خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : گُل‌ چينِ پراكنده‌ دل‌ را مرگ‌ چنان‌ درربايد كه‌ سيلابي‌ روستاي‌ خفته‌ را.     ::    بودا : گُل‌ چينِ پراكنده‌ دل‌ را مرگ‌ چنان‌ درربايد كه‌ سيلابي‌ روستاي‌ خفته‌ را.     ::    بودا : مرد روشن‌ به‌ هشياري‌، غفلت‌ از خود دور كند، از برجِ بلند فرزانگي‌ بالا رود، بي‌اندوه‌ و دور از اندوهِ اندوهگينان‌. از آن‌ فراز در نادانان‌ چنان‌ فرو نگرد كه‌ كوه‌نشيني‌ هامونْنشينان‌ را.     ::    بودا : او را چه‌ شادي‌ هست‌ از ديدن‌ اين‌ استخوانهاي‌ سپيد، به‌ كردار كدوهايي‌ دور افكنده‌ در خزان‌؟     ::    بودا : كسي‌ كه‌ روحيه‌اش‌ با خواهشها و هوسها آشفته‌ و پريشان‌ نيست‌ و در وراي‌ خوبي‌ و بدي‌ است‌، بيداري‌ است‌ كه‌ ترس‌ و بيم‌ نمي‌شناسد. بدتر از آنچه‌ يك‌ دشمن‌ بتواند در حق‌ دشمن‌ خود كند، روح‌ بدسگال‌ در حق‌ انسان‌ تواند كرد.     ::    هراكليت‌ : به‌ اين‌ لوگوس‌، كه‌ موجودي‌ جاودان‌ است‌، آدميان‌، نانيوشندگانند، چه‌ پيش‌ از آنكه‌ بشنوندش‌، و چه‌ پس‌ از آن‌.     ::    هراكليت‌ : هنگامي‌ كه‌ زاييده‌ مي‌شوند، آرزوي‌ زندگي‌ كردن‌ دارند و سرنوشت‌ (مرگ‌) خود را پذيرفتن‌؛ يا بيشتر از آن‌ آسودن‌ و فرزنداني‌ پشت‌ سر مي‌نهند كه‌ بار ديگر با سرنوشت‌ (مرگ‌) روبه‌رو مي‌شوند.     ::    هراكليت‌ : تناقض‌، توافق‌ است‌ و از چيزهاي‌ ناموافق‌، زيباترين‌ هماهنگي‌ پديد مي‌آيد.     ::    اتين‌ ژيلسون‌ : متكلمان‌ از آن‌ حيث‌ كه‌ اهل‌ كلام‌اند، ايرادي‌ بر آنها وارد نيست‌، بلكه‌ مشكل‌ آنها اين‌ است‌ كه‌ خود را در مقام‌ فلاسفه‌ قرار مي‌دهند.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.
فرهنگ اساطیر یونانآرشيو مطلب

آ

آئروپه‌ Aerope ، دختر كاترئوس‌ (پادشاه‌ كرت‌). پدرش‌ وي‌ را به‌ بردگي‌ فروخت‌، آترئوس‌ وي‌ را خريد و به‌ همسري‌ اختيار كرد، اما وي‌ با برادر آترئوس‌ اختيار كرد، اما وي‌ با برادر آترئوس‌، توئستس‌، زنا كرد. به‌ روايتي‌ مادر پليستنس‌ و به‌ روايتي‌ مادر آگاممنون‌ و منلائوس‌ بوده‌ است‌. 

آپولون‌ Apollo ، پسر زئوس‌ از زن‌ تيتانش‌ لتو؛ از اولمپيان‌ ، خداي‌ نور و پيش‌گويي‌، و حامي‌ موسيقي‌ و تيراندازي‌ و شفا. موزها از خدمتگزاران‌ او بودند. آرتميس‌ خواهر دوقلويش‌، و آسكلپيوس‌، خداي‌ پزشكي‌، فرزندش‌ بود. از القابش‌ مي‌توان‌ لوكئوس‌ (گرگ‌ - خدا)، فويبوس‌ (درخشان‌)، و ناموئيس‌ (خداي‌ رمه‌ها) را برشمرد. از افسانه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ او كشتن‌ پوتون‌ ، گذراندن‌ يك‌ سال‌ در خدمت‌ آدمتوس‌ ، و عشق‌ به‌ كاساندرا قابل‌ ذكر است‌، آپولون‌ لوكئوس‌ Apollo Lyceus ، آپولون‌ . 

آتالانته‌ Atalanta ، دختر ياسوس‌ (ياسخوينئوس‌) و كلومنه‌؛ با كره‌ي‌ شكارچي‌، پدرش‌ او را سر راه‌ گذاشت‌، و يك‌ خرس‌ ماده‌ با شيرش‌ او را پرورد. سپس‌ شكارچياني‌ او را يافتند و بزرگ‌ كردند. پس‌ به‌ شكار و كارهاي‌ مردانه‌ رغبت‌ يافت‌ و از زناشويي‌ و كارهاي‌ زنانه‌ بيزاري‌ نمود. دو اسطوره‌ي‌ مشهور دارد؛ شركت‌ در شكار گراز كالودون‌ به‌ همراه‌ ملئاگر ، و باختن‌ مسابقه‌ي‌ دوي‌ شرط‌ ازدواجش‌ به‌ هيپومنس‌ . 

آتاماس‌ Athamas ، پسر آيولوس‌؛ پادشاه‌ اورخومنوس‌ در بئوسي‌ شد و با الاهه‌ نفله‌ (=ابر) ازدواج‌ كرد كه‌ برايش‌ دو فرزند آورد: فريكسوس‌ و هله‌. بعدها از نفله‌ جدا شد و با ينو، دختر كادموس‌ و هارمونيا، ازدواج‌ كرد و از او هم‌ صاحب‌ دو پسر شد: ليارخوس‌ و مليكرتس‌. آتاماس‌، به‌ توطئه‌ي‌ ينو، قصد قرباني‌ كردن‌ يكي‌ از فرزندان‌ زن‌ اولش‌ را داشت‌، اما درست‌ در لحظه‌اي‌ كه‌ كارد بر گلوي‌ فرزند مي‌ماليد، قوچي‌ جادويي‌ ظاهر شد كه‌ يكي‌ از خدايان‌ (هرمس‌ يا زئوس‌) بنا به‌ درخواست‌ نفله‌ فرستاده‌ بود. اين‌ قوچ‌ حرف‌ مي‌زد و پشم‌ زرين‌ داشت‌. به‌ دستور قوچ‌، فريكسوس‌ و هله‌ بر پشت‌ او سوار شدند و قوچ‌ پرواز كرد. هله‌ در راه‌ فرو افتاد، اما فريكسوس‌ به‌ سلامت‌ به‌ كولخيس‌ نزد آيتس‌ رسيد. 

آترئوس‌ Atreus ، پسر پلوپس‌ و هيپوداميا(1). پادشاه‌ موكناي‌ شد. آئروپه‌ را به‌ همسري‌ اختيار كرد و او برايش‌ دو پسر آورد: آگاممنون‌ و منلائوس‌. به‌ برادرش‌ توئتس‌ بدگمان‌ شد و سه‌ پسر وي‌ را كشت‌ و گوشتشان‌ را به‌ او خورانيد. پسر چهارم‌ توئستس‌، آيگيستوس‌ ، او را از پاي‌ درآورد. 

آتلانتيس‌ Atlantis ، جزيره‌اي‌ افسانه‌اي‌ در آن‌ سوي‌ ستونهاي‌ هركول‌ در اقيانوس‌ اطلس‌. نخستين‌ فرد بومي‌ اين‌ جزيره‌، اونور، با لئوكيپه‌ ازدواج‌ كرد و صاحب‌ يك‌ دختر شدند به‌ نام‌ كليتو. پوسيدون‌، خداي‌ حامي‌ جزيره‌، عاشق‌ كليتو شدو كليتو از او پنج‌ جفت‌ پسر دوقلو آورد. پوسيدون‌ جزيره‌ را بين‌ پسرها قسمت‌ كرد و اطلس‌، فرزند بزرگ‌تر، را پادشاه‌ جزيره‌ كرد. از اين‌ جزيره‌ فقط‌ در نوشته‌هاي‌ افلاطون‌ ياد شده‌ است‌. 

آتنا: آتنه‌
آتنه‌/آتنا Athena
، دختر زئوس‌؛ يكي‌ از اوتمپيان‌ ؛ الاهه‌ي‌ حكمت‌، و حامي‌ جنگ‌ و فنون‌ جنگ‌. مادرش‌ متيس‌ بود كه‌ او را در شكم‌ زئوس‌ زاييد. آتنه‌ بزرگ‌ترين‌ پهلوان‌ يونانيان‌ در جنگ‌ تروا بود. از القاب‌ او پالاس‌، پولياس‌ (الاهه‌ي‌ شهر)، بولايا (الاهه‌ي‌ شورا)، پارتنوس‌ (با كره‌) را مي‌توان‌ برشمرد. در اساطير روم‌ مطابق‌ است‌ با مينروا: 

آتيس‌ Attis/Atys ، جواني‌ كه‌ معشوق‌ كوبله‌، الاهه‌ي‌ فروگيايي‌، بود. كوبله‌ از فرط‌ عشق‌ حسدآميز خود به‌ او، و براي‌ آنكه‌ او نتواند با كس‌ ديگري‌ ازدواج‌ كند، وادارش‌ كرد خود را اخته‌ كند. آتيس‌ از زخم‌ اين‌ كار جان‌ سپرد. كوبله‌، به‌ ياد او، امر كرد خادمان‌ معبدش‌ همه‌ خود را خواجه‌ كنند، و آتيس‌ را به‌ صورت‌ درختي‌ درآورد. به‌ اين‌ جهت‌ آتيس‌ خداي‌ حاصلخيزي‌ به‌ شمار مي‌رود.
آخايوس‌ Achaeus ، پسر كوتوس‌ ، و برادر يون‌. آخايوس‌ به‌ كمك‌ متحدانش‌ آتن‌ و آيگيالوس‌ را از چنگ‌ برادر به‌ درآورد؛ به‌ همين‌ جهت‌ اين‌ سرزمين‌ از روي‌ نام‌ او آخايا ناميده‌ شد و او سرسلسله‌ي‌ آخاياييها به‌ شمار مي‌رود:
آخرون‌ Acheron ، رودي‌ در جهان‌ زيرزمين‌ (هادس‌). آخرون‌ نيز نظير ساير رودها شخصيت‌ انساني‌ دارد و در اين‌ شكل‌ پدر آسكالافوس‌ محسوب‌ مي‌شود: 

آخيلئوس‌ Achilleus ، اخيلس‌ 

آدراستوس‌ Adrastus ، پسر تالائوس‌ (پادشاه‌ آرگوس‌) و لوسيماخه‌. چون‌ تالائوس‌ كشته‌ شد، به‌ نزد پدربزرگ‌ مادريش‌، پولوبوس‌، رفت‌، و او وي‌ را وارث‌ خود كرد. پس‌ آدراستوس‌ پادشاه‌ سيكوئون‌ شد و سپس‌ آرگوس‌ را نيز پس‌ گرفت‌. جزو مخالفان‌ هفت‌گانه‌ي‌ تب‌ جنگيد، اما شكست‌ خورد و گريخت‌. ده‌ سال‌ بعد، رهبري‌ اپيگونها ، فرزندان‌ مخالفان‌ هفت‌گانه‌، را به‌ عهده‌ گرفت‌ و پيروز شد، اما فرزندش‌ آيگيالئوس‌ در اين‌ جنگ‌ كشته‌ شد و وي‌ از غم‌ مرگ‌ فرزند جان‌ داد. نوه‌اش‌ ديومدس‌ بعد از او شاه‌ آرگوس‌ شد: 

آدمتوس‌ Admetus ، پسر فرس‌؛ پادشاه‌ فراي‌. به‌ قدري‌ به‌ عدالت‌ شهره‌ بود كه‌ چون‌ آپولون‌ از سوي‌ زئوس‌ محكوم‌ به‌ يك‌ سال‌ بردگي‌ در روي‌ زمين‌ شد، نزد آدمتوس‌ آمد. آپولون‌ در عوض‌ خدمتهاي‌ آدمتوس‌ به‌ او ياري‌ داد تا شرط‌ ازدواج‌ با آلكستيس‌ را كه‌ بستن‌ شير و گرازي‌ به‌ يك‌ ارابه‌ بود، به‌ جا آورد. اما آدمتوس‌ شب‌ ازدواج‌ قرباني‌ سپاس‌ به‌ درگاه‌ آرتميس‌ را فراموش‌ كرد، پس‌ حجله‌ي‌ خود را پر از مار يافت‌ و بعد نيز در جواني‌ به‌ بستر مرگ‌ افتاد. آلكستيس‌ حاضر شد به‌ جاي‌ او بميرد تا او جاودانه‌ شود، اما هراكلس‌، كه‌ مهمان‌ آدمتوس‌ بود، با مرگ‌ كشتي‌ گرفت‌ و دورش‌ كرد و آلكستيس‌ نيز زنده‌ ماند. 

آدونيس‌ Adonis ، پسر كينوراس‌ از دخترش‌ مورها معشوق‌ آفروديته‌ بود. در شكار خرس‌ كشته‌ شد و آفروديته‌ از پرسفونه‌ خواست‌ تا اجازه‌ دهد آدونيس‌ سالي‌ چهار ماه‌ در آغاز بهار زنده‌ شود و به‌ زمين‌ بازگردد. از اين‌رو آدونيس‌ نماد طبيعت‌ و تجديد حيات‌ سالانه‌ي‌ آن‌ به‌ شمار مي‌رود: 

آرتميس‌ Artemis ، دختر زئوس‌ ولتو، و خواهر دوقلوي‌ آپولون‌؛ از اولمپيان‌ ، و الاهه‌ي‌ باكره‌ي‌ شكار و تير و كمان‌، و حامي‌ جانوران‌ وحشي‌ و كودكان‌ و ضعيفان‌. با بريتوماريس‌، ديكتوآنا، سلنه‌، فويبه‌، وديانا، كه‌ الاهه‌هايي‌ در ميان‌ اقوام‌ ديگرند، يكي‌ شمرده‌ مي‌شود: 

آرس‌ Ares ، فرزند زئوس‌ و هرا؛ از اولمپيان‌ ؛ خداي‌ جنگ‌. آرس‌ هرگز ازدواج‌ نكرد، اما فرزندان‌ بسيار از طريق‌ رابطه‌ي‌ نامشروع‌ داشت‌، از جمله‌: اروس‌ (=عشق‌)، ويموس‌ (=ترس‌)، و فوبوس‌ (=وحشت‌). نماد انتقامجويي‌ كور و بي‌رحمانه‌ به‌ شمار مي‌رود. در اساطير روم‌ مطابق‌ است‌ با مارس‌ (مريخ‌): 

آرگو Argo ، كشتي‌ بزرگي‌ كه‌ ياسون‌ با آن‌ به‌ همراه‌ آرگونوتها به‌ دنبال‌ «پشم‌ زرين‌» رفت‌: 

آرگوس‌ Argos ، سگ‌ اودوسئوس‌
آرگوس‌ صدچشم‌ Argus Panoptes ، جانور بزرگي‌ كه‌ همه‌ي‌ تنش‌ چشم‌ بود. مراقبت‌ از يو ، كه‌ به‌ شكل‌ گاو درآمده‌ بود، از سوي‌ هرا به‌ او واگذار شد و بر سر همين‌ كار به‌ دست‌ هرمس‌ كشته‌ شد: 

آرگونوتها Argonauts ، گروه‌ پهلواناني‌ كه‌ همراه‌ ياسون‌ با كشتي‌ آرگو به‌ دنبال‌ يافتن‌ «پشم‌ زرين‌» رفتند: 

آريادنه‌ Ariadne ، دختر مينوس‌ (پادشاه‌ كرت‌) و پاسيفائه‌. عاشق‌ تئوس‌ شد و او را در كشتن‌ مينوتاوروس‌ ياري‌ داد و با هم‌ گريختند. اما تسئوس‌ او را در جزيره‌ي‌ تاكسوس‌ رها كرد. ديونوسوس‌ نجاتش‌ داد و با او ازدواج‌ كرد:
آريون‌ Arion ، نوازنده‌ي‌ افسانه‌اي‌ يونان‌. قسمت‌ اعظم‌ عمرش‌ را در دربار پرياندروس‌ گذراند. سفري‌ به‌ سيسيل‌ كرد؛ در بازگشت‌ خدمه‌ي‌ كشتي‌ قصد جانش‌ كردند. آوازي‌ خواند و دولفينها كنار كشتي‌ به‌ رقص‌ آمدند. پس‌ به‌ دريا پريد و يكي‌ از دولفينها او را به‌ سلامت‌ به‌ ساحل‌ رساند. 

آستارته‌ Astarte ، الاهه‌ي‌ فينيقي‌ باروري‌ و زيبايي‌ و عشق‌ جنسي‌، مطابق‌ عشتر بابليها. بعضيها او را مطابق‌ آرتميس‌، سلنه‌، و آفروديته‌ نيز دانسته‌اند:
 
آستواناكس‌ Astyanax ، پسر كوچك‌ هكتور و آندروماخه‌. بعد از سقوط‌ تروا، چون‌ اودوسئوس‌ دستور داده‌ بود كه‌ هيچ‌ فرد ذكوري‌ از خاندان‌ پرياموس‌ زنده‌ نماند، نتوپتولموس‌ او را از آغوش‌ مادرش‌ بيرون‌ كشيد و از فراز ديوار شهر بيرون‌ افكند، و كشته‌ شد. سپر پدر را تابوت‌ او كردند: 

آسكالافوس‌ Ascalaphus ، پسر آخرون‌ . چون‌ خبرچيني‌ كرد كه‌ پرسفونه‌ در جهان‌ زير زمين‌ دانه‌ي‌ انار خورده‌ است‌، پرسفونه‌ او را تبديل‌ به‌ يك‌ جغد كرد:
 
آسكلپيوس‌ Asclepius ، پسر آپولون‌ و كوروئيس‌ ؛ خداي‌ پزشكي‌ و درمان‌. مادرش‌ را وقتي‌ او را حامله‌ بود كشتند، اما نوزاد نجات‌ داده‌ شد. پس‌ او را به‌ خيرون‌ سپردند، كه‌ بزرگش‌ كرد و به‌ او علم‌ طب‌ آموخت‌. زئوس‌ او را به‌ سبب‌ اينكه‌ جسارت‌ كرده‌ بود مرده‌اي‌ را به‌ عالم‌ زندگان‌ بازآورد، با ضربه‌ي‌ تندر از پاي‌ درآورد: 

آفروديته‌ Aphrodite ، دختر زئوس‌ و ديونه‌ (روايت‌ ديگري‌ او را برآمده‌ از كف‌ دريا مي‌داند)؛ از اولمپيان‌ ؛ خداي‌ عشق‌، و بخشنده‌ي‌ زيبايي‌ و جذابيت‌. زن‌ هفايستوس‌ بود، اما با خدايان‌ متعدد، از جمله‌ آرس‌، ديونوسوس‌، و پوسيدون‌، و افراد زميني‌ چون‌ آنخيس‌ و آدونيس‌ رابطه‌ داشت‌ و از هر كدام‌ فرزنداني‌ آورد. مشهورترين‌ اسطوره‌ در مورد او داستان‌ اعطاي‌ «سيب‌ زرين‌» از سوي‌ پاريس‌ به‌ اوست‌ كه‌ باعث‌ آغاز جنگ‌ تروا شد. در اساطير روم‌ مطابق‌ است‌ با ونوس‌:
 
آكونتيوس‌ Acontius ، جوان‌ فقيري‌ از جزيره‌ي‌ كئوس‌ كه‌ عاشق‌ كوديچه‌، دختر آتني‌، شد. سيبي‌ به‌ كوديپه‌ داد كه‌ رويش‌ نوشته‌ بود، «قسم‌ مي‌خورم‌ جز با آكونتيوس‌ ازدواج‌ نكنم‌.» چون‌ كوديپه‌ نوشته‌ را به‌ صداي‌ بلند خواند، ملزم‌ شد كه‌ با او ازدواج‌ كند، و پدر و مادر كوديپه‌ نيز، علي‌رغم‌ مخالفت‌ با اين‌ ازدواج‌، به‌ سبب‌ اين‌ سوگند سرانجام‌ ناچار به‌ آن‌ تن‌ دردادند: 

آگاممنون‌ Agamemnon ، پسر آترئوس‌ و آناكسيبيا؛ رهبر يونانيان‌ در جنگ‌ تروا . وقتي‌ آيگيستوس‌ پدرش‌ را كشت‌، وي‌ به‌ توندارئوس‌ پناهنده‌ شدو به‌ ياري‌ او قاتل‌ پدر را بيرون‌ راند و پادشاه‌ موكناي‌ شد و دختر توندارئوس‌، كلوتايمنسترا ، را به‌ زني‌ گرفت‌ و صاحب‌ سه‌ دختر، ايفيگنيا ، الكترا ، و خروسوتميس‌، و يك‌ پسر، اورستس‌ ، شد. وقتي‌ از فتح‌ تروا بازگشت‌، كاساندرا را به‌ همراه‌ خود آورد و به‌ توطئه‌ي‌ زنش‌، كلوتايمنسترا، و به‌ دست‌ فاسق‌ وي‌، كه‌ همان‌ آيگيستوس‌ قاتل‌ پدرش‌ بود كشته‌ شد: 

آگاوه‌ Agave ، دختر كادموس‌ و هارمونيا؛ زن‌ اخيون‌. خواهرش‌ سمله‌ مادر ديونوسوس‌ بود. چون‌ آگاوه‌ و خواهرانش‌ حرف‌ سمله‌ را در مورد خدازادبودن‌ ديونوسوس‌ باور نكردند، ديونوسوس‌ را ديوانه‌ كرد و آگاوه‌ به‌ دست‌ خود فرزندش‌ پنتئوس‌ را تكه‌ تكه‌ كرد: 

آلكستيس‌ Alcestis ، دختر پلياس‌ و آناكسيبيا؛ آدمتوس‌ : 

آلكمنه‌ Alcmena ، دختر الكترئون‌ و آناكسو، زن‌ آمفيتروئون‌ (پادشاه‌ تيرونها). زئوس‌ خود را به‌ شكل‌ آمفيتروئون‌ درآورد و با او هم‌بستر شد. آلكمنه‌ باردار شد و دو پسر دوقلو، هراكلس‌ و ايفيكلس‌، كه‌ پدر اولي‌ زئوس‌ و پدر دومي‌ شوهرش‌ بود، به‌ دنيا آورد: 

آلكينوئوس‌ Alcinoدs ، پسر ناوسيتوئوس‌؛ پادشاه‌ فاياكيها. با آرته‌ ازدواج‌ كرد و از او صاحب‌ پنج‌ پسر و يك‌ دختر به‌ نام‌ ناوسيكائا شد. مردي‌ بزرگوار بود و از كشتي‌ شكستگان‌ حمايت‌ مي‌كرد. به‌ ياسون‌ و مديا و بعدها به‌ اودوسئوس‌ ياري‌ داد: 

آمازونها Amazons ، قبيله‌اي‌ از زنان‌ جنگجوي‌ كه‌ هيچ‌ مردي‌ را به‌ ميان‌ خود راه‌ نمي‌دادند. ظاهراً كاملاً افسانه‌اي‌ هستند و هيچ‌ صحت‌ تاريخي‌ ندارند:
آمفيتروئون‌ Amphitryon ، پسر الكايوس‌ و شوهر آلكمنه‌. آلكمنه‌ هنگام‌ ازدواج‌ با او شرط‌ كرد كه‌ فقط‌ هنگامي‌ با او هم‌بستر خواهد شد كه‌ انتقام‌ برادرش‌ را از اهالي‌ جزيره‌ي‌ تافيان‌ بگيرد. وقتي‌ آمفيتروتون‌ مشغول‌ نبرد بود، زئوس‌ خود را به‌ شكل‌ او درآورد و با آلكمنه‌ هم‌بستر شد، كه‌ نتيجه‌ي‌ آن‌ زاده‌شدن‌ هراكلس‌ بود: 

آمفيون‌ Amphion ، پسر زئوس‌ و آنتيوپه‌(2) با برادر دوقلويش‌، زئوس‌، شهر تب‌ را گرفتند، ديركه‌ و شوهرش‌ لوكوس‌ را به‌ انتقام‌ رفتار آنان‌ با مادرشان‌ كشتند، و با مسالمت‌ مشتركاً بر تب‌ حكم‌ راندند. ديوار شهر تب‌ را اين‌ دو برادر ساختند: 

آمون‌ Amon ، از خدايان‌ مصر قديم‌ كه‌ خداي‌ محلي‌ طيوه‌ بود. معادل‌ زئوس‌ يونانيان‌ و يوپيتر روميان‌ است‌: 

آنتايوس‌ Antaeus ، پسر پوسيدون‌ و گايا؛ غول‌ ليبوا. قدرت‌ خارق‌العاده‌اش‌ را از تماس‌ با مادرش‌ (گايا=زمين‌) به‌ دست‌ مي‌آورد. با هر بيگانه‌ كه‌ به‌ سرزمين‌ او مي‌آمد كشتي‌ مي‌گرفت‌ و چون‌ هر بار زمين‌ مي‌خورد قدرت‌ از نو مي‌گرفت‌، بر همه‌ چيره‌ مي‌آمد: سرانجام‌ هراكلس‌ او را از پاي‌ درآورد، بدين‌ ترتيب‌ كه‌ از زمين‌ بلندش‌ كرد و آن‌قدر فشار داد تا كشته‌ شد: 

آنتيگونه‌ Antigone ، دختر اوديپ‌ و يوكاسته‌؛ كرئون‌ . 

آنتيوپه‌(1) Antiope ، خواهر يا خود هيپولوته‌ (ملكه‌ي‌ آمازونها). تسئوس‌ او را دزديد و در نتيجه‌ زنان‌ جنگجوي‌ آمازون‌ به‌ آتن‌ حمله‌ آوردند، اما شكست‌ خوردند. آنتيوپه‌ از تسئوس‌ صاحب‌ يك‌ پسر به‌ نام‌ هيپولوتوس‌ شد: 

آنتيوپه‌(2) Antiope ، دختر نوكتئوس‌. زئوس‌ با او عشق‌ ورزيد و او، چون‌ حاملگيش‌ عيان‌ شد، به‌ سيكوئون‌ گريخت‌ و پدرش‌ نيز از شرم‌ خود را كشت‌. در آنجا با اپوئپوس‌ ازدواج‌ كرد و دو بچه‌ آورد: آمفيون‌ و زتوس‌ . عمويش‌، به‌ انتقام‌ خون‌ برادر، وي‌ را به‌ كنيزي‌ به‌ زنش‌ ديركه‌ داد. ديركه‌ قصد قتلش‌ را داشت‌، اما پسرانش‌ نجاتش‌ دادند و ديركه‌ و لوكوس‌ را كشتند. ديونوسوس‌ به‌ انتقام‌ خون‌ ديركه‌ او را ديوانه‌ كرد، اما فوكوس‌ او را معالجه‌ كرد و همسر خويش‌ گردانيد: 

آنخيسس‌ Anchises ، پسر كاپوس‌. زئوس‌ آفروديته‌ را به‌ عشق‌ او گرفتار كرد و از پيوند آن‌ دو آينياس‌ زاده‌ شد كه‌ روميان‌ جد خود به‌ حسابش‌ مي‌آوردند: 

آندروماخه‌ Andromache ، دختر ايتيون‌، با هكتور ازدواج‌ كرد و استواناكس‌ را برايش‌ زاد. پس‌ از سقوط‌ تروا و كشته‌شدن‌ هكتور و آستواناكس‌، او را به‌ كنيزي‌ به‌ نئوپئولموس‌ دادند: 

آندرومده‌ Andromeda ، دختر كفئوس‌ و كاسيوپه‌. مادرش‌ مدعي‌ شد كه‌ آندرومده‌ زيباتر از نرئيدها (پريان‌ دريايي‌) است‌. نرئيدها به‌ پوسيدون‌ شكايت‌ بردند و در نتيجه‌ آندرومده‌ را در برابر يك‌ اژدها به‌ صخره‌اي‌ زنجير كردند. پرسئوس‌ او را نجات‌ داد و با او ازدواج‌ كرد: 

آوگياس‌ Augeas ، پسر هليوس‌ يا پوسيدون‌؛ پادشاه‌ اليس‌. اصطبلي‌ بزرگ‌ با سه‌ هزار نره‌ گاو داشت‌. هراكلس‌، به‌ عنوان‌ پنجمين‌ شاهكار خود، در طي‌ يك‌ روز، با منحرف‌ كردن‌ دو رودخانه‌ آن‌ را تميز كرد: 

آياس‌ Aiax ، پسر تلامون‌ و پريبويا. پس‌ از اخيلس‌ بزرگ‌ترين‌ قهرمان‌ جنگ‌ تروا بود. با هكتور تن‌ به‌ تن‌ جنگيد و چون‌ هيچ‌ يك‌ بر هم‌ غلبه‌ نيافتند، شمشير و كمربند خود را با هم‌ معاوضه‌ كردند. پس‌ از فتح‌ تروا، آياس‌ و اودوسئوس‌ هر دو، به‌ عنوان‌ پاداش‌، مدعي‌ سلاحهاي‌ اخيلس‌ شدند. چون‌ جايزه‌ به‌ اودوسئوس‌ داده‌ شد، آياس‌ ديوانه‌ گشت‌ و نگهبان‌ يوناني‌ را كشت‌. چون‌ به‌ خود آمد، از شرمساري‌ با شمشير هكتور خود را نيز كشت‌: 

آيتس‌ Aeحtes ، پسر هليوس‌؛ پادشاه‌ كولخيس‌. «پسم‌زرين‌» را از فريكسوس‌ (آتاماس‌) گرفت‌ و پنهان‌ كرد. وقتي‌ ياسون‌ به‌ جستجوي‌ «پشم‌زرين‌» نزد او آمد، كارهاي‌ بسيار دشواري‌ را پيش‌ روي‌ او نهاد. پس‌ از انجام‌ اين‌ كارها نيز باز به‌ قولش‌ وفا نكرد. دخترش‌ مديا به‌ ياسون‌ كمك‌ كرد تا «پشم‌زرين‌» را از پدر بربايند و فرار كنند: 

آيتليوس‌ Aethlius ، پسر زئوس‌ (يا آيولوس‌) و پروتوگنيا. كالوكه‌ را به‌ زني‌ گرفت‌ كه‌ برايش‌ اندوميون‌ را آورد، كه‌ بنيان‌گذار اليس‌ شد: 

آيسون‌ Aeson ، پسر كرتئوس‌ و تورو. وارث‌ به‌ حق‌ پادشاهي‌ يولكوس‌ بود، اما پلياس‌ آن‌ را غصب‌ كرد. با آلكيمده‌ ازدواج‌ كرد كه‌ برايش‌ پسري‌ آورد به‌ نام‌ ياسون‌ . آنها ياسون‌ را پنهاني‌ به‌ خيرون‌ دادند تا تربيتش‌ كند. هنگامي‌ كه‌ ياسون‌ به‌ جستجوي‌ «پشم‌زرين‌» رفته‌ بود، آيسون‌ مرد، اما مديا هنگام‌ ورود به‌ يولكوس‌ با قدرتي‌ جادويي‌ او را به‌ زندگي‌ بازگرداند: 

آيگئوس‌ Aegeus ، پسر پانديون‌ و پوليا؛ پادشاه‌ آتن‌. پسرش‌ تئوس‌ داوطلب‌ شد به‌ جنگ‌ مينوتاوروس‌ برود. آيگئوس‌ عزادارانه‌ او را با كشتي‌ بادبان‌ سياه‌ روانه‌ كرد و قول‌ گرفت‌ اگر پسرش‌ پيروز شد، در بازگشت‌ بادبان‌ سياه‌ را پايين‌ بكشد. تسئوس‌ پيروز شد، اما فراموش‌ كرد بادبان‌ را پايين‌ بكشد. پس‌ آيكئوس‌، به‌ گمان‌ آنكه‌ پسرش‌ كشته‌ شده‌ است‌ خود را در دريا افكند و هلاك‌ كرد. اين‌ دريا به‌ نام‌ او آيگايوس‌ (اژه‌) خوانده‌ شد: 

آيگيستوس‌ Aegisthus ، پسر توئستس‌ از دختر خودش‌ پلوپيا. برادر توئستس‌، آترئوس‌ ، فرزندان‌ او را كشته‌ بودو وخشي‌ تنها راه‌ انتقام‌ را داشتن‌ فرزندي‌ از دخترش‌ دانسته‌ بود. پلوپيا، پس‌ از هم‌بستري‌ با پدر، زن‌ آترئوس‌ شد و آيگيستوس‌ را در دربار آترئوس‌ زاد و آترئوس‌ نادانسته‌ اين‌ پسر را بزرگ‌ كرد. آيگيستوس‌ بعدها آترئوس‌ را كشت‌، عاشق‌ كلوتايمنترا ، زن‌ آگاممنون‌ (پسر آترئوس‌) شد، و آگاممنون‌ را هم‌ به‌ قتل‌ رساند. بعد خود به‌ دست‌ اورستس‌ (پسر آگاممنون‌) كشته‌ شد: 

آينياس‌ Aeneas ، پسر آنخيسس‌ و آفروديته‌ (ونوس‌)؛ از قهرمانان‌ تروا. پس‌ از سقوط‌ تروا، پدرا را بر پشت‌ گرفت‌ و گريخت‌ و به‌ كارتاژ و سپس‌ به‌ ايتاليا رفت‌. يكي‌ از اعقابش‌، رومولوس‌، شهر رم‌ را بنياد گذاشت‌. پس‌ روميان‌ او را جد خود به‌ حساب‌ مي‌آورند: 

آيولوس‌ Aeolus ، پسر هيپوتاس‌؛ پادشاه‌ جزيره‌ي‌ شناور آيوليا؛ و خدايي‌ زميني‌ كه‌ زئوس‌ مهار بادها را به‌ او داد. با مهار باد به‌ اودوسئوس‌ در سفرش‌ به‌ تروا ياري‌ داد:

کد مطلب: 65

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين