خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ماه فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ابونصر سراج‌ : كلامي‌ كه‌ زبان‌ آن‌ را از وجدي‌ كه‌ از معدن‌ فيض‌ به‌ دل‌ افاضه‌ شده‌، بيان‌ كند، اين‌ كلام‌ شبيه‌ و نزديك‌ به‌ دعوي‌ باشد، جز اينكه‌ اهل‌ اين‌ وجد، آزموده‌ و محفوظ‌ از خطا باشد.     ::    بودا : رهروي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خويش‌ آگاه‌ است‌، فرزانه‌وار سخن‌ مي‌گويد، خودستا نيست‌، معنا و متن‌ را روشنگري‌ مي‌كند، سخن‌اش‌ به‌ راستي‌ شيرين‌ است‌.     ::    بودا : تنها رفتن‌، بهتر، همراهي‌ با نادان‌ نشايد. باشد كه‌ مردْ تنها برود، باشد كه‌ دست‌ به‌ دنيالايد، با خواستهاي‌ اندك‌، به‌ كردار يكي‌ پيل‌ در جنگل‌.     ::    هراكليت‌ : دهر كودكي‌ است‌ كه‌ نرد مي‌بازد؛ پادشاهي‌ يك‌ كودك‌!     ::    بودا : به‌ كردار يكي‌ زنبور كه‌ شهد گلها را مكيده‌ مي‌رود بي‌آنكه‌ گزندي‌ به‌ رنگ‌ و بوي‌ آنها برساند، رهرو اين‌ چنين‌ از دهكده‌ دور مي‌شود.     ::    مولانا : نردبان‌ خلق‌، اين‌ ما و مني‌ است‌/ عاقبت‌ اين‌ نردبان‌، افتادني‌ است‌/ هر كه‌ بالاتر رود، ابله‌تر است‌/ كاستخوان‌ او بتر خواهد شكست‌     ::    بودا : به‌ كردار گاوچراني‌ كه‌ با يكي‌ چوبدست‌، گاوان‌ را به‌ چرا مي‌برد، پيري‌ و مرگ‌ نيز زندگيِ باشندگان‌ را مي‌برند.     ::    هراكليت‌ : به‌ اين‌ لوگوس‌، كه‌ موجودي‌ جاودان‌ است‌، آدميان‌، نانيوشندگانند، چه‌ پيش‌ از آنكه‌ بشنوندش‌، و چه‌ پس‌ از آن‌.     ::    بودا : رهرو آرامْ دل‌ به‌ خانه‌ي‌ تهي‌ رفته‌ است‌؛ او از فهم‌ درست‌ آيين‌، شادي‌ برتر از انسان‌ دارد.     ::    گزنوفون‌ : يك‌ خدا هست‌ در ميان‌ خدايان‌ و آدميان‌، كه‌ بزرگ‌ترين‌ است‌. نه‌ در پيكر همانند ميرندگان‌ است‌ نه‌ در انديشه‌.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

فلسفه زندگي و بررسي تاثيرات هدفمندي بشر از ديدگاه اسلام

26160 هاشمي‌گلپايگاني، محمدصالح
فلسفه زندگي و بررسي تاثيرات هدفمندي بشر از ديدگاه اسلام/ محمدصالح هاشمي‌گلپايگاني؛ به راهنمائي : رسول اكبريان
چكيده به زبان فارسي، انگليسي، عربي
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه امام صادق (ع)، دانشكده الهيات و معارف اسلامي و ارشاد، 1377.
221 صفحه، كتابنامه

اسلام Islam / انسان Human / عليت Causality / هدف Objective / زندگي Life / فلسفه زندگي Philosophy of life
چكيده : با توجه به موضوع تحقيق كه راجع به هدف زندگي انسان و غايت حيات بشر مي‌باشد، لازم است در ابتدا به مبحث هدفداري و غايت پرداخته شود. ابتدا بر مبناي موضوع هدفداري و غايت ، براساس تقسيم‌بندي موضوعي از هدفداري، ادعاي اين تحقيق اين است كه با اين تقسيم‌بندي منطقي، نظرات تماي فلاسفه و انديشمندان در مورد غايت و هدفداري در يكي از اقسام چهارگانه، ظرفيت دسته‌بندي شدن دارد. هر انديشمند و دانشمندي بر مبناي فكر و فلسفي كه ارائه داده است يا اعتقاد به غايتي پيدا مي‌كند و يا انكار غايت مي‌نمايد. اگر انكار غايت نمود. به اين موضوع پرداخته مي‌شود كه اصولا چه نظراتي است كه نمي‌توانند به غايت و هدفي واقعي، اعتقاد پيدا كنند و مقومات هدفداري و غايت چيست كه منكر لوازم و مقومات آن لزوما نافي غايت و هدف مي‌شود. با فرض قبول هدف براي زندگي و وجود غايت براي موجودات ، سئوال بر چگونگي غايت است . آيا اعتقاد به غايتي حكيمانه و عقلاني با برنامه مشخص و مدون منجر مي‌شود و يا غايت ، پوچ و عبت و گزافه است . در مرحله دوم، به نظرات و تفكرات انديشمنداني مي‌پردازيم كه معتقدند، غايت جهان و انسان، گزافه و پوچ است و غايتي عقلاني، براي انسان قابل تبيين نيست . ولي اگر اعتقاد بر اين بود كه غايت عقلاني براي انسان در زندگي قابل اثبات است ، آنگاه سئوال اين است كه اين غايت عقلاني، غايتي در حدود و محدوده جهان طبيعت و ماده است و يا به جهان ماوراءالطبيعه نيز مربوط مي‌شود. مرحله بعد به نظرات و انديشه‌هائي توجه مي‌شود كه غايتي عقلاني در حيطهء جهان مادي و طبيعي را قائل باشند. و بالاخره به اهداف ماوراء طبيعي و غايات معنوي كه از حيطهء جهان مادي، فراتر است ، پرداخته مي‌شود كه اين اهداف چيست و رابطهء اهداف ماوراء طبيعي با طبيعت چگونه است . همانگونه كه ملاحظه مي‌شود، نظر هر دانشمند و فيلسوف و متفكري بر مبناي تفكر فلسفي و اعتقادي خود لزوما در يكي از اين تقسيمات قرار مي‌گيرد. در بخش ديگر اين تحقيق به نظر و ديدگاه اسلام مي‌پردازيم كه انسان سعادتمند در مكتب اسلام چه انساني است و نظر اين مكتب راجع به غايت داشتن يا نداشتن و همچنين راجع به غايت مادي يا ماوراء ماده داشتن چيست ؟ و اگر نظر اسلام به غايت‌داري براي زندگي بشر مي‌باشد آن غايت زندگي كدام است ؟ در پايان بررسي مي‌نماييم، انساني كه براي زندگي خويش غايت اسلامي را انتخاب نموده چگونه انساني است ؟ ثمرات و تاثيرات اين غايتمندي چگونه است ؟ و در نهايت اشاره مي‌نمائيم كه براي رسيدن به غايت راه عملي زندگي چيست ؟
دانشگاه امام صادق (ع) ، دانشكده الهيات و معارف اسلامي و ارشاد

کد مطلب: 227

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

به نظر شما ما بازيچه دست شخصي به نام خدا نيستيم؟هر كاري ميخواهد ميكنه بدون اينكه حداقل به ما بگه . آخه ما انسان ها توي اين جهان چه كار ميكنيم . قبلش كجا بوديم ؟ بعدش كجا ميريم؟ غير از اينه كه آلت دست شديم؟ اگه نه پس دليلتون چيه؟ چرا هيچ كس جواب ما را نميده ؟
يكشنبه 22 شهريور 1388 ساعت 15:26
به پوچي عجيبي رسييده ام كه هيچ چيز دنيا برايم معني ندارد.هدف داشتن هم به زندگي ام معنا نميدهد فقط ياد گرفته ام كه نفس بكشم. كتاب هاي مختلفي ميخوانم ولي ارضانمي شوم .دوستان چند كتاب به من معرفي كنيد ممنونم.
شنبه 23 آذر 1387 ساعت 12:39