خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
اقبال‌ لاهوري‌ : اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : از آغاز اگر هستنده‌ها همه‌ نامحدود مي‌بودند، موضوعي‌ براي‌ شناسايي‌ وجود نداشت‌ و واحد، اصل‌ نخستين‌ همه‌ چيز است‌.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    بودا : آن‌ كسي‌ كه‌ دور از من‌ مي‌زيد اما در طريق‌ راستي‌ گام‌ مي‌زند هميشه‌ به‌ من‌ نزديك‌ است‌.     ::    دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.     ::    هراكليت‌ : افتخارها، خدايان‌ و آدميان‌ را برده‌ مي‌سازد.     ::    بودا : رهرو، جوان‌، كه‌ خود را به‌ آموزه‌ي‌ بودا مي‌سپارد، چون‌ ماه‌ آزاد از ابر، اين‌ جهان‌ را روشن‌ مي‌كند.     ::    كانت‌ : ميان‌ همه‌ي‌ ايده‌هاي‌ خردنظري‌، آزادي‌ تنها ايده‌اي‌ است‌ كه‌ امكان‌ آن‌ را به‌ طور آزاد از تجربه‌، مي‌شناسيم‌.     ::    جان‌ ديويي‌ : محيطي‌ كه‌ در آن‌ انسان‌ زندگي‌ مي‌كند، تنها محيط‌ مادي‌ يا فيزيكي‌ نيست‌، بلكه‌ زمينه‌ فرهنگي‌ نيز دارد.     ::    بودا : به‌ كردار يكي‌ زنبور كه‌ شهد گلها را مكيده‌ مي‌رود بي‌آنكه‌ گزندي‌ به‌ رنگ‌ و بوي‌ آنها برساند، رهرو اين‌ چنين‌ از دهكده‌ دور مي‌شود.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

سير تكاملي نفس انساني در قوس صعود

26409 جلالي‌كوهيخيلي، رضا
سير تكاملي نفس انساني در قوس صعود/ رضا جلالي‌كوهيخيلي؛ به راهنمائي : محمود فاضل(يزدي‌مطلق)
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه فردوسي مشهد، دانشكده الهيات و معارف اسلامي شهيد مطهري، 1375.
240 صفحه، كتابنامه

نفس (فلسفه) Soul / انسان Human
چكيده : اين رساله مشتمل است بر يك مقدمه و سه بخش ، كه هر بخش آن داراي فصولي است كه بيان اجمالي اين به شرح ذيل مي‌باشد: بخش اول، تحت عنوان "كليات در قوس صعود" در دو فصل به ترتيب ذيل بيان شده است : در فصل اول، قوس نزول و صعود و شرح اجمالي از آن و شواهد قرآني در تاييد آن و ضرورت قوس صعود بيان گرديده است . در فصل دوم، احكام كلي در قوس صعود و اصول و مباني آن و مسير صعود و كيفيت آن بحث گرديده است . بخش دوم، تحت عنوان "نفس انساني و احكام آن" در چهار فصل به ترتيب ذيل بيان شده است : در فصل اول، معاني نفس انساني يا ماي شارحه آن بيان گرديده است . در فصل دوم، وجود نفس انساني يا هل بسيطه آن با ادله و براهين عقلي به اثبات رسيده است در فصل سوم، تعريف نفس انساني يا ما حقيقيه آن مورد برسي قرار گرفته است در فصل چهارم، اقوال در حقيقت نفس انساني بيان گرديده است . بخش سوم: تحت عنوان "مراحل استكمالي نفس انساني" بعنوان محور اصلثي بحث در چهارده فصل به صورت ذيل بيان گرديه است فصل اول، حدوث جسماني يا نقطه آغاز سير تكاملي نفس انساني مورد بحث و بررسي قرار گرفته است در فصل دوم، قواي انساني - كه همان وسائط تكامي انسانند - و اقسام آن بيان شده است . در فصل سوم، كيفيت ارتباط نفس انساني با قواي خويش و اقوال در اين مقام و ادله در اثبات قاعده "النفس في وحدتها كل القوي" بيان گرديده است . در فصل چهارم، احكام كلي علم نفس انساني و معاني و تعاريف و تقسيمات علم و انواع ادراكات نفس انساني بيان شده است . در فصل پنجم، كمال نفس انساني به حسب ادله و براهين عقلي به اثبات رسيده است . در فصل ششم، تكامل نفس انساني، از راه اتحاد و جودي او با مدركات خود، با اقامه براهين عقلي به اثبات رسيده و ديدگاه عرفا نيز در اتحاد علم و عالم و معلوم بيان گرديده است . در فصل هشتم، تجرد عقلي نفس ناطقه انساني با اقامه براهيني به اثبات رسيده است در فصل نهم، شواهد نقلي - اعم از شواهد قرآني و روايي - در تائيد قول به تجرد نفس انساني بيان شده است . در فصل دهم، مراتب استكمالي نفس انساني به حسب عقل نظري او از مرتبه عقلي هيولاني تا مقام عقل بالمستفاد بيان گرديده است . در فصل يازدهم، اتحاد نفس ناطقه با عقل فعال و كيفيت ارتباط نفس انساني با او، با اقامه براهين عقلي به اثبات رسيده است . در فصل دوازدهم، مراتب استكمالي نفس انساني به حسب عقل عملي او از مرتبه تجليه تا مقاوم فنا في الله تبيين گرديده است و سرانجام جوهر بودن علم و عمل و اين كه اين دو مقوم و اسنان سازند، بيان شده است . در فصل سيزدهم، نهايت سير استكمالي نفس انساني يا غايت وجود او از ديدگاه حكما و عرفا و اختلاف اين دو مذهب در نهايت سير استكمالي انسان كامل بيان گرديده است . در فصل چهارهم، در بيان تكامل نفس انساني پس از مفارقت از بدن كه به جهت فقدان ادله و براهين عقلي در اين مقام، تنها به بيان برخي اقوال اكتفا نموده و به جهت محدوديت اين مجموعه و غموض و پيچيدگي اين بحث ، تحقيق و بررسي عميق و دقيق آن به اساتيد حكمت و فلسفه و محققين در اين فن واگذار مي‌گردد.
دانشگاه فردوسي مشهد ، دانشكده الهيات و معارف اسلامي شهيد مطهري

کد مطلب: 231

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

سلام
براي دريافت متن كامل اين مقاله چه كنم؟
دوشنبه 24 خرداد 1389 ساعت 16:16
خيلي دقيق و منطقي به مسایل پرداخته شده.باسپاس دوستار شما دكتر فرهاد اميري
چهارشنبه 30 بهمن 1387 ساعت 21:12