خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
نيچه‌ : آنچه‌ انساني‌ را والا مي‌سازد، نه‌ شدت‌ احساسهاي‌ والا، كه‌ مدت‌ آنهاست‌.     ::    جان‌ ديويي‌ : محيطي‌ كه‌ در آن‌ انسان‌ زندگي‌ مي‌كند، تنها محيط‌ مادي‌ يا فيزيكي‌ نيست‌، بلكه‌ زمينه‌ فرهنگي‌ نيز دارد.     ::    زنون‌ : اگر كثرت‌ هست‌، هستنده‌ نامحدوداند. زيرا هميشه‌ در ميان‌ هستنده‌ها، چيزهاي‌ ديگر و باز هم‌ چيزهاي‌ ديگري‌ در ميان‌ اينها هست‌ و بدينسان‌ هستنده‌ها نامحدودند.     ::    بودا : فرسوده‌ است‌ اين‌ تن‌ و لانه‌ي‌ بيماريها و بسي‌ شكننده‌. اين‌ توده‌ي‌ تباهي‌، فرو مي‌شكند. راستي‌ را كه‌ فرجام‌ زندگاني‌، مرگ‌ است‌.     ::    بودا : تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از خواستن‌ است‌. تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از دل‌ نهادن‌ بر اين‌ عالم‌ است‌.     ::    نيچه‌ : همه‌، همه‌ تصور مي‌كنند كه‌ گذشته‌ چيزي‌ نبوده‌ و آينده‌ همه‌ چيز است‌. و هر كس‌ مي‌خواهد در اين‌ آينده‌، سرآمد باشد. با اين‌ وصف‌، مرگ‌ و سكوت‌ مرگ‌، تنها چيز مطمئني‌ است‌ كه‌ در اين‌ آينده‌، شامل‌ همگان‌ مي‌شود.     ::    نيچه‌ : ذغال‌ به‌ الماس‌ گفت‌:چرا تو اين‌ قدر سختي‌؟ آيا ما با هم‌ خويش‌ نزديك‌ نمي‌باشيم‌؟ ولي‌ من‌ از شما مي‌پرسم‌:چرا اين‌ قدر نرميد؟ اي‌ برادران‌، مگر شما برادران‌ من‌ نمي‌باشيد؟     ::    جان‌ ديويي‌ : محيطي‌ كه‌ در آن‌ انسان‌ زندگي‌ مي‌كند، تنها محيط‌ مادي‌ يا فيزيكي‌ نيست‌، بلكه‌ زمينه‌ فرهنگي‌ نيز دارد.     ::    مولانا : دانه‌ باشي‌ مرغكانت‌ برچنند/ غنچه‌ باشي‌ كودكانت‌ بركنند/ دانه‌ پنهان‌ كن‌، سرا پادام‌ شو/ غنچه‌ پنهان‌ كن‌، گياه‌ بام‌ شو     ::    نيچه‌ : ابرمرد، انساني‌ است‌ كه‌ بر خود چيره‌ است‌؛ و آن‌ انسان‌ پر هيجاني‌ است‌ كه‌ بر احساس‌ و هيجانهاي‌ خود پيروز شده‌ است‌.
فرهنگ اساطیر یونانآرشيو مطلب

ب

باكخوس‌/باكوس‌ Bacchus ، نام‌ يوناني‌ ديگري‌ براي‌ ديونوسوس‌. روميان‌ نيز از اين‌ نام‌ براي‌ اين‌ خدا استفاده‌ مي‌كردند و او را مطابق‌ با يكي‌ از خدايان‌ خود به‌ نام‌ ليبر مي‌دانستند: ديونوسوس‌ 

بريسئيس‌ Briseis ، دختر بريسئوس‌، و همسر مونس‌. اخيلس‌ همه‌ي‌ خانواده‌ و شوهر او را كشت‌ و او را هم‌خوابه‌ي‌ خود كرد. در طول‌ جنگ‌ تروا، آگاممنون‌ براي‌ مدتي‌ وي‌ را از جنگ‌ اخيلس‌ به‌ درآورد، و اخيلس‌ به‌ همين‌ خاطر جنگ‌ را ترك‌ كرد، اما هنگامي‌ كه‌ به‌ خاطر مرگ‌ پاتروكلوس‌ به‌ جنگ‌ بازگشت‌، بريسئيس‌ را دوباره‌ به‌ او دادند: 

بلروفون‌/بلروفونتس‌ Bellerophon ، پسر گلاوكوس‌ (پادشاه‌ افورا) به‌ جرم‌ كشتن‌ غيرعمدي‌ برادرش‌، از افورا تبعيد شد و به‌ دربار پرويتوس‌ رفت‌. زن‌ پرويتوس‌، استنبويا، به‌ ناحق‌ او را متهم‌ به‌ قصد تجاوز كرد. پرويتوس‌ او را با پيغامي‌ نزد پدرزنش‌، يوباتس‌، فرستاد. يوباتس‌ بلروفون‌ را به‌ جنگ‌ خيمايرا، اژدهاي‌ آتشين‌، فرستاد تا كشته‌ شود، اما او به‌ كمك‌ اسب‌ بالدارش‌ پگاسوس‌ ، كه‌ آتنه‌ به‌ او داده‌ بود، اژدها را كشت‌. بلروفون‌ بعدها خواست‌ با اسبش‌ به‌ آسمانها و قلمرو خدايان‌ رود، اما زئوس‌ خرمگسي‌ فرستاد كه‌ اسبش‌ را نيش‌ زد و اسب‌ او را به‌ زمين‌ انداخت‌ و بلروفون‌، چلاق‌ و بي‌ياور، تا پايان‌ عمر در روي‌ زمين‌ زيست‌: 

بنديس‌ Bendis ، الاهه‌ي‌ ماه‌ در نزد مردم‌ تراكيا. مطابق‌ با آرتميس‌ يونانيان‌:
بورئاس‌ Boreas ، پسر آسترايوس‌ و ائوس‌ (خدايان‌ آسمان‌)؛ خداي‌ باد شمال‌، و ضد زفوروس‌ (باد آرام‌ غرب‌):

کد مطلب: 67

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين