شناخت در فلسفه مشاء ، اشراق و حکمت متعالیه میر ، منصور ؛ شناخت در فلسفه مشاء ، اشراق و حکمت متعالیه ؛ راهنما : سید حسن سعادت مصطفوی ؛ مشاور : احمد بهشتی – علی مهدیزاده ؛ تاریخ دفاع : 17/08/79 ؛ 237 ص . کلید واژه ها : فلسفة مشاء ، اشراق ، حکمت متعالیه ، ماهیت ، تجرد صور علمی . چکیده کنجکاوی و حقیقت خواهی فطری انسان و فعالیتهای عقلانی و جولانهای فکری او از یک سو و احتمال خطا و گمراهی و نتیجتاً دغدغه های روحی و عدم اطمینان و آسایش خاطر ازسوئی دیگر ، هر انسان اندیشمند و بویژه مسئول را برآن می دارد که در میان معرکة آراء صاحبنظران به مطالعه و بررسی عمیق و تحقیق و تأمل مبنایی و گسترده در زمینه شناخت و معرفت دست بزند . موضوع شناخت شناسی و فهم مکانیسم حصول علم و معرفت گذشته از جذابیت ذاتی اش برای انسان، گره گشای برخی معظلات فکری انسان بویژه در آنجا که واقعیت مورد شناخت ، امور غیبی یا مبدأ عالم است ، می باشد . در تحقیق کتابخانه ای مزبور به موضوع فوق از دیدگاه سه مشرب فلسفی مشهور شرق پرداخته ایم. که در آن پس از آشنایی با مفردات موضوع از طریق مطالعه تاریخی آن در جریان اصل بحث و مسائلش قرار می گیریم . در بخش دوم از ماهیت ، تعریف ، امکان ، ابزار ، منابع و ارکان شناخت و مهم تر از همه پیرامون نحوة حصول ادراکات بحث شده است . بدلیل ارتباط آن موضوع با مباحثی چون وجود ذهنی ، اعتبارات ماهیت و مفاهیم کلی ، انواع معقولات به تبیین مباحث مزبور و نتیجه گیری مرتبط با موضوع پرداخته ایم . و از ارتباط منطق ، معقولات ثانیه فلسفی و تجرد صور علمی با شناخت سخن گفته ایم . در پایان با استفاده از محصول گفتار اندیشمندان به بحث پیرامون حقیقت علمی و ادراک و انواع آن پرداخته ایم . و چنین نتیجه گرفتیم که تمام مکاتب فلسفی مزبور علم را ضروری و بدیهی دانسته اند بطوریکه انسان بالبداهه علم را می فهمد . اما در کیفیت حصول این علمی که منشأ آن را همگان حس می دانند . مشاء به تجرید و حکمت متعالیه به تعالی و اشراق به مشاهده شهودی و شناخت حضوری که ابصار مقدمه آن است ، معتقد می باشند . پس از نتیجه گیری ، چند نکته نیز از سوی نگارنده به این هدف آورده شده است که گامی برای شروع تحقیقاتی عمیق تر و ایجاد سوالاتی در ذهن خواننده باشد .
کد مطلب: 1220
|
|