خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ماه فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : بوي‌ خوش‌ سلوك‌، بسي‌ نيكوتر و برتر از بوي‌ صندل‌ يا نيلوفرِ آبي‌ و ياس‌ است‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : روشنفكران‌ ما هميشه‌ مأيوسند! مي‌گويند هجده‌ سال‌ پيش‌ چند دفعه‌ در خيابان‌ جيغ‌ و داد كرديم‌، ديديم‌ فايده‌اي‌ ندارد، مأيوس‌ شديم‌! ما حق‌ نداريم‌ مأيوس‌ شويم‌.     ::    بودا : رهرو شاد از هوشياري‌، با بيم‌ در غفلت‌ مي‌نگرد، فرو نيافتد كه‌ او در كنار نيروانه‌ است‌.     ::    بودا : رهرو با تني‌ آرام‌، گفتاري‌ آرام‌ و انديشه‌اي‌ آرام‌، نيكْ مجموع‌، و چيزهاي‌ اين‌ جهاني‌ را رها كرده‌، او را آرامش‌ يافته‌ مي‌خوانند.     ::    بودا : رهرو شاد از هوشياري‌، با بيم‌ در غفلت‌ مي‌نگرد، فرو نيافتد كه‌ او در كنار نيروانه‌ است‌.     ::    بودا : تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از خواستن‌ است‌. تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از دل‌ نهادن‌ بر اين‌ عالم‌ است‌.     ::    بودا : فرسوده‌ است‌ اين‌ تن‌ و لانه‌ي‌ بيماريها و بسي‌ شكننده‌. اين‌ توده‌ي‌ تباهي‌، فرو مي‌شكند. راستي‌ را كه‌ فرجام‌ زندگاني‌، مرگ‌ است‌.     ::    بودا : خود را با خويش‌ برانگيزان‌؛ با خود در خويش‌ پژوهش‌ كند. اي‌ رهرو، تو بدين‌سان‌ با خودي‌ خويشتن‌دار و آگاه‌، نيكبخت‌ خواهي‌ زيست‌.     ::    جان‌ ديويي‌ : محيطي‌ كه‌ در آن‌ انسان‌ زندگي‌ مي‌كند، تنها محيط‌ مادي‌ يا فيزيكي‌ نيست‌، بلكه‌ زمينه‌ فرهنگي‌ نيز دارد.     ::    بودا : كُهن‌دژي‌ است‌ بر آورده‌ از استخوان‌؛ و اندودي‌ از گوشت‌ و خون‌ بر آن‌، در او نشسته‌ پيري‌ و مرگ‌، مني‌ و فريب‌.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

نقد و بررسي حقيقت از ديدگاه افلاطون

26106 نوري، حسين
نقد و بررسي حقيقت از ديدگاه افلاطون/ حسين نوري؛ به راهنمائي : عبدالله شكيبا
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه شهيد بهشتي، دانشكده ادبيات و علوم انساني، 1376-1377.
173 صفحه، تصوير، نمودار، كتابنامه

حقيقت Truth / افلاطون Plato / آيين افلاطون Platonism / فلسفه Philosophy
چكيده : آنگاه كه در گفتار حكماء دقت كنيم متوجه مي‌شويم آنچه كه فكر آنها را به خود مشغول كرده است اين بود كه آيا آنچه محيط بر انسان است و آدمي آن را درمي‌يابد حقيقت و واقعيت دارد يا نه؟ و به عبارت ديگر اولين مسئله‌اي كه از ديرباز تا به امروز انديشهء فلاسفه را به خود جلب كرده است مسئله ثبات و تغير است فلاسفه با خود مي‌گفتند آنچيزي كه بر انسان احاطه دارد اگر واقع است چرا متغيير است و بر يك حالت نيست ؟ و اگر واقعيت ندارد آنچه به نظر انسان نمايش مي‌يابد چيست ؟ اين دو صورت عمده كه يكي تغيرپذيري بعضي از امور و ديگري دوام و استمرار بعضي از امور ديگر است از ديرباز مورد توجه متفكران يوناني بود اين متفكران در اولين نظريات خود سعي بر آن داشتند تا هم جنبهء ثبات و هم جنبهء تغير را تبيين نمايند، جنبه ثبات را از طريق توصيف عالم بر حسب يك يا چند عنصر ثابت و جنبهء تغير را از راه دگرگونيهاي موجود در عالم پديدار تبيين كنند، عالم پديدار هميشه در حال تغير و عالم واقعي همواره داراي اوصاف ثابت و نامتغير است . اما برخي مشكلات باعث گرديد كه چنين تصور شود كه اين دور صورت متغير و ثابت ممكن نيست هر دو صورتهاي واقعي و حقيقي جهان باشد، زيرا از يك طرف اگر همه چيز تغيير مي‌كند ديگر چيزي ثابت نمي‌تواند باشد و از طرف ديگر اگر عنصر ثابتي در جهان وجود داشته باشد آن عنصر در معرض تغير قرار نمي‌گيرد و نمي‌توان با اين عنصر ثابت تغييرات و دگرگونيهاي عالم طبيعت را تبيين كرد و بالاخره چنين عنصر ثابتي نمي‌تواند جزء نظام و دستگاه عالمي باشد كه همواره در حال صيرورت و شدن است . لذا با توجه به اين مفاهيم و ضرورت اين مسائل در عالم فلسفه و نزد انديشمندان سترگ دنياي فلسفه به نظرم آمد كه حقيقت را از ديدگاه افلاطون مورد تحليل و بررسي قرار دهم ولي قبل از هر چيز بدين منظور بر آن شدم كه براي فهم دقيق نظام فلسفي افلاطون كه از جريانهاي فكري گوناگون متاثر مي‌باشد آن جريانات فكري را به طور مختصر مطرح كرده و سپس نظريه مورد توجه افلاطون را بازگو نمايم.
دانشگاه شهيد بهشتي ، دانشكده ادبيات و علوم انساني

کد مطلب: 237

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين