خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ مثال‌، مرتبه‌اي‌ از وجود است‌ كه‌ ميان‌ عالم‌ عقلي‌ و عالم‌ ماده‌ قرار گرفته‌ است‌. از نظر مشايين‌، اين‌ عالم‌ آخرين‌ عالم‌ از عقول‌ طولي‌ است‌ (به‌ نام‌ عقل‌ فعال‌) اما از نظر اشراقيين‌، اين‌ عالم‌ را بعضي‌ از عقول‌ عرضي‌ به‌ وجود آورده‌اند.     ::    بودا : اي‌ رهروان‌! به‌ كردار پيچك‌ ياس‌ كه‌ گلهاي‌ پژمرده‌اش‌ را فرو مي‌ريزد، شما نيز بايد كه‌ از آز و كينه‌ رهايي‌ يابيد.     ::    بودا : خود را با خويش‌ برانگيزان‌؛ با خود در خويش‌ پژوهش‌ كند. اي‌ رهرو، تو بدين‌سان‌ با خودي‌ خويشتن‌دار و آگاه‌، نيكبخت‌ خواهي‌ زيست‌.     ::    علي‌ شريعتي‌ : توحيد فقط‌ يك‌ ايده‌ي‌ كلامي‌ - اعتقادي‌ نيست‌، يعني‌ صرفاً به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ خدا يكي‌ است‌ و دوتا نيست‌. توحيد، تجلّيات‌ اجتماعي‌، تاريخي‌ و رواني‌ دارد.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود     ::    هراكليت‌ : به‌ اين‌ لوگوس‌، كه‌ موجودي‌ جاودان‌ است‌، آدميان‌، نانيوشندگانند، چه‌ پيش‌ از آنكه‌ بشنوندش‌، و چه‌ پس‌ از آن‌.     ::    اسپينوزا : مقصود من‌ از خدا، موجود مطلقاً نامتناهي‌ است‌، يعني‌ جوهري‌ كه‌ متقوم‌ از صفات‌ نامتناهي‌ است‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود     ::    نيچه‌ : كيست‌ كه‌ به‌ خاطر نام‌ نيك‌، خويشتن‌ را يكبار، قرباني‌ نكرده‌ باشد.     ::    ويتگنشتاين‌ : فلسفه‌، يك‌ آموزه‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌ فعاليت‌ است‌.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

عقل در فلسفه اسپينوزا

26103 آذين‌فر، محمد
عقل در فلسفه اسپينوزا/ محمد آذين‌فر؛ به راهنمائي : منوچهر صانعي‌دره‌بيدي
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه شهيد بهشتي، دانشكده ادبيات و علوم انساني، 1377.
160 صفحه، كتابنامه

عقل Intellect / فلسفه Philosophy / اسپينوزا، بنديكت Spinoza, benedict / شناخت Recognition
چكيده : در اين رساله، ابتدا تحت عنوان مدخل، ضمن بيان معاني عقل در تاريخ فلسفه به رسم پيشينه بحث ، به عقل و جايگاه آن در نزد فيلسوفان بزرگ يونان، قرون وسطي و دكارت پرداخته شد و سپس در يك جمع‌بندي نهايي و كلي، فيلسوفان عقلي مذهب تا دوره جديد و بعد از آن تقسيم‌بندي شد و مشخصات و مختصات هر دسته تا حدودي مورد ارزيابي قرار گرفته است تا بدين وسيله بتوان فلسفه اسپينوزا را به عنوان ميراث عقلانيت تاريخي و فلسفي شناسائي كرد و آن را در گروه خاصي جاي داد. آنگاه جهت بررسي عقل در فلسفه اسپينوزا، اين موضوع در شش فصل طرح شده است . در فصل اول، نگاهي به حيات عقلاني اسپينوزا دوخته شده تا بدين وسيله معلوم شود كه زندگي و حيات يك فيلسوف در افكار او چه تاثيراتي مي‌تواند داشته باشد، و ضمن بيان آثار او، در اين فصل به زمينه‌هاي تفكر اسپينوزا، پرداخته شده است . در فصل دوم مباني مابعدالطبيعي تفكر اسپينوزا كه در واقع ريشه و اساس موضوعات عقلي در فلسفه اوست ، مورد بررسي قرار گرفته است ، لذا تبيين مباحثي مانند جوهر، صفات و حالات و شيوه ادراك تعقلي آن در فلسفه اسپينوزا بسيار ضروري به نظر مي‌رسد. تا بدين وسيله عقل و جايگاه آن در فلسفه او تمايز بيشتري يابد. در فصل سوم مبحث عقل و مباحث مربوط به مراتب معرفت و نهايتا معرفت عقلي و شهودي از لحاظ معرفت‌شناسي و هستي‌شناسي مورد بررسي قرار گرفته است و سپس روش هندسي بمثابهء نگرش منطقي و عقلي و به عنوان تنها روش دريافت حقايق، از نظر اسپينوزا معرفي شده است . با توجه به اينكه در فصل سوم عقل و جايگاه و اعتبار آن در معرفت‌شناسي مورد بررسي قرار گرفته بود طبعا اين سئوال در اذهان جوانه مي‌زد كه درفلسفه اسپينوزا عقل به دين چه ارتباطي پيدا مي‌كند؟ آيا دو امر جداگانه‌اند يا هر دو حقيقت واحدي هستند؟ براي پاسخ بدين گونه سئوالات ناگزير در فصل چهارم به بررسي نگرش تعقلي از دين پرداخته شد و در آن رابطه اسپينوزا با متون ديني، تفسير او از دين حقيقي و دين وضعي و رابطه عقل و ايمان و اعتقاد او به نبوت و نبي به مثابهء يك نظام حكومتي مورد ارزيابي قرار گرفته است . در فصل پنجم به عنوان ثمرات و نتايج افكار تعقلي اسپينوزا، به بحث حكمت نظري و حكمت عملي و ارتباط آن دو با هم پرداخته شد و آنگاه سياست و اخلاق به منزلهء عناصر عقلاني و حاصل كاوش عقلاني فلسفهء اسپينوزا در نظر گرفته شده است و با طرح مباحثي نسبتا كامل و جامع سعي شده عقل و نقش آن برجسته‌تر مطرح گردد. در فصل ششم از دو منظر به نظام فكري اسپينوزا انتقاد شده است و در آن نگارنده ضمن جمع‌بندي آراء و افكار اسپينوزا در باب عقل، به تمايز عقل فلسفي و عقل ديني پرداخته و مدعي شده كه در تاريخ فلسفه اين تمايز صورت نگرفته است و به همين جهت منازعات فكري زيادي را به بار آورده و بعلاوه موجب خلط مباحث شده است .
دانشگاه شهيد بهشتي ، دانشكده ادبيات و علوم انساني

کد مطلب: 229

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين