خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
نيچه‌ : و من‌ سه‌ استحاله‌ي‌ روح‌ را اعلام‌ مي‌كنم‌ كه‌ چگونه‌ روح‌، يك‌ شتر مي‌شود، سپس‌ شتر، شير مي‌گردد و بالاخره‌ به‌ كودكي‌ تبديل‌ مي‌شود.     ::    بودا : آن‌ كسي‌ كه‌ دور از من‌ مي‌زيد اما در طريق‌ راستي‌ گام‌ مي‌زند هميشه‌ به‌ من‌ نزديك‌ است‌.     ::    هراكليت‌ : چشمها و گوشها براي‌ آدميان‌ به‌ گواهاني‌ هستند، اگر روحهايي‌ با زبان‌ آنها بيگانه‌ دارند.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    راسل‌ : از نظر من‌ بهترين‌ كاري‌ كه‌ در فلسفه‌ و روان‌شناسي‌ در قرن‌ حاضر انجام‌ شده‌، در آمريكا صورت‌ گرفته‌ است‌... و اين‌ امر به‌ طور كلي‌ نتيجه‌ كار جيمز و ديويي‌ مي‌باشد.     ::    پارمنيت‌ : مطابق‌ گمان‌ (آدميان‌)، چيزها پديد مي‌آيند و اكنون‌ هستند و از اين‌ پس‌ نيز به‌ همانسان‌ رشد مي‌كنند و سپس‌ به‌ پايان‌ مي‌رسند و آدميان‌ براي‌ هر يك‌، نامي‌ نشان‌دار نهاده‌اند.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : شريعتي‌، پروژه‌ بازرگان‌ را به‌ اوج‌ رساند و نه‌ فقط‌ يك‌ دنياي‌ آباد، بلكه‌ يك‌ انقلاب‌ دنيوي‌ را از دل‌ دين‌ بيرون‌ آورد.     ::    بودا : گُل‌ چينِ پراكنده‌ دل‌ را مرگ‌ چنان‌ درربايد كه‌ سيلابي‌ روستاي‌ خفته‌ را.     ::    هراكليت‌ : مرگ‌ است‌ آنچه‌ كه‌ در بيداري‌ مي‌بينيم‌. اما آنچه‌ را خوابيده‌ مي‌بينيم‌ رؤياست‌.     ::    آلفرد آير : قضيه‌ي‌ «در كره‌ مريخ‌ موجودات‌ زنده‌ وجود دارد»، در شرايط‌ كنوني‌ قابل‌ بررسي‌ نيست‌، ولي‌ اصل‌ بررسي‌ آن‌، ممكن‌ است‌. اما قضاياي‌ متافيزيكي‌، اصلاً قابل‌ بررسي‌ نيستند، بنابراين‌ نمي‌توان‌ آنها را قضاياي‌ حقيقي‌ دانست‌.
آرشيو کاريکاتور

تضاد آرامش با شادي ؟!

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور ، به پرسش زير پاسخ دهيد : 
چرا انسان مدرن ، هر چه بيشتر دنبال شادي است ، آرامش را بيشتر از دست مي دهد ؟

کد مطلب: 1487

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

سؤال بسیار خوبی است.
زیرا در واقع آنچه که انسان به عنوان شادی جستجو می کند شادی واقعی نیست؛ بلکه هیجانی است که زود از دست می رود. حیات کنونی ما و هر مقصدی که تعریف می کنیم و به دنبال آن می رویم دارای تاریخ مصرف است. انسان از تعریف شادی و آرمان والا درمانده است. زیرا ارزش و شاخص والایی برای این کار در دست ندارد.
خیلی ساده است حس خود را پس از گوش دادن به یک قطعه موسیقی سنتی با قطعه موسیقی امروزی که نمونه های آن در فروشگاه ها به وفور یافت می شود مقایسه کنید. اولی شما را آرام آرام بالا می برد و دومی به یکباره بالا و سپس تهی می کند. حال اگر گوش دادن به این موسیقی شادی تلقی گردد وای به حال ما.
لذا انسان امروزی می باید لذت را بازتعریف نماید. شما نیز می باید به جای واژه لذت واژه دیگری را عنوان می کردید. شادی این کاریکاتور هیجان سطحی است و موج آن هرگز به اعماق درون ما نفوذ نمی کند؛ انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده باشد.
پس ......  
جمعه 29 آبان 1388 ساعت 00:14
isaf1989@yahoo.com
سلام به نظرمن انسان دراين زمانه ي به اصطلاح مدرن فقط در مورد دنياي مادی مدرن شد ونتوانست به آن سوالات اصلي درباره خود پاسخ دهد
دوشنبه 25 آبان 1388 ساعت 23:03
go_go_xxm@yahoo.com
چون شادي ابزاري براي گريز از ترس است و محتاج منايع جديد منابع جديد و منابع جيدي يعني رقابت ورقابت سبب ايجاد استرس و ترس مي شود ودو باره شادي جديد و.... اين دور باطل سبب از بين رفتن آرامش مي شود
جمعه 22 آبان 1388 ساعت 10:40
به نظر من انسان فكر ميكنه با دستيابي به پول بيشتر به آرامش بيشتري ميرسه ولي بخاطر همين طرز فكر اشتباه به جاي آرامش ذهن خودشو بيشتر درگير ميكنه.
سه شنبه 19 آبان 1388 ساعت 10:32
بايد به دنبال مفهومي باشيم كه براي شادي در ذهن ما تعريف شده!
شادي من آرامشي است كه من دارم
دوشنبه 11 آبان 1388 ساعت 22:43

123456789