خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.     ::    خليل‌ جبران‌ : نيمي‌ از آنچه‌ مي‌گويم‌، بي‌معناست‌ آن‌ را مي‌گويم‌ تا شايد به‌ نيمه‌ ديگر دست‌يابي‌.     ::    مولانا : دانه‌ باشي‌ مرغكانت‌ برچنند/ غنچه‌ باشي‌ كودكانت‌ بركنند/ دانه‌ پنهان‌ كن‌، سرا پادام‌ شو/ غنچه‌ پنهان‌ كن‌، گياه‌ بام‌ شو     ::    بودا : مرد با اين‌ ستوران‌ به‌ كشوري‌ نمي‌رسد كه‌ پاي‌ كسي‌ بدان‌ نرسيده‌:جايي‌ كه‌ مردِ رام‌ با خودِ رام‌ به‌ آنجا مي‌رود.     ::    بودا : رهرو شاد از هشياري‌، با بيم‌ در تن‌ آساني‌ مي‌نگرد، بالا مي‌رود به‌ كردار آتش‌، و بندها را همه‌، خواه‌ خُرد خواه‌ كلان‌، مي‌سوزاند.     ::    بودا : شما بايد، خود، بكوشد؛ بودا فقط‌ راه‌ را مي‌آموزد.     ::    نيچه‌ : ابرمرد، انساني‌ است‌ كه‌ بر خود چيره‌ است‌؛ و آن‌ انسان‌ پر هيجاني‌ است‌ كه‌ بر احساس‌ و هيجانهاي‌ خود پيروز شده‌ است‌.    ::    نيچه‌ : ذغال‌ به‌ الماس‌ گفت‌:چرا تو اين‌ قدر سختي‌؟ آيا ما با هم‌ خويش‌ نزديك‌ نمي‌باشيم‌؟ ولي‌ من‌ از شما مي‌پرسم‌:چرا اين‌ قدر نرميد؟ اي‌ برادران‌، مگر شما برادران‌ من‌ نمي‌باشيد؟     ::    هراكليت‌ : دهر كودكي‌ است‌ كه‌ نرد مي‌بازد؛ پادشاهي‌ يك‌ كودك‌!     ::    هراكليت‌ : كوتاه‌ترين‌ راهها به‌ سوي‌ نيكنامي‌، نيك‌ شدن‌ است‌.
فرهنگ اساطیر یونانآرشيو مطلب

ف

فاونوس‌ Faunus ، خداي‌ رومي‌ روستا و جنگل‌. مطابق‌ با پان‌ يوناني‌: 

فاونها Fauns ، ملازمان‌ فاونوس‌ ، مطابق‌ با ساتيرها : 

فاياكيا / فاياكس‌ Phaeacia ، كشوري‌ در جزيره‌ي‌ سخريا كه‌ مردمش‌ فاياكيها خوانده‌ مي‌شوند. مردم‌ آن‌ خوش‌گذران‌ و مهمان‌ نواز بودند: 

فايتون‌ / فائتون‌ Phaethon ، پسر هليوس‌ و كلومنه‌. خواستار راندن‌ رابه‌ي‌ آتشين‌ پدر شد و ديوانه‌وار آن‌ را راند، كه‌ در نتيجه‌ اول‌ شكافي‌ درخشان‌ در آسمان‌ پديدار شد كه‌ همان‌ «راه‌ شيري‌» است‌ و بعد ارابه‌ را آن‌ قدر به‌ زمين‌ نزديك‌ كرد كه‌ زمين‌ در خطر برشته‌شدن‌ قرار گرفت‌. پس‌ زئوس‌ با تندري‌ فايتون‌ را به‌ زمين‌ در افكند و فايتون‌ كشته‌ شد: 

فايدرا Phaedra ، دختر مينوس‌ و پاسيفائه‌. گرچه‌ تسئوس‌ دختر بزرگ‌تر مينوس‌، آريادنه‌، را رها كرده‌ بود، اما پس‌ از مرگ‌ مينوس‌، پسرش‌، دئوكاليون‌، دوباره‌ با تسئوس‌ متحد گشت‌ و يكي‌ ديگر از خواهرانش‌، فايدرا، را به‌ همسري‌ او در آورد. بعدها فايدرا عاشق‌ هيپولوتوس‌، پسر تسئوس‌ از زن‌ قبليش‌، شد. اما هيپولوتوس‌ عشق‌ او را نپذيرفت‌. پس‌ فايدرا او را نزد تسئوس‌ متهم‌ به‌ قصد تجاوز كرد، بعد خود را به‌ دار آويخت‌. هيپولوتوس‌ هم‌ از نفرين‌ پدر در گذشت‌: 

فريكسوس‌ Phrixus : - آتاماس‌ . 

فويبوس‌ (= درخشان‌) Phoebus ، از القاب‌ متأخر براي‌ آپولون‌: - آيولون‌ . 

فويبه‌ Phoebe ، يكي‌ از ماده‌ تيتانها ؛ دختر اورانوس‌ و گايا. از كويئوس‌ دو فرزند آورد به‌ نامهاي‌ لتو و آستريا. سومين‌ حافظ‌ وخش‌ دلفي‌ پس‌ از گايا و تميس‌ بود: 

فيلوكتتس‌ Philoctetes ، پسر پوياس‌ و دموناسا. هراكلس‌ هنگام‌ مرگ‌ تيروكمان‌ خود را به‌ او داده‌ بود. در راه‌ عزيمت‌ به‌ جنگ‌ تروا، چون‌ ماري‌ او را گزيد، اودوسئوس‌ تنها در جزيره‌ي‌ لمنوس‌ رهايش‌ كرد. اما چون‌ وخشي‌ خبر داد كه‌ بي‌ تيروكمان‌ هراكلس‌ فتح‌ تروا ميسر نيست‌، فيلوكتتس‌ را با وعده‌ و وعيد باز آوردند. وي‌ در طي‌ جنگ‌ با تير خود پاريس‌ را از پاي‌ در آورد:

کد مطلب: 77

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين