ايران در هزاره دوم قبل از ميلاد
مهاجران دو شاخه ميشوند- ظهور هيتان و ميتان 4-1- از هزارهي دوم تا اوايل هزارهي اوّل، جرياني در مهاجرت و رفت و آمد در فلات رخ داد كه سرانجام منتج به ورود ايرانيان به فلات و دوام و قوامشان شد، بدون آنكه ميان سكنهي بومي، تحليل رفته و مستهلك شوند، بلكه به عكس با سكنهي بومي در آميخته و با تركيب فرهنگي نوين، آنان را در خود محو و مستحيل نمودند و اين؛ خود از رخدادهاي نادر تاريخ است.
به هر انجام در هزارهي دوم پيش از ميلاد ظهور عناصري كه ميتوانيم آنها را هند و اروپايي Indo europإen بناميم در ميان اقوامي كه بومي بودند، قابل ملاحظه ميباشد. ليكن اين عناصر جديد نقشي چندان در فلات نداشتند و از دشتهاي اوراسي Eurasique واقع در روسيهي جنوبي كه به نظر ميرسيد زادگاهشان بوده، به واسطهي فشار و ورود اقوامي ديگر، به مهاجرت پرداختند. شايد در طي مهاجرت بر اثر عواملي به دو گروه تقسيم شده باشند: گروه غربي و گروه شرقي. گروه غربي درياي سياه را دور زده و پس از عبور از بالكان و بسفر، در داخل آسياي كوچك پخش شدند. اين گروه به زودي ميان ملل « آسياني » كه شايد سكنهي اصلي ناحيهي مذكور بودند، نفوذي تام يافته و آن چنان قدرتي به دست آوردند كه به زودي اتحاديهي هيتيان Hittites « ختيان » را به وجود آوردند. البته در اين باره به موجب فقدان شواهد، آرا و نظرات مخالفي موجود است ، امّا به هر حال آنچه كه اغلب محقّقان نظر ميدهند، اين است. هيتيان به زودي داراي چنان شاهنشاهي عظيم و پرقدرتي شدند كه موجب شگفتي است. اينان نخستين امپراتوري بزرگ آريايي را در حدود 1900 پيش از ميلاد تشكيل دادند و اين چنين سامان و سازمان و نظام و قدرتي بيشك ايجاب مينمايد كه مدّت نسبتاً زيادي از سكناشان گذشته باشد، و به اين جهت به نظر ميرسد كه در حدود سدههاي اوّل هزارهي دوم به آسياي صغير وارد شده باشند. اينان حتي تا بابل هم به تاخت و تاز پرداختند و آنجا را گشوده و چپاول نمودند، امّا اين پيروزي و فتحي بود بيفرجام، چه پس از آن به ضعف گراييدند و شايد نظام لشكريشان بر اثر ضعف و نيرويي كه در اين فتح بزرگ به كار زده بودند، به تباهي گراييده بود.
امّا مدّتي نگذشت كه به كار خود، و نظام و قدرت از دست رفته رنگ و آبي بخشيدند اين امر دگرباره موجب هجومها و تاخت و تازهايي شد كه بر اثر آن دولتهاي همجوار، چون هوريان Hurrites و ميتانيان Mitanni به وسيلهي آنان منهدم شد و از ميان رفت. پس از لحاظ قدرت در برابر مصر قدعلم كردند كه در آن زمان در اوج توسعهي مناطق بازگشودهي خود بود و تا حدود سوريه و فلسطين گسترش داشت. محقّقاني چون هومل Hommel و ميير Meyer معتقدند كه اينان حتي تا فلسطين نيز پيش رفته و در آنجا حُكّام و امرايي داشتهاند، و اين ادّعا به موجب اسنادي است كه در تَلالَعَمارْنَه Tell Amarna كشف شده و در آنها اسامي و نامهاي آريايي ديده ميشود.
امّا شعبهي شرقي كه به نام هند و ايراني Indo Iraniens معروف است، جانب شرقي دريايي خزر را پيمود. اينان به نظر ميرسد كه به گروههايي تقسيم شده باشند. يك گروه از قفقاز عبور كرده و تا حدودي از رود فرات پيش رفت. پس با هوريان بومي كه گروهي از اصل «آسياني» بودند، به هم آميختند و نتيجهي اين آميزش تشكيل پادشاهي ميتاني شد. اينان هم در بينالنّهرين شمالي قلمرو خود را توسعه بخشيدند و هم با محدوديتي جهت آشور، دردسري بزرگ را برايشان فراهم كردند. آنگاه به الحاق درههاي زاگْرُوس Zagros شمالي كه مسكن قوم گوتي Guti « درّهي كردستاني » بود، قدرت خود را توسعه بخشيدند. فرازناي قدرت ميتانيان در حدود سالهاي/1450 پيش از ميلاد بودمم كه با مصر پيمان اتحاد بست و ميان فراعنهي مقتدر مصر و دختران پادشاهان ميتاني زناشوييهايي سياسي انجام شد كه رشتهي اتّحاد را محكمتر نمود. امّا بر اثر عواملي، اين شاهنشاهي به ضعف گراييد و چنان كه ملاحظه شد و به وسيلهي هيتيان برانداخته و نابود شد.
کد مطلب: 183