خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : رهرو سرشار از شادي‌، سرشار از ايمانِ به‌ آموزه‌ي‌ بودا، به‌ راه‌ آرامش‌ خواهد رسيد.     ::    ويكتور فرانكل‌ : چه‌ خوبست‌ كه‌ روبه‌روي‌ مجسمه‌ آزادي‌ آمريكا در سواحل‌ شرقي‌، مجسمه‌ مسئوليت‌ را نيز در سواحل‌ غربي‌ آمريكا، بنا كنيم‌.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    هراكليت‌ : اگر خوشبختي‌ در لذتهاي‌ جسماني‌ مي‌بود، بايد گاوان‌ نر را، هنگامي‌ كه‌ ماش‌ سبز براي‌ خوردن‌ مي‌يابند، خوشبخت‌ بخوانند.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ مثال‌، مرتبه‌اي‌ از وجود است‌ كه‌ ميان‌ عالم‌ عقلي‌ و عالم‌ ماده‌ قرار گرفته‌ است‌. از نظر مشايين‌، اين‌ عالم‌ آخرين‌ عالم‌ از عقول‌ طولي‌ است‌ (به‌ نام‌ عقل‌ فعال‌) اما از نظر اشراقيين‌، اين‌ عالم‌ را بعضي‌ از عقول‌ عرضي‌ به‌ وجود آورده‌اند.     ::    بودا : به‌ كردار يكي‌ زنبور كه‌ شهد گلها را مكيده‌ مي‌رود بي‌آنكه‌ گزندي‌ به‌ رنگ‌ و بوي‌ آنها برساند، رهرو اين‌ چنين‌ از دهكده‌ دور مي‌شود.     ::    هراكليت‌ : ما در يك‌ رودخانه‌، هم‌ پا مي‌گذاريم‌ و هم‌ نمي‌گذاريم‌. ما هم‌ هستيم‌ هم‌ نيستيم‌.     ::    آلكمايون‌ (در پاسخ‌ نامه‌ دعوت‌ داريوش‌) : همه‌ مردم‌ گفتار آز سيري‌ناپذير و شهرت‌ پرستي‌ هستند، اما من‌ كه‌ از فزون‌ جويي‌ گريزانم‌ نمي‌توانم‌ به‌ سرزمين‌ ايران‌ بيايم‌. من‌ به‌ اندك‌ قانعم‌ تا هماهنگ‌ با فكر و منظور من‌ باشد.     ::    ملاصدرا : من‌ در اين‌ زمان‌ در ميان‌ جماعتي‌ گرفتار شده‌ام‌ كه‌ هرگونه‌ تأمل‌ در متون‌ و ژرف‌ انديشي‌ را نوعي‌ بدعت‌ در دين‌ مي‌شناسند. تو گويي‌ آنها حنبليهاي‌ كتب‌ حديث‌ هستند كه‌ حق‌ با خلق‌ و قديم‌ با حادث‌ بر آنها مشتبه‌ شده‌ است‌.     ::    كانت‌ : جان‌ من‌ در برابر يك‌ انسان‌ ساده‌ عادي‌ (كه‌ از شايستگي‌ اخلاقي‌ برخوردار است‌)، به‌ حالت‌ كرنش‌ درمي‌آيد.
آرشيو کاريکاتور

تضاد آرامش با شادي ؟!

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور ، به پرسش زير پاسخ دهيد : 
چرا انسان مدرن ، هر چه بيشتر دنبال شادي است ، آرامش را بيشتر از دست مي دهد ؟

کد مطلب: 1487

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

marde_sale_2020@yahoo.com
از انجايي كه اعتقاد به دين و خدا يك نوع آرامش دهنده فكري و روحي ميباشد با گذشته زمان و ارتقاء سطح تفكر و هوش -ما به عدم وجود واقعي اين دو پي ميبريم قبول نبودن خدا و دين كار هركسي نيست و به دنبال خلاء فكري خودمون ميريم دنبال شاديهاي جديد تنوع در زندگي-اما اين كارها نه تنها ما را به ارامش نميرساند بلكه از منطق واقعي دور خواهيم شد.البته انسانهايي ارامش را از دست خواهند داد كه به خدا و دين اعتقاد دارن و با گذشت زمان ان را از دست ميدن و فكر ميكنند دارن از چيزي كه نسيت دور ميشن
چهارشنبه 18 آذر 1388 ساعت 13:14
ghiasimm@yahoo.com
انسان وقتي بي نياز مي شود سر كش ميگردد. ان الانسان ليطغي ان راه استغني. قرآن كريم. انسان غربي مادي گرديده و ذوقش فاسد شده است. اصلا معناي خوشي را نمي داندُ چون بسا اوقات خوشي واقعي در احساس واقعي است و انسان از ديدن يك صحنهء‌دلخراش اشك مي ريزد و اين خود شامخ ترين قلهء لذت است. يا اينكه شعري از احساس به ديگران سروده مي شود نهايت خوشبختي استُ ولي انسان مادي غرب اصلا تعريف لذت را گم كرده است. انسان وقتي شكم سير بخوابد خوابش آشفته استُ اما انسان وقتي بعد از گريستن حتي شكم گرسنه مي خوابد آرام ترين خواب را دارد و از آن لذت مي برد. انسان امروز بردهء تكنالوژي است و از اصل خود جدا شده است. فكر مي كند خوشبخت نيستُ حال اينكه از اصل خود جدا شده است. از ا نسانُ‌از احساسُ از معناُ از تفقدُ از قلبُ از احساس همسويي و... اين موضوعي مهمي است و بايد فلاسفهء‌انساني بيشتر در اين باره بنگارند.
دوشنبه 16 آذر 1388 ساعت 00:30
چون شادبودن سخت شده ديگر آدمي ازرويش يك
جوانه شاد نمي شود اماازرويش يك كينه دردلش
به وجد مي آيد اما آنگاه كه كينه اش به حاصل رسيد
نتيجه اش ارضا كننده نيست
پنجشنبه 12 آذر 1388 ساعت 21:25
mjalili8@yahoo.com
چيزي كه مي تواند آرامش دهنده باشد. انديشيدن و فهم وضعيت خود در موقعيت هاي مختلف زندگي است.
شادي خود نتيجه ساير رفتارهاست. ضمن اينكه بايد تعريف ما از شادي مشخص باشد. بسياري از خوشحالي هاي ما نامشان شنگولي است نه شادي و شنگولي با مصنوعات بشري به راحتي امكان پذير است. والا محال است آدمي شاد باشد ولي آرامش نداشته باشد.
پنجشنبه 12 آذر 1388 ساعت 10:02
mahdieshraghy@gmail.com
آنگونه كه به نظر مي آيد در تفكر غربي به علت گرايش و توجه بيش از حد به ماده و ماده گرايي و غفلت از عوامل معنوي و روحاني لذات و خوشي هاي خود را با لذايذ مادي تعريف مي كند و ملاك و معيار لذت را در لذت مادي جستجو مي كند. غافل از آن كه انسان موجودي دو بعدي است و بعدي كه لذات داپمي تر و ماندگارتر دارند لذات روحي و معنوي هستند. در حالي كه لذات مادي به علت خصوصيات ذاتي آن كوتاه مدت و گذراست. از اين رو اين لذات به علت گذرا بودن و ارضاي زودهنگام خود ديگر لذت زا نيستند و انسان وقتي لذاتش كم و كمتر مي گردد ارامش خود را از دست مي دهد.
البته مي توان وجه ديگري را نيز در نظر گرفت و آن اين كه آرامش صفتي است كه نياز به تداوم و استمرار دارد و بر اين اساس به نظر بايد يك نوع لذت روحاني باشد تا جسماني و از آن جا كه گرايش تفكر غربي به لذات مادي متمايل شده است و از لذايذ معنوي غفلت كرده اند لذا آرامش در اين جوامع اندك و اندك تر مي شود.
چهارشنبه 11 آذر 1388 ساعت 12:25

123456789