خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : مرد روشن‌ به‌ هشياري‌، غفلت‌ از خود دور كند، از برجِ بلند فرزانگي‌ بالا رود، بي‌اندوه‌ و دور از اندوهِ اندوهگينان‌. از آن‌ فراز در نادانان‌ چنان‌ فرو نگرد كه‌ كوه‌نشيني‌ هامونْنشينان‌ را.     ::    بودا : مرد روشن‌ به‌ هشياري‌، غفلت‌ از خود دور كند، از برجِ بلند فرزانگي‌ بالا رود، بي‌اندوه‌ و دور از اندوهِ اندوهگينان‌. از آن‌ فراز در نادانان‌ چنان‌ فرو نگرد كه‌ كوه‌نشيني‌ هامونْنشينان‌ را.     ::    كانت‌ : دو چيز جان‌ مرا از اعجاب‌ و احترام‌، سرشار مي‌سازد:آسمان‌ پر ستاره‌ي‌ بالاي‌ سر من‌ و قانون‌ اخلاقي‌ در درون‌ من‌.     ::    بودا : فرسوده‌ است‌ اين‌ تن‌ و لانه‌ي‌ بيماريها و بسي‌ شكننده‌. اين‌ توده‌ي‌ تباهي‌، فرو مي‌شكند. راستي‌ را كه‌ فرجام‌ زندگاني‌، مرگ‌ است‌.     ::    ابونصر سراج‌ : كلامي‌ كه‌ زبان‌ آن‌ را از وجدي‌ كه‌ از معدن‌ فيض‌ به‌ دل‌ افاضه‌ شده‌، بيان‌ كند، اين‌ كلام‌ شبيه‌ و نزديك‌ به‌ دعوي‌ باشد، جز اينكه‌ اهل‌ اين‌ وجد، آزموده‌ و محفوظ‌ از خطا باشد.     ::    هراكليت‌ : خداوندگاري‌ كه‌ هاتف‌ پيش‌گويي‌ او در پرستشگاه‌ دلفي‌ است‌، نه‌ سخن‌ مي‌گويد، نه‌ پنهان‌ مي‌كند. بلكه‌ اشاره‌ مي‌كند.     ::    ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.     ::    بودا : آن‌ كسي‌ كه‌ دور از من‌ مي‌زيد اما در طريق‌ راستي‌ گام‌ مي‌زند هميشه‌ به‌ من‌ نزديك‌ است‌.     ::    بودا : خود را به‌ غفلت‌ مسپريد، با كامجويي‌ و خوشباشي‌ آشنا مباشيد. آن‌ كو به‌ هشياري‌ به‌ ديانَه‌ بنشيند به‌ خوشدليِ پُربار رسد.     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : از آغاز اگر هستنده‌ها همه‌ نامحدود مي‌بودند، موضوعي‌ براي‌ شناسايي‌ وجود نداشت‌ و واحد، اصل‌ نخستين‌ همه‌ چيز است‌.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

جلوه فلسفه هگل در فلسفه معاصر

مرادخانی، علی؛ جلوه فلسفه هگل در فلسفه معاصر؛ راهنما: کریم مجتهی؛ مشاور: رضا داوری- شهرام پازوکی؛ تاریخ دفاع: 28/07/79؛ 387 ص.
کلید واژه ها: فلسفه مدرن، تاریخ فلسفه، هگل، دکارت، کانت، فرهنگ غربی، عقل، تجربه.
چکیده
فلسفه جدید (مدرن) در کسوت تفکر گالیله ای- دکارتی از سویی و نیوتونی- کانتی از دیگر سو، طبیعت را بر مبنای عقل (Reason) تفسیر کرد و جز- طبیعت را نیز بر مبنای اصول و قواعد آن فهمید.
هگل در پایان دوره جدید (مدرن) عقل را در تاریخ، اجتماع، سیاست، هنر و خلاصه هر آنچه جز- طبیعت بود، نیز تزریق کرد. با هگل طرح فلسفه جدید (مدرن) در معنای تفسیر عقلانی عالم و آدم به پایان آمد هگل با تزریق عقل در تاریخ، فلسفه را تاریخی و تاریخ را فلسفی دید و در پرتو چنین بصیرتی به روایت تاریخ فلسفه، که به زعم او، باطن تاریخ عالم است، پرداخت. رساله حاضر، تفسیر هگل از فلسفه جدید (مدرن) را عهده دار است، که از سه بخش کلی سامان یافته است: در بخش نخست نگارنده، معنای تاریخ فلسفه را در نظر هگل با طرح پرسش نسبت تاریخ و فلسفه، با توجه به متن مقدمه بر درس گفتارهای تاریخ فلسفه پیش کشیده است. در بخش دوم که اساس رساله می باشد، نگارنده تفسیر هگل از فلسفه جدید (مدرن) را از دکارت تا فلسفه معاصر آلمانی بحث کرده و اصول و مبانی آن را از نظرگاه هگل مستوفاً بیان داشته است. در بخش سوم رساله نیز از تاثیر و میراث هگل در فلسفه معاصر سخن رفته است. آنچه برای نگارنده در تدوین رساله اهمیت داشته، همانا راه یافتن قلمرو بصیرت تاریخی هگل بوده ، که در پرتو آن فیلسوف توانسته در سنت فلسفی غرب سنت و تجدد را کنار هم نشاند و به یک میزان از هر دو در مقام تاسیس فلسفه ای نو مدد گیرد. البته پیداست که فهم هگل از سنت بر مبانی تجدد استوار بوده است. مع الوصف هگل با برچیدن تقابل و شقاق منطوی در آگاهی جدید بار دیگر فرهنگ و تمدن غربی را در تمامیت آن بر بنیاد عقل (Logos) بنا کرده است.

کد مطلب: 1239

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين