خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : آنان‌ كه‌ به‌ راه‌ قدسي‌ نرفته‌ و در جواني‌ گنجي‌ نياندوخته‌اند، مرغان‌ ماهيخوار پير را مانند كه‌ در درياچه‌اي‌ بي‌ماهي‌ از ميان‌ مي‌روند.     ::    بودا : حكومت‌ بر روحيه‌ ناپايدار دشوار است‌؛ چه‌، آن‌ به‌ هر جا بخواهد مي‌رود. تسلط‌ بر روحيه‌، كار شايسته‌اي‌ است‌؛ آن‌ را آرام‌ و نيك‌بختي‌ را تأمين‌ مي‌كند.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : وقت‌ تو عزيزترين‌ چيزهاست‌، پس‌ آن‌ را به‌ عزيزترين‌ چيزها مشغول‌ساز.     ::    بودا : به‌ كردار گاوچراني‌ كه‌ با يكي‌ چوبدست‌، گاوان‌ را به‌ چرا مي‌برد، پيري‌ و مرگ‌ نيز زندگيِ باشندگان‌ را مي‌برند.     ::    بودا : كُهن‌دژي‌ است‌ بر آورده‌ از استخوان‌؛ و اندودي‌ از گوشت‌ و خون‌ بر آن‌، در او نشسته‌ پيري‌ و مرگ‌، مني‌ و فريب‌.     ::    ويكتور فرانكل‌ : چه‌ خوبست‌ كه‌ روبه‌روي‌ مجسمه‌ آزادي‌ آمريكا در سواحل‌ شرقي‌، مجسمه‌ مسئوليت‌ را نيز در سواحل‌ غربي‌ آمريكا، بنا كنيم‌.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : شك‌ دكارت‌ با شك‌ غزالي‌ فرق‌ دارد و اگر كسي‌ مي‌خواهد «تقريرات‌ دكارت‌» با «المنقذ من‌ الضلال‌» مقايسه‌ كند بايد به‌ اصل‌ و آغاز و مقاصد و نتايجي‌ كه‌ از اين‌ دو اثر حاصل‌ شده‌ است‌، توجه‌ كند و صرف‌ عبارات‌ ظاهر و ظواهر الفاظ‌ را در نظر نياورد.     ::    دكارت‌ : هر چيزي‌ را كه‌ من‌ به‌ طور واضح‌ و متمايز به‌ تصور آورم‌، صحيح‌ خواهد بود.     ::    هراكليت‌ : مرگ‌ است‌ آنچه‌ كه‌ در بيداري‌ مي‌بينيم‌. اما آنچه‌ را خوابيده‌ مي‌بينيم‌ رؤياست‌.     ::    دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.
فلسفه علم تحلیلی (آنگلوساکسون)آرشيو مطلب

2- سنت هاي فلسفه علم كدامند ؟

مرجعيت علم ، كجاست ؟
1- در عصر جدید به علم ارج بسیار گذاشته می شود. ظاهراً عموم چنین می پندارند که علم و روشهایش دارای خصوصیاتی ویژه است! نسبت «علمی» دادن به بعضی ادعاها، استدلالها و آثار تحقیقی به صورتی انجام می شود که نوعی امتیاز یا نوع خاصی اعتماد از آن اراده می شود. اما براستی اگر علم چنین ویژگی هایی دارد آنها کدامند؟ «روش علمی» چیست که به حسب ادعا به نتایج خصوصاً ممتاز و قابل اتکا منجر می شود؟
با وجود سرخوردگی عده ای از علم به سبب ثمراتی از قبیل بمب های هیدروژنی و آلودگی محیط زیست( که گروهی علم را مسبب آن می پندارند) شواهد بسیاری در زندگی روزمره وجود دارد که علم مورد احترام بسیار است. در اغلب آگهی ها اعلام می شود که به طور علمی نشان داده شده که این یا آن محصول سفیدتر، پر قدرت تر و دارای جاذبه جنسی بیشتر است و یا از جهتی ترجیح بیشتری نسبت به سایر محصولات رقیب دارد. آنان امیدوارند با این عمل القاء کنند که ادعایشان براساسی مطمئن، و شاید، غیرقابل چون و چرا گذاشته شده است. به همین منوال، اخیراً آگهی روزنامه ای برای تبلیغ و حمایت از مسیحیت چنین عنوان یافته بود : «علم سخن می گوید : انجیل مسیحیت تحقیقاً صحیح است»، و به دنبال آن
ارج گذاری به علم منحصر به زندگی روزمره و وسایل ارتباط جمعی نیست، بلکه آشکارا در کانون های علم و تحقیق و در تمام اجزای جهان معرفت مشاهده می شود. اینکه بسیاری از حوزه های مطالعاتی را حامیانشان «علم» می خوانند از این روست که تلویحاً فهمانده شود روش های مورد استفاده به همان اندازه وثیق و به همان میزان ثمربخش است که علم باسابقه ای همچون فیزیک.
افزوده بود : «حتی دانشمندان، خود، امروزه بدان اعتقاد دارند». ما در اینجا با توسلی مستقیم به مرجعیت علم و دانشمندان مواجهیم و بجاست بپرسیم اساس این مرجعیت چیست؟
ارج گذاری به علم منحصر به زندگی روزمره و وسایل ارتباط جمعی نیست، بلکه آشکارا در کانون های علم و تحقیق و در تمام اجزای جهان معرفت مشاهده می شود. اینکه بسیاری از حوزه های مطالعاتی را حامیانشان «علم» می خوانند از این روست که تلویحاً فهمانده شود روش های مورد استفاده به همان اندازه وثیق و به همان میزان ثمربخش است که علم باسابقه ای همچون فیزیک. به کار بردن اصطلاح علوم سیاسی و علوم اجتماعی مدتهاست که متداول شده است. مارکسیست ها با تأکید بسیار اصرار می ورزند که ماتریالیسم تاریخی علم است. علاوه بر آن، در حال حاضر در آموزشگاهها و دانشگاه های آمریکا رشته هایی چون علوم کتابداری، علوم اداری، علم خطابه، علوم جنگلداری، علوم لبنیات، علوم لحمیات و حیوانات و حتی علوم کفن و دفن تعلیم داده می شود، و یا تا همین اواخر آموزش داده می شد(1). کسانی که خود را در این قبیل رشته ها «دانشمند» می خوانند اغلب خود را پیرو روش تجربی فیزیک می دانند. برای آنها، این روش تجربی شامل جمع آوری «واقعیات» به وسیلة مشاهده و آزمایش دقیق، و سپس استنتاج قوانین و نظریه ها از آن واقعیات به مدد نوعی شیوه منطقی است. بتازگی یکی از همکارانم در گروه تاریخ دانشگاه، که ظاهراً این نوع از تجربه گرایی را پذیرفته است، اظهار داشت که به علت عدم کفایت تعداد وقایع و یافته های موجود، نوشتن تاریخ استرالیا در حال حاضر غیرممکن است. بر کتیبه ای بر سردر ساختمان پژوهش های علوم اجتماعی در دانشگاه شیکاگو نوشته شده : «اگر نتوانید اندازه گیری کنید، دانش شما کافی و رضایتبخش نیست» (2). بی تردید، بسیاری از ساکنین زندانی شده در آزمایشگاههای مدرن آن دانشگاه، جهان را از دریچة میله های آهنین اعداد صحیح تحلیل کرده، به درک این مطلب موفق نشده اند که روشی که سعی دارند از آن تبعیت
تحولات جدید در فلسفة علم مشکلات اساسی این دیدگاه را که علم بر بنیاد مطمئنی، که از طریق مشاهده و آزمایش به دست آمده، استوار است، و نیز اینکه نوعی شیوة استنباط وجود دارد که به مدد آن می توان به نحو متقنی نظریه های علمی را از آن بنیاد اخذ نمود، مشخص و آشکار کرده است.
کنند نه تنها ضرورتاً عقیم و بی حاصل است، بلکه روشی نیست که موفقیت فیزیک را بتوان بدان نسبت داد.
• فلسفه علم ، خطاي ما را در علم شناسي ،آشكار مي سازد
2- این تلقی غلط از علم را، که پیش از این بدان اشاره شد، اگرچه بعضی از دانشمندان و بسیاری از شبه دانشمندان جانبداری می کنند، هر علم شناس جدیدی دست کم از پاره ای از خطاهای آن باخبر خواهد بود. تحولات جدید در فلسفة علم مشکلات اساسی این دیدگاه را که علم بر بنیاد مطمئنی، که از طریق مشاهده و آزمایش به دست آمده، استوار است، و نیز اینکه نوعی شیوة استنباط وجود دارد که به مدد آن می توان به نحو متقنی نظریه های علمی را از آن بنیاد اخذ نمود، مشخص و آشکار کرده است. اصولاً هیچ روشی که بتواند صدق و یا حتی صدق احتمالی نظریه های علمی را ثابت کند وجود ندارد. ما نشان می دهیم که در صورت درک این نکته که روشی برای ابطال قطعی نظریه های علمی وجود ندارد، هر تلاشی برای بازسازی منطقی «روش علمی» به نحوی که ساده و مستقیم باشد با مشکلات افزونتری مواجه خواهد شد.
بعضی از براهین اقامه شده برای این مدعا که نظریه های علمی را نمی توان به طور قطعی اثبات یا نفی کرد بیشتر بر ملاحظات فلسفی و منطقی گذاشته شده اند و برخی دیگر براساس تحلیل مفصل تاریخ علم و تاریخ نظریه های جدید علمی استوار گشته اند. یکی از ویژگی های تحولات جدید در علم شناسی فلسفی توجه روزافزونی است که به تاریخ علم می شود. برای بسیاری از فلاسفة علم یکی از نتایج ناخوشایند این توجه این است که بعضی از رویدادهای تاریخ علم که معمولاً شاخص پیشرفت های بزرگ محسوب می شوند ( از قبیل نوآوری های گالیله، نیوتن، داروین و یا اینشتاین ) با روش هایی که نوعاً فلاسفه آنها را توصیف می کنند رخ ننموده اند.
یکی از پیامدهای درک این نکته که نظریه های علمی قابل ابطال یا اثبات قطعی نیستند،
برای بسیاری از فلاسفة علم یکی از نتایج ناخوشایند این توجه این است که بعضی از رویدادهای تاریخ علم که معمولاً شاخص پیشرفت های بزرگ محسوب می شوند ( از قبیل نوآوری های گالیله، نیوتن، داروین و یا اینشتاین ) با روش هایی که نوعاً فلاسفه آنها را توصیف می کنند رخ ننموده اند.
و این که بازسازی و تبیین فلاسفه به آنچه واقعاً در علم روی می دهد شباهت کمی دارد، کنار گذاشتن این فکر است که علم یک فعالیت عقلانی است که مطابق روش یا روش های خاصی عمل می کند. چنين ديدگاهي ( همانطور كه خواهيم ديد )، پل فایرابند فیلسوف را برانگیخت تا کتابی تحت عنوان « علیه روش: طرح یک نظریة شناخت نظم گریزانه » (3) و مقاله ای با عنوان «فلسفة علم : مبحثی با گذشته ای درخشان» (4) به رشته تحریر درآورد. مطابق تندترین و افراطی ترین برداشت از آثار اخیر فایرابند، علم هیچ خصوصیت ویژه ای ندارد که آن را ذاتاً برتر از سایر شاخه های معرفت همچون افسانه های باستانی یا سحر و جادوگری بنشاند!. همچنین، این آثار دلالت دارد بر این که انتخاب بین نظریه ها نهایتاً انتخابی است که براساس ارزش های انفسی و تعلقات افراد تعیین می شود.
• نگاهي به تاريخ فلسفه علم تحليلي
3- توجه داشته باشیم که فلسفة علم تاریخی دارد. فرانسیس بیکن از جملة پیشگامانی بود که کوشیدند چیستی روش علم جدید را به تفصیل کشند. وی در اوایل قرن هفدهم اظهار داشت که هدف علم بهبود بخشیدن به وضع انسان کرة خاکی است، و نزد وی این هدف با جمع آوری یافته ها از طریق مشاهدة بسامان و استخراج نظریه ها از آنها حاصل می شود. از آن زمان تاکنون بعضی به جرح و تعدیل نظریة بیکن پرداخته و سبب کمال آن شده اند و برخی دیگر به نحو بنیانی با آن به مبارزه برخاسته اند. شرح و تفسیر تاریخی تحولات فلسفة علم موضوع جالب توجهی است، برای مثال، تحقیق درباره ظهور پوزیتیویسم منطقی و تبیین آن، که در دهه های آغازین این قرن در وین پا به عرصة وجود گذاشت و بسیار متداول گشت و همچنان تا امروز نفوذ قابل ملاحظه ای دارد، بسیار شایستة بررسی خواهد بود. پوزیتیویسم منطقی شکل افراطی تجربه گرایی است که بر طبق آن نه تنها می توان نظریه ها را، از آن رو
پوزیتیویسم منطقی شکل افراطی تجربه گرایی است که بر طبق آن نه تنها می توان نظریه ها را، از آن رو که با تکیه بر واقعیات حاصل از مشاهده قابل اثباتند، تصویب و توجیه کرد، بلکه پنداشته می شود آنها فقط در صورتی معنا دارند که با این شیوه به دست آمده باشند.
که با تکیه بر واقعیات حاصل از مشاهده قابل اثباتند، تصویب و توجیه کرد، بلکه پنداشته می شود آنها فقط در صورتی معنا دارند که با این شیوه به دست آمده باشند. ظهور پوزیتیویسم دو جنبة معماآمیز دارد: یکی اینکه این ظهور هنگامی رخ داد که با پیدایش فیزیک کوانتوم و نظریة نسبیت اینشتاین، فیزیک به طرز چشمگیری پیشرفت می کرد به نحوی که سازگاری اش با پوزیتیویسم بسیار مشکل می نمود! جنبة معمایی دیگرش این است که هم کارل پاپر در وین و هم گلاستون باشلار در فرانسه از سال 1934 آثاری منتشر کرده بودند که حاوی ابطال نسبتاً قطعی پوزیتیویسم بود و با وجود این، موج پوزیتیویسم را متوقف نکرد. در واقع، آثار پاپر وباشلار تقریباً به تمامی مورد غفلت واقع شده بودند و تنها اخیراً به آنها توجه شایسته و سزاواری می شود. از قضا، آن زمان که ای. جی. ایر پوزیتیویسم منطقی را با کتاب زبان، حقیقت و منطق(5)، در انگلستان معرفی کرد (و بدین جهت یکی از مشهورترین فلاسفه انگلیسی شد) مکتبی را تبلیغ می کرد که بعضی از ناتوانیهای مهلک آن را قبلاً پاپر(6) و باشلار (7)به تفصیل بیان و منتشر کرده بودند(8).
4- ميدانيم كه سنت تحليلي فلسفه علم در حال حاضر تنها يكي از سنت هاي فلسفه علم است . سنت هاي ديگري همچون : پديدار شناسي ، هرمنوتيك‌، تبار شناسي ، و تركيبي وجود دارند كه ما به همه آنها خواهيم پرداخت. سنت تحليلي متعلق به اروپاي جزيره اي (آنگلوساكسون) مي باشد و سنت هاي ديگر متعلق به اروپاي قاره اي است ( البته برخي ساختارگرايان و پسا ساختارگرايي را نيز به اين بيت افزوده اند) . در زمينه سنت تحليلي ، گفتني است كه اين سنت ، تنها سنت فلسفه ي علم است كه در ايران مورد توجه قرار گرفته و در دانشگاههاي كشور تعليم و تدريسو پژوهش مي گردد و سنت هاي ديگر ، آموخته نشده و يكسر از آن بي
در زمينه سنت تحليلي ، گفتني است كه اين سنت ، تنها سنت فلسفه ي علم است كه در ايران مورد توجه قرار گرفته و در دانشگاههاي كشور تعليم و تدريسو پژوهش مي گردد و سنت هاي ديگر ، آموخته نشده و يكسر از آن بي اطلاعي وجود دارد .
اطلاعي وجود دارد .
• روندهاي سنت تحليلي فلسفه علم
5- ما در بحث از سنت تحليلي فلسفه علم ، پیشرفت ها را با توضیح هرچه روشن تر و ساده تر بعضی از نظریه های جدید راجع به ماهیت علم، و در نهایت، پیشنهاد پاره ای اصلاحات برای آنها، مطرح خواهيم نمود .
در اين سنت ، ما پس از شرح تحولات مهم علمی، دو نوع تبیین ساده استقراء گرایی و ابطال گرایی را توصیف می کنیم. براي آنكه هر كس انگیزه های سازندة نظریه های جدید را بفهمد و ضعف و قوّت آنها را درک کند، ابتدا استقراء گرایی را شرح و سپس مورد نقّادی دقیق قرار می دهیم. سپس به بیان ابطال گرایی به عنوان کوششی برای اصلاح استقراء گرایی اختصاص می یابد، و محدودیت های آن مورد کاوش واقع می شود. آنگاه آن، ابطال گرایی پیشرفتة ایمره لاکاتوش تشریح می شود و سپس در آراء تامس کوهن(9) و پارادایم(10) های فراگیر او و سپس ديدگاه فايرابند معرفی می گردند(11) .
پي نوشتها :
1- J.R. Raveta, Scientific Knowledge and Its Social Problems (Oxford: Oxford University Press, 1971), p. 387
2- T.S. Kuhn, "The Function of Measurement in Modern Physical Science" Isis, 52 (1961): 161-193
3 - P.K. Feyerabend, Against Method: Outline of an Anarchistic (Theory of Knowledge (London: New Left Books, 1975 
P.K. Feyerabend, "Philosophy of Science: A Subject with a Great- 4 past" in Historical and Philosophical Perspectives of Science, Minnesota studies in Philosophy of Science, vol. 5, ed. Roger H. Stuewer (Mineapolis: University of Minnesota Press; 1970); pp. 172-83.
(A. J. Ayer, Language, Truth and Logic (London: Gollancz, 1936
5 -این کتاب را منوچهر بزرگمهر با عنوان زبان، حقیقت و منطق به فارسی ترجمه کرده و از انتشارات دانشگاه صنعتی شریف است (م).
6- K. R. Popper, The Logic of Scientific Discovery (London : Hutchinson, 1968
7 -(Gaston Bachelard, Le Nouvel Esprit Scientifique (Paris: Presses Universitaires de France, 1934) 
8 - من این نکته را مدیون برایان مگی هستم. رجوع کنید به :
Bryan Magee, "Karl Popper : The World\'s Greatest Philosopher?", Current Affairs Bulletin 50, no.8 (1974) : 14-23 .
9-Thomas Kuhn
10-paradigm
11- چالمرز ،‌آلن ، چيستي علم ، تهران ، سمت ، 1383 ، ص ص 11-6 .

کد مطلب: 1358

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين