ل
لئاندر / لياندروس Leander ، عاشق هرو (كاهنهي معبد آفروديته در ستوس). اين دو گرفتار عشق هم شدند، اما هرو به سبب كاهنه بودنش حق ازدواج نداشت. پس، براي پنهان نگاه داشتن عشقشان، لئاندر هر شب شناكنان خود را به او ميرساند و هرو با چراغ خود راهنماييش ميكرد. يك شب زمستاني چراغ هرو خاموش شد و لئاندر غرق گشت. هرو صبح جسد او را در ساحل يافت و از سر غصه خود را از برج به زير انداخت و كشت.
لائوداماس Laodamas ، پسر اتئوكلس؛ پادشاه تب. تبيها را در جنگ عليه اپيگونها رهبري كرد و آيگيالئوس را كشت. به روايتي خود نيز به دست آلكمئون كشته شد.
لائوديكه Laodice ، دختر پرياموس و هكابه. با هليكانون، پسر آنتنور، ازدواج كرد. وقتي آكاماس، به عنوان قاصد يونانيان، براي پس گرفتن هلنه به تروا آمد، لائوديكه عاشقش شد و از او بچهاي به دنيا آورد به نام مونوخوس. در شب غارت تروا، زمين دهان باز كرد و لائوديكه را بلعيد و ديگر كسي او را نديد:
لائوكوئون Laocoon ، پسر كاپوس، و برادر آنخيسس؛ كاهن پوسيدون در تروا. در جنگ تروا ، به اهالي تروا هشدار داد كه اسب چوبين يونانيان را نپذيرند، اما بلافاصله همراه با دو فرزندش توسط دو اژدهاي دريايي كشته شد. پس اهالي تروا، به گمان اينكه لائوكوئون به سبب بيحرمتي نسبت به اسب كشته شده است، اسب را به درون شهر آوردند و بدين ترتيب تروا سقوط كرد.
لائومدون Laomedon ، پسر ايلوس و ائوروديكه؛ پادشاه تروا. زئوس، آپولون و پوسيدون را، به عنوان تنبيه، براي يك سال كار نزد وي فرستاد. آن دو ديوارهاي شهر تروا را ساختند، ولي لائومدون مزدشان را نپرداخت. پس آپولون طاعون بر شهر فرستاد، و پوسيدون يك هيولاي دريايي. به توصيهي يك وخش، لائومدون دخترش، هسيونه، را بر صخرهاي زنجير كرد و پيشكش هيولا نمود. هراكلس هسيونه را نجات داد، اما لائومدون پاداش او را هم نداد. پس هراكلس به تروا هجوم آورد و لائومدون را كشت. پرياموس، پسر وي، جانشينش شد:
لابداكوس Labdacus ، پسر يولودوروس (2) و نوكتئيس. در كودكي وارث پادشاهي تب شد. پس از رسيدن به سن بلوغ، به جنگ پانديون، شاه آتن، رفت و شكست خورد و اندكي بعد مرد. از او پسري به نام لايوس به جا ماند:
لاپيتها Lapiths ، از اقوام يوناني كه در شمال تسالي ميزيستند، و براي جنگ تروا چهل كشتي زير رهبري پولوپويتس و لئونتئوس اعزام داشتند:
لايوس Laius ، پس لايداكوس؛ پادشاه تب. هنگام تسخير تب از سوي آمفيون و زتوس، مردم او را به دربار پلوپس فراري دادند. پس از مرگ دو مهاجم، به تاج و تخت خود بازگشت، اما ناجوانمردانه پسر كوچك پلوپس، خروسيپوس، را دزديد و دچار نفرين شد. با يوكاسته ازدواج كرد و صاحب فرزندي به نام اوديپ شد، كه سرانجام پدر را كشت:
لتو Leto ، دختر كويئوس و فويبه (هر دو از تيتانها ). از نخستين معشوقههاي زئوس بود؛ چون از او حامله شد، به سبب حسد هرا رنجهاي بسيار برد ايليتويا )، از جمله آنكه هيچ زميني او را به هنگام وضع حمل به خود راه نداد. سرانجام زئوس جزيرهاي را به كف دريا زنجير كرد تا او دو طفل خود، آپولون و آرتميس، را به دنيا آورد. در اساطير روميان مطابق است با لاتونا.
لته (= فراموشي) Lethe ، رودي در هادس. مردگاني كه به هادس ميرفتند از آب لته ميخوردند و زندگاني پيشين را از ياد ميبردند:
لدا Leda ، دختر تستيوس (پادشاه آيتوليايي). همسر توندارئوس شد، وهلنه، كلوتايمنسترا، كاستور، پولوكس، تيماندرا، فيلونوئه، و فويبه را زاد. گويند پدر حقيقي هلنه و كاستور و پولوكس زئوس بود، چرا كه زئوس به شكل قويي در آمد و لدا را فريفت:
لوتوفاگي/ لوطس خوران/ Lotophagi Lotus - eaters ، قبيلهاي كه در ساحل ليبي ميزيستند. او دوسئوس با همراهانش به جزيرهي آنان درآمد، و چون از ميوهي لوطس خوردند، همه چيز را از ياد بردند:
لوكائون Lycaon ، پسر پرياموس و لائوتوئه. در جنگ تروا، اخيلس او را دستگير كرد و به عنوان برده به پادشاه لمنوس فروخت. دوستي او را باز خريد و به تروا فرستاد، اما دوازده روز بعد دوباره به اخيلس برخورد و اخيلس، بياعتنا به التماسهايش، او را كشت:
لياندروس: لئاندر
لينوس Linus ، پسر اپسمنيوس. خنياگري كه به هراكلس موسيقي آموخت، و چون شاگرد را كتك زد، به دست وي كشته شد.
کد مطلب: 81