خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
داوري‌ اردكاني‌ : با پيش‌ آمدن‌ حادثه‌ غرب‌ و تاريخ‌ غربي‌، نوعي‌ نگاه‌ به‌ موجودات‌ و به‌ آدميان‌ و به‌ زبان‌ و تاريخ‌ پديد آمده‌ است‌ و با استقرار عالم‌ غربي‌، درك‌ مبادي‌ آرا و غايت‌ نظر متفكران‌ گذشته‌ دشوار شده‌ است‌. به‌ اين‌ جهت‌ بايد آن‌ حادثه‌ را بازشناخت‌.     ::    بودا : گرودنه‌هاي‌ پُرشكوه‌ خسرواني‌ بفرسايند، تن‌ نيز به‌ پيري‌ گرايد، ليكن‌ آيين‌ نيكان‌ هرگز پير نگردد؛ چون‌ نيكان‌ آن‌ را به‌ نيكان‌ بياموزند.     ::    دكارت‌ : خدا وجود دارد و تصورات‌ واضح‌ و متمايز را نيز تضمين‌ مي‌كند. من‌ به‌ طور واضح‌ و متمايز، مي‌فهمم‌ كه‌ خدا وجود دارد.     ::    ويتگنشتاين‌ : فلسفه‌ نشانگر امر ناگفتني‌ خواهد بود، بدين‌ طريق‌ كه‌ امر گفتني‌ را به‌ روشني‌ باز مي‌نمايد.     ::    هگل‌ : مسيحيّت‌، دشمن‌ شادكامي‌ و آزادي‌ بشر و بي‌اعتنا به‌ زيبايي‌ است‌.     ::    بودا : حكومت‌ بر روحيه‌ ناپايدار دشوار است‌؛ چه‌، آن‌ به‌ هر جا بخواهد مي‌رود. تسلط‌ بر روحيه‌، كار شايسته‌اي‌ است‌؛ آن‌ را آرام‌ و نيك‌بختي‌ را تأمين‌ مي‌كند.     ::    بودا : حكومت‌ بر روحيه‌ ناپايدار دشوار است‌؛ چه‌، آن‌ به‌ هر جا بخواهد مي‌رود. تسلط‌ بر روحيه‌، كار شايسته‌اي‌ است‌؛ آن‌ را آرام‌ و نيك‌بختي‌ را تأمين‌ مي‌كند.     ::    بودا : اي‌ سازنده‌ خانه‌! اكنون‌ تو را ديده‌ام‌، تو ديگر باره‌ اين‌ خانه‌ را نمي‌تواني‌ ساخت‌. لنگه‌ي‌ خر پاهايت‌ همه‌ شكسته‌ است‌ و تيرِ كاكلهايت‌ خراب‌ شده‌ اما دل‌ من‌، به‌ فرونشاندن‌ تشنگيها رسيده‌ است‌.     ::    بودا : رهرو سرشار از شادي‌، سرشار از ايمانِ به‌ آموزه‌ي‌ بودا، به‌ راه‌ آرامش‌ خواهد رسيد.     ::    هراكليت‌ : ما در يك‌ رودخانه‌، هم‌ پا مي‌گذاريم‌ و هم‌ نمي‌گذاريم‌. ما هم‌ هستيم‌ هم‌ نيستيم‌.
آرشيو کتاب

حرف هاي شيخ تحليلي ما

استاد مهدي حائري يزدي ، فرزند پايه گذار حوزه علميه قم ( حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي ) است . او در عنفوان جواني ، راهي آمريكا شد و در آنجا فلسفه را در سنت تحليلي آموخت . و بسيار هم خوب آموخت . همان روزگاران كه حرف هاي برتراند راسل ، سكه رايج جهان تفكر و سياست شده بود ، از آن طرف شيخ محمد تقي جعفري ،(شيخ ناراضي از فلسفه ) بر عليه راسل ، نقد مي نوشت و از اين طرف شيخ مهدي حائري يزدي ، بر آن تاييديه مي نگاشت .
حائري يزدي ، در سالهاي پس از پيروزي انقلاب ، چندان آشكار و ظاهر نبود ، كلاس هايش را نا تمام مي گذاشت و فرصتي هم اگر مي يافت ، آموختني هايي را ياد عبدالكريم سروش ميداد . و براستي عبدالكريم سروش در پايمردي هايش در سنت تحليلي ، بسيار وامدار شيخ فرزند حاج شيخ عبدالكريم است .
دكتر عبدالله نصري ، همتي بلند بخرج داده و درس هاي پراكنده استاد حائري يزدي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب تا پيش از رحلت شان را گرد آوري نموده و چاپ كرده است . نصري در مقدمه كتاب:« فلسفه تحليلي و نظريه شناخت در فلسفه ي اسلامي »، مي نويسد :«استاد بزرگوار كه هم مطالعات عميقي در فلسفه ي اسلامي داشتند و هم ساليان بسياري از عمر خود را در غرب ، صرف مطالعه و تحقيق در فلسفه هاي غربي كرده بودند، به فلسفه ي تحليلي تسلط و علاقه ي خاصي داشتند . در اين زمينه نيز صاحب راي بودند ، نه آن كه آن چه را كه فيلسوفان تحليلي گفته اند در بست پذيرفته باشند . ايشان از روش فيلسوفان تحليلي رضايت داشتند . به ابن سينا هم كه توجه خاصي داشتند به جهت روش تحليلي شيخ الرئيس بود ، نه آن كه مشايي بوده باشند . مطالعات عميق استاد از يكسو و ذهن و قاد و نقاد ايشان از سوي ديگر موجب شده بود تا در درس و بحث هاي خود گاه به نقد و بررسي آراي بسياري از فيلسوفان بپردازند و در صورت لزوم انديشه هاي فيلسوفان مختلف را با يكديگر مقايسه كنند . همين روش استاد در اين اثر نيز مشاهده مي شود .البته ايشان بنا نداشتند كه در درس هاي فلسفه ي تحليلي خود به بحث هاي تطبيقي بپردازند ، بلكه استطرادا گاه برخي نكته هاي تطبيقي را بر زبان جاري ساختند كه بر فوايددرس ها دو چندان افزوده است .
اما بخش دوم مجموعه درس هاي شناخت استاد حائري است كه در سال هاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي تدريس كردند.ايشان به جاي آن كه به صورت انفعالي به مسادل روز بپردازند مساله شناخت را از ديدگاه فليفه ، آن هم به صورت مبنايي مطرح كردند .
در اين درس ها برخي از ابعاد و مسائل علم شناسي فلسفي از ديدگاه فلسفه اسلامي مورد پژوهش قرار گرفته است . در اين مجموعه درس ها ، استاد از برخي مقايسه ها غافل نماندند ، هر چه بنا نداشتند كه اين بحث ها را به صورت فلسفه ي تطبيقي مطرح كنند . نكته يابي هاي خاص استاد نيز كه در اين درس ها به خوبي آشكار است .
پس از رحلت استاد حائري ، برآن شدم تا برخي از درس و بحث هاي ايشان را تنظيم و منتشر سازم كه اين مجموعه ، نخستين كتاب از آن سلسله درس هاست . در تحرير اين اثر تلاش بسيار شده است تا تقريرات استاد به صورتي تدوين شود كه جنبه ي آموزشي آن هم حفظ شود . تقسيم بندي فصل ها و عناوين فرعي داخل در هر فصل ، جهت ارائه كتاب به صورت منقح بوده است .
صاحب اين قلم قصد دارد تا جهت اداي دين به استاد بزرگواري كه ساليان دراز از محضر پرفيضش بهره ها برده است اثري را با عنوان در جستجوس حكمت در باب زندگي و آثار و انديشه هاي استاد حائري به نگارش در آورد واگر توفيق رفيق گردد در باب اهميت اين مجموعه بحث ها ، در آن جا سخن خواهم گفت .» 

کد مطلب: 1400

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين