خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    بودا : به‌ كردار گاوچراني‌ كه‌ با يكي‌ چوبدست‌، گاوان‌ را به‌ چرا مي‌برد، پيري‌ و مرگ‌ نيز زندگيِ باشندگان‌ را مي‌برند.     ::    آلفرد آير : قضيه‌ي‌ «در كره‌ مريخ‌ موجودات‌ زنده‌ وجود دارد»، در شرايط‌ كنوني‌ قابل‌ بررسي‌ نيست‌، ولي‌ اصل‌ بررسي‌ آن‌، ممكن‌ است‌. اما قضاياي‌ متافيزيكي‌، اصلاً قابل‌ بررسي‌ نيستند، بنابراين‌ نمي‌توان‌ آنها را قضاياي‌ حقيقي‌ دانست‌.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : با پيش‌ آمدن‌ حادثه‌ غرب‌ و تاريخ‌ غربي‌، نوعي‌ نگاه‌ به‌ موجودات‌ و به‌ آدميان‌ و به‌ زبان‌ و تاريخ‌ پديد آمده‌ است‌ و با استقرار عالم‌ غربي‌، درك‌ مبادي‌ آرا و غايت‌ نظر متفكران‌ گذشته‌ دشوار شده‌ است‌. به‌ اين‌ جهت‌ بايد آن‌ حادثه‌ را بازشناخت‌.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.     ::    بودا : رهرو از دست‌، آگاه‌، از پاي‌ آگاه‌، از رفتار خويش‌ آگاه‌ است‌. تنها و خرسند است‌، او را رهرو مي‌خوانند.     ::    بودا : چه‌ آلايشها كه‌ بر او چيره‌ شده‌، به‌ كردار يكي‌ پيچك‌ بر يكي‌ درختِ انبوه‌. با خود آن‌ كند كه‌ كامِ دشمن‌ است‌.     ::    بودا : اي‌ سازنده‌ خانه‌! اكنون‌ تو را ديده‌ام‌، تو ديگر باره‌ اين‌ خانه‌ را نمي‌تواني‌ ساخت‌. لنگه‌ي‌ خر پاهايت‌ همه‌ شكسته‌ است‌ و تيرِ كاكلهايت‌ خراب‌ شده‌ اما دل‌ من‌، به‌ فرونشاندن‌ تشنگيها رسيده‌ است‌.     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : از آغاز اگر هستنده‌ها همه‌ نامحدود مي‌بودند، موضوعي‌ براي‌ شناسايي‌ وجود نداشت‌ و واحد، اصل‌ نخستين‌ همه‌ چيز است‌.     ::    بودا : مرد روشن‌ به‌ هشياري‌، غفلت‌ از خود دور كند، از برجِ بلند فرزانگي‌ بالا رود، بي‌اندوه‌ و دور از اندوهِ اندوهگينان‌. از آن‌ فراز در نادانان‌ چنان‌ فرو نگرد كه‌ كوه‌نشيني‌ هامونْنشينان‌ را.
مکتب جاودان خردآرشيو مطلب

سابقه‌ي‌ تاريخي‌ مكتب‌ جاودان‌ خرد (سنت‌گرايي‌)

معاني‌ سنت‌ گرايي‌
1-1- به‌ يك‌ معنا، سابقه‌ي‌ قائلان‌ به‌ جاويدان‌ خرد يا آن‌ گونه‌ كه‌ بيشتر به‌ آن‌ اشتهار دارند، «سنّت‌گرايان‌»، به‌ سابقه‌ي‌ تاريخ‌ بشري‌ است‌، چون‌، بر طبق‌ ادعاي‌ خودِ سنّت‌گرايان‌، مدّعيات‌ اصلي‌ سنّت‌گرايي‌ مجموعه‌ي‌ حقايقي‌ است‌ كه‌ شمول‌ تاريخي‌ و جغرافيايي‌ همه‌گير دارد، يعني‌ همه‌ي‌ انسانها در همه‌ي‌ مقاطع‌ تاريخي‌ و همه‌ي‌ مناطق‌ جغرافيايي‌ بدانها باور داشته‌اند، دارند، و خواهند داشت‌. سنّت‌گرايي‌ را مي‌توان‌ در علوم‌ و معارف‌ سنّتي‌ اقوام‌ بدوي‌ نيز، در هر ناحيه‌ از جهان‌، يافت‌ و اشكال‌ و صورِ متكامل‌تر آن‌ را در هر يك‌ از اديان‌ بزرگ‌ جهاني‌ مي‌توان‌ سراغ‌ كرد. 

اما، به‌ معنايي‌ ديگر، يعني‌ اگر مراد از «سنّت‌گرايي‌» گرايش‌ آگاهانه‌اي‌ باشد به‌ پاره‌اي‌ از آراء و عقايد كه‌ درست‌ در برابر آراء و عقايد انسان‌ متجدد قرار مي‌گيرد، بايد گفت‌ كه‌ اين‌ مسلك‌ فكري‌
اگر مراد از «سنّت‌گرايي‌» گرايش‌ آگاهانه‌اي‌ باشد به‌ پاره‌اي‌ از آراء و عقايد كه‌ درست‌ در برابر آراء و عقايد انسان‌ متجدد قرار مي‌گيرد، بايد گفت‌ كه‌ اين‌ مسلك‌ فكري‌ و معنوي‌ به‌ دست‌ رنه‌گنون‌ (1) ، عالم‌، حكيم‌، و عارف‌ فرانسوي‌ (1951-1886)، كه‌ پس‌ از مسلمان‌ شدنش‌ عبدالواحد يحيي‌ نام‌ گرفت‌، احياء شد و، بنابراين‌ سابقه‌اش‌ از يك‌ قرن‌ كمتر است‌.
و معنوي‌ به‌ دست‌ رنه‌گنون‌ (1) ، عالم‌، حكيم‌، و عارف‌ فرانسوي‌ (1951-1886)، كه‌ پس‌ از مسلمان‌ شدنش‌ عبدالواحد يحيي‌ نام‌ گرفت‌، احياء شد و، بنابراين‌ سابقه‌اش‌ از يك‌ قرن‌ كمتر است‌. اين‌ مسلك‌ با مساعي‌ رنه‌گنون‌ و آننده‌ كنتيش‌ كوماراسوامي‌ (2) ، عالم‌، هنرشناس‌، و حكيم‌ سيلاني‌ (1947-1877)، كه‌ ضمنا بزرگ‌ترين‌ تاريخ‌نگارِ هنرِ هندي‌ است‌، هويّت‌ و موجوديّت‌ مستقلي‌ يافت‌ و انديشمندان‌ بسياري‌ را به‌ خود متوجه‌ ساخت‌. ما در ادامه‌ تفصيل‌ بيشتري‌ از نگرشهاي‌ اين‌ مكتب‌ به‌ روايت‌ استاد مصطفي‌ ملكيان‌ ارائه‌ مي‌ نماييم‌. 

مكتب‌ جاودان‌ خرد در منازعه‌ سنت‌ و مدرنيسم‌
1-2- شك‌ نيست‌ كه‌ اين‌ گرايش‌ يا نهضت‌ يا مكتب‌ ميان‌ سنّت‌ و تجدّد و پساتجدّد جانب‌ سنّت‌ را مي‌گيرد و از آن‌ در برابر مناقشات‌ و تحدّيهاي‌ تجدّد و پساتجدّد دفاع‌ مي‌كند. البته‌، دفاع‌ سنّت‌گراياني‌ مانند سيد حسين‌نصر ، (3) گنون‌ ، كوماراسومي‌ ، فريتيوف‌ شووان‌ (4) ، تيتوس‌ بوركهارت‌ (5) ، مارتين‌ لينگز (6) ، ماركوپاليس‌ (7) ، آلدوس‌ هاكسلي‌ ، نرث‌ بورن‌ (8) ، و جيكوب‌ نيدلمن‌ (9) را از سنّت‌ و حكمت‌ خالده‌ و دين‌ نبايد چيزي‌ نظير دفاعهايي‌ كه‌ در ايران‌ از سنّت‌ و دين‌ مي‌شود تصوّر كرد. دفاعيه‌هايي‌ كه‌ ما در محيط‌ خودمان‌ با آنها مواجهيم‌ دفاعيه‌هايي‌ است‌ بسيار سطحي‌، شتابزده‌، و غفلت‌آميز كه‌ نه‌ سنّت‌ را چنان‌ كه‌ بايد و شايد مي‌شناسد و نه‌ تجدّد را و به‌ همين‌ جهت‌ در حق‌ هر دو ظلم‌ مي‌كند و جانب‌ انصاف‌ و تحقّق‌ را در هيچ‌ مورد رعايت‌ نمي‌كند، از اين‌رو، نه‌ سنّت‌گراي‌ عميق‌النظر را راضي‌ مي‌دارد و نه‌ تجدّدگراي‌ ژرف‌نگر را قانع‌ مي‌كند.

کد مطلب: 471

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين