خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : تنها رفتن‌، بهتر، همراهي‌ با نادان‌ نشايد. باشد كه‌ مردْ تنها برود، باشد كه‌ دست‌ به‌ دنيالايد، با خواستهاي‌ اندك‌، به‌ كردار يكي‌ پيل‌ در جنگل‌.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : در جامعه‌ ما كساني‌ كه‌ دم‌ از ضديت‌ با غرب‌ مي‌زنند، خودشان‌ از مرغوب‌ترين‌ افراد در برابر غرب‌اند. دليل‌ آن‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ را يك‌ هيولاي‌ پرهيبتي‌ مي‌انگارند كه‌ به‌ هيچ‌رو با هيچ‌ نيرو، با آن‌ مواجهه‌ نمي‌توان‌ كرد.     ::    بودا : نه‌ عريان‌ بودن‌، نه‌ موي‌ بافتن‌، نه‌ خود به‌ گِل‌ اندودن‌، نه‌ روزه‌ گرفتن‌، نه‌ بر خاك‌ خفتن‌، نه‌ خاكساري‌، نه‌ بي‌حركت‌ نشستن‌، پاك‌ نمي‌كند ميرنده‌يي‌ را كه‌ از شك‌ و دودلي‌ آزاد نيست‌.     ::    اتين‌ ژيلسون‌ : متكلمان‌ از آن‌ حيث‌ كه‌ اهل‌ كلام‌اند، ايرادي‌ بر آنها وارد نيست‌، بلكه‌ مشكل‌ آنها اين‌ است‌ كه‌ خود را در مقام‌ فلاسفه‌ قرار مي‌دهند.     ::    نيچه‌ : همسايه‌ي‌ ما، همسايه‌ي‌ ما نيست‌، همسايه‌ي‌ همسايه‌ي‌ ماست‌. هر ملت‌ چنين‌ مي‌انديشد.     ::    بودا : در پي‌ پستيها مرو. در بي‌دردي‌ زندگي‌ مكن‌. نظرِ نادرست‌ را دنبال‌ مكن‌. دوستِ دنيا مباش‌.     ::    بودا : گرودنه‌هاي‌ پُرشكوه‌ خسرواني‌ بفرسايند، تن‌ نيز به‌ پيري‌ گرايد، ليكن‌ آيين‌ نيكان‌ هرگز پير نگردد؛ چون‌ نيكان‌ آن‌ را به‌ نيكان‌ بياموزند.     ::    هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : شريعتي‌، پروژه‌ بازرگان‌ را به‌ اوج‌ رساند و نه‌ فقط‌ يك‌ دنياي‌ آباد، بلكه‌ يك‌ انقلاب‌ دنيوي‌ را از دل‌ دين‌ بيرون‌ آورد.     ::    سهل‌ شوشتري‌ : هر وجدي‌ كه‌ صوفي‌ دارد، اگر كتاب‌ و سنت‌ به‌ راستي‌ آن‌ گواهي‌ ندهد، باطل‌ است‌.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

حرکت و زمان در فلسفه اسلامی و فلسفه های مغرب زمین

نجفی افراء مهدی ؛ حرکت و زمان در فلسفه اسلامی و فلسفه های مغرب زمین ؛ راهنما :
رضا داوری اردکانی مشاور : غلامرضا اعوانی ؛ تاریخ دفاع : 24/12/76 ؛ 279 ص .
کلید واژه ها : حرکت ، مفهوم ، وجود حرکت ، مسافت ، حرکت در جوهر ، زمان در حکمت اسلامی، زمان در فلسفه جدید ، پویش درونی زمان .
چکیده
حرکت و زمان همانند سایر مفاهیم فلسفی در طول تاریخ ، ماجراها پشت سر گذاشته است . این دو عنصر از عناصر شناخته شده و اولیه بشر بوده و زمینه های تفکر را در اندیشمندان فراهم آورده است . تنوع و تغییر نقطه آغازین فکر بشر محسوب می شود که وی را به جستجوی وحدت در میان کثرت و ثبات در میان تغیر کشانده است . نزد برخی حکماء این دو واژه امر مبهم و غیر واقعی تلقی شده که واقعی بودن آنها با پذیرش هستی تعارض و منافات داشته است از اینرو پارمیندوس وزنون ، وجود حرکت و زمان را منکر شده اند . بعضی از حکما و متکلمان اسلامی ، زمان را موهوم و غیر واقعی دانسته اند و از نظر برخی دیگر ، حرکت و زمان و هستی با هم ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده ، نشانه هستی و بودن را در پویایی و تحول دانسته اند . برخی سطحی نگرانه با حرکت و زمان روبرو شده و از حرکت تنها جابجائی مکانی و از زمان فقط پیوند و اتصال را ارده کرده اند و عده ای حرکت را در معنای وسیعتر و عمیق تری ملاحظه کرده و به پویش درونی و حرکت جوهری پرداخته اند . اگر چه حرکت و زمان نسبت به واژه جوهر قدمت بیشتری دارند اما شاید بتوان گفت از لحاظ مفهومی با هم زاده شده اند نمونه بارز این پیوند در اندیشه هراکلیت یافت می شود که با عنایت به آتش به عنوان اولیه ، پیوند جوهری اشیاء را با حرکت مورد تأکید قرار داده است . سپس همین تحول جوهری در افکار افلاطون و فلوطین دنبال شده است تا در دنیای اسلام در دیدگاه صدرالدین شیرازی به بار نشسته است . وی علاوه بر تبیین دقیق حرکت جوهری و پاسخ به اشکالات ، جایگاه جدیدی برای زمان در هویت همه موجودات طبیعی یافته است و زمان را نه در مقدار حرکت فلک الافلاک بلکه آنرا مقدار هر حرکتی دانسته است . این اندیشه تا به امروز از سوی متفکران مسلمان ظرافت و دقت بیشتری یافته است . ادامه اندیشه پیرامون حرکت و زمان را در مغرب زمین در قرون وسطی دنبال کرده ایم . به تبیین خاص آگوستین از زمان و دیدگاه سن توماس آکویناس واکام درباره حرکت پرداخته ایم . آغاز دوره رنسانس که به منزلة سرآغاز یک تحول فکری است با رویکرد مکانیستی دکارت به حرکت و زمان شروع شده است و با دقتهای اسپینوزا استمرار یافته ، بصورت تحول جوهری موناد در اندیشه لایب نیتس مطرح شده و در تفکر دیالکتیکی هگل ، حرکت درحوزه اندیشه از آمیزش هستی و نیستی حاصل شده است . سرانجام در نگرش کیفی ، هنری برگسو ، حرکت و زمان نه دو مقوله ریاضی و کمی که آدمی در گوشه ای به آن دو نظاره گر باشد بلکه امری درونی است که همه هویت آدمی را در برگرفته و بر پیشانی وی داغ حرکت و زمان نقش بسته است . در نگرش فلاسفه اگزیستانس نیز وجود با زمان و آدمی با تاریخ گره خورده است و نزد هر یک بعد از زمان ، تحویل و شدن مورد توجه واقع شده است ، برخی از آنها ، آدمی را در گذشته او یافته و تحلیل کرده اند ، برخی دیگر به حال و زمان حاضر ، تأکید و توجه نشان داده اند ، عده ای به آینده و حالت منتظرانه توأم با بیم و اضطراب انسان اهمیت داده اند . از رسالتها و هنرهای اساسی این رساله می توان به نکات ذیل اشاره نمود :
1- بررسی و نگرش تاریخی به افکار و اندیشه های فلسفی راجع به موضوع ، از ابتدا تا عصر حاضر .
2- تحلیل تشابهات میان فلاسفه اسلامی و مغرب زمین .
3- بیان تفاوتها و تمایزات میان فلسفه های مختلف نسبت به مسأله حرکت و زمان .

کد مطلب: 1221

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

slm ageh misheh matalebi dar m_ored harakat dar zaman befrestid mamnoon
شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 17:35
با سلام

در صورت امكان ميخواهم متن چين خوردگي درزمان مرا بخوانيد
جوابيه من ازيك سيوال شروع شد چرا افرادمعنوي طول عمربيشتري دارند ؟
من به مفهوم چين خوردگي رسيدم كه لحظاتي است كه زمان متوقف ميشود
حالا سوالم از شما: چطور ميتوان وارد اين چين خوردگيبه دلخواه شد ؟ (با قبول فرض تعريف)
متشكرم از پاسخ گويي شما
http://pink-blooms.blogfa
دوشنبه 19 بهمن 1388 ساعت 13:55
مجمع البحرين چيست؟
چهارشنبه 11 شهريور 1388 ساعت 18:52
www.niki_rad71@yahoo.com
اگر امکانش هست مطا لبی در مورد حرکت در زمان بنویسید
جمعه 30 مرداد 1388 ساعت 15:45