ه
هادوس Hades ، پسر كرونوس و رئا؛ برادر پوسيدون و زئوس؛ يكي از اولمپيان . در قرعهاي كه با دو برادر بر سر فرمانروايي عالم انداختند، هادس فرمانرواي جهان زير زمين شد. در اساطير يونان به خود جهان زير زمين هم هادس اطلاق ميشود. هادس معادل جهنم نيست، بلكه همهي مردگان، از خوب و بد، بدانجا ميروند، اما راه بازگشت ندارند. مطابق رومي آن پلوتون است:
هالياس Halias ، يكي از نرئيدها :
هبه (= جواني) Hebe ، دختر زئوس و هرا، و خواهر آرس؛ الاههي جواني. ساقي خدايان در اولمپ بود. وقتي هراكلس مرد و تن زمينيش را رها كرد و به اولمپ آمد، هبه را به همسري او در آوردند. در اساطير رومي مطابق است با يوونتاس:
هرا Hera ، دختر كرونوس و رئا؛ خواهر و همسر زئوس؛ ملكهي آسمانها. زني سختگير و حسود بود و غالباً معشوقههاي زئوس را مجازاتهاي سخت ميداد. از زئوس سه فرزند آورد: هفايستوس، آرس، و هبه. در جنگ تروا طرف يونانيها را گرفت. مطابق رومي وي يونو است.
هراكلس Heracles ، پسر زئوس و آلكمنه. مشخصهي او قدرت خارقالعادهاش است. هنگامي كه هنوز در گهواره بود دو اژدها را، كه هرا براي نابود كردن او فرستاده بود، خفه كرد. پيش از رسيدن به نوجواني، شيركيتايرون را كشت. بعد هرا او را ديوانه كرد، و او، در حالت جنون، زن خود مگارا و بچههايش را كشت. پس از بهبود، براي چارهي غم بزرگش نزد وخش دلفي رفت و دستور يافت دوازده سال خدمت ائوروستئوس را كند. در طي اين دوازده سال دوازده شاهكارش را انجام داد كه به ترتيب عبارتند از: كشتن شيرنمئا، كشتن مار نه سر لرنا، بستن گوزن بادپاي آركاديا، كشتن گراز وحشي ائورومانتوس، پاك كردن ستورگاههاي آوگياس، كشتن پرندگان ستومفالوسي، بستن گاو وحشي كرت، بستن ماديانهاي آدمخوار ديومدس، از پاي در آوردن آمازونها، بستن گاوان گرئون، به دست آوردن سيبهاي زرين هسپريدس، باز آوردن كربروس (سگ سه سر) از هادس به زمين. پس از انجام دوازده شاهكار به تب آمد و با ديانيرا ازدواج كرد. سرانجام با جامهي زهرآلودي كه ديانيرا به او داد كشته شد. پس از مرگ به اولمپ رفت و هبه را به همسري برگزيد. صورت رومي هراكلس، هركولس است:
هراكليداي (= هراكلس زادگان) Heraclidae ، اعقاب هراكلس. پادشاهي آرگوس حق هراكلس بود كه به توطئه هرا به ائوروستئوس رسيد، پس فرزندان هراكلس مدعي آن شدند و نزد تسئوس پناه جستند، و به جنگ ائوروستئوس رفتند. هرا كليداي به رهبري هولوس ، كه ائوروستئوس را كشت، پيروز شدند، اما طاعون آنان را از آنجا راند. باز همواره در فكر تسخير پلوپونز بودند، اما تا نسل سوم اين امكان را نيافتند.
هرمافروديته Hermaphroditus ، پسر هرمس و آفروديته، نام ديگرش آتلانتيوس است. زيباترين پسر بچهي دنيا بود. يك پري به نام سالماكيس عاشقش شد و روزي كه او در چشمه آب تني ميكرد، به داخل آب پريد و تنگ بغلش كرد و از خدايان خواست تا آن دو يكي شوند. پس هرمافروديته به صورت نيمي مرد و نيمي زن در آمد،
هرمس Hermes ، پسر زئوس و مايا؛ پيك زئوس، بختآور، حامي مسافران و دزدان و تجار و جوپانان، هدايتگر ارواح به سرزمين مردگان، و خداي باروري. با كلاه و كفش بالدارش ميتوانست با سرعت باد حركت كند. ماجراهايش همه از دزدي و كلاهبرداري است. زنان متعدد در زندگيش بودند، اما عشق بزرگش آفروديته بود، كه هرمافروديته و كفالوس را برايش زاد. از ديگر فرزندانش پان است. در اساطير روميان مطابق است با مركوريوس.
هسپريدس (= دختران شب) Hesperides ، پريهاي محافظ سيبهاي زريني كه گايا به عنوان هديهي عروسي به هرا داده بود. كمكشان در اين كار اژدهايي به نام لادون بود. هراكلس لادون را كشت و سيبها را برد، اما آتنه آنها را به باغ پس آورد، زيرا در هر جاي ديگر از بين ميرفتند. پريها نيز تبديل به درخت شدند.
هستيا Hestia ، دختر كرونوس ورئا، الاههي آتش و اجاق، و حامي فعاليتهاي خانهداري. صورت رومي آن وستاست. از ازدواج با پوسيدون و آپولون امتناع ورزيد. از اينرو كاهنههاي معبد او (وستالها)، كه آتشبان بودند، هميشه دوشيزه ميماندند.
هفايستوس Hephaestus ، پسر زئوس و هرا زئوس او را به خاطر طرفداري از مادر به زمين افكند و او لنگ شد. (به روايت ديگر لنگ به دنيا آمد و هرا او را از آسمانها راند). صنعتگر ورزيدهاي بود و در جزيرهي لمنوس ميزيست. پاندورا از ساختههاي او بود. آتنه را نيز او از سر زئوس زاياند ( متيس )، در اساطير روميان مطابق است با وولكانوس:
هكابه / هكوبا Hecabe /Hecuba ، دختر دوماس و متوپه. با پرياموس ازدواج كرد و چندين فرزند آورد، از جمله: هكتور، پاريس، پولوكسنا، كرئوسا، لائوديكه، كاساندرا، و پولودوروس. در جنگ تروا، شوهر و فرزندانش كشته شدند و به كنيزي به اودوسئوس داده شد. پولومنستور را، كه پسرش پولودوروس را كشته بود، كور كرد و كودكان نوزادش را كشت. چندي بعد خودش تبديل به سگ شد.
هكاته Hecate ، دختر پرسس و آستريا؛ از الاهگان زير زمين؛ روح شرور هادس؛ و الاههي وحشت و تاريكي شب. در اساطير روميان مطابق است با تريويا.
هكتور Hector ، پسر پرياموس و هكابه. با آندروماخه ازدواج كرد. رهبر نيروهاي تروا در جنگ تروا بود و دلاوريهاي بسيار نشان داد. پس از كشتن پاتروكلوس ، دوست اخيلس، اخيلس به جنگ بازگشت و هكتور را كشت. جسدش را دور شهر گرداندند، اما زئوس مداخله كرد و جسد به پدر باز گردانده شد.
هلن Hellen ، پسر بزرگ دئوكاليون و پورها؛ سر سلسلهي نژاد هلني. با اورسئيس ازدواج كرد و فرزندانش دوروس (سر سلسلهي دورياييها)، آيولوس (سر سلسلهي آيولوييها)، و كسوتوس (جد يونياييهاو آخاياييها) بودند.
هلنوس Helenus ، پسر پرياموس و هكابه نيروي پيشگويي داشت و در جنگ تروا به نفع ترواييها جنگيد، اما چون، پس از مرگ پاريس، هلنه را به او ندادند، به اردوگاه يونانيان پيوست و با پيشگوييهايش آنان را ياري داد.
هلنه Helen ، دختر زئوس و لدا ؛ زيباترين دختر روي زمين، شاهزادگان اكثر شهرهاي يونان خواستگارش بودند، اما ناپدريش، توندارئوس ، از همه قول گرفت كه انتخاب خود هلنه را بپذيرند و حامي شوهر انتخابي وي باشند. هلنه منلائوس را برگزيد، پس، وقتي پاريس هلنه را ربود، همهي شاهزادگان، بر طبق پيمان، به كمك منلائوس آمدند و جنگ تروا در گرفت. پس از سقوط تروا، هلنه را به منلائوس باز گرداندند و تا پايان عمر با وي ماند.
هله Helle ، آتاماس
هليوس Helios ، خداي خورشيد؛ پسر هوپريون و تئيا (از تيتانها)، و برادر سلنه (ماه) و ائوس (سپيده دم). هر صبح از شرق با ارابهي آتشين چهار اسبهي خود راه ميافتاد و تا غروب ميراند. از همسرش پرسه و ديگر معشوقههايش فرزندان بسيار (هليادس) داشت. اسطورهي پسرش فايتون مشهور است. در اساطير روميان مطابق است با سول.
هوپنوس (= خواب) Hypnos ، خداوند خواب؛ پسر نوكس (شب) و برادر تاناتوس (مرگ). هنگام جنگ تروا، زئوس را خواب كرد تا خدايان ديگر بتوانند به كمك يونانيان بروند. در اساطير روميان مطابق است با سومنوس.
هوراي (= ساعتها) Horae/Hours ، دختران زئوس و تميس. اگر چه نامشان از نظر لغوي به معناي «ساعتهاي روز» است، اما در اساطير به مفهوم «فصلهاي سال» هستند. هوراي معمولاً سه تا ذكر ميشوند: تالو (= بهار)، كارپو (= پاييز، برداشت محصول)، و آوكسو (= تابستان، افزايش). هزيود به آنان نامهاي اخلاقي ميدهد، ائونوميا (= نظم و قانون)، ديكه (= عدالت)، وايرنه (= صلح)، هوراي جزو نگهبانان آسمان بودند و ابرها را از دوروازهي اولمپ ميراندند.
هوروس Horus ، در دين مصريان خداي خورشيد، نور، و نيكي؛ فرزند ايسيس و اوزيريس، بر خداي بدي و غروب فايق آمد.
هوگيايا Hygiaea ، دختر آسكپيوس؛ الاههي تندرستي، اسطورهاي ندارد.
هولاس Hylas ، پسر تئوداماس و منوديكه، هراكلس عاشق پسرك شد، پدرش را كشت، و پسر را ربود و معشوق و همراه خود كرد. پري چشمهاي به نام پگاي عاشق پسرك شد و او را به ته چاه نرد خود كشيد. هراكلس كيوسيها را مأمور يافتن وي كرد؛ آنان تا قرنها هولاس را ميجستند و نامش را فرياد ميكردند.
هولوس Hyllos ، پس هراكلس و ديانيرا؛ سركردهي هراكليداي . پس از آنكه در نخستين جنگ ائوروستئوس را كشت و برآرگوس مسلط شد، به واسطهي طاعون مجبور شد شهر را رها كند. در حملهي دوم براي تسخير پلوپونز، پيشنهاد كرد با حريفي تن به تن بجنگد و اگر شكست خورد، تا نيم قرن هراكليداي حملهي ديگري نكنند. اخموس داوطلب اين نبرد شد و هولوس را شكست داد و كشت.
هومنئوس Hymneus ، الاههي حامي ازدواج و نغمههاي عروسي، اسطورهاي حامي ازدواج و نغمههاي عروسي، اسطورهاي ندارد.
هيپوداميا (1) Hippodameia ، پلوپس و اوينومائوس.
هيپوداميا (2) Hippodameia ، پيريتوس .
هيپولوتوس Hippolytus ، پسر تسئوس و هيپولوته. فايدرا .
هيپومنس Hippomenes ، پسر مگارئوس. در مسابقهي دويي كه شرط ازدواج با آتالانته بود، به كمك پرتاب كردن سيبهاي زرين هسپريدس، كه از آفروديته گرفته بود، توانست از آتالانته پيش بيفتد و مسابقه را ببرد و با او ازدواج كند؛ اما چون مراسم سپاس به درگاه آفروديته را به جا نياورد، آفروديته آن دو را به شير تبديل كرد، كه طبق اسطورهها نميتوانند با جفت خود بياميزند، بلكه بايد با ببرها بيامزيند.
کد مطلب: 85