خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : بوي‌ خوش‌ رهروان‌، كه‌ تا خدايان‌ مي‌رسد، والاتر از همه‌ است‌؛ اما بويي‌ كه‌ از صندل‌ و ياس‌ برمي‌خيزد بسي‌ دور نمي‌رود.     ::    نيچه‌ : زاهدانه‌ترين‌ حرفي‌ كه‌ شنيده‌ام‌:«در عشق‌ حقيقي‌، روح‌ است‌ كه‌ تن‌ را در آغوش‌ مي‌گيرد».     ::    بودا : در ميان‌ غافلان‌، هشيار و در ميان‌ خواب‌آلودگان‌، بيدار، دانا پيش‌ مي‌رود به‌ كردار يكي‌ باره‌ي‌ تيزتك‌ كه‌ يابويي‌ را پسِ پشت‌ مي‌گذارد.     ::    زنون‌ : اگر كثرت‌ هست‌، هستنده‌ نامحدوداند. زيرا هميشه‌ در ميان‌ هستنده‌ها، چيزهاي‌ ديگر و باز هم‌ چيزهاي‌ ديگري‌ در ميان‌ اينها هست‌ و بدينسان‌ هستنده‌ها نامحدودند.     ::    بودا : اين‌ دلِ من‌ پيش‌ از اين‌ چنان‌ كه‌ مي‌خواست‌، كام‌ او بود و خوش‌ داشت‌، مي‌گشت‌. اكنون‌ آن‌ را به‌ تمامي‌ به‌ فرمان‌ خود دارم‌، به‌ كردارِ، پيلباني‌ كه‌ مهارِ فيلِ مست‌ را نگاه‌ داشت‌ و او را به‌ فرمان‌ واداشت‌.     ::    بودا : بوي‌ خوش‌ سلوك‌، بسي‌ نيكوتر و برتر از بوي‌ صندل‌ يا نيلوفرِ آبي‌ و ياس‌ است‌.     ::    بودا : رهرو از دست‌، آگاه‌، از پاي‌ آگاه‌، از رفتار خويش‌ آگاه‌ است‌. تنها و خرسند است‌، او را رهرو مي‌خوانند.     ::    دكتر شريعتي‌ : در قرون‌ وسطي‌ معتقد بودند كه‌ يك‌ قدري‌ از ذات‌ روح‌ القدس‌ (Saint Esprit) در برخي‌ آدمها حلول‌ كرده‌ و آنها را جزو طبقه‌ روحانيون‌ نموده‌ است‌ و حق‌ حاكميت‌ بر بشر را به‌ اين‌ طبقه‌ داده‌ است‌. يعني‌ آنان‌ نماينده‌ خداوند روي‌ زمين‌ بودند.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : در تاريخ‌ انديشه‌ معاصر، يك‌ نظر مثبت‌ در مورد بقاي‌ روح‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ نظريه‌ي‌ «دور جاودان‌» نيچه‌ است‌. اين‌ نظر نيچه‌، كه‌ او آن‌ را با شور و حالي‌ پيامبرگونه‌ ابراز مي‌دارد، كوشش‌ و كششي‌ در افكار جديد را آشكار مي‌سازد.     ::    بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.
پسا زرتشتیانآرشيو مطلب

كنتويان‌ به‌ روايت‌ شهرستاني‌

كنتويان‌ كه‌ بودند؟
5-1- گروهي‌ از متكلمان‌ حكايت‌ كنند كه‌ كنتويان‌ پندارند كه‌ اصول‌ سه‌ است‌: آتش‌ و خاك‌ و آب‌. و همانا موجودات‌ از اين‌ اصول‌ حادث‌ شده‌اند، نه‌ دو اصلي‌ كه‌ ثنويه‌ اثبات‌ كرده‌اند. گويند: آتش‌ به‌ طبع‌ خيّر، نوراني‌ است‌. و آب‌ ضد آن‌ است‌ به‌ طبع‌، پس‌ هر چه‌ از خير است‌ در اين‌ جهان‌ از آتش‌ است‌، و آنچه‌ از شر است‌، از آب‌ است‌، و خاك‌ متوسط‌ است‌. و اينان‌، به‌ سبب‌ آنكه‌ آتش‌ علوي‌، نوراني‌، لطيف‌ است‌ و وجودي‌ جز بد و ممكن‌ نيست‌، و بقايي‌ بدون‌ امدادش‌ ناممكن‌، نسبت‌ به‌ آتش‌ شديداً تعصب‌ مي‌ورزند. و آب‌ در طبع‌ با او مخالف‌ است‌. پس‌ در عمل‌ با او مخالف‌ است‌ و خاك‌ ميان‌ آن‌ دو متوسط‌ است‌. پس‌ تركيب‌ جهان‌ از اين‌ اصول‌ است‌. (گروهي‌ از كنتوريان‌، به‌ نام‌ روزه‌گرايان‌ يا صاميان‌، از طيبات‌ زرق‌ امساك‌ مي‌كنند و به‌ عبادت‌ خدا مي‌پردازند و در عباداتشان‌، براي‌ تعظيم‌ آتش‌، به‌ آن‌ رو مي‌كنند و نيز از نكاح‌ و ذبائح‌ امساك‌ مي‌كنند). 

5-2- گروهي‌ ديگر از كنتوريان‌، به‌ تناسخيان‌ مرسوم‌اند و به‌ تناسخ‌ ارواح‌ در اجساد و انتقال‌ از شخصي‌ به‌ شخص‌ ] ديگر [ اعتقاد دارند. و آنچه‌ انسان‌ از راحت‌ و تعب‌ و آسايش‌ و بدبختي‌، كه‌ به‌ انسان‌ مي‌رسد، مربوط‌ است‌ به‌ آنچه‌ در پيش‌ انجام‌ داده‌، جزاي‌ آن‌ ] عملي‌ است‌ كه‌ [ در بدن‌ ديگر ] از او سر زده‌ است‌ [ و انسان‌ پيوسته‌ در يكي‌ از دو حالت‌ است‌: يا در كاري‌ است‌ يا در جزايي‌ است‌. و آنچه‌ ] انسان‌ [ در آن‌ است‌: يا مكافات‌ عملي‌ را كه‌ در پيش‌ انجام‌ داده‌ ] مي‌بيند [ ، و يا عملي‌ ] انجام‌ مي‌دهد [ كه‌ منتظر مكافات‌ آن‌ است‌. و بهشت‌ و دوزخ‌ در بدنهاست‌. و اعلي‌ عليين‌ درجه‌ي‌ نبوت‌ است‌ و اسفل‌ سافلين‌ درك‌ مار است‌. و هستي‌اي‌ بالاتر از درجه‌ي‌ رسالت‌ و هستي‌اي‌ پايين‌تر از درك‌ مار نيست‌ و برخي‌ از ايشان‌ گويند: درجه‌ي‌ اعلي‌ درجه‌ي‌ فرشتگان‌ و ] درك‌ [ اسفل‌ درك‌ شياطين‌ است‌. و تناسخيان‌ با ساير ثنويان‌ مخالفت‌ مي‌كنند، چون‌ مقصود اينان‌ از روزگار رهايي‌، بازگشت‌ اجزاي‌ نور به‌ جهان‌ شريف‌ ستوده‌ و باقي‌ ماندن‌ اجزاي‌ ظلمت‌ در جهان‌ پست‌ ناستوده‌ است‌».

کد مطلب: 203

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين