خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.     ::    بودا : چون‌ بداند كه‌ اين‌ تن‌ به‌ كردارِ كف‌ است‌ و بداند كه‌ سرشت‌ آن‌، سراب‌گونه‌ است‌ و بتواند تيرهاي‌ گُلْ مانندِ مارَه‌ را بشكند؛ جايي‌ بخواهد رفت‌ كه‌ شاهِ مرگ‌ نخواهدش‌ ديد.     ::    نيچه‌ : ابرمرد، انساني‌ است‌ كه‌ بر خود چيره‌ است‌؛ و آن‌ انسان‌ پر هيجاني‌ است‌ كه‌ بر احساس‌ و هيجانهاي‌ خود پيروز شده‌ است‌.    ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : فرق‌ انسان‌ با ديگر جانداران‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها انسان‌ مي‌انديشد، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌انديشند.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : شريعتي‌، پروژه‌ بازرگان‌ را به‌ اوج‌ رساند و نه‌ فقط‌ يك‌ دنياي‌ آباد، بلكه‌ يك‌ انقلاب‌ دنيوي‌ را از دل‌ دين‌ بيرون‌ آورد.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : وقت‌ تو عزيزترين‌ چيزهاست‌، پس‌ آن‌ را به‌ عزيزترين‌ چيزها مشغول‌ساز.     ::    دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.     ::    زنون‌ : اگر كثرت‌ هست‌، هستنده‌ نامحدوداند. زيرا هميشه‌ در ميان‌ هستنده‌ها، چيزهاي‌ ديگر و باز هم‌ چيزهاي‌ ديگري‌ در ميان‌ اينها هست‌ و بدينسان‌ هستنده‌ها نامحدودند.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

شناخت در فلسفه مشاء ، اشراق و حکمت متعالیه

میر ، منصور ؛ شناخت در فلسفه مشاء ، اشراق و حکمت متعالیه ؛ راهنما : سید حسن سعادت مصطفوی ؛ مشاور : احمد بهشتی – علی مهدیزاده ؛ تاریخ دفاع : 17/08/79 ؛ 237 ص .
کلید واژه ها : فلسفة مشاء ، اشراق ، حکمت متعالیه ، ماهیت ، تجرد صور علمی .
چکیده
کنجکاوی و حقیقت خواهی فطری انسان و فعالیتهای عقلانی و جولانهای فکری او از یک سو و احتمال خطا و گمراهی و نتیجتاً دغدغه های روحی و عدم اطمینان و آسایش خاطر ازسوئی دیگر ، هر انسان اندیشمند و بویژه مسئول را برآن می دارد که در میان معرکة آراء صاحبنظران به مطالعه و بررسی عمیق و تحقیق و تأمل مبنایی و گسترده در زمینه شناخت و معرفت دست بزند .
موضوع شناخت شناسی و فهم مکانیسم حصول علم و معرفت گذشته از جذابیت ذاتی اش برای انسان، گره گشای برخی معظلات فکری انسان بویژه در آنجا که واقعیت مورد شناخت ، امور غیبی یا مبدأ عالم است ، می باشد .
در تحقیق کتابخانه ای مزبور به موضوع فوق از دیدگاه سه مشرب فلسفی مشهور شرق پرداخته ایم. که در آن پس از آشنایی با مفردات موضوع از طریق مطالعه تاریخی آن در جریان اصل بحث و مسائلش قرار می گیریم . در بخش دوم از ماهیت ، تعریف ، امکان ، ابزار ، منابع و ارکان شناخت و مهم تر از همه پیرامون نحوة حصول ادراکات بحث شده است . بدلیل ارتباط آن موضوع با مباحثی چون وجود ذهنی ، اعتبارات ماهیت و مفاهیم کلی ، انواع معقولات به تبیین مباحث مزبور و نتیجه گیری مرتبط با موضوع پرداخته ایم . و از ارتباط منطق ، معقولات ثانیه فلسفی و تجرد صور علمی با شناخت سخن گفته ایم .
در پایان با استفاده از محصول گفتار اندیشمندان به بحث پیرامون حقیقت علمی و ادراک و انواع آن پرداخته ایم . و چنین نتیجه گرفتیم که تمام مکاتب فلسفی مزبور علم را ضروری و بدیهی دانسته اند بطوریکه انسان بالبداهه علم را می فهمد . اما در کیفیت حصول این علمی که منشأ آن را همگان حس می دانند . مشاء به تجرید و حکمت متعالیه به تعالی و اشراق به مشاهده شهودی و شناخت حضوری که ابصار مقدمه آن است ، معتقد می باشند .
پس از نتیجه گیری ، چند نکته نیز از سوی نگارنده به این هدف آورده شده است که گامی برای شروع تحقیقاتی عمیق تر و ایجاد سوالاتی در ذهن خواننده باشد .

کد مطلب: 1220

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين