خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : خوب‌ است‌ فضيلتي‌ كه‌ تا پيري‌ دوام‌ آورد؛ خوب‌ است‌ ايماني‌ كه‌ بيخي‌ استوار دارد؛ خوب‌ است‌ رسيدن‌ به‌ فراشناخت‌؛ خوب‌ است‌ بد نكردن‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : بدون‌ فلسفه‌، گويي‌، انديشه‌ها تار و نامتمايزند:وظيفه‌ فلسفه‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها را روشن‌ سازد و به‌ آنها، مرزهايي‌ دقيق‌ ببخشد.     ::    ويتگنشتاين‌ : فلسفه‌، يك‌ آموزه‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌ فعاليت‌ است‌.     ::    هراكليت‌ : تناقض‌، توافق‌ است‌ و از چيزهاي‌ ناموافق‌، زيباترين‌ هماهنگي‌ پديد مي‌آيد.     ::    بودا : خود را با خويش‌ برانگيزان‌؛ با خود در خويش‌ پژوهش‌ كند. اي‌ رهرو، تو بدين‌سان‌ با خودي‌ خويشتن‌دار و آگاه‌، نيكبخت‌ خواهي‌ زيست‌.     ::    هگل‌ : فلسفه‌ من‌، شبيه‌ دايره‌ است‌:در آن‌، آغاز همان‌ انجام‌ و انجام‌، همان‌ آغاز است‌.     ::    بودا : خود را با خويش‌ برانگيزان‌؛ با خود در خويش‌ پژوهش‌ كند. اي‌ رهرو، تو بدين‌سان‌ با خودي‌ خويشتن‌دار و آگاه‌، نيكبخت‌ خواهي‌ زيست‌.     ::    بودا : رهرو آرامْ دل‌ به‌ خانه‌ي‌ تهي‌ رفته‌ است‌؛ او از فهم‌ درست‌ آيين‌، شادي‌ برتر از انسان‌ دارد.     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : طبيعت‌ در نظام‌ جهاني‌ از نامحدود و محدود كننده‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ شد، هم‌ نظام‌ كل‌ جهاني‌ و نيز همه‌ چيزهاي‌ در آن‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : در قرون‌ وسطي‌ معتقد بودند كه‌ يك‌ قدري‌ از ذات‌ روح‌ القدس‌ (Saint Esprit) در برخي‌ آدمها حلول‌ كرده‌ و آنها را جزو طبقه‌ روحانيون‌ نموده‌ است‌ و حق‌ حاكميت‌ بر بشر را به‌ اين‌ طبقه‌ داده‌ است‌. يعني‌ آنان‌ نماينده‌ خداوند روي‌ زمين‌ بودند.
آرشيو کاريکاتور

ديوانگي يا انديشمندي ؟

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور به پرسش زير پاسخ دهيد :

كدام فيلسوف ، براي نخستين بار از نسبت زبان و انديشه سخن گفت ؟

کد مطلب: 1401

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

ارسطو
پنجشنبه 1 مرداد 1388 ساعت 06:51
فكر كنم افلاطون بود اولين بار و در عصر جديد ويتكنشتاين خيلي معروفه......
سه شنبه 30 تير 1388 ساعت 13:12
هراکلیوس !.......
شنبه 27 تير 1388 ساعت 23:13
hsn110@yahoo.com
سلام خدمت دوستان و عزير و مسپولين سايت:
با نگاه اول به ياد كتاب مزرعه حيوانات نوشته جرج ارول افتادم
اما نظر حقير : گاهي سخن گفتن و شنيدن به منظر نگاه شنوده و گوينده ارتباط پيدا مي كند
گاه در جاپي هستي كه منظر سخن خود را كوچك مي پنداري و خود را پين مي بيني و كار و سخن خود را بي ارزش مي پنداري جون فكر مي كني پاپين ايستاده اپي (همچون خوك) گاهي هم خود را انقدر بالا مي بيني كه سخني واقعي نخواهي شنيد و گاه فقط به اندازه نوك خود از سخنان و محيط برداشت خواهيم كرد ::
ببخشيد اگر به نظر صاحب نظران بيهوده نوشته ام
چهارشنبه 24 تير 1388 ساعت 07:31
hrs110@yahoo.com
فكر مي كنم كه نيچه بود...
پنجشنبه 18 تير 1388 ساعت 14:48

123