خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
داوري‌ اردكاني‌ : با پيش‌ آمدن‌ حادثه‌ غرب‌ و تاريخ‌ غربي‌، نوعي‌ نگاه‌ به‌ موجودات‌ و به‌ آدميان‌ و به‌ زبان‌ و تاريخ‌ پديد آمده‌ است‌ و با استقرار عالم‌ غربي‌، درك‌ مبادي‌ آرا و غايت‌ نظر متفكران‌ گذشته‌ دشوار شده‌ است‌. به‌ اين‌ جهت‌ بايد آن‌ حادثه‌ را بازشناخت‌.     ::    بودا : رهرو سرشار از شادي‌، سرشار از ايمانِ به‌ آموزه‌ي‌ بودا، به‌ راه‌ آرامش‌ خواهد رسيد.     ::    دكتر شريعتي‌ : آنچه‌ بودا نفي‌ كرده‌ و از پرستش‌ و توسل‌ به‌ آنها برحذر داشته‌ است‌، خدايان‌ است‌؛ و اين‌ نه‌ نفي‌ توحيد كه‌ نفي‌ شرك‌ است‌.     ::    مولانا : هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما / بي‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا/ پس‌ ترا هر لحظه‌، مرگ‌ و رجعتي‌ است‌/ مصطفي‌ فرمود، دنيا ساعتي‌ است‌     ::    بودا : مرد با اين‌ ستوران‌ به‌ كشوري‌ نمي‌رسد كه‌ پاي‌ كسي‌ بدان‌ نرسيده‌:جايي‌ كه‌ مردِ رام‌ با خودِ رام‌ به‌ آنجا مي‌رود.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ مثال‌، مرتبه‌اي‌ از وجود است‌ كه‌ ميان‌ عالم‌ عقلي‌ و عالم‌ ماده‌ قرار گرفته‌ است‌. از نظر مشايين‌، اين‌ عالم‌ آخرين‌ عالم‌ از عقول‌ طولي‌ است‌ (به‌ نام‌ عقل‌ فعال‌) اما از نظر اشراقيين‌، اين‌ عالم‌ را بعضي‌ از عقول‌ عرضي‌ به‌ وجود آورده‌اند.     ::    بودا : او را چه‌ شادي‌ هست‌ از ديدن‌ اين‌ استخوانهاي‌ سپيد، به‌ كردار كدوهايي‌ دور افكنده‌ در خزان‌؟     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كوششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    ابونصر سراج‌ : كلامي‌ كه‌ زبان‌ آن‌ را از وجدي‌ كه‌ از معدن‌ فيض‌ به‌ دل‌ افاضه‌ شده‌، بيان‌ كند، اين‌ كلام‌ شبيه‌ و نزديك‌ به‌ دعوي‌ باشد، جز اينكه‌ اهل‌ اين‌ وجد، آزموده‌ و محفوظ‌ از خطا باشد.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

بررسی تطبیقی معرفت شناسی حکمت مشاء و حکمت متعالیه

عبائی کوپایی ، محمود ؛ بررسی تطبیقی معرفت شناسی حکمت مشاء و حکمت متعالیه ؛ راهنما: محمد تقی فعالی ؛ مشاور : احمد بهشتی – محمد سعیدی مهر ؛ تاریخ دفاع : 14/11/83 ؛ 384 ص .
کلید واژه ها : معرفت شناسی ، حکمت مشاء ، حکمت متعالیه ، واقع نمایی ، نظریه دق ، عقل فعال، نفس الامر ، اتحاد عاقل و معقول .
چکیده
رساله حاضر با عنوان بررسی تطبیقی معرفت شناسی حکمت مشاء با تأکید بر « واقع نمایی و نظریه صدق » در پی آن است تا ضمن شناخت دانش معرفت شناسی و سیر تحولات این شاخه از فلسفه از آغاز تا کنون به اجمال ، علم و ادراک و آموزه های معرفت شناسانه فلسفه مشاء را با محوریت ابن سینا و فلسفه را با محوریت ملاصدرا مورد بررسی قرار داده و ضمن مراجعه به متون اصلی نشان دهد که راهبردهای فلسفی این دو مکتب برای اثبات ارزش معلومات و واقع نمایی ادراکات همچنین صدق چیست ؟
نتیجه این تحقیق نشان می دهد که در فلسفه مشاء سه راهبرد اساسی ، برای اثبات واقع نمایی ادراکات و یک راهبرد مهم ، برای نظرهی صدق وجود دارد که از آن جمله است . بحث در باب مقوله علم و نحوه اداراکات و نحوه ادراک کلی – علم النفس و قوای ادراکی و مراتب عقل – اتصال به عقل فعال ، همچنین تعریف صدق به مطابقت با واقع و نفس الامر و استفاده از ملاک بداهت برای توجیه صدق به عنوان یک راهبرد دیگر .
در حکمت متعالیه نیز ضمن استفاده از راهبردهای فلسفی مکتب مشاء دو راهبرد دیگر فلسفی قابل استخراج است که عبارتست از نظریه وجود بدون حقیقت علم و همچنین نظریه انقلابی اتحاد عقل و عاقل و معقول .
در نتیجه نهایی ، این دو مکتب بر مبانی وجودشناختی خود قابلیت این را دارند که بتوان از آنها نظام فرعی معرفت شناسی استخراج نمود و واقع نمایی ادراکات را اثبات کرد .
این ظرفیت و قابلیت در فلسفه نظریه وجود بدون علم ،شکاف بین معرفت شناسی و وجودشناسی برداشته شده است .
در باب نظریه صدق نیز نتیجه گرفته می شود که موضع فیلسوفان مسلمان ، به نظریه مطابقت و قرائت مبناگروانه آن قرابت بیشتری دارد .

کد مطلب: 1210

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين