌. مؤلّف‌ اهميّت‌ بزرگ‌ اين‌ نفوذ را ملاحظه‌ كرده‌ و غزالي‌ را با افلوطين‌، قديس‌ اوگوستينوس‌ و پاسكال‌ مقايسه‌ مي‌كند.
33- قُرطبي‌ (قرن‌ پنجم‌/ يازدهم‌) در اثر خود، كتاب‌ الاسلام‌ في‌ دين‌ النّصاري‌ من‌ الفساد والاوهام‌ و اظهار محاسن‌ دين‌ الاسلام‌ (كتابخانه‌ي‌ كوپرولو، استانبول‌)، از اوگوستينوس‌ به‌ عنوان‌ «قسّيسينكم‌ اوگوستين‌» ياد مي‌كند، ص‌ 9؛ در ص‌ 53 در اين‌ عبارت‌: قال‌ اوگوستين‌ قداجتمعت‌ الملّة‌ الثّلات‌.
34- A,J. Wensinck ، همان‌ پاريس‌، 1940 7 ص‌ 10،14،15 و 16. مؤلّف‌ مشابهتهاي‌ ميان‌ مشكوة‌الانوار و نه‌ گانه‌هاي‌ افلوطين‌ مي‌يابد. (ص‌ 270). همين‌ مقايسه‌ ميان‌ غزالي‌ و افلوطين‌ در مقاله‌ي‌ D.B.MacDonald ، مشاهده‌ مي‌شود: «غزالي‌» در دايرة‌المعارف‌ اسلام‌ ، مجلّد 2، ص‌ 146-149. براي‌ نفوذ در تفكّر مسيحي‌ قرون‌ وسطي‌ مقايسه‌ كنيد با H.Z.Ulken ، تفكّر اسلام‌، استانبول‌، 1953، ص‌ 235 و با R. A. Nicholson ، في‌ التّصوف‌ الاسلامية‌ ، مصر، 1927، ص‌ 140-144؛ لطفي‌ جمعه‌، تاريخ‌ فلاسفة‌الاسلام‌، ص‌ 74.
35- M. Asin Palacios, "Contacts de la spiritualitإ musulman et de la spiritualitإ Chrإtienne," l'Islam et l'Occident , 1935.
36- A.Guillaume, The Legacy of Islam , London, 1952, p. 274.
37- S.Horovitz, Der Einfluss der griechischen Skepsis auf die Entwicklung der Araber , 1915, Chap.4: "The Helation Between Ghazz ° al ° i's Thought and Christian Scholastics."
38- MacDonald, "Life of al-Ghazzali with Special Reference to his Religious Experience and Opinions, Journal of American Oriental Society , Vol. XX, 1899, pp.71-132; Carra de Vaux, Gazali , Paris, 1902; A.J.Wensinck, op. cit ., Paris, 1940; Miguel Asin Palacios, La Mystique d'al-Ghazzali; Quadri, La Phliosophie Arabe, Payot, 1947; Qassim kاfrali, "Ghazzali," Islam Anisklopedisi ; H.Z. Ulken, Islam Felsefesi Tarihi , 1955.
39- Logic of Heart: Logique du coeur (Lecoer a des raisons que la raison ne connaرt pas).
40- Palacios, "Contacts de la spiritualitإ musulmane et de la spiritualitإ Chrإtienne," l'Islam et l'Occident , Cahier du Sud, 1952.
41- L. Massignon, Ibn Sab'in et la critique Psychologihue dans l'histoire de la philosophie musulmane (Memorial Henri Basset), Paris, 1928. Serfathin Yaltakaya. "Sicilya cevaplari nin telkik ve tercumesi." Felsefe Yilligi, II, 1936 (Turkish).
42- Paul kraus. "AbiBakr Muhammadi filii Zachariae Razis," Opera Philosophica , Vol. I, Cairo, 1939; م‌. امين‌، التّفكير الاسلام‌
43- Steinschneider, Die europجischen غbersetzungen aus dem Arabischen , bis Mitte des 17. Jahrhunderts. 1904.
44- Paul Kraus. Rasan, Jabri Ibn Hayya n, Essai sur l'histoire des idإes scientiifiques dans l'Islam, I, textes choisis. Maisonneuve, Paris, 1935, ibnkhaldun, Miqadimmah; Aldo Mieli, La Science Arabe.
45- E.Gilson, "Les sources greco-arabes de l'augustinisme avicennisan" (le texte latin mإdiإval du D'intellectu d'Alfarabi); "Jean Scot Eriugene, source du Pseudo Avecenne," Archives d'Histoire doctrinale et litإraire du Moyen-Age, Annee. 1929, pp. 5-149.
46- D.Campbell. Arabian Medicine, 2 Vols., 1926, Chap. IV. "al-kindi"; F. Wدstenfeld, Die غbersetzugen arabischer Werke in des Lateinische seit dem XI. Jahrhundert , 1877, p. 129.
47- Albino Nagy, Die philosophischen Abhandlungen des al-Kindi (Beitrجge II,5), Mدnster, 1897; S. Munk, Mإ;anges de philosophie et arabe, 1895.
48- Ibrahim Madkour, La Place d'Al- Farabi dans la Philosophie Arabe; Steinschneider, Al- Farabi, Berlin, 1868; R. Hammond, The Philosophy of Alfarabi and Its Influence on Medieval Thought , New York, 1947.
49- Moritz Steinschneider, op. cit ., F. Wدstenfeld, Die غbersetzungen arabischer Werkein das Lateinische seit dem XI.Jahrhundet, Gخttingen , 1877.
50- با الهام‌ از احصاءِ فارابي‌ .
, Lahore, 1951, p.97. Muslim Thought, Its Origin and Achievements 51- M.M. Sharif,
. op.cit 52- R. Hammond,
53- متكلّمان‌ مفهوم‌ خدا را در اصطلاح‌ «فاعل‌ مختار» تعبير مي‌كنند.
54- اشتاينشايدر Steinschneider بر De Intelleectu حاشيه‌ نوشته‌ است‌. ديتريسي‌ Dietrrici متن‌ عربي‌ و ا. ژيلسون‌ ترجمه‌ي‌ لاتيني‌ آن‌ را منتشر كرده‌اند. به‌ علاوه‌، ا. ژيلسون‌ آن‌ را به‌ زبان‌ فرانسه‌ در Archives (1930) ترجمه‌ كرده‌ است‌.
55- Mustafa Nazlf Bey, al-Hasan lbn al-Haitham , 2 Vols., Cairo, 1943; Aldo Mieli. op. cit ., 105-107: de Boer, Geschichte der Philosophie im Islam , Stuttgart. 1901; Nallino, "Ibn Heysem." in Encyclopedie de l'Islam .
56- Munk, Mإlanges, pp. 461-511 (Esquisse historique de la philosophie chez les Jurfiz); Vajda, La Philosophie juive Mises , Maimonides, The Guid efor the Perplexed , English translation by M. Friedlander, London, 1904.
57- A.M. Goichon, La Philosophie d'Avicenne et son Influence en Europe Mإdiإvale , Paris, 1944.
58- Ibid . pp. 90-133; E. Gilson, "Pourquoi St. The Thomas a critiquإ St. Augustin," Archives d'Histoire etc ., Vol. I, Paris, 1926.
59- Steinschneider, Wدstenfeld, Campbell, etc.
60- Haneberg, Zur Erkenntnislehrevon Ibn Sina una Albertus Magnus , Mدnchen, 1866; E.Gilson, "L'augustinisme avicennsant," Archives d'Histoire ; Vol. IV, 1929. (جنبش‌ هزاره‌ي‌ ابن‌سينا در بغداد).
61- Henry Corbin, Avicenne et le rإcit visionnaire; ـtude sur le cycle des rإcits avicenniens; Notes et glosses de la traduction du rإcit de Hayy Ibn Yaqzan , Teheran, 1954; E. Gilson, "Pourquoi St. Thomas a critquإ," Archives d' Histoire, Vol. I, Paris, 1926.
62- Hammer Jensen, Das sogenannte IV. Buch der Meteorologie des Aristotles . M.T. Alverdy discussed this problem in an article he wrote on the occasion of the millenary of the philosopher: "L'introduction d'Avicenne en Occident," in Revue du Caire , June 1951.
63- M.M. Sharif, op. cit ., p.98.
64- Tahafut al-Tahafut ; The Incoherence of the Incoherence, translated into English by Simon van den Bergh, London, 1954.
65- Ibn Rushd (Averroحs), Traitإ dإcisif (Fasl al-Maqal) sur l'accord de la religion et de la philosophie suivi de l'appendice (Damlmah).
متن‌ عربي‌ با ترجمه‌ي‌ فرانسه‌ به‌ وسيله‌ي‌ L. Gauthier ، الجزيره‌، 1848، فصل‌ المقال‌ ،ترجمه‌ي‌ تركي‌ به‌ وسيله‌ي‌ Nevzat Ayasbeyoglu ، 1952.
66- Munk, Mإlages, pp.418-458; Ernest Renan, Averroحs et l'averroisme , Colman Levy, paris; Quadri, La Philosophie Arabe , pp. 198-340.
لطفي‌ جمعه‌، همان‌ ، ص‌ 112-224، L.Gauthier ابن‌رشد، پاريس‌، 1938؛ H.Z.Ulken «ابن‌رشد»، Islam Ansiklopedisi ، 1952، محمود قاسم‌، فيلسوف‌ مفتري‌ عليه‌ ابن‌رشد، قاهره‌.
67- Ernest Renan, op.cit ., p.80.
68- Osman Amin, " The Influence of Muslim Philosophy on the West ", Iqbal , Lahore, Vol. VIII, No.3, January 1960, p.2.
69- T.H.Green, Works . Vol. III, p. 134.
70- R. Latta, Leibniz: The Monadology , etc., p. 172.
71- T. H. Green, op. cit ., Vol. III, p. 134.
72- R. Latta, op.cit ., "New Essays," pp. 360-367.
73- F. Rahman, Avicenna's Psychology , London, 1952, p.81.
74- M.M.Sharif, Muslim Thought, Its Origin and Achievements , pp. 78-80.
75- م‌.م‌. شريف‌، تاريخ‌ فلسفه‌ اسلامي‌ ، تهران‌، مركز نشر دانشگاهي‌، 1374، صص‌ 541-501.

کد مطلب: 36

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين