خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
اقبال‌ لاهوري‌ : نظام‌ جمهوري‌ مغرب‌، همان‌ ساز كهن‌ است‌ كه‌ در پرده‌هاي‌ آن‌ غير از نواي‌ قيصري‌ نيست‌.     ::    دكارت‌ : ما بايد اراده‌ خود را محدود كنيم‌ و از حكم‌كردن‌ نا به‌ جا ممانعت‌ به‌ عمل‌ آوريم‌. ما بايد مدعيات‌ شناختي‌ خود را به‌ تصورات‌ واضح‌ و متمايز، محدود سازيم‌.     ::    هراكليت‌ : اين‌ نصيب‌ همه‌ آدميان‌ شده‌ است‌ كه‌ خود را بشناسند و درست‌ بينديشند.     ::    ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.     ::    بودا : رهرو شاد از هوشياري‌، با بيم‌ در غفلت‌ مي‌نگرد، فرو نيافتد كه‌ او در كنار نيروانه‌ است‌.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.     ::    خليل‌ جبران‌ : نيمي‌ از آنچه‌ مي‌گويم‌، بي‌معناست‌ آن‌ را مي‌گويم‌ تا شايد به‌ نيمه‌ ديگر دست‌يابي‌.     ::    هراكليت‌ : ما در يك‌ رودخانه‌، هم‌ پا مي‌گذاريم‌ و هم‌ نمي‌گذاريم‌. ما هم‌ هستيم‌ هم‌ نيستيم‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : بدون‌ فلسفه‌، گويي‌، انديشه‌ها تار و نامتمايزند:وظيفه‌ فلسفه‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها را روشن‌ سازد و به‌ آنها، مرزهايي‌ دقيق‌ ببخشد.     ::    بودا : مرد با اين‌ ستوران‌ به‌ كشوري‌ نمي‌رسد كه‌ پاي‌ كسي‌ بدان‌ نرسيده‌:جايي‌ كه‌ مردِ رام‌ با خودِ رام‌ به‌ آنجا مي‌رود.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

فلسفه اخلاق ترجمه و نقد مقاله برنارد ويليامز

42597 جلالي، زهرا
فلسفه اخلاق ترجمه و نقد مقاله برنارد ويليامز/زهرا جلالي؛ به راهنمايي: محسن جوادي؛ استاد مشاور: اميرعباس علي زماني.
به زبان فارسي؛ چكيده به زبان فارسي، انگليسي
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه قم، دانشكده الهيات و معارف اسلامي، 1381.
169صفحه، واژه نامه

فلسفه Philosophy / اخلاق Ethics
چكيده : موضوع اين نوشتار ، فلسفه اخلاق است . فلسفه اخلاق شاخه اي از فلسفه است كه به تفكر فلسفي در باب اخلاق ، مسائل و احكام آن مي پردازد. دو حوزه اصلي فلسفه اخلاق ، اخلاق هنجاري و فرااخلاق است . در قرن بيستم و در ميان فيلسوفان تحليلي ، ميان اين دو حوزه تمايزي مبنايي برقرار شد. فرااخلاق بررسي فلسفي ماهيت ، توجيه ، عقلانيت ، شرايط صدق و شان احكام و اصول اخلاقي است. احكام و اصولي كه بدون مضمون خاصشان در نظر گرفته مي شوند. بنابراين از آنجا كه فرااخلاق ، اخلاق و اصول اخلاقي را موضوع بررسي خود قرار مي دهد ، آن را نوعي مطالعه درجه دوم دانسته اند. در مقابل نظريه هاي اخلاق هنجاري ، خودگزاره هايي اخلاقي هستند و بنابراين اخلاق هنجاري ، مطالعه اي درجه اول است . فلاسفه تحليلي كه مشغله فلسفه اخلاق را منحصر در تحليل زبان اخلاق مي دانستند ، مطالعات هنجاري اخلاق را از حيطه فلسفه اخلاق خارج كردند. چنين تفكري ، چندان به طول نيانجاميد و امروزه اخلاق هنجاري يكي از مهمترين موضوعات مورد بررسي فيلسوفان اخلاق است . فلاسفه معاصر اگر چه به موضوعات فرااخلاقي همچون مباحث روانشناسي ، معرفت شناختي ، وجود شناختي و معناشناختي اخلاق ، اهميت شاياني مي دهند، در آشكار نمودن مواضع هنجاري خود نيز احساس آزادي بيشتري مي كنند. فلسفه اخلاق معاصر را مي توان چالشي ميان دو سنت واقع گرايي و غيرشناخت گرايي دانست. واقع گرايي اخلاقي ، مدعيات اخلاقي را گزاره هايي صدق و كذب پذير و بيانگر باورهايي نسبت به واقعيت مي داند. در مقابل غيرشناخت گرايي ، معتقد است كه مدعيات اخلاقي بيانگر هيچگونه باوري نيستند و بنابراين نمي توانند واقعا صادق و يا كاذب باشند. برطبق ديدگاه غيرشناخت گرايي، مدعيات اخلاقي صرفا بيان احساسات ، نگرشها يا توصه هايي عملي هستند و بنابراين محتواي گزاره اي ندارند. برنارد ويليامز كه اين نوشته به ترجمه و بررسي يكي از مقالات او در زمينه فلسفه اخغلاق اختصاص يافته است ، يكي از مدافعان سنت غيرشناخت گرايي است.
دانشگاه قم, دانشكده الهيات و معارف اسلامي

کد مطلب: 258

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين