خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ مثال‌، مرتبه‌اي‌ از وجود است‌ كه‌ ميان‌ عالم‌ عقلي‌ و عالم‌ ماده‌ قرار گرفته‌ است‌. از نظر مشايين‌، اين‌ عالم‌ آخرين‌ عالم‌ از عقول‌ طولي‌ است‌ (به‌ نام‌ عقل‌ فعال‌) اما از نظر اشراقيين‌، اين‌ عالم‌ را بعضي‌ از عقول‌ عرضي‌ به‌ وجود آورده‌اند.     ::    بودا : به‌ كردار گاوچراني‌ كه‌ با يكي‌ چوبدست‌، گاوان‌ را به‌ چرا مي‌برد، پيري‌ و مرگ‌ نيز زندگيِ باشندگان‌ را مي‌برند.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : نظام‌ جمهوري‌ مغرب‌، همان‌ ساز كهن‌ است‌ كه‌ در پرده‌هاي‌ آن‌ غير از نواي‌ قيصري‌ نيست‌.     ::    بودا : كسي‌ كه‌ روحيه‌اش‌ با خواهشها و هوسها آشفته‌ و پريشان‌ نيست‌ و در وراي‌ خوبي‌ و بدي‌ است‌، بيداري‌ است‌ كه‌ ترس‌ و بيم‌ نمي‌شناسد. بدتر از آنچه‌ يك‌ دشمن‌ بتواند در حق‌ دشمن‌ خود كند، روح‌ بدسگال‌ در حق‌ انسان‌ تواند كرد.     ::    بودا : شما بايد، خود، بكوشد؛ بودا فقط‌ راه‌ را مي‌آموزد.     ::    هراكليت‌ : دهر كودكي‌ است‌ كه‌ نرد مي‌بازد؛ پادشاهي‌ يك‌ كودك‌!     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : فرق‌ انسان‌ با ديگر جانداران‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها انسان‌ مي‌انديشد، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌انديشند.     ::    هراكليت‌ : هنگامي‌ كه‌ زاييده‌ مي‌شوند، آرزوي‌ زندگي‌ كردن‌ دارند و سرنوشت‌ (مرگ‌) خود را پذيرفتن‌؛ يا بيشتر از آن‌ آسودن‌ و فرزنداني‌ پشت‌ سر مي‌نهند كه‌ بار ديگر با سرنوشت‌ (مرگ‌) روبه‌رو مي‌شوند.     ::    كانت‌ : جان‌ من‌ در برابر يك‌ انسان‌ ساده‌ عادي‌ (كه‌ از شايستگي‌ اخلاقي‌ برخوردار است‌)، به‌ حالت‌ كرنش‌ درمي‌آيد.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : بزرگ‌ترين‌ مقامات‌ آن‌ است‌ كه‌ خوي‌ بد خويش‌ به‌ خوي‌ نيك‌ بدل‌ كنند.
تاریخ ایرانیان از ابتدا تا مرگ افشینآرشيو مطلب

نگاهي به تعصبهای قومی اعراب نسبت به ایرانیان (روايت دكتر معين الدين )

مقدمه: یکی از عوامل مهم اختلافات بین جوامع، تعصبها و تبعیض های قومی، اجتماعی و سیاسی است. اگرچه این نظریه چندان هم سنتی نیست، لیکن در دوران معاصر هم این اصل باعث بروز بسیاری از جنگها و انقلابها گردیده است. در این مقاله سعی شده تا پیشینه تاریخی تعصبهای قومی و سیاسی اعراب نسبت به ایرانیان بررسی شود تا بهتر به شکل گیری و گسترش مذهب تشیع و پیروان علی (ع) پی ببریم.

با ظهور اسلام و دیدگاه قرآن مجید و رسول اکرم نسبت به ایرانیان که از آنها همواره به نیکی یاد شده متأسفانه بعد از رحلت حضرت رسول این نگرش به ایرانیان بعلت علاقه آنها به اهل بیت (ع) تغییر پیدا می کند. در این دوران یعنی بعد از رحلت حضرت رسول اعراب همواره از این حربه سیاسی و اجتماعی و قومی نسبت به ایرانیان استفاده کردند. لذا آزار و اذیت ایرانیان بخصوص در دوران حکومت امویان باعث بروز نهضت آزادیخواهی ایرانیان از جمله قیام ابومسلم خراسانی گردید. ایران، با تمدن چندین هزار ساله خود همواره تلاش کرد تا زیر سلطه اعراب نرود و فرهنگ و زبیان و تمدن خود را حفظ نماید. نهضت عاشورا و عشق و علاقه ایرانیان به این قیام خود نمونه بارزی است که ایرانیان تلاش نمودند تا میان اسلام و عرب تفکیک قائل شوند.
مورخان نوشته اند که دوران حکومت بیست ساله معاویه، هاشمیان و شیعیان علی (ع) بویژه، روزگار سختی داشتند و از طرف بنی امیه نسبت به آنان سختگیری هایی می شد، شهادت پیشوایان و امامان مذهب تشیع و رفتار ناپسند و شرم آوری که نسبت به اهل بیت (ع) می کردند، بنحوی است که بیان آن باعث تاثر باطنی هر انسانی می گردد. کثرت بیدادگری امویان سبب انزجار و نفرت عمومی گردید و چون آخرین بازمانده اموی بقتل رسید، (غلامحسین مصاحب، دایره المعارف فارسی، 149) ، پسران وی و تنی چند از آن خانواده از دارالخلافه گریختند و خواستند که به اشخاص پناه بیاورند، کسی آنها را نپذیرفت، به بیابانها روی آوردند و با تحمل گرسنگی و تشنگی زیاد جان دادند و چند نفری که باقی ماندند به دریوزگی راه بدست آورده و در لباس باربران به مکه در آمدند و در میان انبوه مردم ناپدید شدند. (تاریخ یعقوبی جلد دوم ـ 84).
این بیدادگریها سبب شد که گروهی از نو مسلمانان که عرب نبودند و نیز جمعی از مردمان ایران، از بنی امیه روی برتافتند و به بنی هاشم روی آورده و به معاویه و ناخشنودی آنان از اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حکومت وقت بود. معاویه، حکومت دینی اسلام را به حکومت سیاسی تبدیل نمود (مقدمه ابن خلدون و تاریخ یعقوبی). او خود را نخستین پادشاه اسلام خواند و خلافت حضرت رسول را به گونه ای درآورد که جز قدرت دنیایی و سلطنت نبود و این را برای فرد پیروزی تلقی می کرد. جرجی زیدان1، نویسنده و مورخ معروف لبنانی در کتاب «تاریخ تمدن اسلام» درباره تفرقه و پراکندگی عربها و تعصب قومی آنان چنین می نویسد «.... با تغییر اوضاع سیاسی ، وضع و مرام مردم شهرها تغییر می یافت و در نتیجه اسلام به هیاتها و اجتماعات متعدد تقسیم شد و از این قرار: 1ـ در ابتدای جامعه ي سنتی و قومی ، مانند اعراب مصر و یمن 2ـ جامعه وطن، مانند اعراب مصر و عراق و شام.3 ـ جامعه مذهب سنتی، شیعی و معتزله، چه بسا که دو نفر دارای تمام این اختلافات بوده اند.»
آنچه مسلم است این است که امویان در دامن زدن این اختلافات، مقدم بوده اند و به حیله ها و نیرنگ ها بین مسلمانان، اختلاف می انداختند تا خود حکومت را بدست گیرند. معاویه بنیانگذار بدعت های نو در حکومت اسلامی بود. همه قوانین را به میل و نظر خود تغییر می داد، تعصبات و تبعیضات او، سرداران لایق و مدبر ایرانی و یا غیر عرب را دلسرد می کرد و چون به تنگ آمده ، بر عليه کلیه تسلط
او خود را نخستین پادشاه اسلام خواند و خلافت حضرت رسول را به گونه ای درآورد که جز قدرت دنیایی و سلطنت نبود و این را برای فرد پیروزی تلقی می کرد
ناروا و ستمگرانه معاویه و دستیارانش قیام کردند.
راینهارت پیتر دوزی2 (غلامحسین مصاحب دایره المعارف فارسی) در همین زمینه می گوید پیروزی بنی امیه در حقیقت پیروزی فرقه یی بود که قلباً با اسلام دشمنی داشته و اولاد قدیمیترین و سرسخت ترین دشمنان پیغمبر، اکنون بی آنکه قبلاً تغییری کرده باشند مدعی خلافت و نیابت حقه پیغمبر شدند و کسانی که جرأت می کردند ضد بدعتهای آنها زمزمه ایی آغاز کنند با شمشیر ساکت می نمودند. برای اینکه بتوان علل و موجبات و زمزمه را ،حتی در زمان معاویه جستجو نمود لازم نیست جای دور برویم. او درباری با شکوه در دمشق تشکیل داد و موانعی میان خود و طبقات پایین بوجود آورد به جای اینکه از نخستین نواب پیغمبر پیروی کند ، امپراطوران روم شرقی و شاهان ایران را سرمشق خود قرار داد. با همان روح بود که فرزند خود یزید را به خلافت برگزید و این انتخاب ناپسند را به زور به اهالی دور شهر مکه و مدینه تحمیل کرد. (ادوارد بروان، کتاب تاریخ ادبی ایران)».
1ـ تشدید تعصبهای قومی و سیاسی نسبت به ایرانیان
در زمان حکومت بنی امیه بود که ایرانیان آزاده در برابر تبعیض نژادی قومی، احساس حقارت و بندگی کرده و فهمیدند که خلفای اموی بر خلاف نقص صریح قرآن مجید به برتری نژادی عرب بر غیر عرب دلبستگی فراوان دارند و عرب را بر عجم رجحان می دهند، همه این تعصبها و تبعیض ها سبب و انگیزه قیام ایرانیان، علیه حکام ظالم و غاصب بنی امیه گردید.
در زمان عبدالملک و ولید 3، دراوین عمومی ممالک اسلامی از زبانهای اصلی بزبان عربی تغییر یافت، مثلاً در دمشق که دیوانها به زبان یونانی نوشته شده بود به زبان عربی تبدیل گردید و در عراق و ولایت شرقی زبان فارسي ميانه به عربی درآمد. با این تغییر، بناچار کارکنان دولت نیز تغییر یافتند و دیگر غیر عرب بر سر کار، باقی نماند . حجاج، (فیلیب ک حتی، ترجمه فارسی، 1344) فرماندار ستمگري بود که از معلمی به حکومت رسید و بانی دگرگونی هایی در عراق و ولایت شرقی گرديد. خلفای اموی که در تعصب قومی ، جانب افراط را در نظر داشتند و می کوشیدند که همه مقامات موثر حکومت اسلامی را فقط بدست عربها بسپارند، هدفی جز عربی کردن دستگاه دولت نداشتند و در همین عصر و زمان، پول خاص عرب را سکه زدند . دو نفر در این دگرگونی ها نافذ و موثر بودند و نام آنان در تاریخ عرب و بنی امیه ثبت و ضبط است. یکی از آن دو حجاج بن یوسف ثقفی در شرق و دیگری موسی بن نصیر در غرب (همان منبع).
اینهمه ظلم و ستم بیحساب که از طرف عمال و حکام اموی بر مردم بیگناه و آزاده میرفت موجب می شد که بذر نارضایی بیشتر در میان مردم افشانده شود و قیامی عظیم بپاخیزد و نهضتی بزرگ بوقوع آید که سردمداران آن نهضت ، ایرانیان بودند که از احساس ظلم و تبعیض های قومی سخت آزرده خاطر گشتند و تا مرز انتقام از ستمگران عزم جزم داشتند.
عربها خود را برتر از دیگران می پنداشتند و بویژه بر عجم ، اظهار تسلط میکردند و می گفتند همانطور که از میان قبایل عرب، قبیله قریش بسبب وجود پیغمبر اکرم خود را ممتاز می داند، عربها و مسلمانان غیر عرب را «موالی» می خواندند و معتقد بودند که اعراب «موالی» را آزاد کردند و هم آنان را از کفر و شرک و بت پرستی نجات دادند، آنان چنین می گفتند: «ما شمار را با شمشیر آزاد ساختیم و با زنجیر بسوی بهشت کشاندیم و این ماموریتی است که خداوند بما داده و ما برای انجام دادن آن خود را بکشتن داده ایم و لذا استحقاق برتری را بر شما داریم» (تاریخ تمدن اسلامی، تالیف جرجی زیدان ـ 1345).
این غرور و سرمستی بی
در زمان حکومت بنی امیه بود که ایرانیان آزاده در برابر تبعیض نژادی قومی، احساس حقارت و بندگی کرده و فهمیدند که خلفای اموی بر خلاف نقص صریح قرآن مجید به برتری نژادی عرب بر غیر عرب دلبستگی فراوان دارند و عرب را بر عجم رجحان می دهند،
جاي اعراب ، موجب اذیت و آزار مسلمانان و از جمله ایرانیان گردید. با اینکه زید بن علی (ع) فرزند امام چهارم شیعیان حضرت سجاد (ع) بود، با اینهمه اين عرب هاي مغرور ، از اینکه او هوای خلافت بر سر داشت به تعجب فرو رفتند و می گفتند که مادرش کنیز است، چگونه می خواهد خلیفه شود؟ در حالی که مادرش از شاهزادگان بود. اما یزید بن ولید اموی که از مادری کنیز بوجود آمده بود اشكالي نداشت كه در سال 101 هجری به خلافت برسد. (همان منبع).
مورخان نوشته اند که سلطه ي تا زیان بر بین النهرین که در آن روزگار در قلمرو ابر قدرت ایران بود نتوانست زبان فارسی را از میان مردم بردارد. مردم همچنان به زبان مادری خود سخن می گفتند و گروهی از آنان (بعضی خواص ) به زبان فارسي می نوشتند و همین افراد برای آنکه بتوانند در دیوان کار کنند مجبور شدند و به فراگرفتن خط عربی روی آوردند ، با اين حال آثار تازی نتوانست نشانه های فارسی را در بین النهرین از بین ببرد. با این همه کسی را با يارای گزینش نامهای ایرانی بر روی خود و فرزند خویش نبود زیرا به روزگار خلافت سه خلیفه نخستین از خلفای راشدین و نیز در دوران خلافت امویان، ایرانیان مجاز نبودند که نام فارسی برگزینند. خلفا برای جلوگیری از این کار بر مردم ایران تهمت مجوسی می زدند و روایت یا حدیثی را که در صحت آن تردید است بوجود آوردند وبه استناد آن بر کسانی که خواستار نامگذاری فارسی بودند تیر طعن رها می ساختند! آن روایت این است «فمن تشبه قوم و هومنه» ایرانیان به احترام پيامبر اكرم(ص) بناچار از انتخاب کردن اسمهای فارسی خود داری نمودند و نامهای عربی را جانشین کردن. («امام حسین و ایرانیان» ترجمه ذیبح الله منصوری).
این تعصب و ظلم و آزار به ایرانیان در حالی است که رسول خدا درباره ایرانیان سخنی احترام آمیز دارد «ان الله خیرتین من خلقه، من العرب قریش و من العجم فارس» یعنی که خداوند دو گروه را برتر نموده ، از جمله خلق او . از عرب قریش را و از عجم پارسیان را . قریش العجم گویند یعنی در عجم شرف ایشان همچنان است که شرف قریش در میان عرب (فارس نامه ابن بلخی).
ابن بلخی بار دیگر در کتاب فارسنامه خود، سخنی دیگر از نبی اکرم نقل می کند. از پیغمبر اکرم پرسیدند چرا همه قرون چون عاد ثمود و مانند ایشان زود هلاک شدند و ملک پارسیان درازا کشید با آنکه آتش پرست بودند نبي اكرم گفت : « يعني از بهر آباداني آنك آباداني كردند و در جهان و دادگسترند ميان بندگان خداي عز و جل ( همان منبع ).
در كتاب تاريخنامه سلاجقه از سليمان بن عبدالملك هفتمين خليفه اموي ذكر شده كه ما در شگفتيم از اين پارسیان که هزار سال پادشاهی کردند و حتی یکساعت به ما محتاج نشدند، اما ما صد سال حکومت کردیم، بی آنکه حتی یکساعت بدان بی نیاز باشیم. (تاریخ سلاجقه، عماد کاتب 57) به هر روی معاویه حکومت دینی اسلام را به یک حکومت سیاسی تبدیل کرد و خلافت را که جانشینی پیامبر اکرم است ، به صورت موروثی( همچون سلطنت ) درآورد و مورخان نوشته اند که او نخستین کسی بود که در اسلام به تخت سلطنت نشست (مقدمه ابن خلدون، 169 و 217) . مورخان معاویه را متهم کردند که حکومت دینی در اسلام را به یک سازمان سیاسی تبدیل کرد که هیچ شباهتی با خلافت انتخابی خلفای راشدین نداشت (همان منبع ـ 220). وی در داخل به سرکوبی و نابودی مخالفان پرداخت و با بذل مال و اعطای حکومت و ولایت آنان را اراضی و موافق خویش کرد و در خارج قلمرو نیز به گسترش حوزه خود و به عبارت دیگر به بسط و توسعه کشور موروثی خود که عمال آن از بین اعراب انتخاب می شدند سرگرم بود.
قیام ایرانیان علیه اعراب
2-تعصب ها و تبعیض های قومی، اجتماعی و سیاسی اعراب نسبت به ایرانیان سبب قیام آنان شد و چون با رفتار بعضی از خلفای بنی امیه ایرانی باهوش متوجه بی
ایرانی که تا قبل از شکست از تازیان خود را سرور و برتر از ملت های دیگر جهان می دانست و نظر به احراز مقامی رفیع در فرهنگ و تمدن، بسیاری از اقوان و ملل از آنجمله اعراب را بدیده حقارت می نگریست، اکنون که پس از شکست نظامی از تازیان و قبول دیانت اسلام خود را مضطرب و نگران می دید، از اینکه استقلال وطنش از دست و دین نیاکانش جای هود را به دین نو سپرد، از آشفتگی خاطر و اندوه درون فارغ و آسوده نبود اما باور داشت که این شکستها و دگرگونی ها زندگی و واژگونی تاج و تخت شاهان ساسانی نمی تواند یکباره طومار حیاتی مدنی و فرهنگی او را در هم پیچد و به حیات افتخار آمیز چند هزار ساله اش خاتمه دهد.
عدالتی ها و عدم مساوات در دستگاه حکومت اعراب گردید. لذا ایرانیان بر آن شدند تا ریشه این فساد و تعصب و برتری جویی را از بیخ و بن برکند و اجازه ندهند که جنایتکاران همچنان بر مرکب مراد سوار و به یکه تازی مشغول باشند. خوشبختانه توجه و تعمق به آیات (آیه 13 سوره حجرات) قرآنی که به صراحت مساوات را در میان همه مسلمانان دستور می فرمود و با شنیدن سخنان دلنشین پیشوای اسلام (ابن هشام، 969) که همه افراد بشر را در هر نژاد و رنگ و حکومت یکسان و برابر تلقی می کرد، ایرانی به خود آمده، چهره کریه فرمانروایان ستمگر عرب را مد نظر قرار داده و در امحاء آن مصمم شده بود. ایرانی که تا قبل از شکست از تازیان خود را سرور و برتر از ملت های دیگر جهان می دانست و نظر به احراز مقامی رفیع در فرهنگ و تمدن، بسیاری از اقوان و ملل از آنجمله اعراب را بدیده حقارت می نگریست، اکنون که پس از شکست نظامی از تازیان و قبول دیانت اسلام خود را مضطرب و نگران می دید، از اینکه استقلال وطنش از دست و دین نیاکانش جای هود را به دین نو سپرد، از آشفتگی خاطر و اندوه درون فارغ و آسوده نبود اما باور داشت که این شکستها و دگرگونی ها زندگی و واژگونی تاج و تخت شاهان ساسانی نمی تواند یکباره طومار حیاتی مدنی و فرهنگی او را در هم پیچد و به حیات افتخار آمیز چند هزار ساله اش خاتمه دهد.
نخستین نشانه های محسوس قیام ایرانیان را برای به دست آوردن استقلال و رهایی از سلطه تا زیان ، باید در سالهای 19 تا 30 هجرت جستجو نمود . می دانیم که تیسفون پایتخت ساسانیان در سال 19 هجری بدست اعراب افتاد ، ولی این بدان معنی نیست که با این سقوط و یا با فتح الفتوح که در جنگ نهاوند بهره ي مهاجمان شد ، میان ایرانیان و تا زیان دیگر جنگی رخ نداد و کار به پایان رسید. بلکه تا سال 30 هجری میان دو قوم‌، ستیزه و نبرد همچنان ادامه داشت و چون علی (ع) به خلافت رسید و ایرانیان نیز او را جانشین واقعی رسول اکرم می دانستند، دست از جنگ کشیدند (امام حسین و ایران، کورت فریشلر ـ ترجمه ذبیح الله منصوری).
کورت فریشلر در کتاب خود می نویسد که خاندان علی، طوری به ایرانیان علاقمند بودند که مردم ایران آنها را به چشم عرب نمی دیدند و چون مدتی با علی (ع) در بین النهرین می زیستند خانواده علي (ع) ، کم و بیش زبان فارسی را می دانستند (همان منبع).
«کورت فیشلر آلمانی» در کتاب خود به نقل از بارتولومو که در همین زمینه تحقیقات و پژوهشهایی نموده نقل می کند که در سال هشتم هجری، ایرانیان آماده شدند تا امام حسین (ع) به ایران بیايد و ازاین کار دو منظور داشتند: اول تحصیل استقلال برای خودشان، دوم در هم شکستن قدرت بنی امیه که در آن موقع ، مظهر قدرت عرب بود . طرفداری ايرانيان از امام حسین (ع) فقط شفاهی نبود بلکه در این راه هم از مال و هم از جان گذاشتند. کورت فریشلر عقيده داشت که طرفداری ایرانیان از امام حسین (ع) از دو منبعی مذهبی و ملی سرچشمه می گرفت ، هم جانشین و راهرو واقعی رسول اکرم را بدست خواهند آورد و هم نائل به تحصیل استقلال ملی خواهند شد. (همان منبع).
تأثیر معنوی ایرانیان بر سایر ملل و گسترش اسلام
3- ایرانیان از یک اصل مسلم تاریخی بهره برداری کردند و نفوذ معنوی خود را تا اعماق حکومت غاصب ،کارگر ساختند. آن اصل این است: اگر قوم و ملت متمدنی از اقوام و قبایل وحشی و یا نیمه متمدن شکست بخورد، دیر یا زود، افکار و آرا و عقاید و فرهنگ و تمدن خود را در ملت غالب، رسوخ و نفوذ خواهد داد. به عبارت دیگر، تحت تاثیر عوامل نیرومند مذکور، همه شئوون حیاتی ملت نیمه متمدن غالب در مدنیت و افکار و فرهنگ ملت متمدن ولی مغلوب مستحیل خواهد شد.
حملات اسکندر، اعراب، تاتارها، تیموریان ....... به ایران که در زمره بزرگترین و سهمناک ترین حمله های تاریخی جهان می باشد چنین نتايج مورد انتظاری را ببار آورده و در همه ي ازمنه تاریخ، گو اینکه ایرانی ها شکست خورده بودند اما دیری نپایید که آن شکست ظاهری (که جنبه نظامی داشت ) ، به شکست معنوی دشمن مبدل شد و سیادت و حکومت ملل فاتح بدست ایرانیان و در ید قدرت و اختیارشان قرار گرفت. میدانیم که درآن جنگ ها قسمت بزرگی از سرزمین اجدادی ما بدست دشمن افتاد و بیگانگان مدت زیادی در وطن ما ، فرماندهی داشتند و ایرانی ناگزیر بود که حکومت فاتح را با تمام خصوصیاتش بپذیرد ، اما شکست و از دست دادن حکومت شیوه فکر ایرانی را در حفظ استقلال و آزادی و احترام به آداب و رسوم ملی دگرگون نساخت و همچنان به هوای تجدید آزادی و اعاده استقلال، دل ها درسینه ها می تپید.
گفتيم كه اعراب نتوانستند بر افکار و عقاید ملی ایرانیان دست یابند و مردم این
حملات اسکندر، اعراب، تاتارها، تیموریان ....... به ایران که در زمره بزرگترین و سهمناک ترین حمله های تاریخی جهان می باشد چنین نتايج مورد انتظاری را ببار آورده و در همه ي ازمنه تاریخ، گو اینکه ایرانی ها شکست خورده بودند اما دیری نپایید که آن شکست ظاهری (که جنبه نظامی داشت ) ، به شکست معنوی دشمن مبدل شد
آب و خاک را زیر سلطه و اقتدار خود ، خرد و نابود سازند و لذا دوران تسلط و حکومت تازیان بر ایران کوتاه بود و تازه در این زمان کوتاه هم ، فرمانروایی حقیقی در دست ایرانیان بود و همه ي حکام و فرمانرویان تازی در اداره حکومت و شیوه مملکت داری ، تابع ومطیع راهنمایی های ایرانیان بوده اند.
در اینجا لازم است که نظریه صریح و قاطع آقای «دوزی» را درباره تسلط معنوی ایرانیان مغلوب بر عرب فاتح را نقل کنم تا بیشتر به تایید آن اصل معتبر و مسلم تاریخی که بدان اشاره شد، جلب نمایم. تفوق ایرانیان بر عرب یا به عبارت دیگر سیطره ي مغلوب بر غالب، دیر زمانی در حال تکوین بود و همینکه عباسیان به خلافت نائل گردیدند ، این معنی به حد کمال رسید. فراموش نشود که اگر عباسیان پایگاه بلندی احراز کردند از برکت مساعی ایرانیان بود . ايرانيان بنای سیاست خود را بر این گذاشتند که پیوسته مواظب عرب باشند و فقط به ایرانیان (تاریخ طبری جلد سوم ـ 1142) اعتماد کنند، لذا با عرب ها طرح دوستی ریختند و برجسته ترین شخصیت های دربار باالنتیجه از میان ایرانیان برگزیده شدند. 4
در اینجا لازم است اشاره ای به آیات کریمه قرآن مجید در مورد ایرانیان بشود. خداوند بزرگ در قرآن مجید از پارسیان به قوت و مردانگی یاد می کند و می فرماید «بعثنا علیکم عبادالنا اولی باس شدید» . یعنی بفرستادیم بر شما بندگانی از آن ما، خداوند نیرو و بطش سخت بودند (آیه 5 سوره 17 به نقل از فارسنامه ابن بلخی). در جای دیگر از قرآن، آنجا که از قتل یحیی بن ذکریا سخن می گوید از خداوندان نیرو و بطش سخت (یعنی پارسیان ) یاد می کند‌: «ستدعون الی قوم اولی باس شدید تقاتلونهم اوسلیمون» (آیه 16 سوره الفتح از همان مأخذ) در جای دیگر نيز از قول رسول اکرم روايت است که می فرماید «لو کان هذا العلم معلقا بالثریا ،لناله رجال من فارس» یعنی اگر علم از ثریا آویخته بودی مردانی از پارس بیافتندی (فارسنامه ابن بلخی).
خلاصه آنكه
4 - با انقراض بنی امیه و تاسیس دولت عباسیان، دوران خفت و خواری نومسلمان غیر عرب بویژه ایرانیان بسر رسید و عصر تسلط معنوی ایرانیان آغاز گردید و قدرت بدست وزیران و سرداران ایرانی افتاد و چنانچه مورخان نوشته اند و داوری کرده اند تاریخ دوران عباسی براستی تاریخ معنوی و فرهنگی و سیاسی ایرانیان است که در طول چند قرن خاندان های ایرانی برای تضعیف قدرت بغداد و تفوق و تسلط خویش، فرصت غنیمت شمردند و هوش و نبوغ ذاتی خویش را در استواری کاخ بلند پایه تمدن اسلامی بکار بردند و سعی کردند اسلام را از عرب تفکیک نمایند. در خاتمه این مقاله لازم بذکر است که این تعصبهای قومی، اجتماعی و سیاسی اعراب گرچه ریشه تاریخی و سنتی دارد، لیکن در قرن معاصر هم بر بسیاری از کشورهای عربی نسبت به ایران تاثیرگذار بوده است، در زمان عبدالناصر در مصر با پان عربيسم ، مطرح شدن خلیج عرب به جای خلیج فارس، جنگ رژیم بعثی عراق بر علیه ایران و کشتن ایرانیان در مکه معظم و همچنین ادعاهای بسیاری از کشورهای کوچک خلیج فارس که سابقه تاریخی چندانی ندارند نمونه هايي از شوونيسم عربي بوده و منشاء آن از همين تفکر و ریشه تاریخی بوده است. 5
پي نوشتها
1. جرجي زيدان ، در اكتبر 1861 در يك خانواده مسيحي در بيروت بدنيا آمد . و از نويسندگان مشهور زمان خود بود از آثار مهم او مي توان تاريخ تمدن اسلام ، تاريخ عرب قبل از اسلام را نام برد . او در سال 1914 در قاهره وفات يافت .
2. (Raynhart Piter Dozi) دوزي شرق شناس هلندي و از علماي بزرگ زبان عرب بود (1820-1880)جهت اطلاعات بيشتر رجوع شود به دائره المعارف فارسي.
3.عبدالملك و وليد (86.ه.ق) خليفه ششم امويان بود . جهت اطلاعات بيشتر به دايره المعارف اسلامي تاليف دكتر حسين مصائب مراجعه شود .
4.برامكه يا آل برمك ، خاندان محتشم و معروف ايراني از اهل بلخ كه در دوره خلافت منصور سفاخ و هارون از رجال و امير خلفا بوده اند .
5.دكتر جواد معين الدين ، تعصب هاي قومي ، سياسي و اجتماعي اعراب نسبت به ايرانيان ، فصلنامه تخصصي سياسي ، دانشگاه آزاد اسلامي ، تهران ، 1387، صص 53-43.

کد مطلب: 1330

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين