خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : به‌ راستي‌ امور ناگفتني‌ وجود دارند، آنها خود را «نشان‌ مي‌دهند». آنها «راز آميزند».     ::    بودا : چه‌ آلايشها كه‌ بر او چيره‌ شده‌، به‌ كردار يكي‌ پيچك‌ بر يكي‌ درختِ انبوه‌. با خود آن‌ كند كه‌ كامِ دشمن‌ است‌.     ::    بودا : اي‌ رهروان‌! به‌ كردار پيچك‌ ياس‌ كه‌ گلهاي‌ پژمرده‌اش‌ را فرو مي‌ريزد، شما نيز بايد كه‌ از آز و كينه‌ رهايي‌ يابيد.     ::    هراكليت‌ : به‌ اين‌ لوگوس‌، كه‌ موجودي‌ جاودان‌ است‌، آدميان‌، نانيوشندگانند، چه‌ پيش‌ از آنكه‌ بشنوندش‌، و چه‌ پس‌ از آن‌.     ::    هراكليت‌ : دهر كودكي‌ است‌ كه‌ نرد مي‌بازد؛ پادشاهي‌ يك‌ كودك‌!     ::    بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.     ::    بودا : اي‌ سازنده‌ خانه‌! اكنون‌ تو را ديده‌ام‌، تو ديگر باره‌ اين‌ خانه‌ را نمي‌تواني‌ ساخت‌. لنگه‌ي‌ خر پاهايت‌ همه‌ شكسته‌ است‌ و تيرِ كاكلهايت‌ خراب‌ شده‌ اما دل‌ من‌، به‌ فرونشاندن‌ تشنگيها رسيده‌ است‌.     ::    هايدگر : اين‌ مرگ‌ است‌ كه‌ واقعيت‌ برابري‌ و بي‌اهميتي‌ همه‌ي‌ امور را نشان‌ مي‌دهد.     ::    بودا : كُهن‌دژي‌ است‌ بر آورده‌ از استخوان‌؛ و اندودي‌ از گوشت‌ و خون‌ بر آن‌، در او نشسته‌ پيري‌ و مرگ‌، مني‌ و فريب‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : با تحولات‌ فيزيك‌ نسبيت‌، معلوم‌ شد كه‌ ديگر ماده‌، چيزي‌ كه‌ در زمان‌ وجود دارد و در فضا (مكان‌) حركت‌ مي‌كند نيست‌؛ ذره‌ ديگر چيزي‌ دائمي‌ به‌ شمار نمي‌آيد بلكه‌ مجموعه‌اي‌ است‌ از رويدادهايي‌ كه‌ به‌ يكديگر، مربوط‌ مي‌باشند.
آرشيو کاريکاتور

ديوانگي يا انديشمندي ؟

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور به پرسش زير پاسخ دهيد :

كدام فيلسوف ، براي نخستين بار از نسبت زبان و انديشه سخن گفت ؟

کد مطلب: 1401

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

ارسطو
پنجشنبه 1 مرداد 1388 ساعت 06:51
فكر كنم افلاطون بود اولين بار و در عصر جديد ويتكنشتاين خيلي معروفه......
سه شنبه 30 تير 1388 ساعت 13:12
هراکلیوس !.......
شنبه 27 تير 1388 ساعت 23:13
hsn110@yahoo.com
سلام خدمت دوستان و عزير و مسپولين سايت:
با نگاه اول به ياد كتاب مزرعه حيوانات نوشته جرج ارول افتادم
اما نظر حقير : گاهي سخن گفتن و شنيدن به منظر نگاه شنوده و گوينده ارتباط پيدا مي كند
گاه در جاپي هستي كه منظر سخن خود را كوچك مي پنداري و خود را پين مي بيني و كار و سخن خود را بي ارزش مي پنداري جون فكر مي كني پاپين ايستاده اپي (همچون خوك) گاهي هم خود را انقدر بالا مي بيني كه سخني واقعي نخواهي شنيد و گاه فقط به اندازه نوك خود از سخنان و محيط برداشت خواهيم كرد ::
ببخشيد اگر به نظر صاحب نظران بيهوده نوشته ام
چهارشنبه 24 تير 1388 ساعت 07:31
hrs110@yahoo.com
فكر مي كنم كه نيچه بود...
پنجشنبه 18 تير 1388 ساعت 14:48

123