خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.     ::    كانت‌ : ميان‌ همه‌ي‌ ايده‌هاي‌ خردنظري‌، آزادي‌ تنها ايده‌اي‌ است‌ كه‌ امكان‌ آن‌ را به‌ طور آزاد از تجربه‌، مي‌شناسيم‌.     ::    بودا : اي‌ سازنده‌ خانه‌! اكنون‌ تو را ديده‌ام‌، تو ديگر باره‌ اين‌ خانه‌ را نمي‌تواني‌ ساخت‌. لنگه‌ي‌ خر پاهايت‌ همه‌ شكسته‌ است‌ و تيرِ كاكلهايت‌ خراب‌ شده‌ اما دل‌ من‌، به‌ فرونشاندن‌ تشنگيها رسيده‌ است‌.     ::    غزالي‌ : مرگ‌ تجربه‌اي‌ مألوف‌ نيست‌ و فرصت‌ آزمودن‌ مرگ‌ از انسان‌ دريغ‌ شده‌ است‌.     ::    هگل‌ : مسيحيّت‌، دشمن‌ شادكامي‌ و آزادي‌ بشر و بي‌اعتنا به‌ زيبايي‌ است‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : به‌ راستي‌ امور ناگفتني‌ وجود دارند، آنها خود را «نشان‌ مي‌دهند». آنها «راز آميزند».     ::    بودا : كُهن‌دژي‌ است‌ بر آورده‌ از استخوان‌؛ و اندودي‌ از گوشت‌ و خون‌ بر آن‌، در او نشسته‌ پيري‌ و مرگ‌، مني‌ و فريب‌.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.     ::    هراكليت‌ : اين‌ نصيب‌ همه‌ آدميان‌ شده‌ است‌ كه‌ خود را بشناسند و درست‌ بينديشند.     ::    بودا : درشت‌ مگو تا نشنوي‌. راستي‌ را كه‌ سخن‌ خشم‌ آلوده‌، رنج‌ آورد، و بر تو نيز همان‌ رسد.
آرشيو کاريکاتور

تضاد آرامش با شادي ؟!

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور ، به پرسش زير پاسخ دهيد : 
چرا انسان مدرن ، هر چه بيشتر دنبال شادي است ، آرامش را بيشتر از دست مي دهد ؟

کد مطلب: 1487

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

زيرا شادي را خارج خود مي جويد
چهارشنبه 11 آذر 1388 ساعت 12:20
فكر مي كنم اين موضوع بستگي به تعريف ما از شادي دارد. شادي توام با نارآرامي و فراز و نشيب شديد روحي هم زود گذر است هم مقاومت ايجاد مي كند درست مثل اكس. در نهايت هم انسان را دلزده و نااميد مي كند. بعضي گريه ها لذتي هزار برابر بعضي خنده ها دارند.
يكشنبه 8 آذر 1388 ساعت 16:44
farzad123@yahoo.com
این کاریکاتور مغلطه ای بیش نیست!در جوامع بسته به طور قطع شادی و جشن گرفتن موجبات گرفتاری و درد و سر است اما در جوامع آزاد شادی و جشن غایتی جز خودش ندارد و الذا ین پرسش شما خودمتناقض است و پاسخی ندارد، انسان مدرن در همین دنیای فانی از همه شادیها و نعمات الهی بهره مند است و نیازی به دنیای خیالی آرمان شهر ندارد، عدالت و آزادی و حقوق انسانی و رفاه و طول عمر کافی دارد و دستش به آسمان دراز نیست اما به آسمان هم عنایتی دارد اما نه باب نیاز بلکه از جهت اینکه خداوند همه گونه توانایی برای خوشبختی به او داده است.
شنبه 7 آذر 1388 ساعت 20:36
چون او به دنبال شاديهاي كاذب؛دروغي؛غير خدا پسندانه ميرودوشادي حقيقي را بيهوده ميداند
جمعه 6 آذر 1388 ساعت 18:49
asafarian@aeoi.org.ir
آرامش انسان را به مرگ نزديك ميكنه و اساسا اين فكر كه انسانها دنبال آرامش هستند فكر درستي به نظر نمي رسه هرچه كه انسان را از مرگ دور كند براي انسان شادي آور است
جمعه 29 آبان 1388 ساعت 12:45

123456789