خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : فلسفه‌ نشانگر امر ناگفتني‌ خواهد بود، بدين‌ طريق‌ كه‌ امر گفتني‌ را به‌ روشني‌ باز مي‌نمايد.     ::    بودا : دوستان‌ به‌ روزگار نياز، شادي‌ آورند؛ خرسندي‌ به‌ اين‌ و آن‌ شادي‌آور است‌. رها كردن‌ همه‌ي‌ رنجها شادماني‌ است‌.     ::    بودا : خود را با خويش‌ برانگيزان‌؛ با خود در خويش‌ پژوهش‌ كند. اي‌ رهرو، تو بدين‌سان‌ با خودي‌ خويشتن‌دار و آگاه‌، نيكبخت‌ خواهي‌ زيست‌.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ ماده‌ با توجه‌ به‌ ارتباط‌ و پيوستگي‌ ميان‌ اجزايش‌، يك‌ واحد را تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ ذاتاً سيال‌ و گذرا بوده‌ و جوهرش‌ پيوسته‌ در حركت‌ و دگرگوني‌ است‌.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    بودا : به‌ كردار يكي‌ زنبور كه‌ شهد گلها را مكيده‌ مي‌رود بي‌آنكه‌ گزندي‌ به‌ رنگ‌ و بوي‌ آنها برساند، رهرو اين‌ چنين‌ از دهكده‌ دور مي‌شود.     ::    خليل‌ جبران‌ : نيمي‌ از آنچه‌ مي‌گويم‌، بي‌معناست‌ آن‌ را مي‌گويم‌ تا شايد به‌ نيمه‌ ديگر دست‌يابي‌.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : مجموع‌ حواس‌ به‌ نحوي‌ با مغز همبستگي‌ دارند و بدينسان‌ اگر مغز تكان‌ بخورد يا جاي‌ خود را تغيير دهد، حواس‌ ناقص‌ مي‌شوند، زيرا اين‌ كار گذرگاههايي‌ را كه‌ احساسها از آنها مي‌آيند، مي‌گيرد.     ::    پارمنيت‌ : لازم‌ است‌ گفتن‌ و انديشيدن‌ كه‌:هست‌، هست‌ زيرا هستي‌ (Einai) هست‌ و هيچي‌ (Mesen) نيست‌. اين‌ را به‌ فرمان‌ تو مي‌دهم‌ كه‌ دريابي‌.     ::    بودا : رهروي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خويش‌ آگاه‌ است‌، فرزانه‌وار سخن‌ مي‌گويد، خودستا نيست‌، معنا و متن‌ را روشنگري‌ مي‌كند، سخن‌اش‌ به‌ راستي‌ شيرين‌ است‌.
پسا زرتشتیانآرشيو مطلب

مزدكيان‌ به‌ روايت‌ شهرستاني‌

مزدك‌ كه‌ بود؟
2-1- « مزدك‌ كسي‌ است‌ كه‌ در روزگار قباد ، پدر انوشيروان‌، ظهور كرد، و قباد را به‌ مذهبش‌ فراخواند و قباد دعوت‌ او را اجابت‌ كرد. و انوشيروان‌ بر خواري‌ و افتراء او آگاهي‌ يافت‌، پس‌ او را طلب‌ كرد، او را يافت‌، او را كشت‌. ابوعيسي‌ وراق‌ حكايت‌ كرد كه‌ قول‌ مزدكيان‌ در دو عالم‌ و دو اصل‌ مانند قول‌ بسياري‌ از مانويان‌ است‌، جزء اين‌ كه‌ مزدك‌ مي‌گفت‌ كه‌ نور به‌ قصد و اختيار عمل‌ مي‌كند و ظلمت‌ به‌ خبط‌ و اتفاق‌ عمل‌ مي‌نمايد. و نور عالم‌، حساس‌ و لمت‌ جاهل‌، كور است‌ و آميزش‌ نور و ظلمت‌ به‌ اتفاق‌ و خبط‌ بوده‌ است‌ نه‌ به‌ قصد و اختيار، و همچنين‌ رهايي‌ ] نو از ظلمت‌ [ به‌ اتفاق‌ رخ‌ مي‌دهد، نه‌ به‌ اختيار.
2-2- مزدك‌ مردم‌ را از مخالفت‌ و دشمني‌ و جنگ‌ نهي‌ مي‌كرد. و چون‌ اكثر آن‌، به‌ سبب‌ زن‌ و اموال‌ روي‌ مي‌دهد، زن‌ را حلال‌ و اموال‌ را مباح‌ گردانيد و مردم‌ را در آنها شريك‌ كرد، چنان‌ كه‌ در آب‌ و آتش‌ و علف‌ شريك‌ هستند. و از او روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ امر به‌ قتل‌ نفوس‌ داده‌ تا آنها را از شر و آميختگي‌ با ظلمت‌ رها كند. 

2-3- و مذهب‌ او در اصول‌ و اركان‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها سه‌ هستند: آب‌ و خاك‌ و آتش‌. و هنگامي‌ كه‌ با هم‌ درآميختند، از آميزش‌ آنها مدبر خير و مدبر شر و وجود آمدند، پس‌ آنچه‌ از پاكيزگي‌ آنهاسا، مدبر خير است‌ و آنچه‌ از كدري‌ آنهاست‌، مدبر شر. 

2-4- از او روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ معبودش‌ در جهان‌ برين‌ بر كرسي‌ نشسته‌ است‌، مانند نشستن‌ خسرو 258 در جهان‌ زيرين‌، و در برابر او چهار نيرو است‌: نيروي‌ تميز، و فهم‌، و حفظ‌، و سرور، چنان‌ كه‌ در برابر خسرو چهار شخص‌ هستند: موبد موبدان‌، و هيربد بزرگ‌، و سپهبد، و رامشگر.
و آن‌ چهار، كار جهان‌ را به‌ ياوري‌ هفتي‌ كه‌ فروتر از آنهاست‌ اداره‌ مي‌كنند: سالار، و بيشكار، و بالوان‌، و براون‌، و كازران‌، و دستور، و كودك‌. و اين‌ هفت‌ در دوازده‌ روحاني‌ مي‌گردند: خواننده‌، و دهنده‌، و ستاننده‌، و برنده‌، و خورننده‌، و دونده‌، و كشنده‌، و زننده‌، و كننده‌، و آبنده‌، و شونده‌، و باينده‌. 

2-5- و هر انساني‌ را كه‌ اين‌ قواي‌ چهار و هفت‌ و دوازده‌ جمع‌ شود در جهان‌ زيرين‌ رباني‌ مي‌شود، و تكليف‌ از او برمي‌خيزد. گويد، پادشاه‌ جهان‌ برين‌ فرمانروايي‌ مي‌كند با حرفهايي‌ كه‌ مجموع‌ آنها نام‌ مهين‌ است‌. و كسي‌ كه‌ از آن‌ حرفها چيزي‌ تصور كند راز بزرگ‌ بر او گشوده‌ مي‌شود. و كسي‌ كه‌ از آن‌ محروم‌ بماند، در برابر قواي‌ چهارگانه‌ي‌ روحاني‌، در كوري‌ جهل‌ و نسيان‌ و بلادت‌ و غم‌ مي‌ماند». 

2-6- شهرستاني‌، مزدكيان‌ را در فرقه‌هاي‌ متعدد معرفي‌ مي‌كند از جمله‌: كودكيان‌ ، ابوسليمان‌ ، ماهانيان‌ و سپيدجامگان‌ . و كودكيان‌ در نواحي‌ اهواز فارس‌ و شهر زور هستند و ديگران‌ در نواحي‌ سغد، سمرقند و چاچ‌ و ايلاق‌ هستند.

کد مطلب: 200

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين