خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : خوب‌ است‌ فضيلتي‌ كه‌ تا پيري‌ دوام‌ آورد؛ خوب‌ است‌ ايماني‌ كه‌ بيخي‌ استوار دارد؛ خوب‌ است‌ رسيدن‌ به‌ فراشناخت‌؛ خوب‌ است‌ بد نكردن‌.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : فلسفه‌ و ايدئولوژي‌ در نظر خيلي‌ از متفكرين‌، مترادف‌ پنداشته‌ مي‌شود، در صورتي‌ كه‌ رابطه‌ فلسفه‌ با ايدئولوژي‌ همان‌ اندازه‌ دور است‌ كه‌ رابطه‌ علم‌ با ايدئولوژي‌.     ::    هراكليت‌ : افتخارها، خدايان‌ و آدميان‌ را برده‌ مي‌سازد.     ::    نيچه‌ : مردم‌ دنياي‌ امروز به‌ واسطه‌ي‌ مهجوريتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مصطلحات‌ ديني‌ مسيح‌ پيدا كرده‌اند، ديگر قادر نيستند علو و عظمت‌ وحشت‌آور مفهومي‌ را كه‌ كلمه‌ رمز و معماي‌ «خداي‌ روي‌ صليب‌» در ذهن‌ و ذوق‌ مردمان‌ عهد عتيق‌ داشت‌، احساس‌ كنند.     ::    ويكتور فرانكل‌ : چه‌ خوبست‌ كه‌ روبه‌روي‌ مجسمه‌ آزادي‌ آمريكا در سواحل‌ شرقي‌، مجسمه‌ مسئوليت‌ را نيز در سواحل‌ غربي‌ آمريكا، بنا كنيم‌.     ::    دكارت‌ : از آنجا كه‌ من‌ مي‌توانم‌ به‌ نحو واضح‌ و متمايزي‌، وجود ذهن‌ را مستقل‌ از بدن‌، درك‌ كنم‌، بنابراين‌ ذهن‌ بايد براي‌ خود وجودي‌ مستقل‌ داشته‌ باشد.     ::    هگل‌ : مسيحيّت‌، دشمن‌ شادكامي‌ و آزادي‌ بشر و بي‌اعتنا به‌ زيبايي‌ است‌.     ::    بودا : آنان‌ كه‌ به‌ راه‌ قدسي‌ نرفته‌ و در جواني‌ گنجي‌ نياندوخته‌اند، مرغان‌ ماهيخوار پير را مانند كه‌ در درياچه‌اي‌ بي‌ماهي‌ از ميان‌ مي‌روند.     ::    بودا : چه‌ آلايشها كه‌ بر او چيره‌ شده‌، به‌ كردار يكي‌ پيچك‌ بر يكي‌ درختِ انبوه‌. با خود آن‌ كند كه‌ كامِ دشمن‌ است‌.
آرشيو کاريکاتور

تضاد آرامش با شادي ؟!

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور ، به پرسش زير پاسخ دهيد : 
چرا انسان مدرن ، هر چه بيشتر دنبال شادي است ، آرامش را بيشتر از دست مي دهد ؟

کد مطلب: 1487

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

فكر كنم چون لزوم شادي هميشه تحوله...براي شادي بايستي اتفاقي بيفته كه با حالت قبلي متفاوت شده باشي حالا چه در فكر خودت به تحول رسيده باشي چه در عمل كه لازمه هر دوتاش يك انقلابه.
شنبه 3 بهمن 1388 ساعت 10:20
اين نمودار با سوال نميخونه ُ اين نمدار يعني شادي تابعي است از آرامش و خميره شادي آرامش است . يعني بايد بگوييد ( انسان هرچقدر بيشتر دنبال آرامش باشد شادي را بيشتر از دست ميدهد) . و اگر هم نمدار برعكس باشد ُ ديگر آرامش يك تابع از شادي نخواهد بود !
واقعيت امر نيز همين است چون شادي در غفلت است و آرامش در باخبري و اطمينان .
جمعه 2 بهمن 1388 ساعت 23:02
negar_s_73@yahoo.com
سلام
سوال شما در يك سايت كه ادعاي پژوهشگري دارد عجيب است .
شادي هيچ منافاتي با ارامش ندارد !
سرور وشادماني هداياي اسماني براي انسان است
و ارامش از توكل و رضايت حاصل ميشود كه پيامد ان رضايت وخرسندي رب از تو وشادي و بهروزي تو از رب است
ودنياي ماشينيزم تنها و تنها وسيله اسايش و فراخ بالي است تا ترا از صرف وقت براي كار يدي برهاند و زمان بيشتري به تو هديه كند تا با او ( خدايت) خلوت كني .
متاسفانه چرا ما ادمها هميشه طوري برخورد ميكنيم كه يا به افراط متمايل ميشويم يا تفريط (؟).
اين انتظار از شما لااقل بعيد است !
چهارشنبه 30 دي 1388 ساعت 15:31
چون شادي را در گرو رسيدن به اهدافش مي داند و با مدرنيزه شدن و ارتباط متقابل داردو هرچه بيشتر به دنبالش ميگردد به تنش و دغدغه هايش افزوده ميشود
يكشنبه 27 دي 1388 ساعت 16:40
behzadi58@yahoo.com
به نظر من انسان امروزه از اضطراب بنیادی وجودش شدیدا" در عذابه و بدلیل تربیت نادرست ناچارا" از طریق فوری ترین و اسان ترین راه ممکن دنبال ارامش میگرده.
و اینطور میشه که {به غلط}به نظر میرسه اونها که دنبال شادی هستن باید ارامش رو از دست بدهند!که در حقیقت اینطور نیست و این دو احساس هیچ تناقضی با هم ندارند
پنجشنبه 17 دي 1388 ساعت 22:27

123456789