خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ماه فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : اگر همراهيْ دورانديش‌ بيابي‌ كه‌ با تو زندگي‌ كند، خوشْرفتار باشد و روشن‌، بايد كه‌ با او زندگي‌ كني‌؛ شاد و آگاه‌ و چيره‌ به‌ همه‌ي‌ خطرها.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : مجموع‌ حواس‌ به‌ نحوي‌ با مغز همبستگي‌ دارند و بدينسان‌ اگر مغز تكان‌ بخورد يا جاي‌ خود را تغيير دهد، حواس‌ ناقص‌ مي‌شوند، زيرا اين‌ كار گذرگاههايي‌ را كه‌ احساسها از آنها مي‌آيند، مي‌گيرد.     ::    دكارت‌ : وقتي‌ كه‌ خداوند ما را خلق‌ مي‌كرد، تصور فطري‌ خودش‌ را در ذهن‌ ما، مهر نمود.     ::    افلاطون‌ : (خطاب‌ به‌ بيگانه‌) پس‌ پيداست‌ كه‌ شما ديري‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ لفظ‌ «وجود» را به‌ كار مي‌بريد؛ با آنچه‌ مرادتان‌ هست‌، آشناييد. ما نيز پيش‌ از اين‌ مي‌پنداشتيم‌ كه‌ آن‌ را ] وجود را [ در مي‌يابيم‌، اما اكنون‌ متحير و دروا شده‌ايم‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : فلسفه‌ و ايدئولوژي‌ در نظر خيلي‌ از متفكرين‌، مترادف‌ پنداشته‌ مي‌شود، در صورتي‌ كه‌ رابطه‌ فلسفه‌ با ايدئولوژي‌ همان‌ اندازه‌ دور است‌ كه‌ رابطه‌ علم‌ با ايدئولوژي‌.     ::    بودا : گُل‌ چينِ پراكنده‌ دل‌ را مرگ‌ چنان‌ درربايد كه‌ سيلابي‌ روستاي‌ خفته‌ را.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.     ::    هراكليت‌ : هنگامي‌ كه‌ زاييده‌ مي‌شوند، آرزوي‌ زندگي‌ كردن‌ دارند و سرنوشت‌ (مرگ‌) خود را پذيرفتن‌؛ يا بيشتر از آن‌ آسودن‌ و فرزنداني‌ پشت‌ سر مي‌نهند كه‌ بار ديگر با سرنوشت‌ (مرگ‌) روبه‌رو مي‌شوند.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : بزرگ‌ترين‌ مقامات‌ آن‌ است‌ كه‌ خوي‌ بد خويش‌ به‌ خوي‌ نيك‌ بدل‌ كنند.     ::    بودا : رهرو با تني‌ آرام‌، گفتاري‌ آرام‌ و انديشه‌اي‌ آرام‌، نيكْ مجموع‌، و چيزهاي‌ اين‌ جهاني‌ را رها كرده‌، او را آرامش‌ يافته‌ مي‌خوانند.
خواندنی هاآرشيو مطلب

هراكليت‌ شگفت‌انگيز

هراكليتوس‌ را در ميان‌ فيلسوفان‌ باستان‌، مردي‌ بدبين‌ و گوينده‌ي‌ سخناني‌ نامفهوم‌ مي‌دانسته‌اند. و بدين‌ علت‌ است‌ كه‌ سيسِرو وي‌ را تيره‌ يا مبهم‌ ( Skoteinos -اسكوتاينوس‌) ناميده‌ است‌ و همچنين‌ در دوران‌ امپراتوري‌ روم‌ وي‌ را «فيلسوف‌ گريان‌» مي‌شناخته‌اند. اما در حقيقت‌ هراكليتوس‌ نه‌ «چيستان‌گو» بوده‌ است‌ نه‌ مبهم‌. علت‌ ابهام‌ در گفته‌هاي‌ وي‌ را شايد بتوان‌ در شيوه‌ي‌ نوشتن‌ او و سهل‌انگاري‌ در رعايت‌ قواعد دستور زبان‌ و بلاغت‌ جستجو كرد، چنان‌ كه‌ ارسطو در كتاب‌ «هنر سخنوري‌» خود متوجه‌ي‌ آن‌ شده‌ است‌ و با اشاره‌ به‌ نوشته‌هاي‌ هراكليتوس‌ مي‌گويد: «ما نمي‌دانيم‌ آيا يك‌ كلمه‌ به‌ آنچه‌ مقدم‌ است‌ يا به‌ آنچه‌ به‌ دنبال‌ مي‌آيد تعلق‌ دارد» سقراط‌ نيز بنابر گزارش‌ ديوژنس‌ درباره‌ي‌ كتاب‌ هراكليتوس‌ گفته‌ است‌: «آنچه‌ كه‌ من‌ از آن‌ مي‌فهمم‌ عالي‌ است‌ و آنچه‌ هم‌ كه‌ نمي‌فهمم‌ همچنين‌ عالي‌ است‌، اما غواصي‌ ماهر بايد كه‌ به‌ ژرفاي‌ آن‌ راه‌ يابد.» بنابراين‌ ابهام‌ نوشته‌هاي‌ فيلسوف‌ را مي‌توان‌ بيشتر در جنبه‌ي‌ تفكر ژرف‌ و وسيع‌ آن‌ دانست‌. اما آنچه‌ درباره‌ي‌ بدبيني‌ وي‌ گفته‌ شده‌ است‌، از روش‌ زندگي‌ و شيوه‌ي‌ اخلاقي‌ او سرچشمه‌ مي‌گيرد، كه‌ از وي‌ متفكري‌ انتقادي‌، گوشه‌گير و دور از هوسها، فزون‌جوييها و كشاكشهاي‌ مردمان‌، ساخته‌ بود. با اشاره‌ به‌ همين‌ نكته‌ است‌ كه‌ ديوژنس‌ نقل‌ مي‌كند كه‌: «يكي‌ از نشانه‌هاي‌ بزرگ‌ انديشي‌ يا بلند نظري‌ او اين‌ است‌ كه‌ پادشاهي‌ موروثي‌ را به‌ برادرش‌ واگذار كرد.» و اين‌ را مي‌توان‌ با اطمينان‌ پذيرفت‌، زيرا خانواده‌ي‌ وي‌ از بزرگان‌ افسوس‌ بوده‌اند و مقام‌ رياست‌ پرستشگاه‌ آرتِميس‌ را در ميان‌ خود به‌ ارث‌ داشته‌اند. 

مورخان‌ نوشته‌اي‌ را از هراكليتوس‌ مي‌دانند كه‌ تنها عنوان‌ و تكه‌هايي‌ از آن‌ باقي‌ مانده‌ است‌. ديوژنس‌ مي‌نويسد: «كتابي‌ كه‌ گفته‌ مي‌شود از اوست‌ مطابق‌ مضمون‌ اصلي‌ آن‌ «درباره‌ي‌ طبيعت‌» نام‌ دارد و به‌ سه‌ گفتار تقسيم‌ شده‌ است‌؛ درباره‌ي‌ همه‌ي‌ جهان‌ هستي‌، سياست‌ و خداشناسي‌. وي‌ اين‌ كتاب‌ را وقف‌ معبد آرتميس‌ كرد و در آنجا سپرد... اين‌ نوشته‌ي‌ او چنان‌ شهرتي‌ به‌ دست‌ آورد كه‌ از آن‌ فرقه‌اي‌ به‌ نام‌ هراكليتيان‌ پديد آمد.» اما آنچه‌ ما از آثار هراكليتوس‌ در دست‌ داريم‌، گفته‌ها و جمله‌هايي‌ است‌ كوتاه‌ كه‌ از لحاظ‌ ساختمان‌ پيچيده‌ و فشرده‌ و داراي‌ آهنگي‌ همانند گفته‌هاي‌ كاهنان‌ و سخنگويان‌ معابد باستاني‌ است‌. اين‌ تكه‌ها را ديلز در كتاب‌ نامبرده‌ي‌ خود گرد آورده‌ است‌.

کد مطلب: 131

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

a.mollazadeh@isaco.ir
میگویند فن بيان خوبي نداشت اما بسيار عميق انديش بود.
دوشنبه 30 آذر 1388 ساعت 11:27